به نام خدا و سلام

********************************************

راه شب ِ امشب تقدیم به همه آدمهای ِ منصف ِ دنیا

به اونایی که جای ِ انصاف توی ِ زندگیهاشون خالی نیست

**********************************************

انصاف بزرگ و کوچیک نداره فقط اینو بدونین که آدمای ِ اهل ِ انصاف تو دل ِ بقیه بیشتر جا دارن

تازه ، خدا ، کاراشونم ،  بیشتر راه میندازه

********************************************

امیدوارم مثل ِ همیشه ای که به یاد ِ هم هستیم و همدیگه رُ دوست داریم

کمی هم به حرمت ِ محبت ، با هم منصف باشیم

انصافی که باور کنین زندگیهامون شیرین تر و حال ِ دلمونو بهتر میکنه

**********************************************

حال ِ همتون هر جای ِ ایران که هستید

خوب و خوش

************************************************

(داستان)

خدا سایه همه بزرگترها رُ حفظ کنه

من توی ِ دنیای ِ به این بزرگی هیچ کسی رُ منصف تر از آقاجونم ندیدم

انصافی که یه جاهایی جز خودش هیچکی نمیتونه رعایتش کنه

یادمه بچه که بودم با شروع ِ فصل ِ مدرسه دیگه نمیتونستم از صبح برم کمک ِ آقاجون

و معمولا بعد از مدرسه یه سری بهش میزدم که البته آقاجون به اونم راضی نبود و مدام بهم میگفت که برم خونه و سر ِ درس و مشقم باشم

یادمه تو بچگی بهش گفتم : شما خوشحال نمیشی من بیام کمکت؟

آقاجون بهم گفت: تو الان باید درس بخونی ، درسته وقتی میای اینجا کارِ من کمتر میشه اما این انصاف نیست که من بخاطر ِ خودم وقت ِ تو رُ بگیرم که به درس و مشقت کمتر برسی

یادم  یکی از  همون روزایی که از مدرسه رفتم پیش ِ آقاجون ..... آقا فتاح ، یکی از دوستاش ، واسش  یه چوب ِ  مرغوب  آورد

یه چوب که آقاجون باهاش یه  میز ِ کنده کاری شده بسازه

یادمه چوب ِ خیلی سفتی بود و اقاجون واسه نرم شدنش بهش روغن میزد تا بتونه راحت تر باهاش کار کنه

یه چیزی نزدیک به سه ماه  روی ِ اون میز کار کرد

انقدر قشنگ شده بود که خیلیا توی ِ همون بازارچه حاضر بودن چند برابر ِ قیمت بخرنش

درست سر ِ قرار اقا  فتاح اومد پیش ِ آقاجون .... از نگاهش به میز معلوم بود که خودشم فکر نمیکرده که کار انقدر عالی بشه

همون موقع دست توی ِ جیبش کرد و یه بسته پول گذاشت روی ِ میز ِ آقاجون .. با یه نگاه میشد فهمید که اون پول ، پول ِ زیادی ِ

اما  اقاجون همین طور که کنار ِ سماور ِ مغازه داشت چایی میریخت گفت: اجرت ِ من فقط سیصد تومنه چون پول ِ چوبم خودت دادی

 

پولی که آقا فتاح روی ِ میز گذاشته بود حداقل صد برابر ِ اجرت ِ آقاجون بود

آقا فتاح هاج و واج گفت : سیصد تومن اونم واسه یه همچین کاری ....

آقاجون هیچ وقت آدم ِ پرحرفی نبود و میدونست که سر و کله زدنه با آقا فتاح بی فایده اس

سیصد تومن از روی ِ پولها برداشت و بقیه شُ گذاشت کنار ِ استکان ِ چاییش

ظرف ِ نقل ُ جلوی ِ آقا فتاح گذاشت و بعد انگار که یه چیزی یادش بیاد

از زیرِ میز ِ نجاریش یه ظرف ِ بزرگ ِ روغن بیرون آورد

ظرف ُ روی ِ ترازو گذاشت و یه جور یکه انگار با خودش حرف میزد گفت: دو کیلو ازش کم شده

یعنی دو کیلو از وزن ِ میزت مال ِ همین روغنهاست که باید از اجرت کم کنی

چون وزن ِ واقعی ِ میزت نیست

 

اون وقت بود که جلوی ِ چشمای ِ گرد شده من و آقا فتاح صد  تومن از سیصد تومن ُ برگردوند

 

