به نام خدا و سلام

********************************************

در شادترین روزها و شبها

و با آرزوی ِ اوقاتی سرشار از خوشی و شیرینی

از موج ِ صدای ِ رادیو سراسری با شما هستیم

*********************************************

به رسم ِ خوب ِ روزهای ِ عید

هفته ولایت

عید ِ بزرگ ِ غدیر ِ خم و میلاد امام هادی علیه السلام رُ خدمت ِ همه شما تبریک عرض میکنم

و امیدوارم که برکت و مبارکی ِ این اوقات در تمام ِ لحظه های ِ زندگی ِ شما عزیزان

مستدام و جاودان باشه

*********************************************

به شیرینی ِ این روزها و شبها .... امشب با هم وفا و وفاداری صحبت میکنیم

از حقیقتی که مثل ِ نبات و نُقل و شِکر میتونه تلخ ترین زندگیها رُ شیرین کنه

********************************************

به رسم ِ وفای به برنامه ای قدیمی که سالها شبهای ِ دوشنبه شونده اش بودین

از سرتاسر ِ این وطن ِ عزیز

با ما همراه باشید

*******************************************

(داستان)

اگه ... یه کم ... راحت تر بخوایم در مورد موضوع برنامه امشب صحبت کنیم ... باید بگم که ... وفای به عهد ... یه جورایی همون خوش قولی خودمونه ....

خوش قولی ای که شاید ... انجامش به نظر ساده بیاد .. اما ... واقعیت اینه که خیلی سخته .... اونم تو شلوغی و بدوبدوهای زندگیهای امروز....

من توی زندگیم ... فقط ... یه نفر رو می شناسم ... که هیچ وقت زیر قولش نزده ...

نه این که .. چون آقاجونم رو دوست دارم آ ... نه ...

آقاجونه من .. واقعا ... آدم خوش قولیه ... و هیچ وقت زیر حرفش نزده...

یادمه .... بچه بودم ... تقریبا هفت .. هشت ساله ....

توی کوچه مون ... یه آقا شاهرخ بود .... یه آقا شاهرخ که یه کامیون بزرگ داشت ... آقاجون می گفت راننده بیابونه ....

آقا شاهرخ یه پسر داشت که تو مدرسه .. هم کلاسی من بود .... ما با هم .... زیاد دوست نبودیم ... چون امیر ... پسره آقا شاهرخ درسش خیلی خوب بود ... همه اش کله اش تو کتاب بود ... ولی من ... نه این که درسم بد باشه .. نه ... اما شیطون تر و بازیگوش تر بودم ... واسه همین ... خیلی با همدیگه رفاقت نداشتیم...

یه روز عصر که از نونوایی می اومدم ... دیدم امیر داره تو کوچه با یه توپ چهل تیکه بازی می کنه .... اون موقع ها ... کمتر کسی توپ چهل تیکه داشت ....

از اون به بعد ... چشمم همش دنبال توپ امیر بود ... انقدر که آقاجون فهمید ... بهم گفت ... اگه صد تا بیست بگیرم یه توپ عین توپ امیر برام می خره ....

نسشتن پای درس و کتاب .. خیلی واسم راحت نبود ... اما .... به عشق اون توپ چهل تیکه .... بازیگوشی ها مو کم کردم .... نشستم سر درس هام ....

صدمین بیست رو که گرفتم .. تا خونه دوییدم ....

اما .... آقاجون گفت که فعلا دستش خالیه ... حسابی دمغ شدم ...

اما عصر ِ همون روز نتیجه قول آقاجون این شد که ... رفت با امیر حرف زد و ازش خواست ... که تا وقتی ... اون توپ رو ... برام می خره ... با توپ اون بازی کنیم .....

این جوری شد که با هم رفیق تر شدیم .... اونقدر رفیق که وقتی باباش مریض شد و رفت بیمارستان ... منم با آقاجون .... رفتم دیدنه آقا شاهرخ ...

ما اون موقع ها بچه بودیم .... اما ... اما من دیدم که آقا شاهرخ دست آقاجونو گرفت و ازش خواست .... که اگه اتفاقی براش افتاد ... آقاجون مثل من مواظب امیرش باشه ......

