برنامه
خدا حق است
راه ِ او حق است
زندگی اگر بر مدار ِاو باشد حق است
مرگ اگر در راه ِ او باشد حق است
ایمان حق است
قیامت حق است
عصر ِ انتظار حق است
ظهور حق است
بندگی ، اگر برای ِ او باشد حق است
و حق همیشه روشن است
آنقدر که شاید بعضی تاب ِ روشنایش را ندارند و
حجاب میشوند در برابر ِ تابشش
حجابی که گاهی گمراهمان میکند و اگر نباشند هادیان ِ صادق راه را گم میکنیم
هادیانی که همه از سوی ِ خدایند تا از حق بگویند و بندگان را به حق بخوانند
هادیانی که همه وقف ِ رضای ِ حق شده اند و همه وجود را به محبت ِ او بخشیده اند
هادیانی چون
علی ِ عالی اعلی در محراب ِ مسجد ِ کوفه
چون
سید شهیدان ِ کربلا در ظهر عاشورا
چون امام سجده ها زین العابدین
چون امام موسی کاظم علیه السلام
هادیانی که همه وقف ِ حق شدند
جز حق نگفتند و جز به حق نخواندند
و حق نوری همیشه روشن است
و برای ِ چشم های ِ اهل ِ حق آشناست
اهلی که هنوز هم
قدم هایشان را در جای ِ قدم های ِ هادیان میگذارند
کسانی مثل ِ اهالی ِ بیدار دل ِ پانزدهم ِ خرداد ِ چهل و دو
این نوریست که خاموش نمیشود و در تابشی همیشگی ستبا
تجلی ِ نور
************************************************
به نام ِ خدا و سلام
*************************************************
با عرض ِ تسلیت و تعزیت به محضر ِ پیامبر عزیز ِ اسلام ،
امامان ِ اطهار علیهم السلام
امام وقت ، مولای ِ حاضر حضرت مهدی عج
و خدمت ِ شما عزیزان
در سالروز ِ شهادت حضرت امام موسی کاظم ع
و سالروز ِ قیام ِ پانزده ِ خرداد
در خدمت ِ شما هستیم
*******************************************
در خدمت ِ شما هستیم تا به عرض ِ ارادتی ناچیز
ادای ِ معرفت و محبت کنیم
به آستان ِ کریمانه امامی
که همه اهل ِ ایران در سایه حرم ِ امن ِ فرزند ِ گرانقدر ایشان آقا علی بن موسی الرضا زندگی میکنند
*****************************************
آقایی که ولی نعمت ِ اهالی ِ ایران زمین ِ
عرض ِ تسلیت ِ ویژه امروز ِ ما به محضر ِ غریب ِ سرزمین طوس
حضرت ِ شمس الشموس آقاامام رضا ع
**************************************
در مجال ِ امروز با ما باشید که این قرار فرصتی برای ِ کسب ِ معرفتی بیشتر از دریای ِ وجود ِ امام موسی کاظم علیه الاسلام ِ
امامی که ناگفته ها درباره او بیشتر از گفته هاست
****************************************
در سرفصل ِ آغاز متبرک میکنیم کلام رُ به ذکری در باب ِ سیره آقا امام موسی کاظم ع و شرح ِ این که چرا ایشان در میان مردم به اقب کاظم معروف بودن
به استناد ِ روایات ایشان را کاظم مینامیدند
چون
آن حضرت هیچگاه دشمنان خویش را نفرین نکرد حتی در ایام حبس که مکرر کمین کردند ولی از آن حضرت یک کلمه سخن خشم آمیز نشنیدند و ابن اثیر که از اهل سنت است می گوید
:"
آن حضرت را کاظم لقب دادند به جهت آنکه احسان می کرد با هر کس که با او بدی می کرد و این همیشه عادت او بود ولی اصحابش به جهت تقیه گاهی از آن جناب به عبد صالح و گاهی به فقیه و عالم و غیره تعبیر می کردند و در میان مردم به باب الحوائج معروف است."شما هم همراه و شریک ِ ما در برنامه امروز باشید با پاسخ به این سوال که
