به آرامشه این شب آروم....

قرار شبونه امشب ... هدیه به اون باغبونی ... که همه آرامشش ... توی ِ شکفتن یک غنچه اس... ****************************

به آرامشه این شب آروم...... قرار شبونه امشب ... هدیه به اون مادری... که همه آرامشش... توی ِ لبخند شاد فرزندش ِ.

****************************

به آرامشه این شب آروم...... قرار شبونه امشب ... هدیه به اون معلمی ... که همه آرامشش ... در اون لحظه ای ِ ... که شاگردش ... درسی از درسهای زندگی رُ یاد میگیره

******************************

به آرامشه این شب آروم...... قرار شبونه امشب ... هدیه به اون کسایی ... که آرامششون با دیگران و برای دیگرانه.

******************************

کسانی که آرامششون ... برای خدا ... و در رضایت خداست.

******************************************************

به نام ِ خدا و سلام

*****************************

برای ِ شبی خوب از جنس ِ آرامش با ما باشید از هر کجای ِ این سرزمین همیشه دوست داشتنی

****************************************************

(داستان)

یادمه تقریبا چها پنجاه سال ِ پیش بود

روزایی که من

از همه چی خسته شده بودم ... هیچی راضیم نمیکرد ... نه درس ... نه خونه ... نه کار ....

هیچی

همه چی برام یکنواخت شده بود ... احساس میکردم هر چی میدواَم به نتیجه نمیرسم

یه جای ِ کارم ایراد داشت یه جایی که نمیدونستم کجاست حال ِ خوبی نداشتم و هرچی بیشتر میگذشت هم

بدتر میشدم ... به ظاهر همه چی روبه راه بود ... اوضاع ِ پولی م .. گردش ُ تفریحم .. بودنه با دوستام

اما .. اما با همه اینا واسه من هیچی خوب نبود.. یه جورای احساس ِ ارامش نمیکردم

شبا دیگه خوابم نمیبرد ... همش با خودم فکر میکردم که چرا این طوری شده .. با خودم فکر میکردم

که این حال ِ بد ... از کی شروع شد

شروعش برمیگشت به چند سال ِ قبل ... به اون سالهایی که ... واسه خودم کلی قید و بند داشتم

هم واسه درس و دانشگام ... هم واسه کار و زندگیم ... اما .. اما نمیدونم چی شد که کم کم

به بهونه خوشی ، یواش یواش قد ِ همه چی رُ زدم .. دیگه برام چیزی مهم نبود و فقط به خودم فکر میکردم و بس این وسط حتی اگه کسی ازم ناراحت و دلخور هم میشد تاثیری رو من نداشت

و شدم یه آدمی که خیلی واسه خودش چارچوبی نداشت .. اولش مثلا خیلی خوب بود .. چون .. هیچی مهارم نمیکرد .. هر کاری که میخواستم میکردم ... و این برام شده بود عشق و کیف از زندگی

جلوی دیگران تظاهر میکردم که این جور زندگی خیلی خوبه ... اما .. اما به خودم نمیتونستم دروغ بگم

و واقعیت این بود که اوضاع خیلی بد بود ...من واقعا از هیچی لذت نمیبردم .. دیگه همه چی شیرینی شو برام از دست داده بود .. نه انگیزه ای برای ِ درس خوندن داشتم ... نه مثل ِ قدیما ... تو تکاپوی ِ این که .. توی ِ کارم درجه یک باشم

دیگه برام مهم نبود که تو جمع فامیل یه آدم ِ قابل ِ اعتماد باشم ... و همه اینا .. عذابم میداد ... یه عذاب ِ سخت که دلم میخواست از دستش راحت بشم

نمیدونم چی شد که زدم بیرون و رفتن توی ِ ایوون

توی ایوون.. آقاجون ُ دیدم آقاجونی که مدتها بود مقابل ِ همه کارام سکوت کرده بود و هیچی نمیگفت

آقاجون مثل ِ همیشه توی ِ سلام پیش دستی کرد و من خیلی سرد و بی تفاوت جوابش ُ دادم

آقاجون با لبخند گفت: انگار رو به راه نیستی؟؟؟

نمیدونم از کجا فهمیده بود که حال ِ خوبی ندارم ... و از کجا فهمید که دلم هوای ِ یه لیوان چای داغ کرده

که مهمونم کرد .. مهمون ِ همون سماور ِ قدیمی... و ... استکانهای ِ کمر باریکش

بر خلاف ِ انتظار ِ من ... و برخلاف ِ حوصله ای که نداشتم با هم حرف زدیم

حرفایی که نجاتم داد ... نجات از اون همه عذابی که آرامشم ُ .. گرفته بود

آقاجون گفت: تو فکر کردی که اگه قید و بند ی همه چی رُ بزنی راحت میشی و مثلا به آرامش میرسی

