در شب ِ رحلت ِ پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (صلی ا.. علیه و آله و سلم)

و شهادت امام ِ مهربان حضرت حسن مجتبی علیه السلام

با عرض ِ ارادت و تسلیت ، همراه ِِ اوقات ِ شبانه شما هستیم

*******************************

به نام ِ خداو سلام

*******************************

در دقایق ِ برنامه امشب که پیش کش به روح ِ آسمانی ِ پیامبر گرامممممی اسلام و حضرت امام حسن ع است

با هم از حُسن ِ خُلق صحبت میکنیم

از اخلاقی خوش که حضرت محمد ص و امام رئوف امام حسن مجتبی ع سرآمد ِ اون بودن

************************************

در این شب آسمانی و با درخواست ِ رحمت از خدای ِ بزرگ با شما هستیم

با شما و به عشق ِ مردمی که در جای جای ِ وطن گوش ِ دل به صدای ِ رادیو ایران سپردن

************************************

داستان

شاید باور ِ حرفی که امشب میخوام بزنم کمی سخت باشه و باز شاید خیلی بیشتر از کمی سخت

چون وقتی من، خودم چیزی رُ که برای ِ شما میخوام بگم فهمیدم، تا یه چند روزی مات و مبهوت بودم

من از وقتی خودمو شناختم آقاجون برام مهربونترین و آرومترین و صبورترین و خوش اخلاق ترین کسی بوده که دیدم

کسی که یه وقتایی با خودم فکر میکردم اصلا داد زدن ُ بلده؟؟!! میتونه عصبانی بشه؟؟؟ بداخلاقیش چه جوریه؟؟؟

سوالایی که این همه سال گذشت تا پارسال شب رحلت ِ پیامبر

نزدیک ِ ظهربود که آقاجون بهم زنگ زد .. سر ِ کار بودم .. بهم گفت "میتونی عصر بیای اینجا ... باهات کار دارم"

راستش کمتر پیش میاومد که آقاجون از من چیزی بخواد.. با خودم گفتم حتما مساله مهمی ِ و بخاطر ِ همین هم بهش گفتم:" یکی . دو ساعت دیگه اونجام"

وقتی رسیدم آقاجون کت و شلوار پوشیده توی ِ حیاط با عصاش قدم میزد منو که دید حتی فرصت ِ سلام هم بهم نداد و گفت "بریم"

عزیزجون توی ِ ایوون بود نگاهی بهش کردم و با اشاره سر گفت:" برو .. خیلی عجله داره"

آقاجون زودتر از من رسید به ماشین گفتم : نمیخواین بگین چی شده

در ماشین ُ باز کرد و گفت" بشین میگم"

اول ... با آقاجون رفتیم رطب فروشی ِ آقا سید ، 5 کیلو خرما خرید

بعدش رفتیم محله بازار .. و از توی ِ دالونهای ِ شلوغ ، سر از یه مسجد ِ قدیمی درآوردیم ...

آقاجون از خادم ِ اون مسجد یه سینی گرفت ...

از خادمی که انگار آقاجونُ خیلی خوب میشناخت

خرماها رُ چیدیم توِی ِ سینیها و گذاشتیم سر ِ راه ِ مردم

من هاج و واج بودم که آقاجون دستم گرفت و نشوند کنار ِ خودش

بهم گفت" اینا محض ِ خدا بیامرزی ِ آقا رحمان ِ"

امسال آوردمت تا بعد از من تو این کار ُانجام بدی

گفتم: آقا رحمان کیه؟

گفت" کسی که اخلاق ِ خوبش زندگی منو زیر و رو کرد"

آقاجون گفت " من توی ِ زورخونه بازار یکه تاز بودم اونقدر که وَهم برم داشته بود که واسه خودم کسی هستم

غروری که باعث شده بود .. شیطون زیر ِ جلدم بره و اسباب ِ آزار و اذیت ِ مردم بشم

مردمی که زورشون به من نمیرسید و چیزی نمیتونستن بگن"

با ناباوری گفتم" شما آقاجون؟؟!!!!"

