Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Calibri; mso-bidi-theme-font:minor-latin;}

(سوالات گزارش )

برنامه اول

جر و بحث یه واژه آشنا برای ِ همه ماست. یه واژه ای که هر کدم از ما حتما چند باری توی ِ زندگی باهاش روبرو شدیم

اتفاقی نه چندان خوشایند که شاید برای ِ بعضیا یه مساله روزمره شده و متاسفانه اثراتی نه چندان کوچیک روی ِ زندگی و روابط ِ خانوادگی ِ ما گذاشته

امروز با هم از این اتفاق ِ جاری ِ نه چندان دوست داشتنی صحبت میکنیم

1-   به نظر ِ شما دلیل ِ به وجود اومدنه جر و بحث های ِ کوچیک توی ِ خونواده ها چی میتونه باشه؟؟

2-   به نظر ِ شما آیا باید به این جر و بحث های ِ کوچیک اهمیت داد یا از کنارشون گذشت؟؟؟

3-   چطور میشه کاری کرد که این حر و بحث ها اصلا اتفاق نیفتن و اگر اتفاق افتادن چطور میشه حلشون کرد؟؟

4-   بهترین کار برای ِ مدیریت کردنه بحث های ِ کوچیک ِ خانوادگی چیه؟؟

5-   تاثیر ِ این جر و بحث ها روی ِ اعضای ِ خانواده به ویژه همسرها و بچه ها چی میتونه باشه ؟؟؟

*************************************************

(برنامه دوم)
این روزها بعضی از چیزها با قدیم کمی فرق کرده

مثلا زمانی که ماها بچه تر بودیم ، داشتنه فرزند انقدر مساله پیچیده ای نبود

اکثر ِ ماها تویِ خانواده هایی بزرگ شدیم که حداقل سه یا چهار تا بچه داشتن

اما امروز ، زندگی طوری چرخیده که بعضی چیزها دیگه مثل ِ سابق نیست

حالا داشتنه یه بچه برای ِ خیلی از خانواده ها یه اتفاق ِ بزرگه

اتفاق ِ بزرگی که اگه قرار باشه به بچه دوم هم برسه ، بزرگتر هم میشه

یکی از مسائلی که پد رو مادرها توی ِ یه همچین شرایطی با اون روبرو هستن آماده کردن بچه اول برایِ پذیرش ِ بچه دوم ِ

مساله مهمی که اگر درست مدیریت نشه مسبب ِ مشکلات ِ زیادی خواهد بود

1-   به نظر ِ شما چطور میشه بچه اول رُ به اومدنه بچه دوم مشتاق کرد؟؟؟ و چطور میشه باعث ِ ایجاد ِ علاقه بین ِ بچه اول و دوم شد؟؟

2-   بهترین و مهم ترین کاری که پدر و مادرها برای ِ ایجاد ِ علاقه در فرزند ِ اول برای ِ تولد ِ فرزند ِ دوم میتونن انجام بدن چیه؟؟

3-   اطرافیان، فامیل و دوستان برای ِ ایجاد ِ علاقه و کمک به بهبود ِ این رابطه بین بچه ها چه کاری میتونن انجام بدن؟؟

 

********************************************************

(برنامه سوم)

یکی از مسائلی که امروز بعضی از ما با اون سر و کار داریم اینه که دایره وظایف ِ فردیمون بیشتر و البته جزیی تر شده

این روزها بار ِ سنگین ِ وظایف روی ِ شونه بعضی از افراد ِ خانواده از بقیه سنکین تره

مثلا به اون خانم ِ شاغلی فکر کنین که غیر از مسئولیت ِ خونه و بچه ها و همسر باید به پدر و مادر ِ پیرش هم رسیدگی کنه

یا اون آقای ِ خونه ای که وظیفه سرپرستی ِ مادر ِ سالمندش رُ هم به عهده داره

اون چیزی که مشخصِ اینه که هماهنگ کردنه همه این کارا با هم چندان ساده نیست

و یه وقتایی حتما به مشکل برمیخوره

به نظر ِ شما توی ِ یه همچین موقعیتهایی چی کار باید کرد؟؟؟

1-   به نظر ِ شما بهترین راه برای ِ برقرار کردنه تعادل بین ِ این دو مسئولیت چیه؟؟؟

2-   بهترین کمک ِ دیگران بخصوص همسر و بچه ها به ما برای ِ انجام دادنه این وظایف چی میتونه باشه؟؟

3-   تاثیر ِ مثبت ِ انجام ِ درست ِ این وظایف در زندگی ِ ما و بخصوص روی ِ اعضای ِ خانواده ما چی میتونه باشه؟؟؟

4-   آیا ایجاد ِ تعادل در این وظایف در شکل گیری ِ یک جمع ِ خانوادگی ِ متعهد و دلسوز میتونه نقش داشته باشه؟؟؟

5-   آیا این کار ِ ما میتونه درسی برای ِ زندگی ِ آینده بچه هامون باشه؟؟

**************************************************************

(برنامه چهارم)
متاسفانه توی ِ ذهن و دل ِ بعضی از ما یه رفتارها و حرفهایی  وارد شده که بی توجه به درست یا اشتباه بودنشون و تنها به صرف ِ این که همه باورش دارن ، قبولشون داریم

یه حرفایی که اتفاقا قبول کردنه بدون ِ فکرش مسبب ِ مشکلات و گرفتاریهای ِ زیادی توی ِ خانواده ها میشه

یکی از اون مسائل توقعات ِ ما از همدیگه اس

توقع ِ ما از پدر و مادرمون

از خواهر و برادرمون

از همسرمون از فامیل و حتی از خانواده همسرمون

توقعاتی که معمولا بدون ِ در نظر گرفتنه شرایط ِ اونها و تنها صرف ِ نظرِ خود ِ ما و اونچه که فکر میکنیم اتفاق میافته

حقیقت اینه که ما هر کاری هم که بکنیم نمیتونیم

شرایط ِ دیگران رُ صد در صد درک کنیم برای ِ همین بهتره همیشه حتی یک ذره هم که شده حق رُ به دیگران بدیم

دیگران و زندگیشون قبل از این که به ما تعلق داشته باشه از آن ِ خودشون هستن پس بهتر اینه که ما به جای ِ توقع داشتنه از دیگرانبیشتر به خودمون فکر کنیم و تا حد ِ امکان به دیگران اجازه بدیم که برای ِ  خودشون زندگی کنن

چون این توقعات ِ نابجا منجر به مشکلاتی میشه که گاهی هیچ جبرانی برای ِ اون نیست

مثل ِ توقعات ِ یک خانم و آقای ِ خانواده از خانواده همسرش

1-   به نظر ِ شما کدوم بهتره، این که ما از دیگران توقع داشته باشیم یا این که اجازه بدیم به میل ِ خودشون به ما کمکی بکنن؟؟

2-   اصلا متوقع بودنه از دیگران درسته یا نه؟؟

3-   به نظر ِ شما ما تا کجا میتونیم از خانواده همسرمون انتظار و توقع داشته باشیم و اصلا در مورد ِ چه چیزهایی میتونیم متوقع باشیم ؟؟

4-   بهترین رابطه ای که بین ِ ما و خانواده همسرمون میتونه وجود داشته باشه چه رابطه ای ِ ؟؟؟

**********************************************************