آقا فتاح گفت: هر کس ِ دیگه ای جای تو بود بیشتر از اینا از این میز عاید ِ خودش میکرد

آقاجون گفت: من میدونم چیکار کردم ، مزد حلالش هم همینه

اگر غیر از این بگیرم  انصاف نیست.... میدونی آقا فتاح ما هر کدوممون خودمون بهتر از بقیه میدونیم که چیکار کردیم و چه طور کار کردیم .... اگه با خودمون روراست نباشیم به خودمون بی انصاف بودیم

خدا رحمت کنه پدرم ُ همیشه  میگفت: انصاف یعنی این که هوای ِ بقیه رُ بیشتر از خودت داشته باشی

واسه سود و منفعت ِ خودت ، حق و ناحق نکنی ....

میگفت : همه فکر میکنن انصاف داشتن آسونه اما سخت ترین کار ِ دنیاست

بخصوص وقتی دوست و آشنا و زن و بچه ات طرفِ حسابت بشن

 

شما چی فکر میکنین؟؟؟

به نظر ِ شما انصاف داشتنه توی ِ زندگی یعنی چی؟؟؟

کیا توی ِ زندگیهاشون با انصافن؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:  
***************************************************

حضرت علی علیه السلام میفرمایند: بر پایه انصاف ، دوستى استوار مى‏شود

****************************************************

اولین قدم برای ِ منصف بودن ، انصاف داشتن نسبت به خودمونه

بعضی از ما توقعات ِ زیادی از خودمون داریم

خودمونو خیلی توبیخ میکنیم و معمولا چندان راحت خودمونو نمبخشیم

ممطئن باشین اونایی که نسبت ِ به خودشون بی انصافن

نمیتونن نسبت ِ به دیگران چندان با انصاف رفتار کنن

***************************************************

اگه یه نگاهی به دور و برمون بندازیم میبینیم که خیلیا چون احساس میکنن که در حقشون بی انصافی شده توی ِ دلشون دلخورن

خیلیا از بی انصافیها عصبانی ان

خیلیا با هم قهرن

و خیلیا سالهاست که به اسم ِ همون بی انصافی .... قیدِ فامیل و دوستهاشونو زدن ............

من نمیدونم توی ِ این کدورتها حق با کیه

اما اینو میدونم که

با انصاف بودن هیچ خرجی نداره

فقط یه دل ِ صاف و مطمئن میخواد اما

باهاش میشه خیلی چیزه بدست آورد و جلوی ِ خیلی از گرفتاریها و تلخیها رُ گرفت

امیر بلاغت حضرت علی علیه السلام میفرمایند: با انصاف برادریها ها ادامه می یابد

**************************************************

خانواده

همسر و بچه های ِ ما از اون دست کسایی هستن که بیشتر از بقیه از بی انصافیهای ِ ما ضرر میکنن

لطفا مراقب ِ رفتار و حرفهامون باشیم

چون منصف نبودن ، خیلی چیزها رُ تلخ میکنه

***************************************************

بعضیا فکر میکنن بی انصافی اتفاق ِ معلوم و واضحی ِ

اما معمولا خیلی از ما بدونه این که متوجه باشیم

با یک حرف ِ ساده ..... یه اشاره کوچیک و حتی یه تصمیم و اظهارنظر نابجا

دچار ِ بی انصافی میشیم

بی انصافی که گاهی مقدمه کدورتهای ِ زیادی میشه

و حتی شکستنه دلهایی که شاید دیگه هیچ وقت به وضع ِ اول برنگردن

 

اگر طالب ِ لحظه هایی خوش برای ِ زندگی هستید هوای ِ انصاف رُ داشته باشین

**************************************************

آدمهای ِ با انصاف همیشه دور و برشون شلوغ ِ

.... چون دوست و رفیق زیاد دارن

و هیچ وقت تنها نمیمونن

حضرت علی علیه السلام میفرمایند: شخص با انصاف ، یاران و دوستان بسیارى دارد.

***************************************************

نمیدونم تعریف ِ شماها از انصاف چیه.. اما میگن انصاف یه جورایی دیدنه حق ِ

و این که اگه فهمیدی حق با کیه .. حتی اگه به ضررت بود ازش حمایت کنی

در روایات ِ ما گفته شده که انصاف به معنی ِ گفتن ِ حق ِ حالا چه به ضررمون باشه و چه به نفعمون

و همین طور گفته شده که اگه اون چیزی رُ که برای ِ خودمون دوست داریم برای ِ دیگران هم دوست داشته باشیم

آدم ِ منصفی هستیم

*********************************************************

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) از خداوند متعال نقل فرمودند که حضرت حق فرمود::

ای بنی آدم! چرا انصاف نداری؟ من با دادن نعمت، دوستی خودم را به تو ثابت می کنم؛ ولی تو بر انجام گناه اصرار می ورزی؟!

