برنامه گرای وطن- 5 شنبه 4 مهر
به نام خدا و سلام
***************************************************
این فرصت مجالی کوتاه در گفت ِ حقیقتی بزرگ است
حقیقت ِ آن که جنگ هیچ وقت اتفاق ِ خوبی نبوده است
اما وقتی تو دوست باشی و دیگری به دشمنی وطنت را نشانه بگیرد
تو موظف به دفاعی
دفاع از سرزمینی که همه باورهایت
همه دوست داشتنی هایت
همه زندگی و بودنت به آن گره خورده است
اینجاست که دفاع ِ تو از خاکت ، دفاعی میشود ، مقدس
************************************************
جنگ ِ ایران و عراق جنگی نابرابر بود چون همه دنیا با عراق بودند و همه جانبه و بیشتر به لحاظ ِ نظامی عراق را تامین میکردند
شاهد ِ این ادعا تسایحاتی به جا مانده از سالهای ِ دفاع ِ مقدس است که به نحوی واضح سند ِ ساخت ِ ان مربوط به کشوری غیر از عراق میشود
و باز البته روشن ترین مصداق ِ این کلام
تسلیحات ِ شیمیایی ِ مرگباری ست که به صدام داده شد تا در جنگ ِ علیه ایران از ان استفاده کند
سلاحی که هنوز هم آثار ِ اون باقیه
اما ما با امید و تیکه به خدای ِ بزرگ مصداق ِ
گروه ِ اندکی شدیم که به گروهی کثیر غلبه کردن
***********************************************
این روزها برای ِ ما فرصتی برای ِ به یاد آوردنه کسایی ِ که هستن نه کسایی که از بین ِ ما رفتن
شهید سید مرتضی آوینی به زیبایی بیان میکنند که
شهدا از دست نمی روند، به دست می آیند.
*******************************************
برای ِشهدای ِ ما مقصد رضای ِ خدا بود و بس
چنان که شهید عباس خدمتگزار در وصیت نامه خودش این طور مینویسه که :
خدایا اگر مرگ من، خدمت به اسلام است مرا بمیران
و اگر حیاتم به نفع اسلام است مرا زنده نگه دار
***********************************************
در جنگ گاهی صحنه هایی به ظهور میرسه که وحشت و ترس ِ زیادی رُ به دلها مینداره
وحشتی که شاید باعث
بشه حتی بزرگترین مردان هم راه رُ به نیمه
رها کنن و قید
ِ همه چیز رُ بزنن
اما سید شهیدان اهل ِ قلم به کلامی ساده وصف ِ شجاعتِ سربازان ِ جبه نبرد رُ میکنه و میگه
سربازان امام زمان(عج) از هیچ چیز جز گناهانِ خویش نمی هراسند.
*********************************************************
بعضیا فکر میکنن جنگ برای ِ بعضیا یه راه ِ فرار ِ از مسئولیتهای ِ زندگی بوده
اما قطعا قصه برای ِ ما جور ِ دیگه ای میشه اگر خاطرات ِ بچه های ِ اون روزها رُ بشنویم
" توی خط مقدم، هر وقت بیکار می شد یا نوبت نگهبانیش می رسید برای کنکور می خواند. خبر قبولیش تو پزشکی دانشگاه تهران، وقتی به خانوادش رسید که وحید رضا شهید شده بود"
*****************************************************
جنگ برای ِ خیلیا معانی ِ مختلفی داره اما قطعا شنیدنه تعریف ِ جنگ از زبون ِ مردهای ِ جنگ چیز ِ دیگه ای ِ
شهید مصطفی چمران در وصف ِ جنگ بیان میکنن که : خدایا هنگامی که شیپور جنگ طنین انداز می شود، قلب من شکفته شده به هیجان در می آید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص می کند، جنگ بهترین محک امتحان برای فدائیان از جان گذشته است، در جنگ همه شعارهای میان تهی، همه ادعاهای پوچ، همه خودنمایی ها و غرورها و خودخواهیها فرو می ریزد . در جنگ مرد حق فرصت دارد که با حربه شهادت بر شیاطین کفر و ظلم بتازد، در جنگ حیات با شرف مبادله می شود، در جنگ مرد خدا می تواند با قربان کردن جان خود، ایمان خویش را به خدا و به هدف اثبات کند.
****************************************************
قطعا هر کسی توی ِ این دنیا دوست داشتنیهایی داره
اما لحظه مهم اون لحظه ای که بتونی بین ِ دوست داشتنیهات انتخاب کنی
شهید ناصر عاشوری در وصیت نامه خودش مینویسه
پدر و مادر چشمان من هستند و امام قلب من،
بدون چشم می توان زندگی کرد اما بدون قلب هرگز.
