افق- چهارشنبه
*******************************************************
به افق آفتاب
******************************************************
به نام ِ خدایی که به انسان دو موهبت ِ بزرگ اعطا کرد
عقل و احساس
و
سلام
******************************************************
با بهترین امیدها و آرزوها و در بهترین اوقات از روز با شما هستیم
**********************************************************
با شما هستیم تا مقدمات ِ حضور ِ در آستان ِ خدایی بزرگ و صحبت ِ با او رُ مهیا کنیم
*********************************************************
کلامی به ترنم ِ آوای ِ خوش ِ نماز که جز نور و ارامش و خوبی نیست
*****************************************************
کلامی از جنس ِ یاد و نام ِ خدا که جان و دل ما رُ مصفا خواهد کرد
***************************************************************
امروز هم به قرار ِ همراهی با هم از کلامی صحبت میکنیم که معرفت ِ ما رُ به خدای ِ مهربان بیشتر و عمیق تر کنه
از احساس ... دل ... و عشق که نعمتی بزرگ از جانب ِ خدا به ماست
نعمتی که مثل ِ همه هدایای ِ خدای ِ بزرگ اگر در مسیر ِ خودش قرار بگیره
طی ِ راه ِ بندگی رُ برای ِ ما آسان تر و مقصد رُ نزدیک تر خواهد کرد
*************************************************************
احساس از اون دست حقایقی که به تعداد ِ آدمها براش تعریف وجود داره
و هر کسی درک ِ خودش رُ از این واژه پر معنا
بهترین و درست ترین درک میدونه
*******************************************************
احساس حقیقتی شخصی و درونی و شاید همین مساله سببی باشه برای ِ این که خیلی از ما از نظر و تجربه دیگران غافل بشیم و خدایی نکرده این موهبت ِ پاک ِ الهی زمینه ساز ِ
سرگردانی و سقوط ِ ما بشه
******************************************************
احساس به مثابه دریای ِ خروشانی ِ که اگر در برابر ِ موجهای ِ پریشانش مهار و حفاظی نباشه
نه تنها زیبایی نخواهد داشت که ویرانگر هم خواهد بود
*******************************************************
شاید برای ِ همین باشه که بزرگانم و انسانهای ِ فرهیخته و حتی اونهایی که به تعریفی درست از زندگی رسیدن همیشه برای ِ احساسشون حفاظی دارن
حفاظی از جنس ِ عقل و منطق که اجازه وسعت گرفتنی بی مهابا رُ به اون نمیده
احساسی که در پناه ِ عقل
جز سازندگی و منفعت و ارامش نیست
********************************************************
به نظر ِ شما بهترین راهی که میشه احساس رُ در کنترل داشت چیه و اصلا چرا باید برای ِ احساس حفاظ و مهاری داشت ؟؟؟
شماره تماس:
شماره پیامک:
****************************************************
متاسفانه سوءتفاهمی که در این مورد وجود داره اینه که بعضیا از روی ِ دید ِ نا مناسب و آگاهی ِ ناکافی
فرقی بین ِ احساس و محبت قائل نیستن
اونها در رتصوری نادرست این طور برداشت میکنن که محبا باید بی هیچ حد و حدودی به دیگران اعطا بشه
و اگر کسی خلاف ِ این رفتار کرد از جرگه مهر و مهربانی بیرونه
اما
اما ساده ترین پاسخ به این عزیزان اینه که هیچ غنچه و نهالی با دادنه آب ِ بیش از حد و
نور ِ بیش از نیاز ، بهتر رشد نخواهد کرد که اتفاقا این نور ِ و آب زیاد مقدمه نابودی و از بین رفتنه اون غنچه و نهال خواهد بود
پس برای ِ احساس هم مثل ِ هر چیز ِ دیگه ای توی ِ این دنیا حد و اندازه ای وجود دارهو اگر ذره ای از این حدود خارج بشیم
ضرر و خسران حاصل ِ ماست
**************************************************************
یکی از شایع ترین احساس های ِ فاقد ِ کنترل
احساس ِ بعضی از مادرها به فرزندانشونه
احساسی که معمولا به اسم ِ محبت ِ مادری به اونها داده میشه ، و اتفاقا مادرهایی از این دست تصور میکنن که با این احساس ِ بی حساب ، وظیفه مادری ِ خودشون رُ بهتر و کامل تر انجام میدن