به نظر شما فروبردن خشم و داشتن تسلط ِ برخود هنگام ِ عصبانیت میتونه چه اثر و نتایجی توی ِ زندگی ِ روزمره ما داشته باشه؟؟
شماره تماس
شماره پیامک
***********************************************
به گواه ِ اهل ِ علم ِ و فضیلت امام هفتم (ع) با جمع روایات و احادیث و احكام و احیای سنن پدر گرامی و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را كه با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام یافته بود حفظ و تقویت كرد و علی رغم موانع بسیار در راه انجام وظایف الهی تا آنجا پایداری كرد كه جان خود را فدا ساخت
.. تاثیر ِ مجاهدت و استواری ِ امام موسی کاظم ع تا جایی ست که برخی میگویند اگر پایداری ِ ایشان نبود به واسطه ظام و انحراف ِ حُکام ِ ظالم ِ وقت .. اثری از اسلام ِ حقیقی باقی نمیماند*************
*************************مسجد داشت خلوت میشد. نماز جماعت تمام شده بود. عده زیادی بلند شده و رفته بودند
. تنها چند نفری نشسته بودند یا نماز میخواندند. امام موسی کاظم(ع) مشغول نماز خواندن بود. زکریا تکیه داده بود به دیوار صحن. عجلهای برای رفتن نداشت. منتظر بود امام نمازش را تمام کند تا ایشان را همراهی کند. پیرمردی هم نزدیک امام نشسته بود. او هم انگار عجلهای برای رفتن نداشت. شاید هم خم و راست شدن و سجده و رکوع خستهاش کرده بود. آخر پای پیرمرد درد میکرد. به زحمت میتوانست روی پا بند بشود و بدون عصا، اصلاً نمیتوانست راه برود. مدتی بعد، پیرمرد تصمیم گرفت بلند شود و راه بیفتد. به سختی روی پاهای لرزانش بلند شد، اما انگار بعد یادش آمد که فراموش کرده عصایش را بردارد. خم شدن و برداشتن عصا، برایش سخت بود. یکی دو بار تلاش کرد، اما نتیجهای نگرفت. زکریا فاصلهاش با پیرمرد زیاد بود نمیتوانست، به کمکش برود و شاید تنبلیاش میآمد از سر جای خود برخیزد. اما در همین موقع، اتفاق عجیبی روی داد. امام موسی کاظم در همان حال نماز، عصای پیرمرد را برداشت و به او داد و بعد نمازش را ادامه داد. آن وقت بود که زکریا، هم از کارش پشیمان شد و هم فهمید که کمک کردن به پیرمرد ناتوان، چهقدر میتواند مهم باشد، آنقدر که بتوان سر نماز هم این کار را کرد**********
*******************************حضرت امام کاظم(ع) در علم و حلم و تواضع و کرامتهای اخلاقی و بخشش و سخاوت، در زمان خود بیمانند بود. بَدان و بداندیشان را با عفو و احسان خویش تربیت میکرد؛ شبها به طور ناشناس در کوچههای مدینه، به مستمندان یاری میکرد. ایشان افزون بر اداره نهضت علمی پدرش و نشر حقایق اسلام، به خرافهزدایی، دستگیری از مردم و ارشاد آنان و توجیه احادیث و حل مشکلات فقهی میپرداخت
.ایشان همیشه در سفازشی موکد به مردم میفرمودند که :
خیر برسانید و سخن نیك بگویید و سست رأى و فرمانبرِ هر كس مباشید.
**********
**********************************مرد روستایی چهره زشتی داشت، چنان زشت که همه از او کناره میگرفتند. مرد قلب مهربانی داشت، اما مردم چهرهاش را میدیدند و چهرهاش آنها را میرماند. چهقدر دلش میخواست که یکی بنشیند به حرف زدن با او.
