برنامه فصل نو- سه شنبه 26 آذر
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
به نام ِ خدایی که با تکیه کردنه به او مجالی برای ِ ترس و واهمه نیست
و سلام
**************************************************
امروز گفتنیهای ِ ما از نگفته هاست
گفتنیهایی که حرف ِ دلند
حرف ِ دل ِ ِ کسایی که گاهی سکوت رُ بیشتر دوست دارن و تا گوشی شنوا پیدا نکنن
چیزی برای ِ گفتن ندارن
کسایی مثل ِآزادگان که سالهای ِ اسارت اونها رُ با سکوت ، بیشتر عجین کرده
سکوتی که اگر به مرز ِ گفتن برسه ..... کیمیاست
***************************************************
همه ماها وقتی میخوایم یه چیزی رُ تعریف کنیم
بیشتر به اون چیزایی که جلوی ِ چشممون میاد دقیق میشیم
به چیزایی که شاید همه حقیقت نباشن................
شجاعت یکی از همون قصه هاست
قصه ای که برای ِ خیلی از ما توی پهلوونی و گود ِ کشتی معنا پیدا میکنه
و شاید کمتر کسی بتونه قصه کشتی رُ توی ِ میدونهای ِ جنگ و هشت سال دفاع ِ مقدس و حتی توی ِ سالهای ِ سخت ِ اسارت پیدا کنه
به نظر ِ شما بین ِ پهلوونهای ِ گود ِ زورخونه و اسرایی که سالها توی ِ اردوگاه های ِ عراق بودن کی شجاع تره؟؟
**************************************************************
به گواه ِ شاهدان ِ بین المللی که اغلب از خبرنگاران و نمایندگان ِ سازمانهای ِ جهانی حاضر در اردوگاه های ِ عراق بودند،
آزادگان ِ ایرانی
در دوره اسارت با صبر و مقاومت بینظیر خود با تکیه بر اعتقادات دینی و ملی خود دشمن بعثی رُ به اسارت خودشون در آورده
بودن ، شجاعت و مقاومتی که خیلی از معادلات ِ جهانی رُ تغییر داد
*************************************************
سالهای ِ اسارت برای ِآزادگان
و برایِ همه اونهایی که وصف ِ اون سالها براشون گفته میشه نشانه هایی بی انکار از شجاعتند
"امير سرتيپ شهبازي در زمان دستگيري افسر ژاندارمري بود. افسري شجاع و غيرتمند كه تا پايان دوران مقاومت بر سر آرمانهاي انقلاب ايستاد. روزي او را به جرم پاره كردن روزنامه ديواري كه در آن بعثيها به امام توهين كرده بودند، به انفرادي بردند و زير شكنجه قرار دادند. دستهايش را با زنجير به سقف بستند و پاهايش را نيز به زنجير كف سلول. از سر شب تا صبح شكنجه بعثيها را تحمل كرد ولي از اقدام خود اظهار پشيماني نكرد. مقاومت مردانهاش بعثيها را خسته كرد و با سرافرازي از سلول بيرون آمد."
********************************************************
شجاعت ریشه در باورهای ِ ما داره
باورهاو اعتقاداتی که اگر استوار باشن به شجاعتی واقعی منتهی میشن
سید الاسرا حاج آقا ابوترابی نقل کرده بودند که :
حاج حنيفه يك پيرمرد عرب خوزستاني بود كه در اوايل جنگ اسير شده بود.«با حاح حنيفه در يك سلول بوديم. او زياد نماز ميخواند و با تضرع دعا ميكرد. بعثيها حساس شدند و به او گفتند بعد از نماز چه دعايي ميخواني؟ از جواب امتناع كرد. وقتي اصرار كردند، گفت براي سلامتي امام و نابودي صدام دعا ميكنم، نتيجه اينكه او را زير شكنجه گرفتند و جيره اندك آب و غذايش را قطع كردند او كه سه روز فشار تشنگي و گرسنگي را تحمل كرده بود، بيهوش شد؛ ولي از گفته خود بر نگشت
*********************************************************
مرور ِ خاطرات دفاع مقدس و سالهای اسارت
بیشتر از هر چیزی موئد ِ یک نکته اس و اون هم این که وقتی باوری در ذهن ِ انسان قطعیت پیدا میکنه و به اطمینان ِ قلبی میرسه
تا پای ِ جان هم میشه روش ایستاد
البته این ایستادن گاهی اونقرد سخت میشه که خیلیا زیر ِ بارش نمیرن و تنها اهل شجاعتند که وفادارانه روی ِ باورهاشون ایستادگی میکنن
" مرحوم آقاي ابوترابي را به بهانهاي واهي زير شكنجه گرفتند و آنقدر بر اندام نحيفش كابل زدند كه خون از بدنش جاري شد. بعثيها براي شكستن مقاومت ساير اسرا و تحقير سيد آزادگان، از او خواستند به امام اهانت كند. وقتي زير بار نرفت صداي كابلها و فريادهاي يا زهراي سيد آزادگان به هوا برخاست و دل اسرا را به درد آورد. حاصل كار، پيكر كبود و خونآلود ابوترابي بود كه به خاطر امتناع از اهانت به رهبر خود، بيرمق روانه درمانگاه شد و حسرتي كه به دل بعثيها ماند"
*********************************************************
امیدوارم همه ما به درک ِ معنی ِ حقیقی ِ شجاعت برسیم
و جایی که باید شجاعانه ایستادگی کنیم
حتی اگر این شجاعت به بهای ِ زندگی ِ ما باشه
********************************************************