نجات و رهایی توی همون قید و بندهایی ِ که تو ازشون گذشتی

اونا قید و بندهای ِ دست و پا گیری نیستن

که برعکس عین ِ رهایی و آزادی ان

قید و بندهایی که آدمای ِ بزرگ بهش میگن اخلاق

چون فقط با اخلاق ِ که میتونی خودت باشی و خوب زندگی کنی ... اونقدر خوب که که لذت ِ زندگیت ُ ببری

 

حق با آقاجون بود من راه ُ اشتباه رفته بودم چون زندگی واسه خودش قانونهایی داره قانونهایی که اگه بهشون عمل نکنی .. آرامشی نداری

شما چی فکر میکنین؟؟

شما تو این دنیا ... بیشتر با چی ... یا ... کی مانوسین ؟

و .... داشتن چه چیزی ..... و بودنه با چه کسی .... بیشتر از هرچیزی ... بهتون آرامش میده؟

*****************************************

آدما معمولا .. اون چيزايي رو همراه با خودشون برميدارن.. كه براشون باعث آرامش باشه...

مثلا ديدين بعضي هارو كه انگشتراي قديمي دستشونه... انگشتري كه از پدر يا پدربزرگ بهشون رسيده... و يه جورايي داشتنش.. دلشونو گرم ميكنه.

يا بعضيا كه يه دستمال يادگاري يا يه عطر رو هميشه همراه خودشون دارن.

يا بعضي ها ديگه كه هميشه.... دسته چك و پول نقدشونه كه همراشونه.

و بعضي هاي ديگه كه عكس عزيزاشونو با خودشون دارن.

اين قصه ... به تعداد آدما متفاوته.......

بعضي هام همه عمرشونو با آرامش زندگي میکنن .... اون قدر با آرامش كه حتي سخت ترين شرايط و بزرگترين مشكلات هم نمیتونه خم به ابروشون بياره....... بعضیایی که توي جيبش يه قرآن كوچيك دارن... يه قرآن كه هميشه باهاشونه بود و دلیل بزرگه آرامششون.

*******************************************************

توی زندگی های امروز ... داشتن آرامش ... کیمیاست ....

و از اون کیمیاتر ... داشتن کسی که بتونه ... دلیل آرامش ما .. باشه

کسی از جنس همراه ..... کسی از جنس هم سفر .... و کسی از جنس همسر.......

 

اگه بخوايم ... تو كارنامه زندگي ..... به همراه و همسفرهامون نمره بدیم .... بايد بگيم .. كه صرف همراه بودن و همراهی کردن .... نمره بيست نداره...........

چرا كه قصه همراهي .... عين يه امتحان می مونه .. عين امتحاني كه هم سوالهاي سخت داره ... و هم سوالاي آسون...............

 

همراه بودن تو مسير زندگي هم ... هم روزاي سخت داره .. و هم روزاي آسون.........

 

من فكر نمي كنم ... معلمي پيدا بشه ... كه هم به روزاي سخت .. و هم به روزاي آسون... يه نمره رو بده..........

نمره بيست .... مال اونايي كه .... نه فقط تو روزاي راحتي .. كه توي مشكلات هم ...همراه و همدل ما هستن .....

كه اون وقت ... اين بيست .... يه بيست منصفانه است ....

یه بیست واقعی ... برای .... همسره همراهی که ... به واقع .. دلیل ارامشه .....

*****************************************

سبد زندگی ما ... هیچ وقت ... از درک حس بی نظیر آرامش ... خالی نمیشه ....

پس ... اگه گاهی ... احساس کردیم که ... رنگ آرامش ... تو زندگیهامون بی رنگ شده ..... باید... به یاد بیاریم ...که فهمیدنه آرامش... یه مهارته ... یه مهارت که تمرین می خواد ....

مثل تمرینه درک آرامش های کوچیک ...

چون ....

کسی که ... آرامش های کوچیک ... دلشو روشن نکنه .... هیچ وقت نمی تونه .... حس داشتنه آرامش های بزرگ رو .. تجربه کنه...

*******************************************

شاید باورتون نشه ... اما ... اما واقعیت اینه که ... داشتنه آرامش و تجربه لحظه های آروم ... تو زندگی ... با خود ما ... قد میکشن و بزرگ میشن....

مثلا .. بچه که بودیم ... گرفتنه نمره بیست دیکته و ریاضی همه آرامش دلمون بود ... نمره بیستی که ... وقتی میگرفتیمش ... دیگه هیچ دغدغه ای نداشتیم .....

