راه شب
به نام ِ خدا و سلام
*************************************
امیدواریم هم حال ِ خودتون و هم حال ِ زندگیهاتون خوب ِ خوب باشه
************************************
و اگر نیست تا دیر نشده یه فکری به حالش بکنید
چون
***********************************
چون حال ِ بد ِ زندگی عین ِ سرماخوردگی نیست که خودش ، خوب بشه
***************************************
و بهترین دارو، خود ِ شمایین
چون توی ِ هیچ کسی به اندازه خود ِ شما از نبض ِ زندگیتون و این که چطور میزنه خبر نداره
******************************************
ما دنبال ِ حال ِ خوب ِ زندگی هستیم
هم برای ِ شما و هم برای ِ خودمون
پس
*****************************************
پس لطفا توی ِ یه قرار شبانه به اندازه همه مردم ِ ایران
با ما باشید
****************************************
(داستان)
من هر چی که دارم از آقاجونم دارم
از زندگی ِ روزهای ِ بچگیم که لحظه به لحظه اش برام درس ِ زندگی بود
درسی که تا وقتی بزرگ نشده بودم ، نفهمیدمش
یادمه وقتی ده - دوازده ساله بودم اوضاع ِ زندگی ِ مردم یه کم عوض شد
من بچه بودم اما از حرفای ِ مردم ِ کوچه و بازار میفهمیدم که یه مشکلاتی پیش اومده
یه مشکلاتی که زندگی رُ سخت کرده بود
سخت حتی برای ِ آقاجون ِ من که همیشه گره گشای ِ دیگران بود
کم کم قضیه جدی تر شد
و من اینو از کم شدنه پول تو جیبی های ِ توی ِ صندوق ِ چوبی ِ روی ِ طاقچه فهمیدم
این که دیگه هر جمعه آبگوشت نداشتیم و اِشکنه و کالجوش شده بود غذای ِ سه روز ِ هفته مون
یادمه بعد از ظهرها وقتی میخواستم برم گل کوچیک
عزیز جون یه جوری که آقاجون نفهمه بهم اشاره میکرد که لباس و کفشم ُ پاره نکنم
اون روزا آقاجون جمعه هام میرفت سر ِکار و یه وقتایی تا دیروقت توی ِ مغازه بود
حتی یادمه که عزیزجون بساط ِ چرخ ِ خیاطی شُ دوباره راه انداخته بود و واسه همسایه ها خیاطی میکرد تا کمک حال ِ آقاجون باشه
اما با همه این تغییرها یه چیزایی اصلا عوض نشده بود
مثل ِ اومدنه ماه به ماه اوستا رحیم که باغبون ِ باغچه بود و آقاجون به بهونه باغبونیش هر ماه خرج ِ خونواده شُ میداد
یادمه اخرین باری که اومد آقاجون پولی برای ِ خرید ِ گل و نهال نداشت
اما بهش گفت که خاک ِ باغچه رُ براش زیر و رو کنه و به این بهونه پول ِ ماهیانه شُ بهش داد
یا
بی بی خانم که هر پنج شنبه برای ِ پختن ِ حلوای ِ خیرات میاومد و مادر موقع ِ رفتن یه پولی توی ِ جیبش میذاشت
من به خوبی احساس میکردم که زندگیمون سخت تر شده
اما توی ِ این زندگیه سخت کمک کردنه به دیگران هنوز جای ِ خودش بود
من اون موقع ها این حرف ِ اقاجون ُ نمیفهمیدم اما
آقاجون همیشه میگفت: خدا ، دستی رُ که به یاری ِ دیگری بلند بشه خالی نمیذاره
شما چی فکر میکنن؟؟؟
به نظر ِ شما ماها چطوری میتونیم توی ِ زندگیهامون همیار ِ هم باشیم و به درد ِ همدیگه برسیم؟؟؟
شماره تماس
شماره پیامک
*****************************************
یکی از اون چیزایی که حال ِ زندگیه هممونو بهتر میکنه
اینه که کمک حال ِ هم باشیم
توی ِ زندگی کمک حال ِ همسر و بچه هامون
توی ِ محل ِ کار ، کمک حال ِ همکارامون
