حضرت زینب (س) روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری دیده به جهان گشود. پدرش حضرت امیرالمؤمنین (ع) و مادرش حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد.

پس از تولد ، حضرت فاطمه دخترش را نزد حضرت علی (ع) بردند و از ایشان خواستند که نامی برای وی انتخاب نماید ، امیرالمؤمنین (ع) فرمود : از پیامبر (صلي الله و عليه و آله) پیشی نمی گیرم در آن هنگام پیامبر (ص) نیز فرمودند : من هم از پروردگارم پیشی نمی گیرم. در این هنگام جبرئیل نازل شد و درود پروردگار را ابلاغ فرمود و گفت : نام این دختر را « زینب » انتخاب کن. زیرا خداوند چنین فرموده است.

سپس از مصائبی که بر این کودک وارد می شود خبر داد ؛ پیامبر (ص) در حالی که سخت می گریستند فرمود : هر کس بر او بگرید مانند کسی است که بر حسین (ع) گریسته است

**********************************************

حضرت زینب لقب های فراوانی دارد که عبارت اند از : صدّیقه صغری ، عقیله بنی هاشم ، عارفه ، فاضله ، کامله ، عابده آل ابی طالب.

کنیه اش ، امّ المصائب بوده است.

برخی از مورخین نوشته اند که : حضرت زهرا (س) به زینب سفارش کرد که در کنار حسین (ع) باشد و بعد از او برای آنها مادر باشد ، زینب هم هیچگاه این سفارش مادر را فراموش نکرد.

او

در طول نهضت عاشورا نقش فراوانی داشت از جمله سرپرست کاروان اسیران اهل بیت و مراقبت کننده از امام سجاد (ع) و افشاگر ستمگری های حکام اموی با ایراد خطبه های آتشین.

زینب (س) هم دختر شهید بود و هم خواهر شهید ، هم مادر شهید ، هم عمه شهید.

وی به « قهرمان صبر » شهرت یافت.

*********************************************

چشمش گریست دشت به آتش کشیده را
بی تـاب گشت ســـــرخی حلـــق بریده را

آرام بر لبــــان عطشـــناک بوســـــــه زد
در بر گرفـت قامـــــــت در خون تپیــــده را

زینب ! عمود خیـــمه عالم شکسته شد
وقتی که کوفه بر تو فرو بســـت دیده را

زینب ! به گوشه گوشه صحرا صبور باش
گلهای نوشکفتـــــه از شاخه چیـــده را

پیراهنــــی که بوی حسین تو می دهد
زینب ! صبـــــور باش دو دست بریـده را

آنک بگو به پســـــتی و نامردمـــی بگو
آن سینه سرخهای به مقصد رسیده را

زینب بگو به پستــــی و نامردمـی بگو
این گرگــــهای وحشی یوسف دریده را

زینب بگو که از پس این شام می رسد
یک دست مهـــربان که بر آرد سپیده را

*********************************************************

شهادت صدیقه صغری، محبوب آل عبا، زینت علی مرتضی(ع)، غمخوار حسن مجتبی(ع)، رهرو راه سیدالشهدا و خواهر گرامی قمر بنی هاشم، علمدار کربلا، را به عاشقان راه حق و حقیقت و دوستداران آل محمد(ص) تسلیت می گوییم

*********************************************************

خورشيد نجابت و ادب یا زینب

با فضل و وقار، منتجب یا زینب

در اوج شکوه مثل کوهی بانو

هستی تو عقيلة العرب! یا زینب

**********************************************

سالروز شهادت زینب کبری(س)، دخت علی مرتضی، پیام آور کربلا، الگوی شکیبایی و تقوا، عابده آل علی(ع) و عقیله بنی هاشم را به تمام پویندگان راه ولایت و عاشقان خط سرخ شهادت تسلیت می گوییم.

************************************************

ای آینه عصمت زهرا! زینب

در صبر و وفا بدون همتا! زینب

تو محرم رازهای مولا بودی

چون فاطمه ای ام ابیها! زینب

*************************************************

این زلال ترین عطوفت جاری خداست که اینک در دانه دانه اشک پیامبر(ص) روان گشته است و بر قنداقه زینب نورسیده می چکد؛ زینبی که نه از مخلوط عقل و عشق که گویی از عشق محض آفریده شده تا یکسره ساغر خونین عشق را به دست گیرد و عصاره همه رنجهای خلقت را بچشد.

اینک پیامبر(ص) قنداقه این غنچه تازه شکفته در بوستان اهل بیت را در آغوش گرفته و می گرید. نگاه مهربان پیامبر(ص)، روح آسمان شدن در جسم کوچک او جاری می کند. پیامبر(ص) کودک را در آغوش گرفته، به سینه می چسباند؛ صورت بر صورت او می نهد و اشک می ریزد. گویی می بیند آن بیابان خشک و رنج هایی را که این دریای صبر تحمل می کند.

***************************************************

نوزاد نورسیده علی(ع) از سوی خدا و به اشاره جد بزرگوارش، پیامبر(ص)، زینب نام گرفت. علی(ع)، شگفت ترین و شیرین ترین نشانه خلقت خدا و فخر دو عالم،

اینک به او فخر می کند.

زینب در لحظه لحظه زندگی پردردش و در صبوری ها و خروشیدن ها می نمایاند که لایق چنین نامی است و سزاوار چنان مقامی. او نه زینت پدر که زینت خلقت است.

*****************************************************

صبر اگر می خواست مجسم شود، بهتر از تو نمی یافت. چه می گویم؟ صبر کودکی است که در کنج زندگی پررنج تو به شاگردی نشست. ای کعبه همه سختی ها و ای مادر همه رنج ها، صبر قطره کوچکی از باران مکارم اخلاق بود که بر دریای تو بارید. این کاسه گلی ماست که به اندک رنجی لبریز می شود. کاسه صبر تو از وحی است، از خداست. چگونه پر شود که بی انتهاست. زینبا، خلقت همیشه در تحیّر صبوری تو خواهد ماند.

*******************************************************

زینب باید برادرش را وداع گوید. دل از برادرش، مولا و مقتدایش و تنها بهانه زندگی اش، برکند و اندکی بعد، دست زیر پیکر پاک برادر برد، خونش را به آسمان بپاشد و بگوید: «خدایا این قربانی را از ما، خاندان وحی، بپذیر». با این کار بندگی کردن و راضی بودن به رضای پروردگار را معنا کند. و امروز، روز رحلتش، برادرش حسین است که بهشتِ آغوش می گشاید و آمدن خواهر را انتظار می کشد.

*****************************************************

خدا تو را از چه لبریز کرده است ای دردانه علی، که هرچه نگاه هست تا انتهای خلقت بر آینه وجود تو خیره خواهد ماند؟ تو چنان از صبر لبریزی که سختی هایی چنین، چون قطره ای آرام در دریای وجودت فرو می نشیند و تو را به تلاطم نمی افکند. تو آن قدر با عبادت عجین شده ای که فرشتگانِ سال ها به عبادت ایستاده، پیش نماز شبت قامت خم می کنند. آن قدر از خروش و شجاعت بهره برده ای که خطبه هایت در مجلس دشمن، دل سنگ را به لرزه می اندازد. رحمت بی پایان الهی بر تو ای عصاره همه خوبی های عالم.

**************************************************

ای مادر همه رنج ها و مصیبت ها، قطره قطره اشک های تو ترجمه عشق و وفاداری به ولایت است؛ معنای رضای خداست؛ نمود حرمت آل الله است و مایه بقای عاشورا. اشک های تو از کودکی تا عاشورا که محور دردها بودی و کاروانسالار غم و اندوه، همواره زلال آبیاری درخت اسلام بود.

