Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

به نام ِ خدایی که دلهای ِ مار ُ به محبت ِ امام حسین ع

مانوس کرد

و سلام

**************************************************

با عرض ِ ارادت و تسلیت به محضر ِ همه دوستداران سید الشهدا ، امام حسین ع

در آستانه تاسوعا و عاشورای ِ حسینی از راه ِ شب ِ دوشنبه شب با شما هستیم

*************************************************

در روزها و شبهایی که واسه همه ما یه رنگ و بوی ِ دیگه ای داره

رنگ ِ پرچم های ِ سیاه  و تکیه های ِ حسینی

و بوی ِ خوش ِ اسپندی از سالهای ِ کودکی با ماست

**********************************************

از سالهایی که غنچه محبت ِ امام حسین ع در دلهامون شکوفه کرد و عطرش همه زندگیمونو پر کرد

************************************************

از سالهایی که فهمیدیم برای ِ عاشقی

کسی رُ داریم

کسی که عشق ِ به او مقدمه همه خوبیهاست

*********************************************

در قرار شبانه امشب به نام و یاد ِ سید ِ کربلا

با ما باشید

*********************************************

(داستان )

محرم که میشه همه جا یه رنگ و بوی ِ دیگه ای پیدا میکنه ، حال و هوای ِ مردم عوض میشه و همه یه جورایی دلاشون آرومه

توی ِ محرم هر کسی دوست داره یه جوری خودش ُ توی ِ مراسم عزاداری شریک کنه

چون همه میدونن که امام حسین مولای ِ خوبی ِ و جواب ِ هیچ کاری رُ بی اجر نمیذاره

چون همه دوست دارن واسه امام حسین یه کاری بکنن

آقاجون ِ منم عین ِ همه،  وقتی محرم میشد دنیاش عوض میشد

دنیایی که من تا همین چند روز ِ پیش از خیلی چیزهاش خبر نداشتم

عزیز میگفت:

درست شب ِ اول ِ محرم بود که دم دمای ِ غروب رفتم مغازه پیش ِ آقاجون

قرار بود با هم بریم هیات

وقتی رسیدم جلوی ِ نجاری ، دیدم دو- سه تا بچه شیش هفت ساله با یه چرخ دستی ،  دارن جلوی مغازه این پا و اون پا میکنن، با خودم گفتم اینا اینجا چیکار دارن

هنوز سوالم تو دلم به آخر نرسیده بود که دیدم آقاجون با یه سماور ِ بزرگ از مغازه اومد بیرون و سماور ُ روی ِ چرخ دستی گذاشت و گفت : شما اینو ببرین منم یکی دوساعت ِ دیگه میام "

بچه ها که حالا لبخند ِ قشنگی روی ِ لبشون بود چرخ ُ هل دادن و راه افتادن

هنوز یکی دوقدم بیشتر دور نشده بودن که آقاجون بلند تر گفت: کسی به سماور دست نزنه ها ... من خودمو زود میرسونم

با رفتنه بچه ها رفتم سمت ِ مغازه.... آقاجون که منو دید فهمید که بچه ها رُ دیدم

ساکت بود ... میدونستم که تا ازش چیزی نپرسم حرفی نمیزنه

گفتم: آقاجون مشتری ِ این سن و سال نداشتی؟؟

گفت: اینا مشتری ِ محرمن

گفتم: مشتری ِ سماور ؟؟!!!!

نگام کرد و گفت: اگه صبر کنی همه چی رُ میفهمی

بعدش دیگه هیچ نگفت و مشغول ِ ساختنه یه میز ِ چوبی ِ کوچیک شد

گفتم : اینو واسه چی میخوای آقاجون؟؟؟

دوباره گفت: اگه صبر کنی همه چی ُ میفهمی

آقاجون درست سر ِ همون یه ساعتی که به بچه ها قول داده بود نجاری رُ بست و با یه میز ِ کوچولو و  باهم راهی شدیم

