راه شب2
اگه
حقیقتش ُ بخواید چشم به هم بزنیم .. فرصت ِ عمر و زندگیه ما میگذرهفرصتی که باید صرف ِ چیزای ِ خوبی بشه
خوبیهایی که بشه به خدا نشونشون داد ..
نشونش داد و گفت که عمر
ِ با ارزش ِ ما صرف ِ این چیزا شدهخوبیهایی مثل ِ به فکر ِ هم بودن
به دل ِ همدیگه راه اومدنو توی ِ کارها ، همکار و یار ِ هم بودن
همکار و یار بودنی که اثر ِ کارهای ِ خوب ِ ما رُ چند برابر میکنه و از بدیها دور نگهمون میداره
چون قطعا درصد ِ اشتباه ِ چند نفر از یک نفر خیلی خیلی کمتره
********************************************
بعضیا همه وقتشون بی کم و کاست مال ِ خودشونه و
به قول ِ خودشون بهره شون از فرصتهاشون صد درصد ِ
بعضیا فکر میکنن اگه دو دیقه از زندگی شون صرف ِ دیگران بشه باختن
چون
دقیقا به اندازه دو دقیقه
ایکه توش خیلی کارا میتونستن انجام بدن .. از دنیا عقب موندن
ما امروز خیلی دنبال ِ مقدمه نیستیم
و ساده و راحت خدمت همه شما عرض
میکنیم که یه سهمی از زندگی و وقت ِ ما اصلا ما نیست و چه بخوایم و چه نخوایم باید صرف ِ دیگران بشهسهمی که جای ِ ما توی ِ زندگیه دیگرانه
سهمی که اگه اداش نکنیم
جای ِ ما برای ِ دیگران همیشه خالی میمونه
خالی ِ خالی
***********************************************
طاقت ِ ما آدمها با هم فرق میکنه
مثل ِ توانمون که کم و زیاد داره
مثل ِ حوصله و صبرمون که با هم برابر نیست
ماها یه جاهایی باید جای ِ کمبودهای ِ همدیگه رُ پر کنیم
خدا به هر کدوم از ما یه توان و قدرتی داده
یه قدرت ِ منحصر به فرد که مخصوص ِ خود ِ ماست
یه قدرتی که بقیه اونو ندارن
پس باید توی ِ لحظه هایی که دیگران بهمون نیاز دارن
با همه وجود کنارشون باشیم و کمکشون
این نه لطف که وظیفه ماست
************************************
خدا همه چیز رُ میبینه
بنابراین اگه توی ِ قصه کمک کردنه به دیگران خسته شدین یا فکر کردین که کار ِ سختی ِ
دلتونو به همون خدایی بسپارین که در قبال ِ کمک کردنه به بنده هاش
به شما خیر و برکات ِ زیادی میبخشه
****************************************
از یه چیزی مطمئن باشید اون هم این که
ما تا
همدیگه رُ دوست نداشته باشیم نمیتونیم به فکر ِ هم باشیم
و با دلسوزی
و محبت از همدیگه یاد کنیم
مطمئن باشید که همه ما
به این به یاد ِ هم بودن نیاز داریم
و این یاد جای ِ خیلی چیزها رُ توی ِ زندگیه ما
پر خواهد کرد
****************************************واقعیت اینه که هر کسی
حتی اگه
یک بار
طعم ِ همدلی رو چشیده باشه
باور داره که زندگی بدونه به
یاد هم بودنهیچ معنا و مفهومی نداره
که این فقط و فقط محبتی
از عمق ِ دل ِ که باعث میشهآدمها زیر ِ بار سختیها
مشکلات
و غصه ها
تاب و طاقت بیارن
و به خاطر ِ هم
و به عشق ِ هم
فراز و نشیب ِ زندگی رو به اُمید ِ روزهای خوب پشت ِ سر بذارن
*******************************************
شاید باورش برای ِ ما سخت باشه اما گاهی یک همکاری ِ از ته ِ دل ، ساده و
کوچیک میتونه زندگی کسی رُ نجات بده
زندگیه کسی که جز امید هیچ سرمایه ای نداره و شما این سرمایه رُ
به اون هدیه میکنید
************************************************
بعضی وقتها بعضی از آدمها به هیچ
چیز نیاز ندارن جز این که کسی به شونه هاشون بزنه و حال ِ دلشونو بپرسه
*******************************************
اگر قرارمون با دیگران به همدلی شد
یادمون نره که همدلی رسمی صادقانه اس
اتفاقی صمیمی که هیچ رنگی از غرور و منت و ریا نداره
که اگر باشه همدلی نیست
*******************************************
امروز حال ِ زندگیه همه ما خوبه اما گاهی دلتنگ میشیم برای ِ داشتنه کسی که دستمونو بگیره و کمکمون کنه تا زندگی برامون راحت تر و زیباتر بگذره
*****************************************
محبت کنیم
که دنیا محل عبور است
و
ما همه رهگذر و همسفریم
**************************************************
(
شهدا)برای هر کسی ... توی این دنیا .... وطن ... جاییه که توش به دنیا میاد ... و جاییه که دوست داره ... در اون به خاک سپرده بشه...