**************************************************

چند سالی از داغ عاشورا می گذرد؛ داغی که هر صبح تازه تر می شود و هر شب جان دوباره می گیرد؛ داغی که نه سوزشش التیام می یابد و نه خاطره اش به فراموشی می رود. و زینب(س) که در هر لحظه این چند سال، عمری رنج و اندوه را دوره کرده است، امروز مشتاقانه به سوی بهشت بال می گشاید. چشم به دیدار اهل بیت روشن می کند و این دنیای فانی را در حسرت نگاه مهربانش به ماتم می نشاند. خدایش دریای مهر بر او جاری کند.

****************************************************

زینب(س) خلاصه صبر، زبان گویای عاشورا، ترجمان دین داری و وفاداری به ولایت، آمد تا در کنار صبوری ها، فداکاری ها، خطبه خواندن ها و حماسه آفرینی ها، معلم وقار و متانت و استاد عفاف و حیا باشد؛ آمد تا سرمشق همه زنانی باشد که دل از نور ایمان روشن دارند و قلب از زنگارها پاک. آمد تا سرمشق همه زنان و مردان آزاده ای باشد که روح پاکدامنی در جسم جامعه می دمند و به دین داری جان زنده می بخشند. رحلت جانسوز ام المصائب، عقیله بنی هاشم، زینب کبری(س) بر همه پیروان آن حضرت تسلیت باد.

**********************************************************

امروز فرصتی است تا چشمهایمان بگرید و در زلال خویش، روح خسته از هواهای نفسانی را از نشاط ایمان سرشار کند. امروز فرصتی است تا دل هامان به یاد اسوه عشق و صبر و معرفت تکانی بخورد. امروز فرصتی است تا در کلاس اخلاص زینبی بنشینیم و بردباری بیاموزیم و از خورشیدی نور بگیریم که از پس پرده عفاف، جوانمردی به عالم آموخت. امروز فرصتی است تا به انگیزه رحلت زینب کبری(س) دل هامان را از زلال معرفت سیراب کنیم و چشمهامان را عفت بیاموزیم.

************************************************************

نام اسلام با نام عاشورا حیات می گیرد و نام عاشورا با نام زینب کبری(س). این، زینب(س) بود که مظلومیت اسلام و ولایت را فریاد زد و خون سرخ حسینی را در شریان جامعه جاری کرد. او بود که ندای پیروزی دین را در مجلس ستمکارترین مردان آن روز بلند کرد و فریاد زد: «ای یزید، اینک هر ترفندی داری بکار گیر، هر نیرویی می توانی برانگیز، هر کوششی می خواهی بکن، لیکن به خدا سوگند که هرگز نخواهی توانست خاندان وحی را نابودسازی و قرآن را براندازی و محو کنی. و این ننگ هیچ گاه از تاریخ زندگی تو پاک نخواهد شد». این فریاد پیروزی چنان آتشین بود که غرور یزید را درهم شکست و به او جرأت اعتراض نداد.

******************************************************

به یاد رحلت بانوی گرانقدر عالم اسلام، عقیله بنی هاشم، زینب کبری، اشک هامان جاری است و گاه این گریه دل را نیز تکان می دهد. امّا این تکان تا کجاست و زلال این اشک ها تا کجا قلب هامان را می شوید؟ آن قدر هست که آینه دل را شفاف کند؟ من و تو ای خواهر مسلمان، آیا آنقدر به یاد زینب(س) هستیم تا یاد نماز شبش، سحرگاه بیدارمان کند؟ یا به یاد قرآن آموختنش قرآن به دست گیریم و به تفسیرش بنگریم؟

**************************************************

اخلاص را، ایمان به خدا را از کودکی در قلب تو حک کردند؛ آنگونه که در شمارش هم زبان به یکتایی او گشودی و از غیر سرباز زدی و سپس از کودکی تا کهولت از عزیزترین ها دل کندی و بهترین ها را وداع گفتی و در آخر تو ماندی و آن یگانه ای که مخلصانه یگانه اش می خواندی. تو و آن یکتای مهربانی که از جام صبوری اش تو را نوشاند. و امروز ای زینب، همان یکتای سراسر مهر، تو را به وصال خود فرا می خواند. گوارا باد بر تو این وصال شیرین با معبود یگانه و این وداع ابدی با دنیای پر درد و رنج.

*********************************************************

در مجلس ابن زیاد غوغایی است. مردم گرد آمده اند. سرهای شهدا را وارد مجلس کرده اند و نیز کاروان غریبان را با غل و زنجیر! ابن زیاد سرمست از غرور رو به زینب کبری(س) کرد و با سرزنش گفت: «کار خدا با برادرت حسین را چگونه دیدی؟» و زینب در بند اسارت، مصیبت دیده و داغ فراق چشیده پاسخ داد: «جز زیبائی ندیدم؛ آنان گروهی بودند که خدا برایشان شهادت را نوشته بود پس به قتلگاه خود شتافتند. اما تو دادگاهی در پیش داری و باید به کارهایت پاسخ دهی. و آن روز ای پسر زیاد، چه پاسخی توانی داشت؟»

****************************************************************

کاروان عشق، غریبانه به شام بلا رسیده است. چند روزی است که مصیبت شهادت برادران، فرزندان و دیگر عزیزان، دل سوخته زینب(س) را مدام آتش می زند. ساعتی نیارمیده است؛ یا به تیمار بیمارش سرگرم بوده یا کودکان را به سامان آورده است یا برای دفاع دین با زبان جنگیده است. اینک در مجلس یزید چقدر خسته است و چقدر دل سوخته؛ اما خستگی و دل سوختگی موجی نیست که دریای صبر زینبی را متلاطم کند و یا زبان برّان او را در دفاع از دین به لکنت اندازد؛ سپس در برابر یزید ستمکار و میگسار زبان به خطبه می گشاید: «ای یزید، اگر اکنون این حوادث تلخ مرا مجبور ساخته تا با چون تویی هم سخن شوم، بدان که من قدرت تو را بس ناچیز می شمرم و تو را پست تر از آن می دانم که نکوهشت کنم یا زبان به سرزنشت باز کنم. به زودی خواهی دید که زیان کرده ای. اینک بنگر که آیا این تصمیم تو جز سفاهت چه بود و حال آنکه روزگار قدرت تو همین چند روز بیش نیست». شهامت زینب کبری و خروش کلامش مجلس یزید را دگرگون ساخت و کار را بدانجا رسانید که یزید به عذرخواهی برخاست و زبان به ندامت گشود و این نبود مگر همان رسالت عاشورایی که زینب(س) بر عهده داشت.

***************************************************************

ایمان استواری که زینب(س) به معبود یگانه دارد و اطمینانی که او بر سخن حق و برتری ولایت احساس می کند، از او شیرزن شجاعی می سازد که با جرأت تمام در برابر یزید فریاد برمی آورد: «ای یزید، آیا خیال کرده ای اینکه روزگار را بر ما تنگ کرده ای و جهان را تیره ساخته ای و ما را چون اسیران در شهر گرداندی به آن معنی است که ما را نزد خدا منزلتی نیست و تو نزد خدا کرامتی داری؟ سرجای خود بنشین و بازهم بنشین که هرگز چنین نیست. به خدا سوگند، تو فقط پوست خود را کندی و کالبد خود را دریدی و خود را خوار ساختی و این ننگ هرگز از زندگی تو پاک نخواهد شد».

*****************************************************

افتخار جامعه زنان همین بس که شیرزنی حماسه آفرین چون زینب کبری(س) از میان آنان به پاخاسته است. زینبی که تاریخ هرگز نام او و حماسه های او را از یاد نخواهد برد. حماسه ای که زینب آفرید و مبارزه ای که او در برابر ظلم و ستم زمانه انجام داد، تاریخ کمتر به خود دیده است. خدا او را برای عاشورا آفریده بود و او حماسه عاشورایی اش را برای بقای اسلام آفرید. رحمت بی پایان خدا بر او که افتخار عالمیان است.

