برنامه فصل نو- سه شنبه 14 آبان
به نام ِ خدایی که بهترین انتخاب ِزندگی ِ ماست
و سلام
*************************************************
زندگی همه ما پر از انتخابهای ِ کوچیک و بزرگه
انتخابهایی که گاهی آسونن و گاهی اونقدر سخت که نمیشه به راحتی از عهده ش براومد
بخصوص وقتی انتخاب بین ِ اون چیزهایی باشه که همشون برای ِ ما مهم هستن و دوست داشتنی
شاید برای ِ همینه که میگن عیار ِ آدمها به انتخابهاشونه
***********************************************
جنگ برای ِ همه ما اتفاقی ناخواسته بود
اتفاقی که بی هیچ مقدمه ای به زندگیهامون سرک کشید
به زندگیهایی که به روالی ساده و خوش در حال ِ گذران بود
به زندگیهایی پر از آرزو ... پراز امید و پر از خواسته هایی که دوست داشتیم به اونها برسیم و برایِ رسیدنه به اونها تلاش میکردیم
اما
اما جنگ که رسید همه چی توی ِ یه چشم به هم زدن عوض شد
چون اتفاقی در حال ِ جریان بود که میتونست همه چیز رُ دگرگون کنه
سال ِ 61خیلیا به قبولی ِ توی ِ دانشگاه فکر میکردن
خیلیا به این که بعد از تحصیلات ِ دانشگاه کجا به مشغول ِ به کار بشن
خیلیا در تدارک ِ مراسم ِ عروسی بودن
خیلیا به فکر خوشبختی ِ بچه هاشون بودن
خیلیا به حساب و کتاب ِ کارهاشون فکر میکردن
اما جنگ که رسید ... اولویت ِ اول ِ زندگی ِ همه ما شد
چون همه آرزوهای ِ ما بدون ِ وطن هیچ نبود
***********************************************
بعضیا فکر میکنن راحته
اما اتفاقا اصلا هم ساده نیست
این خیلی سخته که آدم بین ِ آرزوهای ِ خدش و دیگران بتونه یگی رُ انتخاب کنه
خیلی سخته
که بخاطر ِ شرافت ِ وطنت از همه آرزوهای ِ خودت بگذری، آرزوهایی که یک عمر با فکر کردنه بهشون بزرگ شدی
خیلی سخته که بین ِ مرگ و زندگی یکی رُ انتخاب کنی
بین ِ این که بمونی یا بری
اینجاست که خدا به کمک ِ بنده های ِ خوبش میاد و راه درست و بهترین انتخاب رُ توی ِ دلهاشون میذاره و اونقدر مطمئنشون میکنه که هیچ جایی برای ِ تردید نمیمونه
*******************************************************
شهدای ِ ما همه کسایی بودن مثل ِ ما
با زندگی و همسر و فرزند و پدر و مادر
با آرزوهایی مثل ِ ما ... اما
اما اونها در معرکه سخت ِ انتخاب از دنیا گذشتن و خدا
و زندگی ِ جاوید رُ انتخاب کردن
زندگی ای که حقیقتا به هر کسی هدیه نمیشه
************************************************
جنگ عرصه خوبی بود برای ِ تمرینه انتخاب ِ بهترینها
تمرینه این که از چی بگذری و از چی گذری
واز بین ِ همه ما
اونهایی برنده شدن که امروز سربلند ِ از انتخابهای ِ سالهای ِ دفاع ِ مقدسند
*******************************************
برای ِ انتخاب ِ خوب سن و سال ِ بزرگ ملاک نیست
دل ِ بزرگ ملاک ِ
"با پدرش رفته بود جبهه. آنقدر كوچك بود كه هر كس ميرسيد، نازش ميكرد. چند بار هم ميخواستند برگردانندش. به بهانهي فراري بودن از خانه؛ پدرش نگذاشت"
*****************************************
برای ِ انتخاب ِ درست باید خالص بود
خالص برای ِ خدا
دوستان شهید محمود کاوه تعریف میکنن که
وقتی شهردار بود ، به کار گزینی گفته بود از حقوقش بگذارند روی پول کارگرهای دفتر. بی سرو صدا، طوری که خودشان نفهمند"
*********************************************
قبل از عملیات كربلاى پنج در گردان پیچید كه هر كس مىخواهد در عملیات شركت كند، خیلى سریع غسل شهادت انجام دهد. بعد از انجام غسل، در حال برگشت، «منصور ضامن» را دیدم كه نگران است. پرسیدم: «چه شده؟». گفت: «پلاكم را گم كردهام و هرجا را كه مىگردم آن را پیدا نمىكنم». به طرف فرماندهى گردان رفتیم و جریان را گفتیم. فرمانده هم گفت: «باید پلاك پیدا شود وگرنه نباید در عملیات شركت بكند»؛ اما منصور از پا ننشست و شروع به گریه و زارى كرد تا این كه فرمانده را نسبت به شركت خود در عملیات راضى نمود و پلاك جدید برایش صادر شد. او در همان عملیات در حالى كه آن پلاك جدید را بر گردن داشت، به خیل شهدا پیوست.
*********************************************
انتخاب های ِ بهترین
تصادفی نیتند
باید تمرین کرد
از همین انتخابهای ِ ساده باید شروع کرد
*****************************************************************************
تا فردا خداحافظ