راهی ِ یه محله قدیمی با کلی کوچه پس کوچه تو در تو که من تا اون موقع ندیده بودمش

ته ِ همون کوچه ... یه تکیه کوچیک بود .. یه تکیه که کلی بچه تو سن و سال ِ همون بچه هایی که اومدن مغازه آقاجون دورش بودن

یه تکیه که معلوم بود با چادرسیاه های ِ مادرشون علمش کردن یه تکیه با داربستهای ِ چوبی که تا دیدم فهمیدم کار ِ آقاجونه

بچه ها با دیدنه آقاجون اومدن طرفش و مردونه باهاش دست دادن

آقاجون سراغ ِ سماور ُ گرفت و بچه ها بردنش توی ِ تکیه

باورم نمیشد .... کف پوش ِ تکیه شون چند تا روفرشی ِ نازک بود که نمیتونست جلوی ِ سرما رُ بگیره

آقاجون میزی رُ که ساخته بود زیر ِ سماور گذاشت و تو یه چشم به هم زدن یه چایی ِ حسابی دم کرد

بچه ها با دیدنه سماوری که قل قل میکرد خوشحال بودن ... بخار ِ سماور تکیه سردشونو گرم تر کرده بود

یکیشون گفت: حالا میتونیم به هر کسی که اومد چایی ِ امام حسین بدیم

من که تا اون موقع حرفی نزده بودم آروم سرمو به گوش ِ آقاجون ندیک کردم و گفتم : "شما امشب نمیری هیات؟"

آقاجون گفت:" اینجام هیات ِ دیگه"

نگاهی به بچه ها کردم و گفتم :" اینجا؟؟"

آقاجون گفت: " من به اینا قول دادم ده شب ِ محرم توی ِ هیاتشون چایی بدم .. آخه خودشون کوچیکن و نمیتونن ... اینجا که کارم تموم بشه میرم هیات ِ محل"

من که مات مونده بودم ساکت شدم

این بار آقاجون آروم تو گوشم گفت: امام حسین دنبال ِ دوستهای ِ با معرفته

منم دوست دارم نوکر ِ بچه هایی باشم که امام حسین ُ با معرفت دوست دارن"

 

راستش من توی ِ اون یکی دوساعتی که اونجا بودم فقط محو ِ آقاجون بودم ... آقاجونی که با نوحه کودکانه بچه ها گریه میکرد و با سینه زنی ِ کودکانه شون سینه میزد

 

شما چی فکر میکنین؟؟

به نظر ِ شما ماها چطور میتونیم معرفتمون به امام حسین ع رُ نشون بدیم؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

******************************************************

همه ما امام حسین ع رُ دوست داریم اما بعضیا ... دوستهای ِ با معرفته امام حسینن

ماها هممون امام حسین ُ دوست داریم

اما این دوست داشتن اون جایی به معنای ِ عمیق ِ خودش میرسه که ما اون جوری زندگی کنیم که امام حسین ع دوست داره

این میشه یه دوست داشتنه با معرفته

دوست داشتنی که توش همه چی اون جوری ِ که حضرت اباعبدا... میخواد و بس

**************************************************

دوستیهای ِ با معرفت دل ِ آدم ُ سبک میکنن

خیلیا مدتهاست که از سنگینی ِ بار ِ گناهاشون خسته ان ، گناه هایی که به محبت ِ امام حسین ع و در هیاتهای ِ عزاداری بخشیده میشه

خیلیا مدتهاست که از غصه و اندوه های ِ زندگی خسته ان ، اما ... اما توی ِ هیات ِ امام حسین دست ِ نیاز به سمت ِ امام حسین دراز میکنن و از او میخوان که از خدای ِ بزرگ بخواد که گره کارهاشون باز بشه

خیلیا هر چی که توی ِ زندگشون دارن از امام حسین دارن

خیلیایی که توی ِ محبت ِ به امام حسین با معرفتن و میدونن که هر کسی یک قم به سمت ِ آقا بره آقا صدها قدم به سمت ِ او میاد

با این اوصاف آیا جایی برای ِ دلتنگی  و غصه باقی میمونه ؟؟؟؟!!!!