جوابم و نداد و گفت" تا اون روزی که گذرم به میرزا رحمان افتاد .. داشت توی ِ بازار باربری میکرد... از روی ِ جوونی .... جلوی ِ چشم ِ همه اذیتش کردم تا مثلا با رفقام تفریح کرده باشیم"

بار ِ روی ِ کولش پهن ِ زمین شد

سرش پایین بود ..

بهم گفت" نگات نمیکنم تا هیچ وقت شرمنده نشی"

فردای ِ اون روز توی ِ زورخونه گلریزون بود

همه پهلوونها جمع بودن

یدفعه چشمم به در افتاد و دیدم که همون باربر ِ دیروزی از در اومد تو

مرشد بلند زنگ ُ زد و یدفعه همه زورخونه به پای ِ اون کسی که اومده بود بلند شدن

باورم نمیشد ... تو یه چشم به هم زدن فهمیدم که اون باربر ِ دیروزی از پهلوونهای ِ بزرگ شهر وِ

یه تاجر ِ بزرگ ِ

یه کسی که دیروز بار ِ یه بنده خدای ِ دیگه رُ از روی ِ مرام و بزرگیش یه دوش میکشیده

توی ِ اون جمعیت اومد و کنار ِ من نشست با خودم گفتم " الانه که قصه رُ به همه بگه .. با تته پته اومدم معذرت خواهی کنم که گفت" من دیروز چیزی ندیدم که اسباب ِ شرمندیگه تو باشه"

از همون جا دلم به دل ِ میرزا رحمان گره خورد شیفته اخلاق ِ خوبش شدم

اخلاق ِ خوبی که واقعی بود"

این نذر ِ خرما مال ِ میرزا رحمان ِ که از بعد از مرگش .. من اداش کردم و بعد از منم با توا ِ"

من مات بودم و فقط به این فکر میکردم که میرزا رحمان چه اخلاقی داشته که آقاجون انقدر عوض شده

اونقدر که باور ِ حرفاش و اون کسی که میگه بوده .. واسه من ممکن نبود"

شما چطور؟؟؟

خوش اخلاقترین کسی که توی ِ زندگیتون دیدین کی بوده و بهترین اخلاقش چی بوده؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

**************************

در این شب اوقاتمون رُِ متبرک میکنیم به زمزمه کلامی از پیامبر ِ رحمت حضرت محمد ص که فرمودند: اخلاق خود را نيكو كنيد و با همسايگان خود مهربان باشيد و زنان خود را گرامى بداريد تا بى حساب وارد بهشت شويد

********************************

به نظر ِ ما ... اخلاق ِ خوش ... بالاترین و بزرگترین نعمتی ِ که خدا به کسی میده

و از اون بالاتر و بزرگتر اینه که ... یه مرد خوش اخلاق

و همین طور یه زن ِ خوش اخلاق ... شریکه زندگیه آدم بشه ... چون ... بدونه تعارف و به استناد ِ زندگیه همه پدربزرگها و مادربزرگها

و البته همه پدرها و مادرها

با نداری ُ کم و زیاد ِ زندگی میشه ساخت

اما با یه زن یا مرد ِ بداخلاق اصلا

البته خیلی از ماها ... و خیلی از کسایی که میشناسیمشون یه جورایی ... توی زندگیهامون شریکه یکی از این آدمهای بداخلاق هستیم

شریک ِ کسایی که زندگی کردن باهاشون سخته اما .. اما مطمئن باشیم که شکیبایی و روی خوش ِ ما

بالاخره یه روزی اثر میکنه

و اون شریکه بداخلاق ِ زندگیه ما رُ هم

خوش اخلاق میکنه

شک نکنین .... چون این مساله ... توی زندگیه خیلیا ثابت شده

**************************

(داستان کوتاه)

من .. تا رییسم آقای ِ سعادت رُ ندیده بودم .. باورم نمیشد که کسی بتونه انقدر بداخلاق و عصبانی باشه