**********************************************************

ابن عباس، صحابی وفادار حضرت که اینک اصرارش در منصرف ساختن امام(ع) بی نتیجه مانده است، از امام می خواهد که در سفر شهادت، زنان و دختران را با خود همراه نکند. پاسخی که ابن عباس در برابر این خواهش می شنود نه از امام که از عقیله بنی هاشم، خواهر امام است که می فرماید: «ابن عباس، آیا می خواهی که بزرگ ما، سرور ما و مولای ما تنها برود و ما را بگذارد؟ نه، به خدا قسم که ما با او زنده ایم و با او می میریم؛ چرا که روزگار جز او را برایمان باقی نگذاشته است». و این گونه بانوی قهرمان کربلا، وفاداری به ولایت و عقیده را به تصویر می کشد. رحمت و درود خدا بر او و بر برادر بزرگوارش باد.

******************************************************

پافشاری بر عقیده و ارزش ها در زینب کبری(س) تا آنجاست که در میان غل و زنجیر اسارت، پس از آنکه با شترهای بی محمل در شهر گردانیده شد و استهزا و سرزنش فراوان شنید، در مجلس ابن زیاد، وقتی ابن زیاد گفت: «سپاس خدای را که شما را مفتضح نمود و دروغتان را آشکار کرد»، فرمود: «سپاس خدا را که ما را بزرگ داشت به پیامبرش محمد(ص) و ما را طاهر گردانید از هر بدی و آلودگی. پس همانا که فاسقین رسوا می شوند و فجّار دروغ می گویند و ما نه فاسقیم و نه فاجر». ضرباتی که زینب(س) با کلامش بر دهان ظلم می کوبد نشانه های پیروزی خون بر شمشیر است.

***********************************************************

زینب کبری(س) مادر دو شهید از شهدای کربلا به نام های محمد بن عبدالله و عون بن عبدالله است. او با دست خود لباس جنگ بر تن دو فرزندش پوشانید و هر دو را در رکاب مولایش حسین(ع) به شهادتگاه فرستاد. او پس از شهادت فرزندان به سوگ آنان ننشست؛ چرا که این دو قربانی را برای آن مرد بزرگ بسیار کوچک می دید و نگران آن بود که با اشک او در دل مولایش شرم یا اندوهی راه یابد و او که سراپا عشق حسین(ع) بود، اینک آرام به خیمه پناه برده تا با برادر روبرو نشود. شگفتا از این عشق! و شگفتا از دریای معرفتی که در وجود او جاری است!

****************************************************

امروز مادران شهیدان در سوگ مادری به ماتم نشسته اند که دو فرزندش را در راه دفاع از دین و ولایت رهسپار شهادت کرد. شهادت عقیله بنی هاشم، زینب کبری را به همه مادران شهیدان تسلیت می گوییم. به همه آنان که به آینه وجود او چشم دوختند و خالصانه او را سرمشق خود قراردادند و با دست خود غنچه های بوستان زندگیشان را به دین و ولایت تقدیم کردند. همه آنان که در دریای معرفت زینبی غرق شدند و به مروارید عشق بر ولایت دست یافتند. همه آنان که خود را به پرده حیای زینبی آراستند و زینب گونه، فریاد دفاع از دین سر دادند و همه آنان که اینک زینب گونه مظلومیت خون شهدا و پیروزی همیشگی دین را فریاد می کنند. مژده باد آنان را بر چنین سرمشقی که انتخاب کردند. بشارت باد آنان را بر چنین راهی که برگزیدند.

************************************************

تاریخ شیعه، تاریخ مظلومیت

است. روزی در عزای رسول خدا(ص)، روزی در ماتم شهادت خیرالنسا(س)، روزی در اندوه غربت و شهادت، علی(ع) روزی در عزای شهادت غریبانه حسن(ع) و روزی دیگر در ماتم عاشورا و حسین(ع). اما تو ای زینب، ای جگرگوشه رسول خدا(ص)، ای دردانه علی(ع)، ای میوه دل زهرا(س)، رحلت تو تکرار همه مصیبت هاست؛ مرور همه رنج ها و ماتم هاست؛ تجلّی لحظه لحظه عمر پر از اندوه توست. نام تو تجلی نام اهل بیت است و یاد غربت تو، یادواره مظلومیتهای بی پایان اهل بیت. گویی تو آیینه تمام نمای مصیبت های خاندان عصمت و طهارتی. درود و سلام بی پایان خدا بر تو و بر اهل بیت رسول خدا(ص).

***************************************************************

عالم از آغاز آفرینش در انتظار شما بود. دنیا همیشه دل به گوهر وجود شما خوش خواهد داشت و گرد محور عشق شما خواهد چرخید که شما اهل بیت بهترین اید و تو ای زینب، بهترین خواهری. چنان که پیامبر فرمود: «حسین بهترین پدر، مادر، برادر و خواهر را دارد». و تو ای زینب، در گام به گام زندگی ات نشان دادی که به راستی بهترین خواهری. سلام و درود خدا بر تو و بر برادرت حسین(ع) و بر خاندان وحی(ع).

*************************************************************

حماسه کربلا و قیام امام حسین(ع) دو مرحله مهم دارد: مرحله نخست آن اعتراض امام حسین(ع) به ستمکاری و کج روی ها بود که سرانجام منجر به شهادت آن حضرت شد؛ مرحله دوم رساندن این حماسه از سرزمین کربلا به دیگر نقاط جهان و تعمیم آن به تمامی زمان ها و سرزمین ها بود. این مرحله را حضرت زینب، شیرزن کربلا، رشیدانه انجام داد. آن حضرت با زبان علی گونه خود و افشای توطئه های یزید، انقلاب عاشورا را عالم گیر کرد.

****************************************************************

علامه سیدعبدالحسین شرف الدین(ره) فرموده اند: «بزرگوارتر، کریم تر و نجیب تر از زینب(س) دیده نشده است. او نشانه ای از نشانه های الهی بود. زینب(س) در تیزفهمی، صفای نفس، لطافت حس، قوت قلب، شجاعت و شهامت، استواری و استقامت بی نظیر بود».

*******************************************************

علامه شیخ جعفر نقدی درباره حضرت زینب(س) فرموده اند: «پرورش زینب، این گوهر گران بها، در آغوش نبوت بود. زینب(س) در خانه رسالت بالید. در دامان ی بهترین بانوی ِ عالم حضرت فاطمه زهرا س بالنده شد

و به دست پسر عم رسول خدا(ص)، علی مرتضی(ع)، کرامت فرا گرفت. زینب پرورش آسمانی یافت و تربیتی روحانی. تن پوش فاخر شکوه پوشید و ردای پاکدامنی بر تن کرد».

***********************************************

عبادت از بالاترین درجات بندگی است و پیشوایان معصوم(ع) مرتبه والایی در پرستش دارند. از حضرت رسول تا حضرت مهدی(عج)، همه با خدای بزرگ انس و الفتی ویژه داشته اند و بهترین لحظاتشان هنگامی بوده است که در خلوت با خدای خود به راز و نیاز می پرداختند. زینب(س) نیز بخشی از شب را به عبادت می پرداخت و در دوران حیات خود هیچ گاه شب زنده داری را ترک نکرد. آن چنان عبادت می کرد که او را عابده آل علی (پرستنده آل علی) نام دادند. امام سجاد(ع) فرموده اند: «در شب یازدهم عاشورا هم نماز شب زینب کبری(س) ترک نشد و نشسته نماز خواند».

