به نام ِ خدایی که برای ِ روزهای ِ تنهایی ِ حسین ع ، عباس ع را آفرید

خدایی که میدانست عباس عاشقانه بر عهدش با حسین ع میماند

*****************************************

خیمه گاه ِ امروز پیش کش میشود به مردی

که تا در کربلا راست قامت بود

خیمه های ِ کودکان ِ حسین ، همه آرام بود

مردی که از فرط ِ عشق ِ به حسین ع با اوست که معنا میشود

***************************************

سلام و تسلیت ِ ما خدمت ِ همه شما عزیزانی که امروز به دل سوگوار ِ مصائب ِ کربلایید

مصائبی که مثل و مانندی برای ِ اون نیست و اگر تا ابد هم غصه در دلهامون جاودانه بشه

باز هم قادر به درک ِ تاسوعا و عاشورای ِ حسین نیست

************************************

این برنامه تمنایی از عمق ِ جان به محضر ِ سید ِ شهیدان ِ کربلا و علمدار ِ اوست

تمنایی ، تا به لطف ِ خویش ف ما را یه نگاهی میمهمان کنند

نگاهی از تبار ِ آنچه

حُر ، را ، آزاده کرد

*************************************

برنامه امروز ما متبرک است به نام و یاد ِ حسین و بیشتر به نام و یاد ِ کسایی که به عشق ِ حسین زندگی کردند

کسانی مثل ِ حضرت قمر بنی هاشم

که هر چه داشت در عشق ِ به حسین بخشید

عشقی که میدونست در امتداد ِ عشق ِ به خداست

******************************************

امروز با هم از حسینی شدن و حسینی زندگی کردن صحبت میکنیم

و این که چطور میشه حسینی شد و چطور میشه حسینی زندگی کرد؟؟؟

و از نظر ِ شما ویژگیهای ِ یک زندگی ِ حسینی چه چیزهایی ِ ؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

*********************************************

حضرت امام حسین ع در کربلا بواسطه دل سپردن و سرسپردگی ِ تمام به خدای ِ بزرگ

بواسطه گذشتن از همه چیز برای ِ خدا

بواسطه ندیدنه همه چیز جز خدا

و به واسطه راضی شدن به رضای ِ خدا به چنان جایگاهی رسیدن که بهترین و برترین جایگاه در دنیا و آخرت ِ

جایگاهی رفیع که حقیقتا عالی ترین مقصد ِ انسانی ِ

مقصدی بهترین برای ِ همه اونهایی که دوست دارن در دوست داشتنه خدا

به بهترین مرتبه برسن

به مرتبه ای که بین ِ اهل ِ آسمون و زمین

به مرتیه و جایگاه ِ حسینی ، آشناست

*******************************************

در بین ِ همه اهل ِ زمین وآسمون حکایت ِ عشق ِ قمر ِ بنی هاشم به مولا سید الشهدا اباعبدا...

حکایتی روشن و بی تردید ِ

حکایت ِ عشق ِ برادری کوچکتر که دوست داشت ، دوست داشتن ِ حسین ع رُ به زبان و دل بیان کنه

دوست داشت به همه عالم بگه که برادر ِ کسی مثل ِ حسین ع بودن چقدر شیرینه

دوست داشت به همه عالم بگه که برای ِ لبخند ِ حسین زندگیش رُ میده

اما ... اما همیشه شرمی از ادب مانع بود

مانع از گفتن دوست داشتنی که در دلش شعله میکشید

عباس انقدر حسین رُ دوست داشت

که شبیه ِ حسین شده بود

راه رفتنش

حرف زدنش

عبادت کردنش

و حتی دوست داشتنش

عباس ع انقدر شبیه ِ حسین شده بود که انگار آینه ای بود در برابر ِ برادر

***********************************************

علی یک دسته گل از یاس آورد

ز طوبی شاخه ی احساس آورد

میان باغی از گل های زهرا

خوشا ام البنین "عباس" آورد

**********************************************

ادب ِ حضرت اباالفضل العباس در عالم همتایی نداره

ادب ِ مردی که عاشق ِ حسین و مرام و مسلک ِ حسین بود

مردی که به جای ِ برادر دور ِ بچه های ِ حسین میچرخید

مردی که فدایی ِ عطش ِ کودکان ِ حسین ع شد

*********************************************

یا ابوالفضل العباس علیه السلام


آموخته ایم از تو وفاداری را

خون تو نوشت معنی یاری را

ای کاش که آب کربلا می آموخت

آن روز زچشمت آبرو داری را ...