اولا فکر میکردم شاید میخواد از بچه ها زهره چشم بگیره اما کم کم دیدم اخلاق ِ همیشگیش همینه .. به اسم ِ نظم ِ کاری با هر کی میخواست حرف بزنه داد میزد .. اگه خدایی نکرده کسی اشتباهی میکرد .. حتی کوچیک تا دو سه ماه از کار معلق بود و توبیخ میشد

همیشه آماده جریمه کردن بود اما از پاداش هیچ خبری نبود

بچه ها خدا خدا میکردن کارشون بهش نیفته چون حرف زدنه باهاش و مجاب کردنش .. کار ِ راحتی نبود ... اگه کسی مجبور میشد مرخصی بگیره .. غصه دار میشد .. چون مرخصی گرفتن یکی از اون کارای ِ نشدنی توی ِ شرکت ِ ما بود ...

همه ازش فراری بودن

هر روز صبح عین ِ بچه مدرسه ایها که دعا میکنن معلمشون نیاد .. دعا میکردیم که نیاد شرکت .. وقتی نبود همه چی آروم بود و همه آرامش داشتن

چند روز پیش

صبح که رفتم سر ِ کار ... همه خوشحال بودن .. از دربون گرفته تا آقا غفور آبدارچی ِ شرکت .. رفتم تو اتاق و از بچه ها پرسیدم که امروز چه خبره؟؟ انگار حال ِ همه خیلی خوبه...

تابان دوستم گفت: رییس امروز نمیاد ... زنگ زده گفته کاری براش پیش اومده که نمیتونه بیاد شرکت

راستش منم اولش خوشحال شدم ولی بعدش فکر کردم .. چقدر بده که نبودنه آدم مایه خوشحالی ِ دیگران باشه

و یاد این کلام ِ مولا امام علی ع افتادم که میفرمایند: با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.

******************************************

حقیقتا حال ِ آدمهای ِ بد خُلق ، حال ِ خوبی نیست

پیامبر گرامی ِ اسلام درباره بدخلقی میفرمایند:" هر كس بد اخلاق باشد، خودش را عذاب مى دهد و هر كس غم و غصه اش زياد شود، تنش رنجور مى گردد" .......

پس مطمئن باشید که از بداخلاقی شما بیشتر از همه خودتون اذیت و آزار میبینیم

*******************************

بعضیا میگن توی ِ سختیها و مشکلات جایی برای ِ خوش اخلاقی باقی نمیمونه

امام علی ع فرموده اند که: گوش خود را به شنیدن خوبىها عادت بده و به آنچه كه به صلاح و درستى تو نمىافزاید گوش مسپار، زیرا این كار، دلها را زنگار مىزند و موجب سرزنش مىشود ... تو خودت را به كارهاى زیبا عادت بده كه اگر به آنها عادت كنى، برایت لذت بخش مىشوند" ....

پس به خوبیها فکر کنیم و خوش اخلاق باشیم

******************************************

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی ص میفرمایند: نزديك ترين شما به من در قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد، خوش اخلاق ترين و نزديك ترين شما به مردم است

****************************

(داستان کوتاه)

هیچ وقت ندیده بودم که بداخلاقی بکنه .. همیشه خوش رو بود ... عصبانیتش ُ هیچ کس ندیده بود ... .. گاهی با خودم فکر میکردم توی ِ دنیا چیزی هست که امیر ُ ناراحت کنه

چند روز ِ قبل ... یعنی درست همون روزی که من ماشین نیاورده بودم .. موقع رفتن جلوی ِ اداره دیدمش .. شیشه ماشینش ُ پایین داد و گفت: چرا پیاده؟؟؟

گفتم: ماشینم تعمیرگاهه

گفت : بیا بالا میرسونمت

گفتم: مزاحم نمیشم

خندید و گفت: مزاحم چیه .. بیا بالا

با وجود ِ این که یه روز ِ کاری رُ پشت ِ سر گذاشته بودیم .. هنوز انرژی داشت .. وسط ِ حرفاش بهم گفت: ببخشدا .. من سر ِاین چهارراه یه کار ِ کوچیک دارم .. میشه چند دیقه منتظر بمونی