و توی ِ دنیا کمک حال ِ هر کسی که کاری از دستمون براش برمیاد
""میگن یه روز حضرت موسی علیه السلام از خدای ِ بزرگ سوال میکنه که خدایا اگر تو هم مثل ِ من بنده ای در روی ِ زمین بودی بهترین کاری که انجام میدادی چه بود؟؟؟
خدای ِ بزرگ به حضرت موسی علیه السلام فرمودن : من در روی ِ زمین راه میرفتم و هر کسی رُ که میدیدم از او سوال میکردم که آیا کاری هست که من بتوانم برای ِ او انجام دهم""
حالا دیگه بقیه اش با خودتون
**************************************************
امام رضا ( ع ) ميفرمايند : از بهترين صدقات ياری ضعيفان هست
************************
بعضي از ماها زندگيهامونو محکم و دو دستي گرفتيم
و هيچ کسي رُ توي زندگي و داشته هامون شريک نميکنيم
حتی حاضر نیستیم قدمی به یاری برای ِ کسی برداریم
چون با يه خيال ساده فکر ميکنيم
که با شريک کردن ديگران توي شاديهامون و با شريک شدن
توي باز کردنه گره از کار ِ دیگران
از سهم زندگيهامون کم ميشه
غافل از اين که خدايي هست
خدايي که همه چيز رو ميبينه
و دوست داره که ما همه با هم و براي هم زندگي کنيم
باور کنیم که هر چقدر همیاری ِ ما با همدیگه بیشتر بشه
سهم ِ خودمونو از خوشیها و شادیها بیشتر کردیم
**************************************************
امام رضا ع میفرمایند" بهترینه شما کسی ست که امور زندگى دیگران را از طریق امورِ زندگى خویش نیکو می گرداند. و بدترین شما کسی ست که دیگران از زندگى او بهره اى ندارند
**********************************************************
شايد بعضي از ما وقتي به ديگران و کمک حال ِ دیگران بودن ، فکر ميکنيم
سختي و مشکلات به ذهنمون بياد
سختي و مشکلات بابته اين که یار ِ دیگران بودن
هيچ وقت کاره راحتي نبوده
و شايد جز
دردسر چيزي نباشه
اما حقيقت
چيزي فراي اين حرفهاست
چون خدا هيچ وقت از ما کاره سختي نخواست
اون
فقط از ما خواست که خوب باشيم
به قدر بضاعت و توانمون
و هر کدوممون هم به سهم و اندازه خودمون
سهمي که براي يکي شايد يک لبخند باشه
و براي ديگري دستي از جنس کمک و ياري
مطمئن باشیم که خدا هی چوقت کاری رُ که در توان ِ ما نیست روی ِ شونه هامون نمیذاره
*********************************************
این یار هم بودن و همدلی
توی ِ زندگی خیلی بیشتر خودش ُ نشون میده
قطعا همسر ِ ما بهتر از هر کسی ما رُ میشناسه و بهتر از همه میتونه توی ِ لحظه های ِ سخت همیارمون باشه
قطعا یه برادر
یه خواهر ، مادر و پدر
و کُلا فامیل و آشنا بهتر از کسایی که غریبه ان میتونن دست ِ همدیگه رُ بگیرن
البته بگذریم از اون وقتایی که انقدر این فامیل و آشنا از هم دور میشن که غریبه ها نزدیکترن
خواهش میکنم
برای ِ احساس ِ خوب ِ زندگی بیشتر به فکر ِ هم باشیم
اول خانواده
بعد فامیل و بعد دوست و آشنا و غریبه
اینجوری هیچ کس گرفتار نمیمونه
*************************************************
بعضیا فکر می کنن ... همین که اراده کنن ... می تونن کارای خوب انجام بدن ....
اما... واقعیت ... چیز دیگه ای رو میگه ...
*
بعضیا فکر می کنن ... همین که اراده کنن ... می تونن به دیگران کمک کنن ....
