در گذر ِ تاریخی ِ ما بزرگان ِ زیادی به منش ِ کریمانه بلند آوازه شدند

بزرگانی مثل ِ پوریای ولی، از پهلوانان نامدار که از مردانگی او حکایت های زیادی زبانزد مردم ِ

پوریای ِ ولی کلامی آضنا با این مضمون دارد که

گر بر سر نفس خود امیری، مردی

ور بر دگری نکته نگیری، مردی

مـــردی نبود فتــاده را پــای زدن

گر دستِ فتاده ای بگیری، مردی

حضرت حافظ هم در کلامی مشابه میگوید:

ای صاحب کرامت! شکرانه ی سلامت

روزی تفقّدی کن، درویش بینوا را

*********************************************

در کلام ِ بزرگان آمده است که خداوند .. روزی ِ نیازمندان رُ در مال ِ توانگران و ثروتمندان قرار داده و این یعنی، سهم ِ مشخصی از داشته های ِ اونها امانتی در دست ِ اونهاست که باید به صاحبانش برگردونن ....

شاید این ابهام در ذهن ِ ما پیش بیاد که چرا خدا از اول .. این سهم رُ به خود ِ اون نیازمندان نداده و با واسطه این سهم رُ به اونها میرسونه

برای ِ جواب باید گفت که خداوند .. برای ِ هر کاری مسیری داره که از حکمت اونه

و دوم این که با بخشش ِ این سهم از توانمندان به نیازمندان .. جریانی از احسان ُ و محبت در بین ِ مردم .. شکل میگیره که ارزشش خیلی بیشتر از اون سهم ِ مادی و معنوی ِ

خداوند با این جریان نه فقط دنیا که آخرت ِ انساتها رُ هم آباد میکنه

****************************************

حضرت امیر علی ع مروت را در سه چیز میداند و میفرمایند:

مروت سه جیز است:
بذل و سخاوت، در عین تنگ دستی
تحمل و بردباری، بدون ذلت و خواری
عفاف ورزیدن از سؤال و طلب.

*********************************************

حضرت محمد صلی ا.. علیه و آله و سلم در کرامت هم یگانه عالم هستند

در گذری تاریخی اورده شده است که

از فرازهای برجسته ء دوران جوانی رسول خدا صلی الله علیه وآله پیش از بعثت، شرکت و عضویت او در پیمانی بود که عده ای از جوان مردان قریش برای دفاع از حقوق افتادگان و مظلومان بستند .این گروه، خود را ملزم و متعهد می دانستند که به استغاثه و استمدادهای بی پناهانی که به حق شان تجاوز می شود پاسخ دهندو پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از این پیمان به عظمت و نیکی و با افتخار یاد می کرد و هرگز حاضر نبود به هیچ قیمت آن را بشکند

*********************************************

کریم بودن توی ِ زندگیهای ِ ما یه چیزی ِ که همیشه دو تا کفه زندگی رُِ برابر نگه میداره

همه ما توی زندگیهامون با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم .... مسائل و مشکلاتی که تعادل ِ زندگی مونو به هم میزنه

یه همچین وقتایی اکثر ِ آدما نمیتونن به خودشون مسلط باشن

و درست فکر کنن

اغلب ِ آدما توی ِ این شرایط دنبال ِ این هستن که حق ِ خودشو به دست بیارن در حالی که توی اون لحظه فقط باید به برقرار کردنه دوبارهء تعادل فکر کرد

به این که همه چی سر ِ جای ِ اولش برگرده و تَنِش جای ِ خودشو

به آرامش بده

برای ِ رسیدنه به این ارامش شاید لازم بشه که یکی از حق ِ خودش بگذره

اگه توی این معرکه کسی که از حق ِ خودش میگذره همون کسی باشه که حق با اونه کارش جز کرم و بخشش

نیست

یادمون نره که اگه هیچ کس هم نبینه خدا شاهد ِ همه چیز هست

و خودش به بهترین شکل برامون جبران میکنه

*******************************

کریم بودن و کرم کردن ِ نسبت ِ به دیگران برامون سخت نخواهد بود اگر باور کنیم که همه ما یه روزی نیازمند ِ به کرامت ِ دیگران در حق ِ خودمون هستیم