******************************************

حضرت امام حسین ع شهید ِ عطشان است

تشنگی حقیقتی فراموش ناشدنی از کربلاست

و شاید برای ِ همینه که عاشقای ِ حسین بخصوی اونایی که دوست دارن رنگ و بوی ِ حسینی بگیرن در تشنگی هاشون و اون وقتی که آب مینوشن

به امام تشنه لب

سلام میفرستن

چنانکه در احادیث هم بیان شده که

بنده اي نيست كه آب بنوشد و حسين عليه السلام را ياد نموده و قاتلش را لعنت كند مگر اينكه خدا
صدهزار حسنه برايش مي نويسد و
صدهزار گناه از سيئات او را پاك مي كند و او را
صدهزار درجه معنوي بالا مي برد و با اين عمل گويي او
صدهزار برده را آزاد كرده و
خداي متعال روز قيامت او را با دلي شاد و آرام ، در آن محشر سوزان با دلي بسيار خُنك و نه جگري تفديده محشور مي كند

********************************************

آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون

تا که نامت میبرم از دیده اشک آید برون

********************************************

درباره حضرت عباس ع ناگفته ها بسیار ِ

ناگفته هایی که شاید تا ابد به زبون ِ هیچ کسی گفته نشه

عباس ع همیشه دوست داشت کمی عقب تر از حسین باشه

اون هیچ وقت فراموش نمیکرد حرفهای ِ بانو حضرت اما البنین س رُ که حسین ع فرزند ِ فاطمه است و من کنیز ِ کنیزان ِ فاطمه ام

حسین همیشه به چشم ِ برادر به عباس نگاه میکرد اما قمر بنی هاشم

خودش رُ فدایی ِ حسین میدونست

فدایی ای که فقط در لحظه آخر

امام حسین ع رُ به نام ِ برادر صدا کرد

*********************************************

خدا از اون بالا شاهد ِ همه چیز بود

شاید برای ِ همینه که عباس ع رُ در عالم بزرگ کرد

اونقدر که نام حسین ع به نام ِ اباالفضل العباس گره خورده و هنوز که هنوزه مردم ِ عالم او رُ تنها علمدار ِ حسین ع میدونن

"این همه آدم رفتند و نیامده اند؛ و فقط یک نفر است که رفت و هنوز هم در تاریخ دارند می‌گویند: نیامد نیامد ...

ای اهل حرم میر و علم‌دار نیامد" ...

**********************************************

به گواهی تاریخ گفته شده که در لحظات ِ شهادت حضرت عباس ع بانو فاطمه زهرا س به بالین ِ ایشون اومده

و حضرت به نام ِ " پسرم" خطاب کرده ان

شد سرا پا چشم زخم پیـــــــکرش

دید زهرا را به بالاے ســـــــرش

با زبان حال مےگفتش بتـــــــول

مرحبا "عبـــــــاس جان" حجت قبـــــــول

***************************************

در وصف ِ آنچه در کربلا گذشته است گفته اند

وقتی که عمده اصحاب حسین، به میدان رفته و به شهادت رسیدند، عباس به محضر حسین رسید، سر فرو افکنده و اجازه میدان گرفته است:

عباسی که از عمق ِ دل با برادر میگوید:

«دلم گرفته است آقا! سینه ام تنگ شده است قلبم دارد از شدت درد می ترکد همینطور ایستاده ام و شهادت یارانمان را یک به یک تماشا می‌کنم رخصت فرمایید لااقل به قدر گرفتن انتقام عزیزانمان از دشمن، بجنگم"

 

از این تمنای شهامت بنیان و تضرع شجاعت نهان، اشک در چشمان حسین، حلقه زده است و بغض بر گلوی حسین، چنگ انداخته است.

حسین می‌داند که دشوارترین کار برای عباس، نجنگیدن است بزرگترین شجاعت و مقاومت عباس، شهادت یاران را دیدن، دندان بر جگر فشردن و از جا نجنبیدن است.

حسین می‌داند که بزرگترین شهامت عباس، دست بر قبضه شمشیر فشردن و شمشیر را در غلاف نگه داشتن است.

حسین به روشنی می‌فهمد که برترین ظرفیت عباس، سکوت و تبعیت در اوج قدرت و توانمندی است، صبر و شکیبایی در نهایت اقتدار و کظم و خویشتنداری در عین صولت و شجاع.

عباس اینک کوه آتش قشان خاموشی است که اگر اراده کند گدازه های خشمش تمام جبهه دشمن را می سوزاند و خاکستر می کند و آنچه این آتش فشان را مهار کرده است، فقط ادب و اطاعت عباس است.

اما از آن سو، حسین هم نمی‌تواند از عباس دل بکند، به میدان رفتن عباس را رضایت دهد.

******************************************************

به یکتایی قسم ، یکتا ست عباس
امیر کشور دلها ست عباس
اگر چه زاده ام البنین است
و لیکن مادرش زهرا است عباس

السلام علیک یا ابالفضل العباس

********************************************

عباس ع قرار ِ دل ِ حسین است

عباس برای حسین فقط یک سردار نیست، یک فرمانده نیست، یک پرچمدار هم نیست، یک برادر هم نیست. عباس، عمود خیمه لشگر حسین است. نه عباس، عمود خیمه وجود حسین است. اگر عباس بشکند، خیمه وجود حسین فرو می‌ریزد، اگر عباس بشکند، پشت حسین می‌شکند و اگر عباس بیفتد، حسین از پا می افتد.

