گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند

****************************************

به افق آفتاب

****************************************

به نام ِ خدایی که سعادت ما را به دستهای ِ خود ِ ما سپرد و

سلام

*************************************

*****************************************

با ارزوی ِ اوقاتی سرشار ِ از سلامتی و خیر و خوبی

با شما هستیم در آستانه اذان ظهر

****************************************

با شما تا به زمزمه ذکر ِ نام ِ خدا به یاد ِ او برسیم و دلهامونو هر چه بیشتر مهیای ِ هنگامه وصل ِ به آسمان کنیم

****************************************

وصل ِ به اسمان تا در فاصله ای نزدیک با اجابت با خدا از دلگویه هایمان صحبت کنیم

*****************************************

از آغاز

از روزهایی که گذشته است

و از آینده ای که پیش ِ روست

**************************************

از آینده ای که کسی نمیداند چگونه است اما همه میخواهند که خوب باشد و سرشار از خیر و سلامت

***************************************

بعضیها فکر میکنن که همه چیز ِ زندگی ی ما آدمها از قبل معلومه و هیچ تغییری هم توش نیست

****************************************

بعضیها برعکس ، فکر میکنن که اتفاقا همه زندگیه آدم دست ی خودش و هر جوری که بخواد اونو میسازه

***************************************

بعضیها فکر میکنن و خوشبختی و خدایی نکرده بدبختی توی ِ سرنوشت ِ هر کسی معلومه و هیچ راه ِ فراری هم ازش نیست

**************************************

بعضیها میگن سرنوشت ِ ادمها از قبل نوشته شده و دیگه هر چقدر هم که تلاش بکنیم تغییری نداره

*************************************

شما چی فکر میکنین؟؟؟

به نظر ِ شما سرنوشته زندگیه ماها دست ی خودمونه یا این که از قبل نوشته شده؟؟؟

به نظرتون میشه سرنوشت ِ آدمها رُعوض کرد؟ اگه میشه چه جوری؟؟؟

شماره تماس

شماره پیامک

***************************************************

این که میگن سرنوشت ِ زندگیه ادمها از قبل معلومه یه حرف ِ درسته اما این معلوم بودن ُ

فقط خدا میدونه و جز خدا هیچ کس ازش خبری نداره

و مهم تر این که این دونستنه خدا به معنای ِ بی تغیر بودنه زندگیه ما نیست که اتفاقا ما دنیا و آخرتمونو همون جوری میاسزیم که خودمون میخوایم

آگاه بودنه خدا از سرنوشت ِ از علم ِ خداست

علمی که باعث جبر توی ِ زندگیه ماها نمیشه

علم ی خدا از اینه که میدونه ما چی راهی رُ میریم و آخر ِ زندگی به کجا میرسیم

*************************************************

حقیقت اینه که بعضی از ما برای ِ شونه خالی کردن از مسئولیت ِ زندگی و به عهده گرفتنه کارهامون

با جبری و بی تغییر دونستنه سرنوشت ِ آدمها سعی میکنیم

که مثلا خودمون توجیه کنیم که هیچ زحمتی فایده نداره

و ما هر کار یهم که بکنیم

باز اون اتفاقی که باید میافته

بله

مسیر ِ زندگیه ما با همه جزییاتش برای ِ خدا روشنه

اما این به معنای ِ بی تغییر بودنش نیست

کی از مصداقهای ِ تغییر ی سرنوشت حدیثی گهرباره که در اون بیان میشه که دعا قضا رُ تغییر میده

یعنی اونچه که مقدر شده با دعا به درگاه ِ خدا قابل ِ تغییر

********************************************

مطمئنا رسیدنه به سرنوشته خوب

مثل ی رسیدنه به هر مقصدی بدونه تلاش و زحمت نیست

برای ِ ساختنه دنیایی خوب و آخرتی آباد باید تا حد ی ممکن تلاش کرد

تلاش کرد و از خدا خواست که به زندگی و به لحظه های ِ ما برکت بده و با نگاه ِ مهر و لطف آینده ای خوب رُ برای ِ ما رقم بزنه

******************************************

سرنوشت از هر لحظه ای که شما بخواید قابل ِ تغییر ِ

اگر از زندگیهاتون

از کارتون

و از شرایطی که در اون هستین رضایت ندارین

عاقلانه و با فکر و آینده نگری تصمیم به تغیر بگیرید و مطمئن باشید که اگر تصمیم ِ شما درست و خدایی باشه

خود ِ خدا برای ِ این تغییر به شما کمک خواهد کرد

که البته تصمیم ِ اول با شماست

*****************************************

همیشه میشه از اوج ی تاریکی به روشنی رسید و بودند کسانی که از اوج ِ روشنایی به تاریکی رسیدن

حواسمون به سرنوشتهایی که برای ِ خودمون میسازیم باشه

و از خدا بخوایم که حتی برای ِ لحظه ای تنهامون نذاره

*************************************************

مناجات

خدايا مرا در جرگه كساني قرار ده

كه

يكسره

بطور مداوم در خانهات را مىكوبند

و در شب و روز تو را پرستش كنند

آنها

كه بخواستههايشان رسانيدى

و به دادن آنچه جويايش بودند كامرواشان ساختى

و حاجتهاشان را از فضل خويش برآوردى

و دلهاشان را سرشار از دوستى خويش كردى

و از آب زلال معرفتت سيرابشان كردى

************************

عيب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است ديده بگشاى كـــــه بينى همــه عالم طور است

يــــــــــا رب، ايــن پرده پندار كه در ديده ماست بـــاز كن تــــا كــــه ببينم همــــه عالم نور است

واى اگـــــر پــــــــرده ز اســــرار بيفتــــــد روزى فاش گردد كه چه در خرقــــه اين مهجــــور است

چــــــه كنــــــــم تا به سر كوى توام راه دهند؟ كاين سفر توشه همىخواهــد و اين ره دور است

وادى عشق كه بى هوشى و سرگردانى است مــــــدعى در طلبش بـــــوالهوس و مغــرور است

لـــب فرو بست هر آن كس رخ چون ماهش ديد آنكــــه مـــــدحت كنـد از گفته خود مسرور است

وقت آن است كــــــــه بنشينم و دم در نـــــزنم به همــــه كــون و مكان مدحت او مسطور است