**************************************************

علامه مامقانی(ره) درباره حضرت زینب(س) فرموده اند: «زینبی می گویم، زینبی می شنوی! اما چه می دانی که زینب کیست؟ او دارای صفات پسندیده بوده است؛ چندان که احدی از زنان، جز مادرش، دارای چنین صفاتی نبوده و نیستند. چنان که در موردش گفته می شود زینب، صدیقه صغری(س) است. زینب(س) در حجاب و عفاف، یگانه زنی است که احدی از مردان او را در زمان پدر و برادرانش تا زمان واقعه عاشورا ندیده بود».

*********************************************************

علامه سیدمحسن امین درباره حضرت زینب(س) می فرمایند: زینب کبری(س) از زنان با فضیلت است و فضایلش مشهورتر از آن است که بیان شود. خرد، استواری و بلاغتش نیازمند گفتن نیست؛ چرا که همه اینها از خطبه ای که در کوفه و شام ایراد فرموده بود به خوبی معلوم است. آن گونه که گویا از زبان پدرش علی(ع) سخن می گوید. البته از زینب(س) عجیب نیست؛ زیرا او از شاخه های درخت نبوت و از خاندان هاشمی بود. جدش رسول خدا(ص) پدرش علی مرتضی(ع) و مادرش زهرای بتول(س) و برادرانش حسن(ع) و حسین(ع) است.

*****************************************************

از ویژگی های برجسته زینب(س) شجاعت است؛ شجاعتی علی گونه که در عاشورا نیاز بود. اگر ذره ای ترس و وحشت از حکومت طاغوتی و ستمگر یزید داشت، نمی توانست پیروز شود. شجاعت زینب(س) باعث شد تا پرده از جنایات یزید ستمگر بردارد. شیرزن خاندان آل علی چنان با صلابت ندا سر داد که کاخ سلطنت امویان ستمگر از جای کنده شد.

*********************************************

حضرت زینب(س) به واسطه کمالات و شایستگی های بسیاری که داشتند، القاب و نام های گوناگونی همچون صدّیقه، موثّقه، عارفه، فاضله، کامله و عابده خاندان علی(ع) دارند. او را عالمه غیر معلّمه ـ دانشوری که استاد ندیده است ـ و عقیله بنی هاشم هم می گفتند.

***************************************************

عمر ابونصر، دانشمند لبنانی، در کتاب فاطمه دخت پیامبر می نویسد: «کاملاً روشن است که زینب(س) دخترفاطمه زهرا(س)، در میان خاندان پیامبر، از شجاع ترین و سخنورترین افراد بود و فصاحت و بلاغت بسیاری در کلامش داشت. شهرت حضرت زینب(س)، به خصوص، پس از ماجرای کربلا و وقایع بعد از آن است که در آن، زینب اوج دلاوری، نترسی، استواری و بلاغت خود را نشان داد».

********************************************************

حسن قاسم پژوهشگر عرب در کتاب حضرت زینب می نویسد: «بانوی پاک و بزرگوار، زینب دختر امام علی بن ابیطالب(ع) و خواهر حسنین(ع)، از خانواده ریشه داری بود و گوهر ارجمند، روح کامل و جان پاکی داشت.گویی در قالب و ساختاری آفریده شده بود که به فضایل و نیکی ها عطرآگین شده بود. هر کس در آثاروجودی و زندگی آن بزرگوار تحقیق کند، در برابر خود زنی را می بیند که نُماد حق، فضیلت، شجاعت،جوانمردی، فصاحت، قدرت روحی و پاکی و پرهیزگاری است».

******************************************************

شیخ صدوق(ره) می فرماید: «حضرت زینب(س)، از برادر بزرگوارش سیدالشهدا(ع) نیابت خاص داشت و پس از شهادت سالار شهیدان(ع)، تا هنگامی که امام سجاد(ع) در بیماری بود، مردم در مسائل حلال وحرام به آن بانو رجوع می کردند».

حضرت زینب(ع) از راویان حدیث بودند

******************************************************

شیخ طبرسی می گوید: «حضرت زینب(س) روایات بسیاری از مادر گرامی اش نقل کرده است. هم چنین گفته اند:ایشان از پدر و مادر و برادران بزرگوارش و نیز از ام سلمه و ام هانی و برخی از زنان حدیث نقل کرده است واز جمله راویانی که از او حدیث شنیده و نقل کرده اند می توان به ابن عباس، امام سجاد(ع)، همسرش عبداللّه بن جعفر و فاطمه صغری دخت گرامی امام حسین(ع) اشاره کرد».

***************************************************************

حضرت زینب(ع) در عبادت و پرستش مانند مادرش فاطمه زهرا(س) بود. از امام سجاد(ع) روایت شده است که فرمودند: «عمه ام زینب، در مسیر کوفه به شام نیز نمازهای واجب و نافله خود را به طور کامل به جا می آورد ودر برخی از منزل ها نماز خود را نشسته به جا می آورد. علت این کار را از او پرسیدیم، فرمود: به دلیل شدت ضعف و گرسنگی است که نشسته نماز می خوانم؛ زیرا حضرت زینب(س) سهم غذای خود را که یک قرص نان بود، بین کودکان تقسیم می کرد». نیز روایت شده است که حضرت سید الشهدا(ع) در وداع آخر، به خواهر گرامی اش فرمودند: «خواهر، مرا در نماز شب فراموش نکن».

*******************************************************

روایت شده است که هرگاه حضرت زینب(س) به دیدار برادر گرامی اش امام حسین(ع) می رفت، آن حضرت به احترام خواهرش، از جا برمی خاست و او را در جای خود می نشاند. این نشان دهنده منزلت والای حضرت زینب(س) است

********************************************************

حضرت زینب کبری

سلام الله علیها محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.
حضرت زینب کبری سلام الله علیها در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود

***********************************************.

حضرت سجاد زین العابدین علیه السلام می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری سلام الله علیها با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد

***************************************************

حضرت زینب (س) از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتی او را از عبادت باز نداشت. از امام سجاد (ع) نقل شده است: «عمه‌ام زینب در مسیر اسارت از کوفه به شام همه فرایض و نوافل خود را به جای می‌آورد و غفلت نداشت. فقط در یکی از منازل به خاطر شدت ضعف و گرسنگی، نشسته نماز خواند که بعد معلوم شد، سه روز است غذا میل نکرده است؛ زیرا به هر اسیر، شبانه روز، یک گرده نان می‌دادند و عمه‌ام سهمیه خود را بیشتر اوقات به بچه‌ها می‌داد

**************************************************

عبادت زینب (ع) آن چنان در اوج است که امام حسین (ع) که خود معصوم و واسطه فیض الهی است، هنگام وداع به خواهر عابده اش می فرماید: «خواهرم، در نماز شبت مرا فراموش نکن».[این نشان از آن دارد که این خواهر، به قله رفیع بندگی و پرستش راه یافته و به حکمت و هدف آفرینش دست یازیده است

***************************************************

هرگاه انسان به دقّت به حالات حضرت زینب س نگاه کند

توجّه و انقطاع او را به خداوند متعال ببیند، یقین مىکند که آن حضرت از همان زنان پارسایى است که تمام حرکات و سکنات خود را وقف خداوند متعال نموده است و از همین رهگذر به جایگاه رفیع و درجات بلندى از کمال رسیده است، تا آن جا که ملقب به «عابده» شده است.