***********************************

کاشکی

 

کاشکی

کاشکی ما میتونستیم به احترام کرم خدا برای لحظه ای چشمهامونو روی خطاهای دیگران ببندیم

 

 

کاشکی

کاشکی ما میتونستیم به احترام کرم خدا برای لحظه ای به اونایی فکر کنیم که ذره ای از زندگیه ما و شاید یک ماه از درآمد زندگیمون بتونه زندگیشونو زیر و رو کنه

 

کاشکی

کاشکی ما به احترام کرم خدا برای لحظه ای

بی منت

دست کسایی رو که به سمتمون دراز شده رو میگرفتیم

 

کاشکی

کاشکی ما به احترام کرم خدا برای لحظه ای باور میکردیم که ما از خودمون هیچی نداریم و هرچه هست همه از خداست

خدایی که دوست داره ما

اونچه رو که بهمون هدیه کرده

به دیگران هدیه کنیم

***********************************************************

(حضرت امام رضا ع)

من اینجا ... از نو برایت می نویسم ...

من ... از ... نو برایت می نویسم سلام ...

مینویسم که ... حال همه ما خوب است ...

و ملالی نیست ... جز دوری تو ....

اما ...

اما ...

به تو نمی شود ... دروغ گفت ...

که تو ... حرف دلها را میدانی .....

پس ...

من ...

باز ... از نو برایت ... می نویسم ...

مینویسم که اینجا ... حال هیچ کس ... خوب نیست ...

که اگر خوب بود ... دلمان هوای تو را نمیکرد ...

و به امید ... پنجره فولادت ... از این راه دور ... تا تو ... پر نمیکشید...

من .... از ... نو ... مینویسم ... سلام ...

تا این سلام ... فاصله مرا ... با تو به هیچ برساند ...

و من ...

پاسخ سلامم را ... از تو بشنوم ....

که تو

هیچ سلامی را ... بی جواب .... نمی گذاری ..

سلام بر تو ای امام ِ رضا و رضایت

علی بن موسی الرضا

****************************************

(حضرت امام زمان عج)

قصه همراهي تو با من ... فصلي آشناست........

فصلي كه برای من .... در گذر سالها .... به فراموشي سپرده شده است....

و

من ...

تو را ... از ياد برده ام .....

من ... تو را ... از ياد برده ام .....

اما ....

اما ... زمين و زمان ... شهادت مي دهند به حقيقتي بزرگ....

به حقيقته آن كه .... تو .... يار نيمه راه .... نبوده اي ......

و بر سر قرار همراهي ات ... با من ... مانده اي ......

برسر قراري ...

كه از جنس همراهیه آسمان ... و زمين است....

تو ... آسمان دل مني ........

و اين بار ..

این منم که .... شهادت مي دهم ...

شهادت به آن که تو ...

بر پيمان همراهيمان ... وفادارتر بوده اي تا من ....

و کاش

که من هم ....

به عهدم با تو وفا کنم

و به بهای ِ این وفا

به آخر برسد

این

روزهای بی تو

***********************************

(برای شهدا)

قاموس نانوشته اي دارد اين دنيا

قاموسي که در آن ... حقيقتي بزرگ ... به تثبيت رسيده است

حقيقت ِ آن که ... که خداوند ... دنيا را

به تمامي .. به کساني مي سپارد ... که خود را ... به تمامي .. به خدا سپرده اند

اما ... آدمها .. وقتي به خدا مي رسند .. ديگر با دنيا .. کاري ندارند

گواه صدق اين حقيقت .. کساني هستند ... که به بهاي جان

خود را از دنيا .. بازخريدند ... و تا خدا .. آرام ... پر کشيدند

***********************************

(خداحافظی)

برای ِ آخر حرفی نیست جز امید ِ این که با نگاه ِ به کرامت ِ خدا

کریم تر زندگی کنیم

تا قراری دوباره خداحافظ

*************************************************