فصل نو - چهارشنبه
***************************************************
از بچگی وقتی کلمه یادگاری رُ میشنیدم یاد ِ بهترین دوستام و بهترین لحظه های ِ زندگیم میافتادم
یاد ِ لحظه هایی که حالم خیلی خوب بوده
توی ِ این دنیا یه چیزایی وجود داره که گاهی هیچ دلیلی براش نداری
اما اونها اتفاق میافتن
چه تو بخوای و چه نخوای
قصه یادگاری هم همینه
از همه ما ، یه روزی ، واسه همه اونایی که میشناسیمشون و نمیشناسیمشون
واسه دنیایی که توش زندگی کردیم یه یادگاری
باقی میمونه
یه یادگاری ، قد و اندازه زندگیمون
*********************************************************
به نظر ِ شما بهترین یادگاری ای که از ما میتونه به جا بمونه چیه؟؟؟
شماره تماس:
شماره پیامک:
***********************************************************
رسم ِ دادنه یادگاری بیشتر مال ِ اون وقتایی ِ که کسی قصد ِ سفر میکنه، اونم سفر ِ دوری که چندان امیدی برای ِ سلام ِ دوباره نداره،
این جور وقتا
اونهایی که همدیگر ُ دوست دارن به هم یادگاری میدن
تا
توی ِ این سفر ِ طولانی و در روزهایی که همدیگه رُ نمیبینن
به یاد ِ هم باشن .......
یادگاری معمولا عزیزترین چیزی که کسی داره
عزیزترین چیزی که اون رُ به عزیزترین کس هدیه میکنه
فهمیدنه رسم ِ یادگاری توی ِ سرزمین ِ ما چندان سخت نیست
چون سالها قبل
جوونهایی از ایران به قیمت ِ زندگی و همه آرزوهاشون
شرافت، سربلندی و عزت رُ برای ِ اهالی ِ ایران
به یادگار گذاشتند
برای ِ کسایی که دوستشون داشتن
**********************************************************
یادگاریها عین ِ تلنگرن
تلنگری که توی ِ فراموشی بهت میخوره و یدفعه بیدارت میکنه
**********************************************************
نمیدونم بچه های الان هم ، از اون صندوقچه های ِ کوچیک دارن یا نه
همونایی که یادگارهامونو توش نگه میداشتیم و هر از گاهی برای ِ مرور ِ خاطرات ِ خوبمون با آدمهای ِ خوب به سراغش میرفتیم
به سراغ ِ صندوقچه ای که برامون گرونقیمت ترین گنج ِ دنیا بود
از وقتی دایی مجیدم شهید شد
ماربزرگم عکسش ُ گذاشت توی ِ صندوقچه قدیمیش همونی که گوشه اتاقش بود و شبها وقتی که همه میخوابیدیم میرفت سراغش ُ و تا صبح قاب ِ عکس ِ دایی رُ تمیز میکرد
**********************************************************
ایران سرزمینی ست که از لحظه لحظه تاریخش
یادگاریهای ِ زیادی به جا مونده
میدان آزادی و بهمن 57
میدان شهدا و 17 شهریور
فکه و سالهای ِ دفاع مقدس
شلمچه و دوکوهه
سید شهیدان اهل ِ قلم در وصف ِ این یادگار ِ به جامونده از روزهای ِ جنگ کلامی دلنشین داره
دوكوهه ، تويك پادگان نيستي ، توقطعه اي از خاك كربلايي ، چرا كه ياران عاشورايي سيدالشهدا را به قافله او رسانده ای. دو کوهه تو میدانی که براي ما كربلا بيش از آن كه يك شهر باشد ، يك افق است ،يك منظر معنوي است كه آن را به تعداد شهدايمان فتح كرده ايم ؛ نه يك با ر و نه دو بار ، به تعداد شهدايمان . دوكوهه توخوب مي فهمي كه من چه مي گويم . تو با حاج همت ، با حاج عباس كريمي ، با چراغي ،با دستواره ، با اسكندري، عليرضا نوري ، وزوايي، وراميني ، رستگار ، موحد ، حاج مجيد رمضان ، صالحي ، حاجي پور و صدها شهيد ديگر انس داشته اي
*************************************************
بعضی وقتها
یه حرف و شاید یه کلمه از کسی ، برای ِ تو یادگاری میشه
مثل ِ نامه آخر ِ پدر از جبهه و حرفهایی که هر روز توی ِ گوشم زنگ میخوره
*******************************************************
یادگاری دادن رسم ِ خوبی ِ
رسمی که مال ِ آدمهای ِ با معرفت و اهل ِ وفاست
آدمهای ِ قبل از ما همه چیزی از خودشون به یادگار گذاشتن
یادگاریهایی که بعضیهاش، مثل ِ یادگاریهای ِ شهدا، ارزشش بی نهایته
کاش از ما هم برای ِ مردم ِ فردای ِ ایران یادگاریهایی خوب
به جا بمونه
******************************************************
امیدوارم قدردان ِ یادگارهای ِ گرانقدر ِ سرزمینمون باشیم
و وفادار ِ به این یادگارها
خداحافظ
**************************************************