*********************************************

حضرت امام حسین (ع) میفرمایند: گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.

***********************************************

اونایی که توی ِ دوستی ِ با امام حسین ع اهل ِ معرفتن

نه فقط به زبان و کلام که به دل زمزمه گوی ِ حسین هستن

کسایی  که در دیده هاشون

در شنیده هاشون

در تصمیم و اندیشه هاشون

در امید و آرزوهاشون چشمشون به نگاه ِ امام حسین ِ

به این که او چی دوست داره

چرا که اونها باور دارن

رضایت ِ خدا در رضایت ِ امام حسین علیه السلام ِ

******************************************

یه حرف ِ مهم اینه که اونایی که خودشونو از دوستان ِ با معرفت ِ امام حسین ع میدونن

باید باور داشته باشن که به حال ِ خودشون رها نمیشن و حتما این دوستیها آزمایش میشه

آزمایش و امتحانی که عیار ِ این محبتها رُ میسنجه

تا

فقط اونایی که واقعا به عهده شون وفا میکنن

باقی بمونن

******************************************

یکی از بزرگان در باب ِ محبت و معرفت نسبت به حضرت امام حسین ع در کلامی ساده و شیرین میفرمایند:

اگر یه كسى يك ليوان آب به دست‏شما بده، شما فراموش مى‏كنين؟

مطئنن نه

ما انسان هستيم و حتی اگر بخوایم هم  نمى‏تونیم فراموش كنيم و تا آخر عمر يادمون میمونه .  امام حسين‏«عليه السلام‏» هر چه داشته فداى ما كرده، كه ما هدايت‏بشيم.

ايا جا داره كه ما هم  به او عشق بورزيم يا نه؟!

ما با اين گريه‏ها  میتونیم عشق خودمون رُ به امام حسين‏«عليه السلام‏» بيشتر كنيم.

با اين توسلها و خدمات  که در مجلس امام حسين‏«عليه السلام‏»  هر کاری که از دستمون برمیاد انجام میدیم

چاى مى‏ريزيم، محبت كنيم، آش میپزيم

اينها  همه محبت امام حسين‏«عليه السلام‏» رُ زياد مى‏كنه.

عاشقان ِ حسینی سينه مى‏زنن، ما هم سينه بزنيم. گريه مى‏كنن، ما هم گريه كنيم. عزادارى مى‏كنن ما هم عزادارى كنيم. روضه بخونيم، نوحه بخونيم، اينها همه محبت به امام حسین ع.

حقیقت اینه که

هيچ كس به اندازه امام حسين‏«عليه السلام‏» بشر رُ دوست نداره. ما هم بايد هيچ كسی رُ به اندازه امام حسين‏«عليه السلام‏» دوست نداشته باشيم که البته دوست داشتنه امام حسین ع همون دوست داشتنه خداست

******************************************************

(حضرت امام رضاع)

امشب

بسیاری از کسانی که در آرزوی ِ حرم ِ حسین ع بودند

دستهای ِ بغضان را به ضریح ِ تو گره زده و اشکهای یشان را به تو میسپارند

به تو

که سالهاست

پناه ِ دل ِ مایی

و غصه هایمانِ با تو سبک میشود

امشب به قدر ِ نگاهی  ما را دریاب

تا گذر از این  ایام ِ سخت بر ما ممکن شود

و در سایه ء  این گُذر  ..... حسین ع  برایمان آشناتر شده و دیگر غریبه نباشد

***********************************

(حضرت امام زمان عج)

اینجا

همه،

دلهای ِ به سوگ نشسته شان را به امید ِ تو آرام میکنند

به امید ِ آن که تو بیایی

و پرچم ِ سرخ ِ برافراشته بر گنبد ِ حرم ِ حسین  ع را در دست گیری

اینجا همه

در انتظار ِ لبیک ِ وفا

به تواند

***********************************

برای ِ آخر حرفی نیست جز امید ِ این که این مجال ِ ناچیز مقبول ِ خدا و مورد ِ پذیرش ِ حسین ِ او باشد

تا قراری دوباره

خداحافظ

***************************************