بهش گفتم: این حرفا چیه .. من عجله ای ندارم

جلوی ِ یه داروخانه وایساد .. رفت پایین و چند دیقه بعد با یه کیسه دارو اومد بیرون

.. کیسه رُ توی ِ ماشین گذاشت و با خنده گفت: خدا رُ شکر داروها رُ داشت

نگاهی به داروها کردم ... خیلی معمولی به نظر نمی اومدن

بهش گفتم: مال ِ خودته

بدونه این که بهم نگاه کنه گفت: نه مال ِ پسرم ِ

****************************************

چیزی تا غروب آفتاب نمانده بود که عون برای ِ نماز راهی ِ مسجد شد ... در راه به تمام ِ کسانی که میشناخت سلام میکرد و با رویی خوش با مردم سخن میگفت

حتی دست ِ نوازشی بر سر ِ کودکان میکشید و آنها را میبوسید ... نزدیکه مسجد .. سعد را دید که گوشه حجره اش نشسته و سخت در فکر است ... نزدیک رفت و حالش را پرسید ... سعد گفت که در معامله آن روزش ضرر کرده

عون .. با خنده گفت : همین ... دلیل ِ این همه اندوه ِ تو ضرر ِ امروزت است؟؟؟

توکلت با خدا باشد .. امروز ضرر کرده ای و فردا به امید ِ خدا سود خواهی کرد

سعد گفت: اگر کسی تو را نشناسد و از مشکلاتت باخبر نباشد .. نمیتواند باور کند که تو با این آرامش و روی ِ خوش در بیماری ِ همسر و مشکلاتی بزرگ غرق هستی

عون گفت:

*****************************************

ناراحت شدم و گفتم: مگه پسر ِ تو مریض ِ

نگاهش هنوز به روبرو بود و گفت: الان هفت ساله .. از دوسالگیش که فهمیدیم سرطان داره .. درگیر ِ دوا و درمنشیم

گفتم : هنوز خوب نشده؟؟؟

سرشو تکون داد که بهبود ِ زیادی نداشته .. اما من هنوز امیدوارم

بهش گفتم : با این غصه بزرگ چه جوری میتونی انقدر بین ِ مردم شاد و سرحال باشی

بهم گفت: من توکلم به خداست و میدونم که خودش همه چی رُ درست میکنه .. بعدشم ... غصه من چه ربطی به دیگران داره .. وقتی که میدونم هر کسی واسه خودش یه گرفتاری ای داره

من به کلام ِ آقام حضرت علی ع فرمودن : شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است

****************************************

بداخلاقی و عصبانیت مال ِ آدمای ِ ضعیف ِ

آدمایی که اونقدر ضعیفن که برای حل مشکلاتشون

راهی جز بداخلاقی بلد نیستن"

من فکر میکنم هیچ کس دوست نداره اونقدر ضعیف باشه که بداخلاق باشه

*************************

حضرت محمد مصطفی ص فرموده اند که: با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید

****************************

"بعضیا میگن ما توی زندگیمون همیشه خوش اخلاقیم

الا

اون وقتایی که شرایط سخت میشه"

یادمون باشه

هنر ِ

خوش اخلاقی توی همون شرایط ِ سخت و مشکلات ِ

وگرنه

توی شراطیه عادی که همه خوش اخلاقن

*****************************

همه چیز به سادگی اونچه که ما فکر میکنیم نیست ..و بداخلاقی عواقب ِ سنگینی داره

حضرت محد ص میفرمایند: هر که مومنی را اندوهگین کند و در مقابل همه دنیا را به او بدهد، کفاره گناه او نبوده و پاداشی بر کارش نمی گیرد

***********************************

کاشکی

کاشکی

کاشکی حواسمون بود که خیلی وقتا توی این بداخلاقیها

خیلی حُرمتها

ندیده گرفته میشه

کاشکی

کاشکی ما باور میکردیم

که خیلیا سالهاست توی سایه بداخلاقی طعم شیرین و خوش ِ زندگی رو نچشیدن

کاشکی

کاشکی ما باور میکردیم که

بچه ها

همسر

مادر

و

پدر

هیچ گناهی برای ِ گرفتار شدن توی بداخلاقیهای ِِ ما ندارن

 