************************************************

عفت و پاکدامنی، برازنده ترین زینت زنان، و گرانبهاترین گوهر برای آنان است. زینب (س) درس عفت را به خوبی در مکتب پدر آموخت، پدری که فرمود: «پاداش مجاهد شهید در راه خدا، از پاداش عفیف پاکدامنى که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمىگردد، بزرگتر نیست. عفیف پاکدامن، فرشتهاى از فرشتهها است]

یحیى مازنى روایت کرده است: مدّت ها در مدینه در خدمت حضرت على (ع) به سر بردم و خانهام نزدیک خانه زینب دختر امیر المؤمنین (ع) بود، به خدا سوگند هیچگاه چشمم به او نیفتاد و صدایى از او به گوشم نرسید. به هنگامى که مىخواست به زیارت جدّ بزرگوارش رسول خدا (ص) برود، شبانه از خانه بیرون مىرفت، در حالى که حسن (ع) در سمت راست او و حسین (ع) در سمت چپ او و امیر المؤمنین (ع) پیش رویش راه مىرفتند.

******************************************************

یکی از بارزترین اوصاف انسان های کامل، صبر و بردباری در فراز و نشیب های روزگار و تلخی های دوران است. قرآن کریم در آیات متعددی به صابران بشارت داده و

پاداش های فراوان آنان را یادآوری نموده است. زینب (س) از این جهت در اوج کمال قرار دارد. مخصوصاً در ماجرای کربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، که فرشتگان آسمان از صبر او به شگفت آمدند.

ایشان صبر و رضا را از پدر و برادر خود آموخته بود، صبر پدر را در فقدان حضرت زهرا (س) و صبر برادر را در برابر دشواری‌های کربلا دیده بود؛ لذا در برابر امر و تقدیر الاهی کاملاً صبور و شکیبا بود.

یکی از جملات حضرت زینب (س) که نشان‌ دهنده صبر بالای ایشان است، این جمله است که فرمود: «سپاس خدایی را که پایان عمر برگزیدگان درگاه خود را شهادت قرار داد»،

حتی حضرت زینب (س) هنگامی‌ که فرزندان خود را در کربلا از دست داد، از خیمه بیرون نیامد و این نشان می‌دهد که روح این بانوی بزرگوار، چقدر باعظمت بوده است.

*****************************************************

بعد از شهادت امام حسین (ع) و اصحاب با وفای آن حضرت، و آغاز اسارت اهل بیت، زنان به لشکر یزید گفتند: شما را به خداوند سوگند مىدهیم که ما را از کنار اجساد کشتگان عبور دهید. هنگامى که چشمشان بر پیکرهاى پاره پاره شده افتاد در حالى که نیزهها بر بدن هایشان میخکوب و شمشیرها از خونشان رنگین و اسب ها لگدکوبشان کرده و آنان را در هم کوبیده بود، شیون و ناله سر داده بر سر و صورت زدند. زینب (س) فریاد برآورد: وا محمّدا، اى رسول خدا (ص)! این حسین است که بدین سان برهنه افتاده، به خاک و خون آغشته گردیده و رگ و پیوندش از هم گسیخته است و اینان دختران تو هستند که به اسارت مىروند و فرزندان تو هستند که کشته شده اند. در این حال هر دوست و دشمنى بر حالشان گریست. بعد دست ها را زیر بدن برادر برده به سوى آسمان بلند کرده گفت: خداى من! این قربانى را از ما بپذیر

این نشانۀ پایدارى و استقامت حضرت زینب (س) است.

**********************************************************

«صبر»، نیاز به یک پشتوانه معرفتی دارد؛ یعنی انسان باید حقیقت امور را بشناسد تا بتواند صبر کند، اگر انسان بداند که در پس آنچه برایش اتفاق می‌افتد، چه حقیقت و حکمتی نهفته است،‌ آن‌گاه در برابر سختی‌ها صبر و شکیبایی می‌کند که این امر در حضرت زینب (س) مصداق می‌یابد. آن حضرت (س) از معرفت و حکمتی عمیق بهره مند بود. اگر چه حضرت زینب (س) در واقعه عاشورا به جهت شدت علاقه اش به سید الشهداء (ع) بسیار بی‌تابی می‌کرد، ولی امام حسین (ع) دعا کرد که خداوند آرامش و سکینه را بر قلب ایشان فرود آورد و بدین ترتیب، ایشان آرامش پیدا کرد و تمام سختی‌ها و مصیبت‌های کربلا را تحمل کرد و توانست پیام کربلا را به گوش کسانی‌که از آن غافل بودند و از ترس، به یاری سیدالشهداء (ع) نیامدند، برساند.

******************************************************

یکی از صفات حسنه انسان های برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام علی (ع) می فرماید: «ایثار، بالاترین درجه ایمان است

و «ایثار برترین احسان است».

زینب (س) در این صفت نیز مانند دیگر صفات برجسته، گوی سبقت را از بسیاری ربوده است. او برای حفظ جان دیگران، جان خود را به خطر می اندازد و در تمام صحنه ها، دیگران را بر خود مقدم می دارد. او در ماجرای کربلا حتی از سهمیه آب خویش استفاده نمی کرد و آن را نیز به کودکان می داد. در بین راه کوفه و شام، با این که خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند کشیده و آن را شرمنده ساخت. امام زینالعابدین (ع) می فرماید: «عمه ام زینب [در مدت اسارت]، غذایی را که به عنوان سهمیه و جیره می دادند، بین بچه ها تقسیم می کرد؛ چون آن ها در هر شبانه روز به هر یک از ما یک قرص نان می دادند

او سختی ها و تازیانه ها را به جان خود می خرید و نمی گذاشت بر بازوان کودکان اصابت کند.

*******************************************************

هر خطیبی بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتی، باید بارها تمرین کند، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانی و جسمانی کاملا آماده باشد تا بتواند خطبه ای فصیح و بلیغ ادا کند و شنوندگان نیز باید با او هماهنگ باشند. در غیر این صورت یارای سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به این که بخواهد فصیح و بلیغ بگوید.

حضرت زینب (س) بدون آن که دوره دیده و یا تمرین خطابه کرده باشد، در حال تشنگی، گرسنگی، خستگی اسارت و از نظر روانی داغ دار و آواره، خطبه ای می خواند که همه را تحت تأثیر قرار می دهد، وی در بخشی از آن خطبه میفرماید: «ای مردم کوفه! ای نیرنگ بازان و بی وفایان . .

سخنان زینب (س) چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد

خزیم اسدی می گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنی را که سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران تر از او ندیدم، گویی زینب از زبان علی (ع) سخن میگفت

و همو می گوید: پیر مردی را در کنار خود دیدم که بر اثر گریه محاسنش غرق اشک شده بود و می گفت: پدر و مادرم فدای شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوان ها و زنان شما نیکوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلی است که نه خوار می گردد و نه شکست می پذیرد

*************************************************

از صفات بارز پروا پیشگان این است که خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان کوچک، حقیر و فاقد اثر می باشد. امام علی (ع) می فرماید: «خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان کوچک می باشد

سرّ شجاعت اولیای الهی

نیز در همین است. زینب (س) که خود چنین دیدی دارد، و در خانواده شجاعت تربیت شده است، از شجاعت حیدری بهره مند است. او چون مردان بر سر دشمن فریاد می زند، توبیخشان می کند، تحقیرشان می کند، و از کسی هراسی به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چکان آدمکشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنی (روز عاشورا)، در میان آن همه شمشیر و آن همه کشته، فریاد می زند که آیا در میان شما یک مسلمان نیست؟. در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهری او گوشه ای می نشیند و با بی اعتنایی به سؤالات او، تحقیرش می کند، او را «فاسق» و «فاجر» معرفی می کند و می گوید: «سپاس خدای را که ما را با نبوت حضرت محمد (ص) گرامی داشت، و از پلیدی ها پاک نمود. فقط فاسق رسوا می شود، و بدکار دروغ می گوید، و او غیر ما می باشد

و همچنین در مقابل یزید خیره سر، و دهن کجی ها و بد زبانی های او، شجاعت حیدری را به نمایش گذارده، چنین می گوید: «اگر فشارهای روزگار مرا به سخن گفتن با تو وا داشته، [بدان که] من قدر و مقدار تو را کوچک پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ می دانم

