افق- چهارشنبه
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند
**********************************************
به افق آفتاب
**************************************************
به نام ِ خدایی که دوستدار طالبان علم و اگاهی ست
و سلام
****************************************************
در فرصتی دوباره با شما هستیم تا در این اوقات ِ مانده تا اذان ِ ظهر
با ذکر ِ و تسبیح ِ خدای ِ بزرگ
دلهامونو بیش از پیش
اماده لحظه گفتگوی ِ با خدای ِ بزرگ کنیم
******************************************************
خدایی که دوست داره بندگانش با کسب ِ علم و آگاهی ِ از دنیا که نشانه خلقت ِ اوست به معرفت ِ حقیقی ِ برسند
به معرفتی که اونها رُ
در برابر ِ خدای ِ بزرگ خاضع تر و دربرابر ِ اوامر ِ او تسلیم تر کنه
**************************************************************
چرا که هر چه علم ِ ما به حقایق افزون تر بشه
با عمقی بیشتر به فهم و درک ِ خدای ِ بزرگ میرسیم
***************************************************************
به همین بهانه امروز با شما از حب و عشق ِ به علم و آگاهی صحبت میکنیم
****************************************************************
به نظر ِ شما بهترین اثر و نتیجه دوست داشتنه علم توی ِ زندگیه ماها چی میتونه باشه؟؟؟؟
شماره تماس:
شماره پیامک:
***************************************************************************
دین اسلام، علم رُچراغ عقل، زینت اغنیا و جمال فقرا و بهترین هدایت می دونه.
و هیچ گنجی نافع تر از اون نیست
در تایید ی این کلام باید گفت که روایات و احادیث ِ بسیاری هم در همین موضوع وجو داره
چنانکه
پیامبر گرامی اسلام فرمودند :
دانایی سرآمد همه خوبی ها و نادانی سرآمد همه بدی ها است
و حضرت علی ع فرموده اند: ای مردم بدانید که کمال دین در طلب علم و عمل به آن است. آگاه باشید که علم بر شما از طلب مال لازم تر است
***************************************************
در اهمیت توجه بزرگان به علم
معروف است حضرت امام خمینی در دوران طلبگى منظم و به موقع در جلسات درس اساتید حاضر مى شد، مرحوم آیت اللّه شاه آبادى (استاد اخلاق امام ) در رابطه با نظم و حضور امام در جلسات درس گفته بود: روح اللّه واقعاً روح اللّه است ، نشد یك روز ببینم كه ایشان بعد از بسم اللّه در درس حاضر باشد همیشه پیش از آنكه بسم اللّه درس را بگویم در درس حاضر بوده است
*****************************************************
البته باید دقت کرد که منظور ِ حقیقی از علم چیت
چون امروزه هستن کسایی که به نام ِ علم و دانش دست به اموری خلاف ِ قواعد ِانسانی و اخلاقی میزنن
ه طور مسلّم، منظور اون علمی ِ که رضای خدا در اون باشهد و نفع اون به مردم برسه. از دیدگاه شهید مطهری(ره): فریضه علم از هر جهت تابع میزان احتیاج جامعه است; یعنی هر علمی که جامعه اسلامی محتاج آن است و باعث پیش رفت جامعه اسلامی می شود، آموختن آن واجب و لازم است
همچنین حضرت امام موسی کاظم(ع) فرمودند: بهترین علم برای تو آن علمی است که سامان نمی گیرد عمل تو مگر به آن علم
*****************************************************
در علاقه بزرگان به علم
اشاره ای به مرحوم محدث قمی داریم
که درباره ایشان گفته اند
یکی از ویژگی های اخلاقی محدث قمی علاقه فراوان او به نوشتن و مطالعه کتاب بود. فرزند بزرگ ایشان در این باره می گوید:
در اول کودکی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می رفتیم، از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود. زمانی هم که به مسافرت های زیارتی می رفت، دوستانش می گفتند: هر وقت ما به سیاحت می رفتیم، ایشان می نشست و مشغول مطالعه و تالیف می شد و هرچه به ایشان اصرار می کردیم که با ما بیرون بیاید، امتناع می ورزید و شب ها هم که به خواب می رفتیم، او به مطالعه و نگارش می پرداخت.