اما ... واقعیت ... چیز دیگه ای رو میگه ...
*
بعضیا فکر می کنن .... همین که اراده کنن ... می تونن یار ِ بقیه باشن.....
اما ... واقعیت .... چیز دیگه ای رو میگه ...
*
بعضیا فکر میکنن .... همین که اراده کنن ... می تونن خوب زندگی کنن ....
اما واقعیت ... چیز دیگه ای رو میگه ....
*
واقعیت اینه که ...
برای انجام دادنه کارهای خوب ...
برای کمک کردنه به دیگران...
باید
تمرین کرد ....
تمرین .. برای داشتنه ... دستهایی بخشنده ... دستهایی که آماده گرفتنه دست ِ دیگران به یاری و محبت ِ
بی منت و صادقانه
که امام حسین علیه السلام میفرمایند
هر که گره از کار مسلمانی
بگشاید خداوند در دنیا و اخرت گره از کارش خواهد گشود
**************************************************************************
کاشکی....
کاشکی ... باورمون بشه ... که گاهی ... فشردنه صمیمانه یه دست ... از روی همدلی .... می تونه سالهای تنهایی کسی رو ... به آخر برسونه....
کاشکی...
کاشکی ... باورمون بشه .... که گاهی ... حس مهربانی ... یه دست ... میتونه .... بزرگترین دردها رو ... آروم کنه ....
کاشکی ...
کاشکی ... باورمون بشه ... که گاهی .... حس گرمای دست فرزند .... برای پدر و مادر پیر ... امیدی تازه .... برای زندگیه ....
کاشکی ...
کاشکی .... باورمون بشه .... که زبان دستهای مهربون ... زبان دستهای بی منت ... زبانی جهانیه .... زبانی که همه مردم دنیا ... معنیش رو میفهمن .... و دوستش دارن
و بیشتر از همه اینها
خداست که دوستدار ِ این دستهاست
*******************************
شهدا
جايي در اين ديار
آسمان
به تلاقي با زمين ميرسد
جايي
که در آن
کساني آرام گرفته اند
که
به عهدي ديرين
وفادار بوده اند
به عهدي که سالها قبل از امروز
با مردم سرزمينشان بسته اند
عهدي
که
آرامششان آرامش مردم
و بي قراريشان
بي قراريه اين مردم باشد
آنها
به بهاي جان
بر وفاي به اين عهد
ماندند
و
وطن
تا هميشه
به ياد
آنها
وفادار است
***********************************************************
امام رضا ع
اينجا طلوع خورشيد از آستاني ست
که آغاز روشناي دلهاست
کسي که به تمامي خود را به خدا
سپرد و رضايش رضاي او شد
کسي
که حالا
رضاي خدا در رضاي اوست
کسي
که
او را
در آسمان و زمين
به نام نامي
امام رئوف
علي بن موسي الرضا
مي شناسند
*************************************************************
امام زمان عج
من .... می دانم ... که تمام عشق های این عالم ... بهانه اند ...
بهانه ای برای آن که .... آهسته آهسته .... رسم دل سپردگی... و در پی آن .... سرسپردگی را .... برایم تکرار کنند ....
تکرار کنند ... تا بدانم .... که ... تمام حقیقته زندگی من .... بر مدار عشقی غریب می چرخد ......
می چرخد
تا بدانم .... که خدا .... مرا .... برای معرکه ای سخت آفریده است .... معرکه ای که در آن ... جز .... دلدادگان عاشق ... به درک عشق راستین ... نمی رسند.....
معرکه ای به نام عصر غیبت ... که در آن .... معشوقی .. عاشق نواز ..... مستور است....
معشوقی عاشق نواز ... به نام .... "مهدی"....
*************************************************************
خداحافظي
براي آخر حرفي نيست جز
اميد اين که
ما
با هم
و در کنار هم
رسم زيباي زندگي رو
به قراري آرام برسونيم
و
بدونيم
که خدا هم
با هم بودنه ما
و در کنار هم بودنه ما رو
دوست داره
تا قراري دوباره
خداحافظ
*************************************************************