آقاجون .. یه چشم گفت و تا آخر عمر سر حرفش وایساد ....

اونقدر که از سال بعد .... من و امیر رو با هم می برد که ... برامون لباس عید بخره ....

وقتی به مدرسه سر می زد ... اوضاع درس هردومونو می پرسید..

رو سر هردومون با هم دست می کشید ...

و لبخندش درست مساوی بین مون تقسیم می شد .....

و این قصه ادامه داشت تا شب عروسی ....

آقاجون عروسی هر دومونو تو یه روز گرفت ....

حالا وقتی تو مهمونی ها .... کنارهم میشینیم از روی محبته آقاجون ... هیچ کس نمی تونه بفهمه که کدوم یکی از ما نوه واقعی آقاجونه .....

فکر کنم ... حالا شمام با من موافقین .... موافقه این که آقاجون واقعا وفاداریه ....

شما چطور ؟؟؟؟

بزرگترین قول و عهدی که توی زندگیتون ... بهش وفا کردین چی بوده ؟؟؟

و اون قول رو به کی داده بودین؟؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

*************************************************

********************************************

همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند ،

بعضی از قراردادها وعهد ها را روی قلب می نویسند ...

حواست به این عهد های غیر کاغذی، بیشتر باشد

شکستنشان

یک آدم را می شکند

*********************************************

خدا رحمت کنه همه رفتگان ُ مادربزرگ ِ من همیشه میگفت: هیچ دختر و پسری برای ِ دعوا و مشاجره با هم ازدواج نمیکنن

میگفت همه با کلی امید و آرزو میرفتن زیر ِ یه سقف

و دوست دارن که توی ِ زندگیشون عاقت بخیر باشن

یادمه وقتی برای ِ اولین باری که رفتم خاستگاری ازش پرسیدم که این خیر ِ توی ِ زندگی یعنی چی؟؟؟

بهم گفت: این خیر تعهد ِ دو تا آدم به همدیگه اس... این که به هم قول بدن توی ِ خوشی و ناخوشی ... توی ِ غم و شادی و توی ِ روزای ِ سخت و نفس گیر کنار ِ هم باشن و تکیه گاه ِ هم بشن

یهم گفت: زندگی راه ِ سختی ِ و اگه همراه و همسفر ِ وفاداری نداشته باشی نمیتونی به سلامت ازش بگذری

مادبزرگم همیشه میگفت: زندگی فراز و فرود ِ زیادی داره اما اگه همسفر ِ زندگین وفادارانه کنارت باشه این سختیها هم ، خوب و شیرین میشه

***********************************************

نمیدونم چرا اما بعضی از ما تصور و تعریف ِ درستی از وفاداری نداریم

حتی نمیدونیم که این وفاداری یه حقیقت ِ آنی و تصادفی نیست

بلکه باید قدم به قدم و آهسته آهسته بدستش آورد

حقیقتی که مقدمه و شروعی داره

شروعی که از احترام ِ دو نفر .. بخصوص دو همسر به هم آغاز میشه

ما هیچ وقت نمیتونیم نسبت به کسی که برامون محترم نیست وفادار باشیم چون فردی که براش احترام قائل نیستیم ارزش وفاداری نداره

و این دقیقا همون چیزی که خیلی از ما از توجه به اون غافل هستیم

بر اساس ِ آخرین بررسیها مشخص شده که متاسفانه

معمولاً در همان شش، هفت ماه اول ِ زندگی ، بین ِ خیلی از همسران ِ جوان کم کم احترام ها کنار میره و به تصور این که چون همسر هستن و یکی شدن تعارف رُ کنار می گذارن،

اما احترام و تعارفهای ِ معمول چیزی نیست که مشمول ِ زمان ِ خاصی باشه و برای ِ یک زندگی ِ خوب باید همیشه وجود داشته باشه

چون همون طوری که گفتم ما به کسایی وفادار میمونیم که برامون ارزش دارن و براشون احترام قائلیم