در مورد این عشق و علاقه به کتاب، خود محدث قمی چنین می گوید:
زمانی که در قم تحصیل می کردم، خیلی تنگدست بودم، تا جایی که یک قران دو قران جمع می کردم. تا اینکه مثلاً سه تومان می شد، آن را برمی داشتم، از قم تا تهران پیاده می رفتم و با آن کتاب می خریدم، به قم برمی گشتم و به تحصیل ادامه می دادم
****************************************************
گفته اند که روزی شیخ مرتضی انصاری از شاگردش پرسید: چرا دیروز غیبت کردی و [در سر درس حاضر نشدی؟[ شاگرد گفت: کار داشتم. ایشان فرمود: بعد از این، به درس نگو کار دارم و به کار بگو درس دارم
********************************************************
جملات کوتاه
هر كه در باره علم و ادب رنج برد بديها و زشتيهايش كم و ناچيز گردد.
هر كه در كوچكى بپرسد در بزرگى پاسخگو خواهد بود.
هر كه شيفته و دلباخته كمال و ادب باشد خود را وزين و سنگين ساخته است .
هر كه گفتگو و مباحثه علمى را ادامه دهد آنچه را كه دانسته فراموش نكند و آنچه را نمى داند بياموزد و استفاده كند.
هر كه در آنچه آموخته است زياد فكر كند علمش را استوار سازد و آنچه را كه نياموخته است بياموزد.
كسب دانش كنيد تا شما را به زندگى جاويد كشاند.
دانش طلب كنيد كه به آن معروف مى گرديد و به آن عمل كنيد تا از اهل آن باشيد.
آگاه باش آنكه نادان است نبايد از آموختن و يادگرفتن شرم كند زيرا كه بهاى هر مردى به آن است كه بداند
***********************************************
مناجات) )
الهی! تا با تو آشنا شدم از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، نهان بودم پیدا شدم.
الهی! همه شادی ها بی یاد تو غرور است و همه غمها با یاد تو سرور است.
الهی! حاضری چه جویم؟ ناظری چه گویم؟
الهی! ندانم که جانی یا جان را جانی، نه اینی نه آنی، ای جان را زندگانی، حاجت ما عفو است و مهربانی.
الهی! از کُشته ی تو خون نیاید و از سوخته ی تو دود، کشته ی تو به کشتن شاد و سوخته ی تو به سوختن خشنود.
الهی! آنچه بر سر ما آید، بر سر کس نیاید، دیده ای که به نظاره ی تو آیدهرگز باز پس نیاید.
الهی! نظر خود بر ما مدام کن و ما را بر داشته ی خود نام کن و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن.
الهی! اگر یک بار گویی: بنده ی من، از عرش بگذرد خنده ی من.
الهی! به عزت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب مرا که
می توانی.
**********************************************
هيچ دانــــى كه مــــــنِ زار گرفتار توام با دل و جان، سببِ گرمىِ بازار توام
هر جفا از تو به من رفت، به منت بخرم به خــــدا يــــــار توام، يارِ وفادار توام
تــــــــار گيسوى تو آخر به كمندم افكند من، اسير خم گيسوى تو و تار توام
بس كن اى جغد، ز ويرانه خود دم بربند كه در اين دايره، من نقطه پرگار توام
عـــارفان پرده بيفكنده به رخسار حبيب مـــــــن ديوانه، گشاينده رخسار توام
عــاشقان سرّ سويداى تو را فاش كنند پيش من آى كه من محرم اسرار توام
روى بگشـــــــــاى بر اين پير ز پا افتاده تا دم مرگ به جان، عاشق ديدار توام