افق- چهارشنبه
گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند
***************************************
به افق آفتاب
*****************************************
به نام ِ خدایی که دوست دارد مقصد ِ اعمال ِ بندگانش ، تنها رضایت ِ او باشد و بس
سلام
******************************************
این اوقات قراری همیشگی با تمام ِ دوستانی ِ که برای ِ موعد ِ نماز ..
لحظه شماری میکنن
***************************************
برای ِ اونهایی با دنیایی از امید ... در انتظار ِ صحبت ِ با خدا هستن تا به نگاه ِ مهر ِ خدا گره از کارهاشون باز بشه
***************************************
برای ِ اونهایی که میدونن تنها شرط ِ قبول ِ نماز و اعمالشون
خالص بودنه اونهاست
این که جز خدا هیچ کس مد ِ نظرشون نباشه
***************************************اما دریغ که بعضی از ما فرصت ِ کیمیای ِ صحبت ِ با خدای ِ بزرگ رُ با آفت ِ
ریا و عُجب
خراب میکنیم
اونقدر که در نهایته امر کارنامه هامون نه تنها رنگی از ثواب نداره که برعکس به گناه تاریک شده
*********************************************
حرف ِ امروزمون
حرف ِ پیچیده ای نیست ، اصل ِ کلام اینجاست که بعضی از ما مقصد رُ گم میکنیم و در خیالی خام تصور میکنیم که راه رُ درست میریم
*****************************************
غافل از این که اصل برای ِ خدا همون مقصد ِ
اون نیتی که باهاش عملی رُ به انجام میرسیونیم
و این که خدا همه چیز رُ میبینه و به باطن ِ امور هم عالم
اونقدر که نمیشه با ظاهری ثواب ، نیتهای ِ ناثوابمونو از چشمش پنهان کنیم
***********************************************
به نظر ِ شما چرا بعضی از ما توی ِ زندگی و انجام ِ امور ِ دینی مون دچار ِ ریا و عُجب میشیم؟؟؟؟
شماره تماس
شماره پیامک
***********************************************
دلیل ِ اصلی نگاه ِ کوتاه ِ ماست
این که به جای ِ دیدنه عرش ِ کبریایی و خدای ِ بزرگ ، چشم هامون روی ِ این دنیا و آدمهاش قفل میمونه
و به تصوری کوتاه بینانه فکر میکنیم که همه چیز نه در دست ِ خدا که به دست ِ بنده های ِ خداست
گاهی این نگاه ِ کوتاه اونقدر برای ِ ما قطعی و حتمی میشه که نگاهمونو از خدا میگیره
و اینجاست که دیگه برای ِ کارهامون نه در پی ِ رضای ِ خدا که به دنبال رضایته خلق ِ خداییم
رضایته کسایی که در فردای ِ قیامت هیچ کاری برای ِ ما نمیتونن انجام بدن
*************************************************
گاهی وقتا هم ، ماها از خضوع ِ خدا دچار ِ اشتباه میشیم
از خضوع ِ توام ِ با رحمتی که همه کارهای ِ خوب ِ ما رُ بیش از اون که لیاقت ِ ما باشه ، اجر و پاداش میده
و گاهی این پاداش به حدی بزرگ و زیاد میشه که ما از غفلت تصور میکنیم که اینها نه از کرم و سخاوت ِ خدا که نتیجه اعمال ِ خود ِ ماست
و این خودبینی همون آفت ِ عُجبی ِ که ما رُ دچار اشتباه میکنه
اشتباهی که اگر زود متوجهش نشیم
میتونه همه اعمال و کارهای خیرمونو بسوزونه و نابود کنه
**********************************************
ما اگر باور کنیم که بنده ای بیش نیستیم
اگر باور کنیم که بزرگتر و تواناتر از خدا کسی نیست
اگر باور کنیم که همه چیزدر اراده و قدرت ِ خداست
اگر بدونیم که بی اراده او لحظه ای زندگی نخواهیم کرد و اگر باور داشته باشیم
که هر چه هست همه از اوست و ما هیچ نیستیم
نه دچار ِ ریا میشیم و نه عُجبی به سراغمون میاد
چون
باور میکنیم که ما بندگانی هستیم که تنها مکلف به تکلیف ِ بندگی هستیم و بس
تکلیفی که باید به بهترین نحو انجامش بدیم
*********************************************
اگر ما به دل بدونیم که خدا هیچ نیازی به هیچ کار ِ ما نداره
و اگر بدونیم که همه اینها بهانه ای برای ِ سعادت ِ خود ِ ماست
شاید سرمایه سالهای ِ کوتاه ِ عمرمونو که قراره توشه آخرتمون بشه
با هیچ آفتی
نه ریا و نه عُجب محو و خراب نمیکنیم
********************************************
از خدای ِ بزرگ درخواست میکنیم که به حق ِ این واپسین ساعات ِ ماه ِ رمضان
نور ِ حقیقت ِ بندگی و معرفت ِ بندگی ِ حقیقی رُ در دلهای ما روشن کنه
***********************************************
(مناجات)
الهی ..... ای داننده رازها
ای شنونده آوازها
ای بیننده نمازها
ای شناسنده نامها
ای رساننده گامها
ای مطلع بر حقایق
ای مهربان بر خلایق
عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر
و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر
از بنده خطا آید و ذلت
و از تو عطا آید و رحمت
الهی! ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید توست
و ای که جان بندگان در صف تقدیر تو است
ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست
ای جباری که گردن کشان را با تو روی مقاومت نیست
ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست
نگاه دار تا پریشان نشویم
و در راه آر تا سرگردان نشویم
************************************
خوشا آندل که ماوای تو باشد
بلند آن سر که در پای تو باشد
فروناید بملک هر دو عالم
هر آنسر را که سودای تو باشد
سرا پای دلم شیدای آنست
که شیدای سرا پای تو باشد
غبار دل بآب دیده شویم
کنم پاکیزه تا جای تو باشد
خوش آن شوریدهٔ شیدای بیدل
که مدهوش تماشای تو باشد
دلم با غیر تو کی گیرد آرام
مگر مستی که شیدای تو باشد
نمیخواهد دلم گل گشت صحرا
مگر گل گشت که شیدای تو باشد
خوشی در عالم امکان ندیدم
مگر در قاف عنقای تو باشدز هجرانت بجان آمد دل فیض
وصالش ده اگر رای تو باشد