*********************************************
آیا می دانید... در طول 8 سال جنگ تحمیلی تبعه حدود 32 كشور جهان به نفع صدام با جمهوری اسلامی ایران می جنگیدند و به عنوان نمونه ناتو در اواخر جنگ 9 تن از خلبانان ورزیده خود را در اختیار صدام جهت زدن مراكز مهم ایران داده بود. همچنین عراق را مجهز به سلاح های شیمایی و توپ های دوربرد و امكانات پیشرفته مخابراتی و همچنین عملیات جنگ روانی در داخل كشورمان به راه انداخته بود.
آیا می دانید... كشور آلمان عمده ترین تأمین كننده تجهیزات شیمیایی صدام بود مخصوصاً عامل مرگبار «خردل» «تابون» و «سارین» را تهیه و در اختیار رژیم صدام قرار داد.
*********************************************
توی ِ جنگ همه چیز حساب و کتاب ِ دیگه ای داشت حتی
درجه های نظامی و حتی حساب ِ فرمانده و سرباز بودن
"انباردارمون گفت: " یه بسیجی اینجاست، که عوض ده تا بسیجی کار می کنه! میشه این نیرو رو بدی به من تا تو انبار ازش استفاده کنم؟؟ "
بهش گفتم: " کو؟ کجاست؟ "
گفت: " همون که داره گونی ها رو، دو تا دو تا می بره توی انبار "
نگاه کردم ببینم کیه. گونی ها جلوی صورتش بود و دیده نمیشد . . . رفتم نزدیک تر، نیم رخش رو دیدم. آقا مهدی باکری بود! فرمانده ی لشکرمون!
تا
من رو دید، با چشم و ابرو اشاره کرد که به انباردار چیزی نگم. می خواست کارش رو
تموم کنه . . .
دل توی دلم نبود، اما دستور آقا مهدی بود. نمی تونستم به انباردار بگم
این فرمانده ی لشکره که داره عوض ده تا بسیجی کار میکنه . . .
گونی ها که تموم شد، آقا مهدی گفت: " پاشو بریم "
رفتیم و کسی نفهمید فرمانده ی لشکر"
***************************************
جنگ اونقدر سخت و نفس گیر بود که هر لحظه اش انتخاب بود
" آب جیره بندی شده بود.آن هم از تانکری که یک صبح تا شب زیر تیغ آفتاب مانده بود. مگر می شد خورد!
به من آب نرسید، لیوان را به من داد و گفت: "من زیاد تشنم نیست ، نصفش رو خوردم.بقیه ش رو تو بخور ، گرفتم و خوردم."
فرداش بچه ها گفتند که اصلا جیره هر کس نصف لیوان آب بود"
*************************************************
جنگ حقایق ِ بزرگی داره که گاهی به هیچ وجه نمیشه تعریفش کرد
" 19سالش بود رفت جبهه
توی یکی از عملیات ها ترکش خورد به نخاعش
حالانزدیک به 27 ساله که روی تخت به این صورت خوابیده گاهی پهلو به پهلوش می کنند"
********************************************************
مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... خامنه ای در تفسیری زیبا از سالهای ِ جنگ بیان میکنن که
اگر ملت ايران هشت سال جنگ تحميلى را نمىداشت، البته خيلى از ويرانيها را، خيلى از فقدانها را، خيلى از خسارتها را نمىداشت؛ اما اين اعتماد به نفس را هم نمىداشت؛ اين قدرت علمى، نظامى و پيشرفت صنعتى را هم نمىداشت؛ اين عزّتى را هم كه در مقابل چشم جهانيان به دست آورده است، نمىداشت؛ اين حالت يأس و نااميدى از تسلّط بر اين ملت هم در دل دشمنان بزرگ او به وجود نمىآمد
********************************************************
آیا می دانید... حدود 5% از جوانان كشورمان حضور مستمر در جبهه ها داشتند و مابقی در پشت جبهه خدمت می كردند؟
آیا می دانید... بزرگترین عملیات دفاع مقدس با رمز یا زهرا به پیروزی رسید؟
****************************************************
پسرم می پرسد : تو چرا می جنگی؟
من تفنگم در مشت
کوله بارم بر پشت
بند پوتینم را میبندم
مادرم آب و آیینه و قران در دست
روشنی در دل من میبارد
بار دیگر پسرم می پرسد: تو چرا میجنگی
با تمام دل خود میگویم
تا چراغ از تو نگیرد دشمن .
**************************************************
خیلی ها فقط سنشون بالا رفته ولی بزرگ نشدن ؛
بعضی ها هم - حتی با سن پایین - بزرگ شدن و بزرگ هستن ...
میتونه سیزده سالت باشه ، ولی بزرگ باشی؛ خیلی بزرگ
مثل یک شهید ، مثل یک حسین فهمیده
*****************************************************
با زهم پایان و ما و ناگفته ها
تا فرصتی دوباره خداحافظ