گاهی ما معنی ِ کلمه های ِ زیادی رُ میدونیم

اما

کلمه های ِ ساده ای توی ِ زندگیهامون پیدا میشه که هیچ وقت

به معناشون فکر نکردیم

کلمه هایی که میتونستن زندگیه مار ُ

از این رو به اون رو کنن

***********************************

اگه خوابتون نمیاد امشب با ما باشید

چون

حرف ِ امشب ِ ما یکی از همون کلمه های ِ ساده

اما مهم ِ زندگیه

**************************************

به نام ِ خدایی که دوست داره بنده هاش برای

خوب زندگی کردن

تلاش کنن

و

مثل ِ همیشه

با همه ارادت

سلام

**************************************

سلام به همه شما در جای جای ِ ایران

به شمایی که همه عالم

شاهد ِ عشقتون

به وطن

و به سرفرازی و سربلندی ِ ایران بود

به ایرانی همیشه در اوج ِ افتخار

*************************************

(داستان)

راستش من تا همین چند سال ِ پیش اونچنان که باید معنی و مفهوم ِ کلمه معروف ِ تفاهم رُ نمیدونستم

یعنی ما توی ِ زندگی آقاجون و عزیز یه جور ِ دیگه این چیزا رُ دیده بودیم

یه جوری که شاید خیلی خود ِ کلمه ِ مهم نبود

راستش من تا اون روز ِ تاریخی اصلا این کلمه رُ نشنیده بودم

تا همون روزی که عمه جان ِ بنده که کوچکترین خواهر ِ آقاجون بود

به قهر اومد خونه ما

عمه خانم بچه آخر خونواده بود و آقاجون یه جورایی براش حُکم ِ پدری داشت

من اون موقع سن و سال ِ زیادی نداشتم و توی ِ عالم ِ بچگی بدونه توجه به دلیلش از این که عمه به خونه ما اومده بود و قرار بود که چند وقتی بمونه خوشحال بودم

اما توی ِ همون موقع حالیم میشد که هر شب وقتی ما بچه ها میخوابیم

آقاجون و عمه و عزیز توی ِ ایوون با هم آروم حرف میزدن

و من اونجا بود که برای ِ اولین بار از زبون ِ عمه کلمه تفاهم رُ شنیدم

عمه به آقاجون گفت که با آقا سعید شوهر عمه ام تفاهم نداره و دیگه نمیتونه باهاش زندگی کنه

راستش من اونجا دلم هُری ریخت پایین و فهمیدم که اومدنه عمع چندان هم خوشایند نیست

و شاید برای ِ همین بود که اون شب دیگه خوابم نبرد

آقاجون به عمه گفت: این تفاهم که میگی یعنی چی؟؟

عمه گفت : یعنی این که سعید متوجه بشه که منم مثل ِ اون یه وقتایی از کارای ِ خونه خسته میشم

یه وقتایی دوست دارم به جای ِ مهمونی بریم پارک و سینما

دوست دارم وقتی از چیزی ناراحت میشم بهش بگم نه این که همش حواسم به این باشه که اون از چی ناراحت میشه

دوست دارم انقدر کار نکنه

دوست دارم نگفته حرفامو بفهمه

دوست دارم وقتی عصبانی ام خیلی سوال پیچم نکنه

دوست دارم .....

اینجا آقاجون توی ِ حرف ِ عمع اومد و گفت: همه حرفات همین شکلیه

عمع گفت: یعنی چی

آقاجون گفت: یعنی تو برای ِ همین چیزهاست که احساس میکنی دیگه نمیتونی با آقا سعید زندگی کنی؟

عمه گفت: یعنی به نظر ِ شما هم این دلایل مهم نیست

آقاجون گفت: چرا مهمه اما نه به این شکلی که تو میگی

عمع با تعجب گفت: یعنی چی

آقاجون گفت: یعنی این که این تفاهمی که تو داری معنیش میکنی اشتباهه چون کفه اش به سمت ِ تو سنگین تره

در صورتی که تفاهم ِ واقعی یعنی دو تا کفه برابر

یعنی فهمیدنه این که همیشه این دو تا کفه روبروی ِ همین نیستن

و حتما توی ِ زندگی بارها و بارها بخاطر ِ مشکلات

سختیها، دلخوریها، ناملایمات و فراز و نشیبها

بالا و پایین میرن

آقاجون گفت: این خیلی خوبه که دو تا کفه زندگی همیشه روبروی ِ هم باشه اما شدنی نیست

چون

چون ذات ِ زندگی فراز و فرود ِ و تفاهم اینه که چه زن و چه مرد

حواسشون به این باشه که اگه یکی پایین اومد اون یکی باید بالا بره

وگرنه این ترازو با اولین اتفاق ِ زندگی از دور ِ تعادل خارج میشه

آقاجون گفت من میدونم که هر کدوم از ما واسه خودمون آرزوها و دوست داشتنیهایی داریم اما با ازدواج و زندگی مشترک دیگه فقط آرزوهای ِ من مهم نیست

باید حواس ِ آدم جمع باشه

که آرزوها و دوست داشتنیها دیگه مال ِ دو نفر ِ ، نه من و نه اون ، مال ِ ما

آقاجون گفت: تو خواره ِ منی اما توی ِ حرفات هیچ حرفی از سعید نزدی و این یعنی تو هنوز با سعید ما نشدنی

تفاهم یعنی ک ما شدنه از ته ِ دل

اون وقت اگه یه جایی کم و کسری هم باشه

بخاطر ِ زندگیت و بخاطر ِ همسری که دوستش داری ازش میگذری

راستش من بقیه حرفای ِ آقاجون ُ نشنیدم چون خوابن برد

اما فردا صبح ِ اول ِ وقت دیدم که آقا سعید با یه دسته گل اومد خونه ما و عمه رُ برد

موقع رفتن اقاجون به جفتشون گفت: همدیگه رُ از ته ِ دل دوست داشته باشید و

با هم بسازین

چون اینجوری راحت تر به تفاهم میرسین و زندگی براتون شیرین تره

 

شما چی فکر میکنین؟؟؟

به نظر ِ شما بهترین راه برای ِ رسیدنه به تفاهم توی ِ زندگی چیه؟؟؟

شماره تماس

شماره پیامک

************************************************