حالا که همه از او کناره میگرفتند، او هم سعی میکرد جلوی چشم مردم ظاهر نشود تا کمتر رنج بکشد، اما زندگی و احتیاجات روزمره، باعث میشد که نتواند زیاد از دیگران دور بماند
.روزی در حال عبور از کوچهای بود. دید چند نفری پیش میآیند. بعضی از مردم چنان بدجنس بودند که با دیدن او، روی در هم میکشیدند. ترسید آنها هم با او این رفتار را بکنند، اما مردها خیلی عادی پیش آمدند و وقتی به نزدیکی او رسیدند، یکی از آنها نگاهش کرد. با مهربانی گفت: «سلام!» مرد، با تردید جواب سلام را داد. آیا رهگذر میخواست او را مسخره کند؟
«
اگر بتوانم کاری برایتان بکنم، با جان و دل انجام میدهم».در چهره گندمگون و زیبای رهگذر، اثری از تمسخر نبود. مرد با تعجب، رهگذر را نگاه کرد. او که بود؟ چرا برخلاف دیگران، از او رویگردان نبود؟ چنان غافلگیر شده بود که نتوانست چیزی بگوید. رهگذر و همراهانش گذشتند. مرد مدتی سر جا ماتش برد و بعد یادش آمد حتی اسم رهگذر را نپرسیده است
.جرئتی به خود داد و گفت: «صبر کنید! لحظهای صبر کنید
!»یکی از رهگذران برگشت
.ـ «کاری داشتی برادر؟
»ـ «نه، فقط میخواستم بدانم این همراه شما که چنین مهربانانه با من سخن گفت، کیست؟
»ـ «او را نشناختی
!»ـ «نه، مردم زیاد مرا نمیبینند و من هم زیاد آنها را نمیبینم
».ـ «او مولایمان بابالحوائج، موسی بن جعفر است
».مرد آهی از ته دل کشید
.ـ «جانم به فدای او، چرا نشناختمش؟ مرا شرمنده خود کرد
».ـ «اتفاقاً ما به ایشان عرض کردیم که اگر کسی با شما کاری داشته باشد، خود باید بگوید، نه اینکه شما درخواست کنید. فرمودند: این مرد (یعنی شما)، به حکم کتاب خداوند، برادر و همسایه ما هستند و با ما در بهترین پدر یعنی حضرت آدم و نیکوترین دین یعنی اسلام شریکند و ما وظیفه داریم که اگر کاری از دستمان برآمد، برای او انجام بدهیم
*******************
**************************امام كاظم علیه السلام در باب ِ یاری ِ به نیازمندان فرموده اند:
كمك كردن تو به ناتوان، بهترین صدقه است.
و در باب ِ مراقبه و محاسبه اعمال بیان نمودند که:
كسى كه هر روز خود را ارزیابى نكند، از ما نیست.
********
***********************************(
ربط انتخابات)بدون تردید انتخابات مرحله مهمی در مسیر ِ رو به رشد و پیشرفت ِ ایران ِ عزیز ِ ماست
مرحله ای که برپایه رعایت ِ اصول ِ اعتقادی و اخلاقی
به خبر و خوبی سپری خواهد شد
**********************************************
در حدیثی از امام موسی کاظم ع امده است که
از خدا بترس و حقّ را بگو، اگرچه نابودى تو در آن باشد. زیرا که در واقع، نجات تو در آن است.از خدا بترس و باطل را واگذار، اگرچه نجات تو در آن باشد، زیرا که در واقع، نابودى تو در آن است
.**************************************************
از
حضرت امام موسی کاظم ع
درباره غیبت ِ حضرت مهدی عج روایتی بدین شرح وجود دارد
علیّ بن جعفر از برادر بزرگوارشان امام کاظم علیه السلام روایت می کند که ایشان فرمودند :
چون پنجمین امام از فرزندان امام هفتمین غایب شود الله الله در دینتان مراقب باشید کسی آن را از شما زایل نسازد ،
ای فرزندان من ! بناچار صاحب الامر غیبتی دارد تا به غایتی که معتقدان به این امر از آن بازگردند ،
این محنتی است که خدای متعال خلقش را به واسطه ی آن بیازماید و اگر پدران و اجداد شما دینی بهتر از این می شناختند از آن پیروی می کردند.
گفتم : ای آقای من ! پنجمین از فرزندان هفتمین کیست؟ فرمود : ای فرزندان من ! عقلهای شما از درک آن ناتوان است و خِرَدهای شما تاب تحمّل آن را ندارد و لیکن اگر بمانید او را درک خواهید کرد
************************************************
امام کاظم علیه السلام فرمودند: « همانا شیعه علی کسی است که قول او فعلش را تصدیق نماید
»و نیز فرموده اند : فرموده اند
:«
كسي كه نمي تواند ما را زيارت نمايد، پيروان صالح ما را ديدار كند كه ثواب زيارت ما برايش نوشته مي شود و هركس نمي تواند ما را صله كند ، پس نيكان پيرو ما را صله نمايد ،براي او ثواب صله ما نوشته مي شود»**********************************************
حضرت امام موسی کاظم ع
در علم و حلم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگى ضرب المثل بود. بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بىكران خويش تربيت مىفرمود. شب ها به طور ناشناس در كوچههاى مدينه مىگشت و به مستمندان كمك مىكرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسهها مىگذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مىكرد. كيسههاى موسى بن جعفر در مدينه معروف بود و اگر به كسى يك صره (كيسه) مىرسيد بىنياز مىگشت. مع ذلك در اتاقى كه نماز مىگزارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزى نبود
*********************************************
شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد
خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار
**********************************************
با امید به ان که این ارادت ِ ناچیز مقبول ِ آستان ِ آقا باب الحوائج قرار گرفته باشد
همه شما عزیزان ِ همراه رُ به خدای ِ بزرگ میسپاریم
*********************************************