خیر من همیشه به سوی تو نازل است، اما شر تو به سوی من بازمی گردد و هر روز، فرشته کریمی از تو برای من، عمل غیر صالح می آورد. ای فرزند آدم! هنگام خشم، مرا یاد کن تا من هم هنگام خشم تو را یاد کنم و در عذاب هایی که تو را محو می کند، غرقت ننمایم

***************************************************

انصاف اتفاق ِ پیچیده ای نیست و گاهی در ساده ترین لحظه های ِ زندگی ِ ما هم به بروز میرسه

" دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصفمی كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :‌
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند."

*****************************************************

دزد با انصاف

روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند.
و من دزد مال او هستم، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ؛
آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است…

**********************************************

بعضی از ما فقط دعوت کننده های ِ خوبی به رعایت ِ انصاف هستیم در حالی که حضرت امام صادق(ع) اين روش را بي انصافي دانسته، میفرمایند: از انصاف نيست كه تنها برادران خود را به رعايت انصاف دعوت كني و خود هيچ همتي و تلاشي در اين باره نداشته باشي

**********************************************

(برای شهدا)

در سرزمين من سالهايي قبل از امروز روزهايي رسيد

که معرکه ای  سخت ، محک عيار مردان شد

روزهايي که در آن بهاي اميد بستن به خدا

و رضا بودن به رضاي او.... گاه ... جان ميشد

معرکه اي که مرد ميطلبيد

و تنها مرداني راستين که به دل خدايشان را دوست داشتند

و سر سپرده او بودند

قدم به راه رضاي او گذاشتند ... راهي که براي گذر از آن .. از جان گذشتند

تاريخ .... تا ابد هم که بگذرد ... در مقام اطمينان و اميد به خداي بزرگ

کسي چون آنها را به خود نخواهد ديد

کساني که به حرمت گذر از جان ... به مقام شاهدان حريم الهي رسيدند

و به نام شهيد شهره شدند

********************************************

(حضرت امام رضا علیه السلام)

خدا ميدانست که ما هيچگاه به درک محبت او نميرسيم

و ميدانست که ما آنقدر کوچکيم که باور مهربانيه او در خاطرمان نميگنجد

و ميدانست که ما هيچگاه به درک آن نميرسيم که او تا کجا دلواپس ماست

و ميدانست که هيچگاه به درک آن نميرسيم که او تا کجا دوستمان دارد شايد

براي همين بود که کساني از تبار آسمان را

مونس تنهايي مان کرد

تا در لحظه هاي سخت بدانيم

که کسي هست

کسی که میتوان بار ِ غصه ها را بر شانه هایش سبک کرد

کسي چون امامي رئوف ... که دربهاي آستانش هميشه باز هست

و نگاه مهربانش .... هميشه در انتظار کسي ست که  بيايد

و بار غصه اش را ... به دل مهربان او ... بسپارد

به دلي که آينه خداست

اينجا آستان امن امام رئوف

علي بن موسي الرضا ست

*********************************************

(حضرت امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف)

ساده ميگويم .... تا حرفهايم ...  به ابهام نرسد

کوتاه ميگويم

تا حرفهايم

کسي را خسته نکند

من ... در تمام عالم

و در تمام روزها و شبهايي که برايم ميگذرد

و در ميان تمام آنچه که برايم آشنا و ناآشنايند

و در ميان تمام اميدها و آرزوهايم

و در ميان تمام صداها و سکوتهايم

تنها

به

اشتياق اجابته يک دعاست

که چشم هايم به آسمان است

و دستهايم اميدوار ....

به اشتياق آن که

تمام شود اين روزها و شبهاي بي او

و دلم آرام شود

به بودنه کسي

که دنياي انتظار است .....

من

ميدانم ... و به دل باور دارم

که دعايم

به اجابت ميرسد

*********************************************

(خداحافظی)
برای آخر حرفی نیست جز امید ِ این که انصاف جای ِ خالی ِ خیلی چیزها رُ توی ِ زندگیهامون پر کنه

تا با دلی گرم تر زندگی کنیم

تا قراری دوباره

خداحافظ

*****************************************************