******************************************************

تفسیر و برداشت صحیح و درست از اوضاع جامعه و مسائل روز و موضع گیری مناسب و اقدام به هنگام، از دیگر ویژگی های بانوی بزرگ کربلا بود. حضرت زینب (س)، با اهداف و برنامه های نهضت امام حسین (ع) آشنایی کامل داشت و می دانست که آن حضرت به زودی تاریخ را تغییر می دهد و طومار خلافت اموی ها را در هم می پیچد؛ به همین جهت در هر مرحله ای، موضع گیری و عکس العمل مناسبی داشت. حضرت زینب (س) با این که ازدواج کرده بود و دارای شوهر و فرزند بود، در عین حال در قیام امام حسین (ع) در مقابل ظلم و ستم یزید، همگام با آن حضرت و در کنار وی بود و این میسر نمی شود، مگر آن که انسان بداند که پیروی از امام و حمایت از وی، وظیفه و مسئولیتی است که باید در هر شرایطی به آن عمل نمود

این بیانگر آن است که حضرت، بر خلاف عده ای که بی عذر موجه، امام حسین (ع) را یاری ننمودند، در ادای وظیفه و مسئولیت هیچ تردیدی به خود راه نداده و دنبال عذر و بهانه نبود، تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند، بلکه با اطمینان کامل به برادرش ملحق شد؛ چرا که وی می دانست که قیام در برابر ظلم و ستم و امر به معروف و نهی از منکر، تکلیف شرعی است که همگان باید به آن عمل نمایند.

آن حضرت، بعد از شهادت امام حسین (ع)، رسالت خود را به بهترین شکل ممکن انجام داد و لحظه ای کوتاهی ننمود. هر جا لازم بود با سخنان و رفتار خود، دستگاه ظلم را رسوا نمود و این همه مرهون بینش عمیق سیاسی آن حضرت بود.

************************************************

هدف اساسی و نهایی تمام پیامبران، تربیت صحیح انسان ها برای تکامل و سعادت ابدی است. در این مسیر یکی از روش های اساسی و راه کارهای عملی، پرورش و تربیت از طریق الگوها است. با مراجعه به قرآن کریم و روایات وارده از معصومان (ع) مشاهده می شود که به تربیت انسان از طریق الگو بسیار تأکید شده است.

قرآن کریم در موارد متعدد، پیامبران، انسان های صالح و امت ها را به عنوان الگو و نمونه معرفی کرده است، در بارۀ پیامبر (ص) می فرماید: “مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى است، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مىکنند

یا دربارۀ ابراهیم و یارانش می فرماید: “براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و کسانى که با او بودند وجود داشت…"

منظور از تأسی و الگو قرار دادن، حالتی است که انسان، از هر جهت به مقتدایش اقتدای تام و تمام کند.

کسانی که می خواهند حضرت زینب (س) را الگوی خویش قرار دهند، ضروری است، ابتدا آن حضرت را بشناسند، از ویژ گی ها و خصایص اخلاقی و برنامه ها و اهدافی که آن حضرت در زندگی به آنها اهتمام می ورزید، آگاهی پیدا کنند، سپس با شناخت کامل آنها را سر لوحۀ زندگی خویش قرار داده، تا بتوانند با تأسی و اقتدا به این بانوی قهرمان و نمونه، یک زندگی سالم و با سعادت داشته باشند.

***************************************************

دکتر عبدالرحمان در کتاب خویش، چه زیبا بانوی کربلا را توصیف نموده است! وی می گوید: “… زینب (س) آیینۀ تمام نمای یک خانم شجاعی است که در لحظات بسیار سخت و بحرانی، کاری کارستان انجام داد. وی را شیرزن کربلا نامیدند؛ چراکه وی اولین خانمی است که در لحظات سخت با یتیمان و اسیران همدردی می کرد، بر بالای سر محتضران حاضر شد، برای انتقام خون شهیدانی که بدن هایشان عریان در کربلا مانده بود قیام کرد، و نگذاشت خون های به ناحق ریختۀ آنان به هدر رود و پایمال شود. زینب کبری (س) علی رغم عمر کوتاهش بعد از حادثۀ عاشورا (یک سال ونیم)؛ توانست حزن و اندوه آن حادثۀ عظیم را در دل شیعیان آن چنان شعله ور کند که تا دنیا باقی است، این شعله خاموش نخواهد شد. آن بانوی بزرگ در این مدت کوتاه توانست مسیر تاریخ را عوض کند، لذت پیروزی ظاهری و موقتی را برکام ابن زیاد و یزید و بنی امیه، چنان تلخ کند که منجر به فضاحت و رسوایی دولت اموی گردد

********************************************************

بر مسلمانان، بلکه بر هر انسان آزاده است، که با الگوگیری و سرمشق قرار دادن آن حضرت در تمام زمینه ها، اعم از فردی و اجتماعی و سیاسی و …، اولاً: خود راه سعادت و خوشبختی را پیموده، ثانیاً: برای احیا و پیاده کردن ارزش ها در جامعه به وظایف و مسئولیت خویش عمل نمایند.

***************************************************

یکی از بهترین راه ها برای شناخت سیمای تابناک حضرت زینب (س) شناخت ایشان در آیینه کلام معصومان (ع) است.

رسول خدا (ص) فرمود: زینب با هزار سختی به انواع بلاها گرفتار خواهد شد

در روایتی آمده است که شخصی از امام صادق (ع) سؤال کرد: آیا پیامبر (ص) چنین فرموده است: همانا فاطمه پاکدامن است پس خداوند ذریۀ او را بر آتش جهنم حرام کرده است؟ حضرت در پاسخ می فرماید: بلی مقصود پیامبر(ص)، حسن و حسین و زینب و ام کلثوم (ع) بوده است

حضرت زهرا (س) فرمود: محبت دخترم زینب به حسین بی نهایت است، که بی دیدار حسین آرام نمی گیرد. اگر بوی حسین را نشنود، قالب تهی می کند

******************************************************

امام صادق (ع) فرمود: اگر کسی بر مصیبت عمّه ام زینب (س) که با برادر شریک بود گریه کند و تشکیل مجالس ذکر ما بدهد یا بشنود و گریان شود، اگر به قدر بال مگس چشمش در این مصیبت تر شود خداوند او را بیامرزد، این است ثواب و اجر گریه کنندگان بر مصیبت حضرت زینب (س

*****************************************************

این بانوی بزرگ از اقیانوس علمی و عملی مربیان نمونۀ بشریت بهره برده است. آن حضرت از مکتب پدر و مادر بزرگوارشان درس ایمان و تقوا، صبر و استقامت، مبارزه و ظلم ستیزی، حرکت و قیام، دفاع از حریم اسلام، دفاع از اصل اصیل امامت و ولایت، حمایت از مکتب شجاعت و شهامت، ایثار و فداکاری و فصاحت و بلاغت آموخت .

*****************************************************

کمالات و فضائل دست پرورده های مکتب اهل بیت (ع) و معصومان (ع)، چنان چشمگیر بوده که اهل فضل و دانش را به تحسین واداشته است.