کاشکی

کاشکی

میشد نگیم که بداخلاقی

یکی از شایع ترین دردهای امروز ِ زندگیه ماست

 

کاشکی

کاشکی

ما باور میکردیم که بچه ها

با سادگیه تمام

رفتارهای ما رو ناخواسته تکرار میکنن

و

هیچ گناهی ندارن

اگر

بی تقصیر بداخلاقی رو یاد میگیرن

 

کاشکی

کاشکی ما باور میکردیم که فاصله بداخلاقی و خوش اخلاقی

فاصله ای کوتاه به اندازه

لحظه ای صبر و مکث ِ

به اندازه یک تصمیم

برای خوب بودن

و برای ِ این که

خاطره ای خوب باشیم برای ِ دیگران

****************************************

اگه همسر و بچه هاتون رُ دوست دارین خوش اخلاق باشین چون حضرت علی ع میفرمایند: هر كس بد اخلاق باشد، خانواده اش از او دلتنگ و خسته مىشوند

*******************************

(برای شهدا)

محبت کردن .. کم و زیاد دارد

سهم ِ بعضیها از بذل ِ محبت کوچک است .... سهم ِ بعضی زیاد

و خدا همه چیز را میبیند

او میداند که کدام یک از بنده هایش میخواهد به بهای ِ خریدنه محبت ِ او .. تمام ِ زندگی را ببخشد

خدا میداند و از بین ِ همه این آدمها .. کسانی را انتخاب میکند

انتخاب به این که تمام ِ بودن و وجودشان را به بهای ِ محبت ِ خدا صرف ِ عشق ِ به دیگران کنند

عشقی که در امتداد ِ محبت ِ به خداست

و عاشقانش در آسمان و زمین شهره میشوند به نام ِ شهید

****************************************

حضرت محمد ص در معنای ِ خوش اخلاقی میفرمایند: تفسير خوش اخلاقى اين است كه اگر دنيا به انسان رو كرد، راضى و خشنود باشد و اگر رو نكرد خشمگين و ناراحت نشود

*******************************

(برای ِ حضرت امام رضا ع)

وقتی نام ِ محبت می آید ... من دستهای ِ خالی خود را میبینم و مهربانی ِ تو را که نهایتی ندارد

وقتی نام ِ محبت می آید .. من .. کوچکی ِِ خود را میبینم و بزرگی تو را که در اوجی اعلاست

وقتی نام ِ محبت می آید .. من کسانی را میبینم که در طریق ِ مهر از من پیش ترند و قدم های ِ من هیچ گاه به آنها نمیرسد

اما .. اما تو .. تو آشنایی به محبت و همه تو را به نام ِ مهربانی ات میشناسند

تو بگو .....

وقتی آهوهای ِ گریز پای ِ صحرا هم از محبت ِ تو بی نصیب نمیمانند میشود که سهم ِ من از محبت ِ تو هیچ باشد ؟؟!!!

نه ...... به مهربانی ِ تو قسم که نمیشود ....

پس سلام ِ من بر تو که میدانم بی جواب نیست و آغاز ِ باران ِ محبت ِ است

*****************************************

(برای ِ حضرت مهدی عج)

رسم ِ ما با تو ..از ازل رسم ِ محبت بوده است

رسم ِ محبت ِ معشوقی که عاشقانی بسیار دارد و به محک ِ این عشق .. سهمشان هجران شده است

هجران ... تا .... از میان ِ این خیل ِ عاشق ..تنها .. کسانی بمانند که محبتشان حقیقی ست

کسانی که پس از ظهور .... رفیق ِ نیمه راه نمیشوند و تا ابد ... تا وصال ِ راستین میمانند

خدایا به سختی ِ این روزهای ِ انتظار .. محبت ِ ما را حقیقی کن

****************************************

خداحافظی

برای آخر حرفی نیست جز

امید این که بدونیم

برای خدا

بین یه آدم خوش اخلاق و بداخلاق

فرق ِ زیادی هست

فرقی بزرگ

به اندازه دوست داشتن

 

تا قراری دوباره خداحافظ

************************