**************************************************

در دین ِ ما و در اصول ِ اخلاقی وفای ِ به عهد یکی از مهم ترین توصیه ها و یکی از موثرترین دلایل ِ محکم شدن ِ روابط ِ انسانی و بنیان ِ زندگیهاست

توی ِ این دنیا بعد از عهد ِ بندگی نسبت ِ خدا

هیچ قول و قراری مهم تر از عهد و پیمان ِ زندگی نیست و قطعا به همون اندازه هم وفای به این عهد و پیمان ... مورد ِ توجه و ضرورت ِ

اهمیت ِ این مساله تا اونجاست که صاحب ِ عید ِ غدیر حضرت ِ علی علیه السلام میفرمایند:

وفای به عهد از نشانه های تدین است اگر زنی یا شوهری به همدیگر وفادار نبودند بدانید تدین ندارد عبادت ِ آنها قبول نیست

***************************************************

شاید برایِ بعضی از ما این حرفها .. از اون دست حرفهایی که احساس کنیم هیچ تاثیری توی ِ زندگیهای ِ ما ندارن

اما حقیقت اینه که اگر کمی دقیقتر به زندگی خودمون و حتی دیگران نگاه کنیم میبینیم که گاهی بزرگترین مشکلات و تلخیها

و حتی مسائلی که زندگی ها رُ به بن بست رسونده

از یک بی وفایی شاید بی اهمیت شروع شده

امیر مؤمنان حضرت علی(علیه السلام) در جایی در مورد آثار بی وفایی می فرمایند: کسی که به گفته هایش در مقابل همسرش پشت کند به تدریج برای همسرش قابل اعتماد نیست

******************************************************

بعضی از ما گاهی از سر ِ لجاجت ، دلخوری و شاید به نوعی تلافی کردنه رفتار ِ همسرمون

به او بی توجهی میکنیم و این رفتاری ِ که محدود به آقایون و یا حتی خانم ها نیست

اونقدر که گاهی به دایره بچه ها هم راه پیدا میکنه و مسبب ِ گرفتاریهای ِ زیادی توی ِ زندگی ِ شخصی و حتی آینده بچه های ِ ما هم میشه

با کمال ِ احترام باید گفت : که این رفتار از هر کسی که سربزنه رفتاری بچه گانه .. و بی اثر ِ

رفتاری که نه تنها طرف ِ ما رُ متوجه اشتباهش نمیکنه که بالعکس باعث ِ مشکلات و گرفتاریهای ِ
بزرگتر و جدیدتر هم میشه

امیر حضرت علی علیه السلام به بیانی دلنشین به توصیف ِ اثرات ِ این رفتار میپردازن و میفرمایند:

عالی ترین خوبیها (بین زن و شوهر) وفادار بودن به تعهدات است که در این صورت همنشین های خوبی برای یکدیگرند که اینگونه همنشینی به فرموده پیامبر اکرم(ص) ثواب نماز خواندن در مسجد النبی را دارد.

وقتی علت را از حضرت پرسیدند: حضرت در جواب فرمودند: بخاطر اینکه پنج اثر خوب و مفید که رضای خدا در آن است را در بردارد: اول اینکه اگر فرزندی از آنها متولد شود عقده ای نیست. دوم؛ چون علاقه و احترام نسبت به همدیگر بیشتر می شود زن و مرد چشمشان متوجه یکدیگر است نه غیر. سوم؛ با عشق و علاقه و بدون هیچ درگیری ذهنی برای نمازشان پایداری می نمایند که این نماز مورد توجه خداست. چهارم؛ در سخن گفتن حیا می کنند و کسی که حیا دارد خدا با اوست و بالاخره پنجم اینکه؛ الگوی دیگران می شوند.

