راه شب 1
به نام ِ خدا
و
به توکل ِ محبت ِ او
که پایانی ندارد
************************************
همین جا
و
برای ِ سلامی ناب
خداحافظ
************************************
اگه شما
جز اون کسایی هستین که توی ِ دیکته زندگی
هنوز نمیدونن
محبت ُ
با ح حوله مینوسن
یا
ه دو چشم
خداحافظ
**********************************
اگه شما
جز اون کسایی هستین
که فکر میکنن
محبت
مثل ِ آناناس وِ نارگیل
یه میوه تشریفاتیه
خداحافظ
********************************
اگه شما
جز اون کسایی هستین
که همسر و بچه هاتون
بعد از این همه سال
هنوز
رنگ ُ و روی ِ محبتتونو
ندیدن
خداحافظ
**********************************
ما امشب
با اهالی ِ
با صفا و با محبته
این سرزمین
قرار داریم
پس
سلام ِ ما رو اونایی بشنون
که
چشم هاشون
از برق ِ محبت
میدرخشه
و
همیشه
به روی ِ ماه ِ زندگی
لبخند میزنن
**************************************
امشب، با دنیایی از
مهر و دوست داشتن
این برنامه رو
تقدیم میکنیم به
همه مردم ِ خوب ِ وطنم
ایران
****************************************
داستان
راستش واسه من قصه محبت، یعنی اقاجون
قصه محبتی که مال ِ امروز و دیروز نیست
قصه همه عمرش ِ
قصه روزهایی که
با فراز و نشیب ِ زیادی گذشت
چون
آقاجون
نه فقط برای ِ خودش
که همیشه با دیگران ُ و به عشق ِ اونا زندگی کرد
غم و شادیش با مردم بود
و گرفتاریهاش گرفتاریهای ِ مردم
از بدهکاری و مریضی گرفته
تا مراسم عروسی و خدایی نکرده عزا
نمیدونم شما جشن های گلریزونو یادتون هست یا نه ...؟
همونایی که ... تو زورخونه های قدیمی ... برپا میشد ...؟
همونایی که ... یکی از معتمدهای محل بانی میشد و
و برای ِ اونایی که نیاز ِ به کمک داشتن
از مردم کمک جمع میکرد
آقا جون من ... یکی از بانی های ... جشنای گلریزونه محلمون بود...
یادمه بچه که بودم .... خیلی ها می اومدن دم خونمون ...
خیلیا که ... یه جایی ... تو کار و زندگیشون ... به بن بست رسیده بودن ....
خیلیا که ... دو دوتای زندگیشون چهار تا نشده بود
و چرخ زندگیشون همچین درست و حسابی نمی چرخید.....
خیلیا که ... آبرو داشتن اما ...
دستشون تنگ بود....
به یکی دو روز هم نمی کشید ... که آقاجون
یه جشن گلریزون راه مینداخت
یه جشن گلریزون ... که خودش
تو زورخونه محل ... بین مردم می چرخید
و دونه دونه ... از آدما ... کمک جمع می کرد....
تو یه چشم به هم زدن ... دستمال آقاجون ... پر میشد از ... اسکناس و سکه های رنگارنگ ... از دوزاری و پنج زاری گرفته ... تا ده تومنی و بیست تومنی.
این جوری میشد که هر کسی ... به بضاعت و توانی که داشت کمک میکرد ... کمکی که جز محبت و دوست داشتن نبود
محبتی که
میدونست ... دل کسی رو شاد میکنه
حالا شما بگید ...
بگین توی زندگیتون کی بزرگترین محبت رو در حقتون انجام داده
و اون محبت چی بوده؟؟؟
و همینطور
بزرگترین محبتی که شما
در حق ِ دیگران انجام دادین چی بوده؟؟؟؟
شماره تماس
شماره پیامک
*************************************************************