بزرگتر که شدیم .... دلمون فقط وقتی از تاپ و توپ ... می افتاد .... که تیم گل کوچیکه محله بالا رو .. می بردیم ..... بازی ای ... که توش ... بعد از ... گل برد ... خیالمون از شکست دادنه رقیب ... راحت می شد....

بزرگتر شدیم ... رسدیم به کنکور ... رسیدیم به کنکوری که ... همه آرامش های عالم .... پشت درش بود....

کنکور قبول شدیمو ... رسیدیم به زندگی .... به زندگی ای که .. حالا آرامشش .... دیگه خیلی راحت ... به دست نمی اومد ...

حالا ... مدتهاست .... که ما بزرگ شدیم ... بزرگ شدیمو ... فهمیدیم ... که آرامش های زندگی .. هر چقدر... عمیق تر و بزرگتر میشن .... سخت تر به دست می یان ... و البته .... دلنشین ترند.

***************************************

کاشکی ....

کاشکی یه جوری بشه ... که یه ذره بهتر ... به دنیا و زندگی نگاه کنیم ...

کاشکی ... کاشکی یه جوری بشه ... که فکر نکنیم ... آرامش زندگی ...فقط ... تو داشتن .. پول و ... ثروته زیاده...

کاشکی ... یه جوری بشه ... که فکر نکنیم ... آرامش زندگی ... فقط ... رییس این ادره و اون اداره بودنه ...

کاشکی ... یه جوری بشه ... که فکر نکنیم ... آرامش زندگی .. فقط ... حساب بانکی و مدل ماشین و متراژ خونه اس ...

کاشکی ...

کاشکی ... یه جوری بشه ... که باور کنیم ... داشتن یه همسر خوب ... از هر آرامشی ای ... توی این دنیا ... بزرگتره.

کاشکی یه جوری بشه ... که باور کنیم ... داشتن یه بچه خوب ... آرامشی که هیچ وقت تموم نمیشه.

کاشکی ... باور کنیم ... که ... دوست داشتن ... راستی ... وفاداری ... و درست زندگی کردن ... بزرگترین آرامش دنیاست.

********************************************

یه قانون بزرگ و غیر قابل انکار... توی این دنیا ... وجود داره ...اونم اینه که ... هیچ کس نمیتونه ... برای همیشه ... لحظه های آرومی .. رو .. تجربه کنه .... و توی زندگی همه ما ... روزها و لحظه هایی هست ... که به هزار و یک دلیل .. آرامش زندگیمونو از دست می دیم ......

شاید ...... شاید دلیله این حقیقت بزرگ این باشه که ... دستها و دلهای ما .. کوچیکن .... اون قدر کوچیک ... که خیلی زود ... پر میشن.....

اگه دوست داریم که توی زندگی هامون ... آرامش های بزرگ و بیشتری رو تجربه کنیم ... باید ... اندازه دستها و دلها مونو بزرگ کنیم ... اون قدر بزرگ ... که آرامش بی پایانه یاد خدا.. تو.. دلهامون .. جا بشه..... که توی این عالم ... آرامشی بزرگتر از ... حس همراهی خدا نیست ...

برای بزرگ شدن دلهامون ... فقط دو تا راه وجود داره ...........

یکی این که ... قدردان خدا باشیم و شکر گذاره .. آرامش های کوچیک و بزرگش ...

و دوم این که ... هیچ و قت .. داشتنه آرامش رو ... فقط برای خودمون نخوایم ... و اگه آرامشی ... هست ... برای همه .. و .. با همه .... آرزوش کنیم.

*************************************************

ماها ... معمولا... قدر چیزایی که ... صاحبشون هستیمو.... نمیدونیم.... و تا ... وقتی که داشته هامونو از دست ندیم ... نمیفهمیم که صاحب ... چی بودیم

ودرست ... اون لحظه ای که ... داشته هامونو از دست می دیم... تازه می فهمیم ... که چی داشتیم .....

حرفایی که گفتم ... در مورد آرامش خیلی صدق می کنه ....

چرا که ماها معمولا .... تا وقتی که زندگی آروم و بی دغدغه ای داریم ... متوجه نیستیم ... که خدا چه نعمت بزرگی رو بهمون داده .....

و تازه اون وقتی قدر آرامش رو می دونیم ... که خدایی نکرده .... به هزار و یک دلیل ... آرامشش از زندگیمون ... پر نی کشه و میره....

آرامش هم ... مثل همه نعمتهای خدا ..... با شکر و سپاس گذاری از خداست .... که افزون میشه....