برای هر کسی ... توی این دنیا ... وطن ... جاییه که توش نفس میکشه ... و جاییه که دوست داره ... توی اون بزرگ بشه و قد بکشه ....
برای هر کسی توی این دنیا .... وطن ... یعنی سرزمینی ... که پدر... پدربزرگ .... و نیاکانش در اون زندگی کردن ... یعنی جاییه که دوست داره ... فرزندانش هم در اون بزرگ بشن ...
برای هر کسی توی این دنیا ... وطن ... یعنی ... سرزمینی ... از خاک ... که نشانه بودن ... نشانه غرور ... و نشانه شرافت است ...
این ... خاک ... نشان مردمی بی همتاست ... نشان مردمی ... که به خاک وطن .... و به وطن ... عاشقند ...
و شاید ... برای همین است ... که گاه آدمها ... تا مرز جان ... به خاک وطن .... و به وطن ... وفادارند ...
*******************************************
(
حضرت امام رضاع )من ....
من .... در میان این همه نا آشنا... آشنایی غریب را میشناسم ...
من .... در میان این همه تنهایی ... همدمی غریب را میشناسم...
من .... در میان این همه دلتنگی ... شانه های صبور غریبی را میشناسم...
من در میان دنیایی که با من نیست .... مهربانی غریب را میشناسم...
من ... در میان تمام غریبی هایم ... امامی ... غریب نواز را میشناسم ....
امامی مهربان ... که تمام آرام دل من است ... و تمام قرار زندگی ام....
سلام ... برتو ... که ....راضی ... به ...رضای خدایی ...
****************
***************************************
(
حضرت مهدی عج )اینجا ... همه می دانند.... که دنیایشان.... کسی را کم دارد.....
کسی ... که سر رشته دلها .... به دست اوست....
کسی ... که قرار دل آرامیشان ... به سر انگشتان ... محبت اوست ... که رقم می خورد....
کسی ... که خدا ..... او را .... به صاحبدلی بندگانش ... پذیرفته.... و دلهای سرگشته در دنیا را.... به دستان او سپرده.... تا ... به رسم مهربانی بی نهایتش.... که نشانه مهربانی خداست.... دلهای بی قرار ... در آشفته بازار دنیا را .... آرام کند....
اما ... اما دریغ .... که شرط خدا .... برای حضور صاحبدل... بیداری دلهای ماست.....
کاش ....
کاش... که دلهایمان ... از سنگینی این غبارهای ناتمام ... رها شود.... و... صاحبدل .... دل ما را هم .... بپذیرد....
***************************************************
(
خداحافظی)برای آخر حرفی نیست جز امید ِ این که دستهامون نه فقط برای ِ خودمون که برای ِ همه مردم ِ این دیار آماده کمک و یاری باشه
تا قراری دوباره
خداحافظ
***********************************************************