**********************************************

همه ما بارها و بارها شنیدیم که در کتاب ِ آسمانی ِ قرآن کریم زن و مرد لباس ِ هم بیان شدن

و شاید تابحال به این نکته ظریف دقت نکردیم که یکی از دلایلی که خدا همسران رُ لباس ِ هم تعریف میکنن اینه که اونها باید حریمِ هم باشند

حریمی برای ِ حرفها

برای ِ مشکلات

برای ِ محبتها

برای ِ گرفتاریها و برای ِ خوشیها و شادیها

حریمی امن از جنس ِ وفاداری که اونها رُ از غیر جدا میکنه

حریمی که دیوار ِ نادیدنی ِ زندگی ِ ماست

**************************************************

حضرت پیامبر اکرم(صلی ا... علیه و اله و سلم) می فرمایند؛ همنشین من در روز قیامت کسی است که با همسر خود وفادار باشد. و همچنین فرمودند: نزدیکترین شما به من در فردای قیامت راستگوترین و وفادارترین شما – نسبت به همسران خود – است

***************************************************

توی ِ این وفاداری یه قصه دیگه هم هست اونم اینه که بعضی از ما وقتی گرفتاریم و مشکلی داریم به خودمون به دیگران و مهم تر این که به خدای ِ خودمون یه قولهایی میدیم که اگه گرفتاریمون حل شد .... فلان کار رُ انجام بدیم اما با عرض ِ شرمندگی وقتی مشکلمون حل میشه قول و قرارمونو یادمون میره

ماها یادمون میره و با خودمون فکر نمیکنیم که خدا هیچ چیزی رُ فراموش نمیکنه

خدایی که در قرآن کریم میفرماید:

یک عده از مردم کسانی هستند که با خدا عهد می‌بندند که اگر خدا از فضلش بما بدهد، صدقه می‌دهیم و انفاق می‌کنیم و از افراد صالح می‌شویم. اما همینکه خدا از فضلش به ایشان داد، بخل می‌کنند و به او پشت می‌کنند و به دستور خدا اعراض می‌کنند. قرآن می‌فرماید چون این ‌ها نارو زدند و به پیمان و قراری که با خدا بستند عمل نکردند پس خدا روحیه نفاق را در قلب ایشان قرار می‌دهد

**********************************************

از امروز تا روز ِ عید ِ بزرگ ِ غدیر فقط یک روز فاصله اس

و شاید جای ِ کمی درنگ و تامل داشته باشه که ما با خودمون فکر کنیم که از بین ِ همه حاضران ِ در غدیر

فقط اونهایی که به عهد ِ با امیر علی علیه السلام وفادار موندن به سعادت ِ حقیقی رسیدن

و خیلیا توی ِ این وفاداری

کوتاهی کردن و برای ِ همیشه از برکات و رحمت ِ الهی دور شدن

بی وفایی ای که سالها بعد تا کربلا هم امتداد پیدا کرد و خیلیها رُ در مقابل ِ حضرت ِ امام حسین علیه السلام قرار داد

************************************************

شاید هیچ کس باورش نشه .... اما ....

اما ... همه قصه زندگی ما آدمها ... همین ... وفای به عهده ....

و قصه ... از اون جایی شروع میشه .... که دو نفر ... آشنا یا غریبه ... با هم ...عهد می بندن ... که در کنار هم ... با مهر ... زندگی کنن ...

حاصل وفای اونها ... به عهدی که ... با هم بستن ... یه فرزنده ...

یه فرزند دلنشین و شیرین ....

فرزندی که ... سالها بعد .... با کسی عهد میبنده .... عهد میبنده ... که با مهر ... در کنارش زندگی کنه ....

و حاصل وفای اونها .... به عهدی که بستن ... یه فرزند دلنشین و شیرینه ...

فرزندی که سالها بعد ... با کسی عهد میبنده ... که در کنارش با مهر زندگی کنه ... و حاصل وفای اونها به عهدی که بستن ... یه فرزند شیرینه.....

و این قصه ... قصه زندگی ماست ... که تا ابد ادامه ... داره ....

قصه ای ... که از آغاز ... تا پایانش ... فقط ... وفای به عهده و بس....

*********************************************

کاش ....

کاش هیچ وقت ... هیچ قولی رو ... ساده نگیریم ....

بخصوص .... وقتی به بچه ها قول میدیم ....

چون عمل به قولهای به ظاهر کوچیکی که ... به بچه ها میدیم ... گاهی ... همه دنیای اونها میشه...

کاش ....