۱- علّامه مجاهد سید عبد الحسین شرف الدّین می گوید: «کسى در کرامت و بزرگوارى اخلاقى، پاکى سرشت، پاکى وجود و خلوص جوهر از حضرت (زینب (س))، به جز جدّ او و همان پدر و مادرى که او را به دنیا آوردند، برتر دیده نشده است. او از جمله زنان کمیابى بود که شتاب زدگى و خشم او را سبک نکرده، هیچ عاملى بردبارىاش را از وى نگرفته و بر او چیره نشده بود. در تیزهوشى، پاکى روح، لطافت احساس، نیرومندى و پایدارى و استوارى دل و جان، آیتى از آیات الاهى و در والاترین شکل شجاعت و بلند پروازى و اوجگیرى روحى بود

********************************************************

علّامه مجاهد سید محسن امین در وصف زینب (س) می گوید: «زینب (س) از زنان برجسته و والا بود. فضیلتش مشهورتر از آن است که لزومى به یادآورى داشته باشد و به نوشته درآید. برترى و برجستگى شأن و منزلت، نیرومندى برهان، برترى خرد، استوارى روحیه، فصاحت گفتار و رسایى سخنانش که گویا از زبان پدرش امیر المؤمنین (ع) فرو مىریخت، از خطبههاى کوفه و شام وى به خوبى به دست مىآید، و جاى شگفتى از زینب (س) نیست که این چنین باشد؛ زیرا او شاخسارى از شاخههاى درخت پاک نبوّت و از تبار مطهر هاشم بود، جدّش رسول خدا (ص)، پدرش وصىّ آن حضرت (ع)، مادرش حضرت زهرا (س) و برادران او حسنین (ع) بودند، و بىسابقه نیست که شاخه بر همان گونه باشد که اصل و ریشهاش بدان گونه است

******************************************************

علّامه مامقانى نیز می گوید: «زینب و چه زینبى! و تو چه مىدانى که زینب کیست و چیست؟! او زن خردمند خاندان هاشم است، از صفات و ویژگی هاى برجستهاى برخوردار بود که پس از مادرش هیچ زنى دیگر بدان پایه نمىرسید، تا آن جا که گفته شده او صدّیقه صغرى است. او در حجاب و پاکدامنى یکتا بود. در دوران زندگى پدر و برادرانش تا روز عاشورا هیچ مردى چشمش به او نیفتاده بود. او در صبر و پایدارى و نیروى ایمان و پرهیزکارى، نمونه و در فصاحت و بلاغت به گونهاى بود که گویا سخنانش از زبان امیر المؤمنین (ع) فرو مىریزد، که این مطلب بر کسى که در خطبههایش دقّت کند به خوبى روشن است. فضایل او بر کسى که حالات آن حضرت را به ویژه در روز عاشورا و پس از آن مطالعه کند، قابل انکار نیست، امام حسین (ع) بخشى از وظایف امامت را در دوران بیمارى حضرت سجّاد (ع) به او واگذار نموده، آن وصایا و سفارش ها را به وى فرمود و حضرت سجّاد (ع) او را در بیان احکام و برخى دیگر از نشانههاى ولایت، نایب و نماینده خود قرار داد

**********************************************************

 

هر انقلابی دو چهره دارد؛ چهره اول، جهاد و مبارزه و خون دادن و چهره دوم، پیام رسانی

چهره اول انقلاب امام حسین (ع) توسط خود آن حضرت و اصحاب با وفایش ترسیم شد و چهره دوم آن، توسط امام سجاد (ع)، حضرت زینب (س) و اسرای اهل بیت شکل گرفت. اگر جهاد حسین بن علی (ع)، خوب ‌جنگیدن و خوب‌ شهید‌شدن بود، جهاد خواهرش، خوب‌ تبلیغ‌کردن و خوب‌ سخن‌گفتن و ابلاغ پیام شهیدان بود. اگر رسالت حسین (ع) به این بود که تن به ذلت و بیداد ندهد، رسالت زینب (س) هم به این بود که در شهرها و سرزمین‌ها بگردد و وقایع عاشورا را بازگوید.[۸۵] رسالت حضرت زینب (س) در واقع گفتوگوی امام حسین (ع) با نسل‌ها و تاریخ آینده است؛ زیرا حضرت زینب (س) با سیره تبلیغی خود توانست صدای امام حسین (ع) و فریاد «هل من ناصر ینصرنی» را به مردم دنیا بازگو کند و اگر زینب پیام کربلا را به تاریخ بازنمی گفت، کربلا در تاریخ می‌ماند. این است که رسالت زینب دشوار و سنگین است. رسالت زینب پیامی است به همه انسان‌ها، به همه کسانی که بر مرگ حسین می‌گریند و به همه کسانی که در آستان حسین سر خضوع و ایمان فرود می‌آورند.**************************************************

از دیگر نکات مهم در سیرۀ تبلیغی حضرت زینب (س)، قدرت بیان و استدلال آن حضرت است که در سخنوری، بلاغت و رسایی، بسیار شبیه و همانند سخنان امام علی (ع) می‌باشد

صراحت، شیوایی و تأثیرگذاری بر مخاطبان و شنوندگان از ویژگی‌های یک خطابه است و خطیب و سخنور باید شجاعت بیان حقایق در هر مجلسی را داشته باشد. تغییر افکار عمومی کوفه و شام و مدینه و آگاهی آنها نسبت به فاجعه‌ای که در کربلا اتفاق افتاد، و نیز آگاهی نسبت به فساد و تباهی خاندان اموی، مرهون روشنگری‌های حضرت زینب (س) با بیان شیوا و رسا بود.

**************************************************

زینب (س) علاوه بر خطبه‌ها، واجد مواردی می‌باشد که از حیث روحی و روانی تأثیرگذار و به لحاظ تاریخی گویای حقایق مهمی است، از جمله این که اولین مجلس عزاداری برای شهدا را خود حضرت زینب (س) برقرار کرد. نیز دستور داد بر کجاوه‌ها پارچه‌های سیاه بکشند و بدینگونه تأثیرات ظاهری حرکت تبلیغی خود را وسیع‌تر کرد. حضرت زینب (س)، بعد از شهادت امام حسین (ع) که لشکر عمر سعد و شمر پیرامون آن حضرت جمع شده بودند، از خیمه بیرون آمد و قلب سپاه را شکافت و خود را به پیکر برادر رساند، ایستاد

آن گاه دستانش را بین دو کتف امام نهاد و نعش را که در اثر زخم شمشیرها و نیزها دریده شده بود از زمین بلند کرد و نگاهی به آسمان انداخت و گفت: «پروردگارا این قربانی را از ما بپذیر!».

در اینجا بلندکردن نعش امام حسین (ع) توسط خواهر، به معنای برافراشتن پرچم خونین نبرد حق، علیه باطل است و علمدار ادامه این نهضت، حضرت زینب (س) است.

*************************************************************

در کوفه، وضع کاروان اسیران، زنان کوفه را بر آن داشت تا برای کودکان نان و طعام بیاورند، اما حضرت زینب (س) دستور داد کودکان علیرغم تشنگی و گرسنگی از پذیرش نان و طعام بپرهیزند. حضرت زینب (س) خطاب به کوفیان گفت: «ای کوفیان! بر ما اهل بیت صدقه روا نیست

این جمله در میان زنان کوفه دهان به دهان گشت و آنان دریافتند که این، کاروان اهل بیت پیامبر (س) است نه خارجیان. در اثر این روشنگری، ابن‌زیاد مجبور شد کاروان را زودتر به کاخ برساند و از گردش بیشتر در کوچه‌های کوفه جلوگیری کند.

سیره تبلیغی حضرت زینب (س)، در طول تاریخ تشیع یک عمل اسطوره‌ای شد، و باعث شد که نهضت حسینی (ع)، فراموش نشود و پیام های این نهضت به گوش جهانیان تا روز قیامت برسد.

*******************************************************

دختر گرامی علی (ع)، در اوج مصائب و گرفتاری ها، به عنوان یک بندۀ کامل، شاکر و صابر، ابتدا به حمد و ستایش خداوند می‌پردازد و این گونه سخن خود را آغاز می‌کند: «الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجمَعین؛ حمد و سپاس، مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیامبر (ص) و همه اهل بیت او».