عباس، بقیةالله جبهه حسین است. اما حسین ع اینهمه را نمی‌تواند یکجا به عباس بگوید.

فقط گفته است: عباسم، تو علمکدار لشگر منی! تو اگر نباشی، هیچکس نیست.

**********************************************

آرزو دارم شود جانم به قربان ابوالفضل

تا که گردد شامل حال من احسان ابوالفضل

**********************************************

حضرت عباس ع

در نور ِ محبت ِ حسین ع ، برای ِ کودکان ِ حسین عزیز است

عمویی که میتوان برای ِ همیشه به او تیکه کرد

عباس برای بچه ها فقط یک عمو نیست، یک سوار با مشک آب نیست، تنها امید زندگی است، تنها روزنه حیات و تنها بهانه زیستن است

*******************************************

فرات از کام خشکت شرمناک است
ز داغت آتشی در جان خاک است

به یاد دست های با وفایت
گریبان دوبیتی چاک چاک است

********************************************

عباس ع در آیینه حسین ع

عزیز ِ زینب است

زینبی که با وجود ِ قمر بنی هاشم ، دلش برای ِ حسین ع آرام ِ

انگار تا عباس نفس میکشه کسی از خیل ِ دشمن به حسین نزدیک نمیشه

عباس در میدان به دشمن ها میتازه

و به یاد میاره روزهایی که حضرت علی ع به او تعلیم ِ نبرد میداد

انگار علی ع او رُ برای ِ کربلا مهیا میکرده

برای ِ روزی مثل ِ امروز و فردا

زینب از خیمه ها نگاهش به عباس ِ

و در دل با او حرف میزنه و میدونه که عباس ع صدای ِ دل ِ او رُ ُ میشنوه

زنیب س میگوید:

این درست که چشم امید بچه ها به توست.

این هم درست که نبض عطش بچه ها در دست های توست.

و این نیز از چشم تو پنهان نیست که ده ها جفت چشم عطشناک و مضطرب هر لحظه خیال آب را در نگاه خود قاب میگیرند

اما یقین بدان که همه این کودکان تو را بیشتر از آب دوست دارند و همه جهان را با دست های تو عوض نمی کنند

باور کن که همه این کودکان حاضرند از عطش جان بسپارند اما جان تو را در مخاطره نبینند

باور کن که همه کودکان حاضرند دلهای کوچکشان را پیش نگاه نگران تو سر ببرند و تمام حیاتشان را برای یک لحظه بیشتر ماندنت قربان کنند

آب مهم نیست عباس ِ جان و دلم! خودت را دریاب

*******************************************

چرا غرقه در خون از خاك صحرا بر نمى خيزى

حسين آمد به بالينت تو از جا بر نمى خيزى

نماز ظهر را با هم ادا كرديم در مقتل

بود وقت نماز عصر آيا بر نمى خيزى

خيام كودكان خالى بود از آب و، پر غوغا

تو اى سقاى من از پيش دريا بر نمى خيزى

منم تنها و تن هاى عزيزانم به خون غلتان

چرا بر يارى فرزند زهرا بر نمى خيزى

به دستم تكيه كن بر خيز با من در بر زهرا

كه مى بينم ز بى دستى تو از جابر نمى خيزى

*********************************************

حضرت عباس ع در کارزار ِ کربلا خطبه ای میخوانند

که دل ِ دشمن را به لرزه میاندازد و دل ِ حسین ع و اهل بیتش را آرام میکند

 

ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟

آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی که الان در مردانگی قرار دارند

هیهات بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید، به کسی که شراب می نوشد یا کسی که صاحب حوض و کوثر است؛ کسی که در خانه وحی و قرآن است یا کسی که در بیتش اسباب لهو و نجاست است

شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را کرده اید و این حیله تا وقتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) زنده بود ممکن نشد. پس چگونه ممکن است کشتن ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) تا وقتی که من زنده ام؟

***********************************************

بايد حسين دم بزند از فضائلت

وقتي حسيني است تمام خصائلت

بي شک در آن به غير جمال حسين نيست

آئينه اي اگر بگذاري مقابلت

اي کاشف الکروب عزيزان فاطمه

غم مي بري ز قلب همه با شمائلت

بي شک خدا سرشته تو را از گل حسين

سقاي با فضيلت و دريا دل حسين

در قامتت اگرچه قيامت ظهور داشت

الگوي بندگي و وقار و ادب شدي

عصمت دخيل تار عباي تو از ازل

جز بندگي نديده کسي از تو سيره اي

چشم اميد عالم و آدم به دست توست

باب الحسين هستي و پرچم به دست توست

فردا همه به منزلتت غبطه مي خورند

فردا تمام عرش خدا زير بال توست

اي آفتاب علقمه: روحي لک الفدا

اي آرزوي فاطمه: روحي لک الفدا

*******************************************