افق- چهارشنبه
گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند
********************************************************
به افق آفتاب
********************************************************
به نام خدایی که با هم بودنه بندگانش را دوست دارد
و سلام
*********************************************************
با آرزوی ِ روز و ایامی خوب برای ِ همه شما عزیزان در آستانه اوقات ِ ملکوتی ِ اذان ظهر همراه ِ شما دوستان هستیم
*********************************************************
و از خدای ِ بزرگ درخواست میکنیم به یمن ِ این همراهی
برای ِ همه ما بهترینها رُ در دنیا و آخرت مقدر بفرماید
*******************************************************
در صحبتهای ِ این هفته از به افق آفتاب با هم از عوامل موثر بر زندگی ، افکار و شخصیت ِ انسان صحبت کردیم
از عواملی که خواسته یا ناخواسته در شکل و منش ِ زندگیهای ِ ما موثر بودند
از خانواده
دوستان
محیط
که هر کدوم در جای ِ خودشون درخور ِ توجه و اهمیت بودند
*****************************************************
از بین ِ این عوامل... جامعه یکی از مهم ترینه اونهاست
و در تاثیری فراگیر بر ما خواهد داشت
تاثیری که گاهی اونقدر نامحسوس بر ما اثر میذاره که شاید هیچ وقت متوجه اون نشیم
*****************************************************
پیدا کردن نشونه این تاثیرها اصلا کار ِ سختی نیست
چون معمولا در کشور ِ ما وقتی چیزی در جامعه بروز پیدا میکنه به سرعت در خونه ها و کلام و رفتارر ِ آدمها تاثیر ِ خودش ُ نشون میده
*****************************************************
تاثیراتی که هم میتونن خوب و سازنده باشن و هم متاسفانه بد و تخریب کننده
**************************************************
به عنوان ِ مثال وقتی درست یا غلط در جامعه ما برگزاری ِ مراسم ِ خاص ِ مهمانی و عروسی باب میشه .. همه به نوعی سعی میکنن که خودشونو با اون فضای ِ ایجاد شده همراه کنن چون احساس میکنن که درو بودن از اون فضا به نوعی اونها رس از فضای ِ غالب جامعه دور و دچار ِ طرد شدن میکنه
**************************************************
یا وقتی گرایش به تحصیلات ِ دانشگاهی در جامعه بالا میره ... همه ناخواسته به سمت ِ اون میل پیدا میکنن چون عمومیت پیدا کردنه اون در جامعه به نوعی به اون رفتار تاییدی و مقبولیت میده
************************************************
یا نوع ِ پوشش .... رفتار .... کلام .... معاملات و دهها و صدها چیزی که در جامعه رواج پیدا میکنه و فراتر از درست یا غلط بودنش ... صرف ِ وجودش در جامعه مردم از اون تیعیت میکنن
***********************************************
در حقیقت این تاثیر ِ نامحسوس ِ جامعه اس ..... که اگر در جهتی درست سامان دهی بشه بسیار هم میتونه مفید باشه و اگر در جهتی تادرست جهت گیری پیدا کنه براحتی نمیشه در برابر ِ عوارض و عواقبش ایستادگی کرد
************************************************
از نظر ِ شما بارزترین مصداق های ِ تاثیر ِ جامعه بر افراد و زندگی ِ اونها چی میتونه باشه؟؟؟
شماره تماس:
شماره پیامک:
**********************************************
برای ِ درک ِ بهتر ِ این موضوع بهتره به سالهای ِ قبل برگردیم به سالهایی که همین چند روز ِ پیش خاطراتش رُ مرور میکردیم
به سالهای ِ پر افتخار ِ دفاع مقدس ..... که کشور .. مردم و جامعه ما رُ به شدت تحت تاثیر ِ خودش قرار داد و فضایی ایجاد کرد که همه ما در سیطره اون بودیم
دفاع ِ مقدس مصداقی روشن از اثرگذاری ِ جامعه بر انسان ِ
چرا که همه ما خوب به یاد داریم که جنگ چطور در جزیی ترین اجزای ِ زندگی ما هم نفوذ کرد
به وجود اومدنه حسی ملی
روحیه گذشت و فداکاری
سازگاری با شرایط ِ موجود
تغییر ِ سبک و سیاق ِ زندگی با فضای ِ جنگ
به وجود اومدنه آرمانها و هدفهای ِ تازه
و ..... همه از اثرات ِ فضایی بودن که بر جامعه حاکم شده بود و ناخواسته بر همه ما تاثیر گذاشت
تاثیری الهی و معنوی که باعث ِ رشد ِ فضایل ِ معنوی و باز شدنه دیدِ ما به حقایق ِ زیادی شد
حقایقی که مقدمه برکات ، موفقیتها و پیشرفتهای ِ بعدی ِ ما گردید
**********************************************************
فارغ از مصداق ِ جدی ِ جنگ ..... توجه به بعضی از رفتارهای ِ به ظاهر ساده هم .... از تاثیرات ِ جامعه بر افراد میتونه باشه
به عنوان ِ مثال بعضی از رسم و رسوم هایی که بین ِ ما هست و هیچ سابقه و دلیلی برای ِ انجامشون نداریم اما به اسم ِ این که اون رفتارها در جامعه شایع هستند خودمونو ملزم به انجامش میکنیم
مثل ِ رسم و رسوم های ِ میهمانی و عروسی و خاستگاری و .....