******************************************

شاید ... توی دنیای ما ... خیلی چیزا رو .... با پول ... بشه خرید....

شاید توی دنیای ما ... بهترین ها ... فقط مال بعضیا باشه ... اونم ... پولدارترین ها....

شاید ... توی دنیای ما.... لذت چشیدنه خوشبختی ... فقط و فقط ... از آن بعضی ها باشه ... اونم ... داراترین ها....

اما ... اما ... توی این دنیا ... بعضی چیزا ... هست ... که ..نه با پول .. نه با مال ... و نه با هیچ دارایی ای .. نمیشه خریدش ...

و فقط با داشتنه یه دل صاف ... و دوست داشتن همه مردمه..... که میشه ... بهش رسید ....

چرا که خدا .. هدیه های خوبشو ... به آدمای خوب میده ... به اونایی که داشته هاشونو ... با دیگران شریک میشن

هدیه هایی مثل آرامش ..... که با هیچ ثروتی .... نمیشه خریدش .... و فقط ... با مهربونی خداست ..... که به دل بنده هاش ... هدیه میشه...

*****************************************

اینجا .... جایی برای مقدمه نیست..... که فقط باید گفت:

در آرامش این شبه بهاری .... آرامشی بی نهایت رو ... برای کسانی که ... با رفتنشون ... زندگی رو به دیگران هدیه کردند ... از درگاه خدا مسالت می کنیم..... به کسانی که گاهی ... با هدیه یک قلب ... و گاهی با هدیه تمام زندگی شان ... زندگی را یه دیگران بخشیدند............

***************************************

(برای شهدا)

قاموس نانوشته اي دارد اين دنيا

قاموسي که در آن ... حقيقتي بزرگ ... به تثبيت رسيده است

حقيقت ِ آن که ... که خداوند ... دنيا را

به تمامي .. به کساني مي سپارد ... که خود را ... به تمامي .. به خدا سپرده اند

اما ... آدمها .. وقتي به خدا مي رسند .. ديگر با دنيا .. کاري ندارند

گواه صدق اين حقيقت .. کساني هستند ... که به بهاي جان

خود را از دنيا .. بازخريدند ... و تا خدا .. آرام ... پر کشيدند

***********************************

(حضرت امام رضا ع)

من اینجا ... از نو برایت می نویسم ...

من ... از ... نو برایت می نویسم سلام ...

مینویسم که ... حال همه ما خوب است ...

و ملالی نیست ... جز دوری تو ....

اما ...

اما ...

به تو نمی شود ... دروغ گفت ...

که تو ... حرف دلها را میدانی .....

پس ...

من ...

باز ... از نو برایت ... می نویسم ...

مینویسم که اینجا ... حال هیچ کس ... خوب نیست ...

که اگر خوب بود ... دلمان هوای تو را نمیکرد ...

و به امید ... پنجره فولادت ... از این راه دور ... تا تو ... پر نمیکشید...

من .... از ... نو ... مینویسم ... سلام ...

تا این سلام ... فاصله مرا ... با تو به هیچ برساند ...

و من ...

پاسخ سلامم را ... از تو بشنوم ....

که تو

هیچ سلامی را ... بی جواب .... نمی گذاری ..

سلام بر تو ای امام ِ رضا و رضایت

علی بن موسی الرضا

****************************************

(حضرت امام زمان عج)

قصه همراهي تو با من ... فصلي آشناست........

فصلي كه برای من .... در گذر سالها .... به فراموشي سپرده شده است....

و

من ...

تو را ... از ياد برده ام .....

من ... تو را ... از ياد برده ام .....

اما ....

اما ... زمين و زمان ... شهادت مي دهند به حقيقتي بزرگ....

به حقيقته آن كه .... تو .... يار نيمه راه .... نبوده اي ......

و بر سر قرار همراهي ات ... با من ... مانده اي ......

برسر قراري ...

كه از جنس همراهیه آسمان ... و زمين است....

تو ... آسمان دل مني ........

و اين بار ..

این منم که .... شهادت مي دهم ...

شهادت به آن که تو ...

بر پيمان همراهيمان ... وفادارتر بوده اي تا من ....

و کاش

که من هم ....

به عهدم با تو وفا کنم

و به بهای ِ این وفا

به آخر برسد

این

روزهای بی تو

***********************************

(خداحافظی)

و برای آخر.... حرفی نیست... جز امید این که .... از دنیا و از تمام داشتنی هاش ... صاحب اون آرامش بزرگی باشیم که ما رو ... به زیبایی زندگی .. و به لبخند رضایت خدا....نزدیک تر میکنه.....

تا قرار دوباره ...خداحافظ

*****************************************