کاش هیچ وقت ... هیچ قولی رو ساده نگیریم ....

بخصوص ... وقتی ... به پدر و مادره پیرمون ... قول میدیم...

چون ... اونها گاهی ... عمل به قولهایی که بهشون میدیم رو ... به حساب سپاس ما ... از زحماتی میذارن ... که تو زندگی ... برامون کشیدن....

کاش ....

کاش هیچ وقت ... هیچ قولی رو ساده نگیریم ....

بخصوص .... وقتی به کسی قول میدیم که بهمون ... نیاز داره ... چون گاهی ... عمل ما ... به قولهایی که به دیگران میدیم ... میتونه زندگی اونها رو ... از این رو ... به اون رو ... کنه....

************************************************

همه ما ... یه واقعیتی رو قبول داریم ... اونم اینه که ....

وقتی به هزار و یک دلیل .... بد قولی می کنیم ... ناراحت میشیم ....

یعنی باید که ناراحت بشیم ....

اما ... اما ... اندازه این ناراحتی ... همیشه یه جور نیست ....

و یه جورایی ... به اون کسی بستگی داره ... که ما ... سر قولی که بهش دادیم ... واینستادیم ....

اگه اون ... آدم .... یه آدمی باشه .... که خودش هم ... خیلی رو قول و حرفایی که میزنه ... واینسته ... ما ... چندان از بدقولی مون ناراحت نمی شیم .....

اما ... اما ... اگه اون آدم .. یه آدم خوش قول باشه ... ما از بدقولی ... مقابل یه همچین کسی ... خیلی ناراحت میشیم ....

توی این آرامش شب ... یه لحظه با خودمون فکر کنیم .... با خودمون فکر کنیم ... که خدا ... هیچ وقت .... با ما بدقول نبوده ...

و واقعیت اینه که ... بدقول بودن نسبت به خدا .... خیلی درد بزرگیه ...

چون ... خدا .... با همه خداییش ... هیچ وقت ... در برابر ما... اونم مایی که ... بنده هاش هستیم .... بدقول نبوده ...

بدقولی ما به خدا ... بی انصافیه بزرگیه ....

خدا کنه ...هیچ وقت ... بی انصاف نباشیم ...

***************************************** بعضیا... وقتی بد قولی و بی وفایی می کنن ... فکر می کنن .... که همه ضرر و زیان بی وفایی شون ... فقط به اون کسی رسیده .. که نسبت بهش بد قول بودن... اما ....

اما ... واقعیت این طور نیست ....

شاید .... تو اتفاق های ساده و قولهای کوچیک ... این طوری باشه... اما .... اما ... تو مسائل بزرگ زندگی ... اصلا این طور نیست ....

مثلا به اون وقتی فکر کنین .... که دو نفر ... سر قولی که ... برای سالها زندگی به هم دادن واینستن ....بخصوص به اون وقتی فکر کنین... که این دو نفر... فرزندی هم داشته باشن ....

واضح و روشنه ... که ضرر و زیان ... بی وفایی اونها .... بیشتر از خودشون ... به فرزندشون آسیب می زنه ... و اصلا بعید نیست .... که تو یه آینده نزدیک ... اون کودک هم ... در زندگیش یه عهدی که می بنده ... پایبند نباشه ....

درسته که اساس بعضی از بدقولیها ... غفلته ... اما ... دلیله خیلی از اونها غروره .....

بد نیست اگه .... وقت بدقولی و بی وفایی هامون ... برای لحظه ای ... به این فکر کنیم ... که چه کسایی ... از بی وفایی ما ... آسیب میبینن ....

شاید این جوری .... جلوی خیلی از بدقولی و بی وفایی ها گرفته بشه ..

***********************************

شهدا

برای هر کسی ... توی این دنیا .... وطن ... جاییه که توش به دنیا میاد ... و جاییه که دوست داره ... در اون به خاک سپرده بشه...

برای هر کسی ... توی این دنیا ... وطن ... جاییه که توش نفس میکشه ... و جاییه که دوست داره ... توی اون بزرگ بشه و قد بکشه ....