***********************************************

بانوی حماسه آفرین عاشورا از مجلس یزید به تمامی جنایتکاران در طول تاریخ اخطار کرد که پیروزی موقتی آنان و آزادی عملی که دارند به این معنا نیست که افرادی صالح و درستکار هستند و خداوند از آنان خشنود است؛ بلکه برعکس، خداوند متعال با مهلتی که به آنان داده، در حقیقت، آنان را به حالشان رها کرده است؛ زیرا لیاقت و شایستگی هدایت ندارند. آنان در این فرصت، طغیان و سرکشی را به اوج خود می‌رسانند و بارشان سنگین‌تر و کیفرشان بیش‌تر خواهد بود.

********************************************

 

حضرت زینب س

مسير پرحادثه و دردناكي را كه در پيش دارد، در همان زمان كودكي در آينه رؤيا مي نگرد و براي جدش پيامبر اكرم بازگو مي‌كند و پيامبر خدا حوادثي را كه در انتظار اوست تعبير مي‌كند تا او كه دست پرورده علي و بزرگ شده دامان زهراست، خود را براي رويارويي با اين حوادث مهيا سازد. اين رؤيا را در تاريخ چنين مي‌خوانيم: ارتحال پيامبر خدا نزديك بود، زينب نزد پيامبر آمد و با زبان كودكانه به پيامبر چنين گفت: «اي رسول خدا! ديشب در خواب ديدم كه باد سختي وزيد كه بر اثر آن دنيا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به اين سو و آن سو مي‌افتادم؛ تا اين‌كه به درخت بزرگي پناه بردم، ولي باد آن را ريشه كن كرد و من به زمين افتادم. دوباره به شاخه ديگري از آن درخت پناه بردم كه آن هم دوام نياورد. براي سومين مرتبه به شاخه ديگري روي آوردم، آن شاخه نيز از شدت باد در هم شكست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پيوسته ديگر پناه بردم كه ناگاه آن دو شاخه نيز شكست و من از خواب بيدار شدم». پيامبر با شنيدن خواب زينب، بسيار گريست و فرمود: «درختي كه اولين بار به آن پناه بردي جدّ توست كه به زودي از دنيا مي‌رود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند كه آن‌ها هم از دنيا مي‌روند و آن دو شاخه به هم پيوسته دو برادرت حسن و حسين هستند كه در مصيبت آنان دنيا تاريك مي‌گردد».

******************************************************

بانوي بزرگ اسلام زينب كبري حدود سي و پنج سال داشت كه پدرش علي به شهادت رسيد. او بدون ترديد از دوران حيات پدر بزرگوارش آگاهي‌ها و بهره‌هاي فكري و معنوي فراواني گرفته است و خاطرات زيادي از دوران پدر دارد. خاطرات تلخ و شيريني كه هر كدام در شكل‌گيري شخصيت زينب و سازندگي او تأثير عميقي داشته است.


او روزها و سالهاي مظلوميت پدر را خوب به ياد داشت و شاهد بود كه بعد از رحلت پيابمر اسلام، ‌ولايت پدرش را كه بزرگترين شخصيت جهان اسلام بعد از پيامبر بود، ناديده گرفتند و بر جايگاهي كه پيامبر بعد از خود براي علي(ع) تعين كرده بود تكيه زدند

و اميرالمؤمنين كه جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمين نمي انديشيد همچنان صبر پيشه كردو رضايت خدا را بر هر چيز مقدم داشت و بيست و پنج سال سكوت اختيار كرد.

زينب در اين دوران،‌ حوادث را به دقت پيگيري مي‌كرد و بر بينش و آگاهيهاي خود مي افزود. هواپرستي و دنيا طلبي بسياري را مي‌ديد،‌ دوست و دشمن را به خوبي از يكديگر تميز مي‌داد و شاهد كينه‌توزي‌هاي ابوسفيان‌ها و معاويه ها بود. دشمنان نقابداري كه در ظاهر،‌ لباس اسلام بر تن كرده بودند و سنگ اسلام به سينه مي‌زدند و در باطن و حقيقت براي نابودي آن نقشه مي كشيدند و حقايق را وارونه جلوه مي دادند.

زينب،‌ همه اين دشمني‌ها را مي‌ديد و عظمت صبر پدر را درمي‌يافت. هم او كه فرمود: «صبرت و في العين قديً و في الحلق شجاً» شكيبايي ورزيدم همچون كسي كه خاشاك چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته است. زينب از صبر او الهام مي‌گرفت و درس فداكاري مي آموخت. مي آموخت كه چگونه بايد تمام مشكلات و رنجهاي راه خدا را تحمل كرد، محروميتها را پذيرا شد و مصالح فردي را فداي مصلحت اسلام كرد.

*************************************************
قرآن بدون هیچ قید و شرطى در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر صلى الله علیه وآله و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهارعلیهم السلام مىدهد

زینب علیهاالسلام كه حضور هفت معصوم را درك كرده، در تمامى ابعاد ولایت مدارى (معرفت امام، تسلیم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداكارى در راه آن و) ... سر آمد است.

او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد

و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید.

زینب علیهاالسلام به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در كربلا به عرصه ظهور رساند.

او

از یك سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش كرد و

از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت بود؛ چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد علیه السلام حتى در لحظهاى كه خیمه گاه را آتش زدند، یعنى در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: اى یادگار گذشتگان ... خیمهها را آتش زدند ما چه كنیم؟ فرمود:« فرار كنید

از این مهمتر در چند مورد، زینب علیهاالسلام از جان امام سجاد علیه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمایت نمود.

*************************************************

یكى از بارزترین اوصاف زینب علیهاالسلام روحیه بخشى اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن علیه السلام نقش مهمى را براى تسلاى بازماندگان ایفا كرد. پس از شهادت امام حسین علیه السلام و در طول دوران اسارت، این صفت نیكوى زینب بیشتر ظهور كرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودى قتلگاه تا كوچههاى تنگ و تاریك كوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمكده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود.

او حتى تسلى بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا كه مىگفت:«[اى پسر برادر!] آن چه مىبینى (شهادت پدر) تو را بى تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا با جد، پدر و عمویت است

****************************************************

یكى از بارزترین اوصاف انسانهاى كامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیبهاى روزگار و تلخىهاى دوران است. قرآن كریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده و پاداشهاى فراوان آنها را یادآورى نموده است. زینب علیهاالسلام از این جهت در اوج كمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مىخوانیم:« لقد عجبت من صبرك ملائكه السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است.

***************************************************

روزى میهمانى براى امیرالمؤ منین (ع) رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه ، آیا طعامى براى میهمان خدمت شما مى باشد؟ عرض كرد: فقط قرض نانى موجود است كه آن هم سهم دخترم زینب مى باشد.

زینب (س) بیدار بود، عرض كرد: اى مادر، نان مرا براى میهمان ببرید، من صبر مى كنم . طفلى كه در آن وقت ، كه چهار یا پنج سال بیشتر نداشته این جود و كرم او باشد، دیگر چگونه كسى مى تواند به عظمت آن بانوى عظمى پى ببرد؟

زنى كه هستى خود را در راه خدا بذل بنماید، و فرزندان از جان عزیزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنماید و از آنها بگذرد بایستى در نهایت جود بوده باشد.

***************************************************

شیخ صدوق ، محمد بن بابویه (ره ) مى گوید: حضرت زینب (س) نیابت خاصى از طرف امام حسین (ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه كرده از او مى پرسیدند، تا اینكه حضرت سجاد (ع) بهبود یافت .

شیخ طبرسى (ره ) گوید: حضرت زینب (س) روایات بسیارى را از قول مادرش حضرت زهرا (س) روایت كرده است .

آنچه خوبان همگى داشتند، او به تنهایى دارا بود. شبها در حال عبادت بود و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزكارى معروف بود

**********************************************************