به نام ِ خدایی که فقط او

و اونهایی که رنگ ِ او رُ دارن ، میمونن

 

با امید ، سلام

***********************************************

برای ِ حرف ِ اول ، خوش بحال ِ اونهایی که میرن اما میمونن

اونایی رفتنشون ، عین ِ رسیدنه

قاعده این دنیا به رفتنه ، یعنی هر چقدر هم که بمونی باید بری

اما این وسط بعضیا

رفتنشون هم با بقیه فرق داره

میرن اما ... میمونن

**********************************************

شما چی فکر میکنین؟؟؟

به نظر ِ شما چه کسایی با رفتنشون ، تازه ، موندنی میشن؟؟؟

یا اصلا چه جوری باید رفت که موندنی شد؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

**********************************************

قضیه اونقدرها هم پیچیده نیست،

اگه یه نگاهی به دور و برمون بندازیم، خیلی چیزا معلوم میشه

برای ِ آدرس ِ دقیق تر میتونیم بریم سراغ ِ کسایی که اسمشون بالای ِ کوچه ها و خیابونای ِ شهرمونه

کسایی که

یه جایی وسط ِ بهشت زهرا

توی ِ قطعه شهدا

اسمشون روی ِ قابهای ِ سنگی

***************************************************

از اسمها فراتر میریم چون امروز دنبال ِ حرفای ِ بیشتریم

دنبال پیدا کردنه راز ِ زندگیه اونایی که از مقدمه همین زندگیه خاکی

به حیات ِ جاوید رسیدنِ

به کسایی که یا مسافر ِ آسمون شدن

یا روی ِ خط ِ پرواز ِ منتظرن

کسایی مثل ِ شهید خلبان عباس ِ بابایی

متولد سال 1329، شهرستان قزوين

معاون عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران

او با بيش از 3000 ساعت پرواز با انواع هواپيماهاي جنگنده، قسمت اعظم وقت خويش را در پرواز هاي عملياتي و يا قرارگاه ها و جبهه هاي جنگ در غرب و جنوب كشور سپري كرد

و بيش از 60 مأموريت جنگي را با موفقيت كامل به انجام رسانيد

حضرت آيت الله صدوقي در مورد ِ ایشان فرموده بودند
بابايي جوان دوست داشتني و اهل معنايي ست
«
اي كاش ما هم در كارهايمان اين چنين خلوص مي داشتيم

در مراسم چهلم شهید بایایی، در میان سوگوارن مردی میان سال با کلاه نمدی به شدت گریه می کرد. یکی از دوستان شهید بابایی به او نزدیک می شود و می گوید.
-
پدر جان این شهید با شما نسبتی داشته؟
و مرد جواب می دهد:
-
او همه زندگی ما بود. ما هرچه داریم از اوست.
مرد ادامه می دهد:
-
من اهل ده زیار هستم. اهالی روستای ما قبل ازاین که شهید بابایی به آن جا بیاید، در تنگنا بودند. ما نمی دانستیم او کیست. لباس بسیجی بر تن داشت برای ما حمام ساخت، مدرسه ساخت، غسالخانه ساخت و هرکس که گرفتاری داشت پیش او می رفت. او یاور بیچاره ها بود. هر وقت پیدایش می شد، همه با شادی می گفتند اوس عباس آمد. چند وقتی پیدایش نشد. گویا رفته بود تهران. روزی آمدم اصفهان، عکس هایش را روی دیوار دیدم. مثل دیوانه ها هر که را می دیدم می گفتم او دوست من بود ولی کسی حرف مرا باور نمی کرد. به بچه های نیروی هوایی هم گفتم جواب دادند: پدر جان می دانی او کیست او تیمسار بابایی فرمانده عملیات نیروی هوایی است. گفتم: ولی او برای ما کارگری می کرد. دلم از این که او ناشناس آمد و ناشناس هم رفت آتش گرفته است.
************************************************

از اول هم قرار نبوده که زندگی ِ این دنیا ، زندگیه ابدی ِ ما باشه

اما بعضی از ما این زندگی ِ گذرا رُ جدی گرفتیم و از اصل ِ زندگی دور موندیم

از اصل ی زندگی ای که باید همین جا اونو بسازیم

مثل ِ همه اونهایی که از همین همین جا

زندگی ِ اون دنیا رُ بنا کردن

کسایی مثل ِ شهید مصطفی ردایی پور

متولد 1337

بچه محله پشت ِ مسجد ِ امام ِ اصفهان

پدرش کارگر بود و مادرش قالی باف

او خانواده ای داشت که با دستهای ِ خالی از محبت و عشق ِ به اهل ِ بیت سرشار بودند

تا جایی که تا آنجا كه با همان درآمد ناچيز جلسات روضه‌خواني ماهانه در منزلشان برگزار مي‌شد

او

با مشورت يكي از علما به تحصيل علوم ديني پرداخت

با پیروزی ِ انقلاب و رسیدن به سالهای ِ جنگ

در جلسه‌اي كه به اتفاق نماينده حضرت امام خمینی قدس سره و امام جمعه اصفهان خدمت حضرت امام مشرف ‌ايشان از معظم له در مورد رفتن به كردستان كسب تكليف كردند. حضرت امام به شهيد رداني پور امر گفتند: که شما بايد به كردستان برويد و كاركنيد

ايشان در كمتر از 3سال سطوح فرماندهي رزمي را تا سطح قرارگاه طي كرد ، كه اين مهم ناشي از همت تلاش پشتكار و اخلاص در عمل اين شهيد عزيز بود

او كه به قدري به دعا و زيارت اهميت مي‌داد كه حتي در وصيتنامه‌اش نيز سفارش مي‌كند كه به هنگام دفنم زيارت عاشورا و روضه حضرت زهرا (س) را بخوانيد

او در عملیات محرم والفجر 1 و والفجر 2 شرکت داشت و تا لحظه شهادت هرگز جبهه را ترک نکرد و فرمان امام عظیم الشأن (قدس سره) را در هر حال بر هر چیزی مقدم می‌دانست .
او چشم به مقام و موقعيت و مال و منال دنيا ندوخت و براي احياي آيين پاك خداوندي و ياري و دستگيري مظلومان سختي‌ها را به جان خريد و در اين راه از جان عزيزش گذشت

********************************************

قطعا در چند دقیقه با چند کلام حرف نمیشه از اسرار ِ زندگیهای ِ جاوید چیزی گفت

اینجا فقط یه مقدمه اس

یه مقدمه تا اونهایی که در پی ِ حیات ِ واقعی هستن

خودشون راه رُ ادامه بدن تا به مقصد برسن

***********************************************

درجات و مقام ِ شهدای ِ اسلام از صدر ِ اسلام تا امروز

رفیع و بلند مرتبه

و

با امید به خدای ِ بزرگ

خداحافظ

*********************************************