غافل از این که حاصل ِ این عشق و محبت و احساس ِ بی اندازه
فرزندانی وابسته ، ضعیف ، فاقد ِ اعتماد ِ به نفس و نا موفق خواهد بود
پس اگر دنبال ِ محبت ِ واقعی هستیم باید بپذیریم که احساسهای ِ در حصار ِ عقل ، اثر و نتیجه بهتری در فرزندان ِ ما خواهد داشت و موجب ِ دلزدگی هم نخواهد شد
***************************************************************
موردِ شایع ِ دیگه ء این احساس های ِ بی مهار
بین ِ نوجوونها و جوونهای ِ ماست که البته با وجود ِ این که بخشی از این مساله طبیعی و فراخور ِ سن ِ اونهاست اما
نباید چندان هم به افراط کشیده بشه
و اگر نوجوانها و جوونها در خانواده هایی مناسب و ارام و با
تربیتی ساختار یافته بزرگ شده باشن
خودشون بعد از مدتی متوجه ِ این افراط و تفریط خواهند شد و به تنهایی و یا به کمک ِ دیگران از مشکلاتِ احتمالی پیشگیری خواهند کرد
اما با کمال ِ تاسف امروزه عدم ِ کنترل ِ بر احساسات یکی از ریشه های ِ مهم ِ گرفتاریهای ِ فردی و خانوادگی ِ ماست
گرفتاریهایی که نه فقط به جوونها و نوجوونها و مادرها که حتی به همسران و پدرها و بزرگترهای ِ ما هم کشیده شده
احساساتی نه فقط از جنس ِ محبت که گاهی ما بر عصبانیت، غم ، خشم و بسیاری از حس های ِ درونی مون کنترلی نداریم
عدم ِ کنترلی که معمولا فاجعه ساز میشه
*********************************************************
بسیاری از طلاقها
بسیاری از مشاجرات
عدم وجود ِ رابطه درست ِ بین ِ والدین و فرزندان
تعداد ِ زیادی از درگیریها
قتلها
شکستهای ِ عاطفی
و ..... همه از یک لحظه عدم ِ کنترل ِ ما به احساساتمون نشات میگیرن
یک لحظه ای که اگر در مهار ِ عق و تدبیر ِ ما بود از بسیاری از مصیبتها جلوگیری میکرد
***************************************************
برای ِ کنترل ِ احساسات به تعداد ِ آدمهای ِ روی ِ زمین راه وجود داره
اما تجربه نشون میدهخ که حفظ ِ آرامش و استفاده از عقل بهترین کنتر ل ِ
*********************************************************
البته باید بدونیم که داشتنه این کنترل اتفاقی آنی و تصادفی نیست
باید راه و رسم ِ مهار ِ احساستمونو خوب یاد بگیریم و خوبتر تمرین کنیم
چون بدونه تمرین چندان موفق نخواهیم بود
*******************************************************
اینجا از ذکر ِ یک نکته مهم غفلت نمیکنیم و اون هم این که معنای ِ کنترل ِ احساسات نادیده گرفتن و حذف اونها نیست
مفهوم پیدا کردنه شناخت ِ درست از احساسات و بهترین راه ِ بروز ِ اونهاست
چرا که احساسات ِ ما اگر در جا و زمانی مناسب و در بستری مستعد بروز پیدا کنن
پله ای برای ِ رشد و بالندگی ِ ما خواهند بود
که اگر غیر از این بود خدای ِ بزرگ نعمت ِ دلنشین ِ احساسات رُ به ما اعطا نمیکرد
**********************************************************
(مناجات)
خدایا
ای بهترین انیس و مونس من! تو طبیب دردهای نهان منی و به آنچه گرفتار آن بوده و هستم آگاهی، تو بیماری درونی ام را درمان و مرا بیش از هر زمان دیگر مرهون لطف خود کن تا از هر خطایی مصون باشم و بال پرواز ده تا در قله های علم و معرفت به خشنودیت نزدیک شوم.
خدایا! تو به من اجازه فرمودی تا تو را بخوانم، از غیر تو قطع امید کرده ام. تو به من صفای باطن عطا فرما و مرا در قرب و جوار خود جایم بده
**************************************************
ای همه هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
آنچه تغیر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست
هر که نه گویای تو خاموش به
هر چه نه یاد تو فراموش به
پیش تو گر بی سر و پای آمدیم
هم به امید تو خدای آمدیم
جز در تو قبله نخواهیم ساخت
گر ننوازی تو که خواهد نواخت
درگذر از جرم که خوانندهایم
چاره ما کن که پناهندهایم
****************************************************