برای هر کسی توی این دنیا .... وطن ... یعنی سرزمینی ... که پدر... پدربزرگ .... و نیاکانش در اون زندگی کردن ... یعنی جاییه که دوست داره ... فرزندانش هم در اون بزرگ بشن ...

برای هر کسی توی این دنیا ... وطن ... یعنی ... سرزمینی ... از خاک ... که نشانه بودن ... نشانه غرور ... و نشانه شرافت است ...

این ... خاک ... نشان مردمی بی همتاست ... نشان مردمی ... که به خاک وطن .... و به وطن ... عاشقند ...

و شاید ... برای همین است ... که گاه آدمها ... تا مرز جان ... به خاک وطن .... و به وطن ... وفادارند ...

***************************************

بعضی از ماها فکر می کنیم ... وفای به عهد .... فقط مال روزای خوب و شرایطه آسونه....

بعضی از ماها فکر می کنیم .... همین که شرایط سخت شد و عمل به قولهامون مشکل ... می تونیم زیر حرفامون بزنیم ....

اما ....

اما حقیقت اینه که .... هر چقدر شرایط سخت تربشه... عمل کردن به قولها و وفاداری ... عیار بالاتری پیدا میکنه ....

یکی از اون شرایط سخت .... خود زندگیه ... بخصوص ... وقتی چرخ روزگار به روال نچرخه .....

تو یه همچین شرایطی .. بی وفایی آسون ترین راهه ...

اما .... کاش ... توی اون لحظه ای که می خوایم از شدت مشکلات قید همه چی رو بزنیم ... به اون کسی نگاه کنیم .... که قدم به قدم ... و شونه به شونه .... تو مسیر زندگی باهامون اومده .... و هیچ وقت تنهامون نذاشته ....

شاید توی اون لحظه ... به حرمت ... وفای اون یار همراه ...دوباره ... دلمونو به خدا بسپاریم و زندگی رو حتی با مشکلات ادامه بدیم ... که وفای اون یار همراه ... به تمام دنیا می ارزه...

*****************************************

امام رضا ع

 

من ....

من .... در میان این همه ناآشنا... آشنایی غریب را میشناسم ...

من .... در میان این همه تنهایی ... همدمی غریب را میشناسم...

من در میان دنیایی که با من نیست .... مهربانی غریب را میشناسم...

کسی را که به تمام ِ وجود ... رضاست به رضای ِ خدا

سلام بر تو ای مهربان ِ غریب ِ من

بر تو

که به بهای رضای ِ خدا

غربتی عظیم را

پذیرفتی

****************

(امام زمان عج)

شاید ....شاید سخت است که بگویم .... در زمانی که ما ... به همه قرارهایمان وفا می کنیم .... به تو ... بی وفا بوده ایم ...

چه جسارت تلخی می خواهد .... این اعتراف به بی وفایی ...

اعتراف در برابر تو ... که نشان وفای خدایی ....

چه سخت است که بگویم ما ....

ما ... به تو بی وفا ... بوده ایم ...

تا آنجا که ... تو ... از ما ... به خدای وفادارت ... پناه برده ای ...

و او... تو را ... از چشم بی وفایان ... پنهان ... و در غیبتی بزرگ ... مستور کرده است ....

مستور تا زمانی ... که ما ... رسم وفا را ... بیاموزیم ...

اما ...

اما غریب وفای من!

سرمشق وفا ... به قرار استادی توست ... که بر دلهای سخت ما می نشیند ... که جز تو ... کسی ... راه این دلهای سخت را نمیشناسد ....

غریب وفای من !

ما ... بی وفا بوده ایم اما .... تو به نام خدای وفایت ... با ما ... وفا کن ....

که رسم وفا ... از اهل وفا ... خوش تر است ....

و خدا کند ... که خدا .... ما را ... به وفای تو ببخشد ... و دلهایمان را تا تو برساند ....

*************************************

خداحافظی

و برای آخر حرفی نیست .... جز امید این که .... وفادار باشیم .... به خدا ...

به زندگی ....

و به تمام کسانی که دوستشون داریم

تا قرار دوباره ... خداحافظ

********************************