مثل ِ بعضی از رفتارهایی که همه ما اذعان به نادرست بودنش داریم اما چون در جامعه شایع شده خودمونو مجاز به انجامش میدونیم نظیر ِ بعضی از زرنگ بازیها .... دور زدنها ... و البته با کمال ِ پوزش زیر آبی رفتن ها که جز آفت نیستند اما صرف ِ رواج ِ در جامعه تایید میشن
اینجا باید به این نکته مهم توجه کرد که
جامعه به خودی ِ خود عضوی اثرگذار بر زندگی ِ همه ماست چون ... ما به واسطه زندگی ِ اجتماعی ناگزیر ِ از تاثیر پذیری هستیم اما باید همیشه جایی هم برای ِ عقل وتدبیر گذاشت و این که در برابره هر چیزی صرفا پذیرنده نباشیم
بلکه اون رُ از محک ِ عقل و اخلاق و شرع عبور بدیم و اگر مورد ِ پذیرش قرار گرفت ... اون وقت خودمون مجاز به انجامش بدونیم
چون صرف ِ شایع بودنه یک رفتار در جامعه ... مُهر تاییدی برای ِ اون کار نیست
********************************************************
اگر کسانی که در بستر کارهای ِ اجرایی قرار دارن بتونن آگاهی ِ کامل و تسلط ِ مناسبی بر اوضاع و احوال و فضای ِ جامعه داشته باشن براحتی میتونن از این قدرت ِ بینهایت در مسیری کارامد و هدفمند استفاده کنند
حقیقت اینه که قدرت ِ جامعه قدرت ِ بی انکاری ِ
قدرتی ِ که میتونه بزرگترین و حتی ناممکن ترین امرو رُ هم به انجام برسونه
فقط باید کسی و یا کسانی با تدبیر ... و با شناختی صحیح از مردم بدونن که چطور میتونن نیروی ِ عظیم ِ این موج رُ به سمتی مناسب هداست کنن
به سمتی که موجب موفقیت و پیشرفتی روزافزون باشه
******************************************************
به ثمر رسیدنه انقلاب اسلامی
گذری سربلند از سالهای ِ جنگ
و حتی ... روسفید بودنه ما در سالهای ِ تحریم ِ اخیر
همه حاکی از اثر و قدرت ِ سازنده جامعه بر ماست
اثری که همه ما رُ با هم یکدل و شوقمون رُ برای ِ رسیدنه به اهدافمون بیشتر میکنه
ما از بهمن 57 به قدرت ِ اثر ِ جمع و جماعت و جامعه ایمان آوردیم
و باور داریم که دست ِ خدا با جماعت است
****************************************************
الهی! تو فرموده ای که: هر که نیکویی به ما آرد، بهتر از آن بدو باز دهم. هیچ نیکوتر از ایمان نیست که به ما داده ای. چه بهتر از آن به ما دهی جز لقای تو
الهی! تو دوست می داری که من تو را دوست دارم با آن که بی نیازی از من. پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری؛ این همه احتیاج که به تو دارم
خداوندا! هر چه از دنیا مرا خواهی داد به کافران ده و هر چه از عقبی مرا خواهی داد، به مؤمنان ده که مرا بسنده است در دنیا یاد کردِ تو و در عقبی دیدار تو.
******************************************************
از دلبــــرم به بتكـــــــده، نام و نشان نبود در كعبــــــــه نيز جلـوهاى از او عيان نبود
در خانقــــــــاه، ذكرى از آن گلعذار نيست در ديــــــر و در كنيسه، كلامى از آن نبود
در مَــــدْرسِ فقيه به جز قيل و قال نيست در دادگـــــــاه، هيچ از او داستــــــان نبود
در محضـــــر اديــــب شـــــدم، بلكه يابمش ديــــدم كلام، جـــــز ز معــــانى بيان نبود
حيــــرتزده شـــــدم به صفــــــوف قلندران آنجــــا بجــــز مديحتى از قلـــــــدران نبود
يك قطــــره مـــــى ز جام تو اى يار دلفريب آن مى دهد كه در همـه ملك جهان نبود
يك غمزه كرد و ريخت به جان، يك شرر كز آن در بــــارگـــــــــاه قــدس برِ قدسيان نبود
******************************************************************