احکام
(1)
بعد از تموم شدنه دانشگاه و فارغ التحصیلی مشکل ِ استخدامم حل شد
حالا میتونستم توی فارغ از هر دغدغه ای سر ِ کارم حاضرم بشماین وسط فقط یه مکشل وجود داشت که اونم دوری ِ راه بود
از خونه مون تا محل ِ کارم با کیلومتر ماشین شصت ، هفتاد
کیلومتر راه بود
گاهی وقتها وقتی صبحهای ِ خیلی زود مجبور بودم بیدار بشم اذیت میشدم و وقتی شبها دیروت به خونه میرسیدم ناراحت بودم
اما اون شب خانمم یه حرفی زد که حسابی حال و روزمو عوض کرد
بهم گفت یادنه چقدر دنبال ِ کار بودی؟
گفت یادته چقدر برات مهم بود که یه شغل ی حسابی داشته باشی؟
بهم گفت هیچ وقت همه چیزهای ِ خوب با هم جمع نمیشه هر کاری سختی ِ خودش ُ داره اما اما آخر ِ هر زحمتی یه شیرینی هست
من تو فکر ِ حرفاش بودم که یدفعه گفت
راستی با این دوری ِ راه حساب ِ نماز و روزهات چی میشه؟ تو که نمیتونی همیشه مثل ِ یه مسافر باشی چون اونجا حالا حالاها محل ِ کارت ِ
با این حرفش بیشتر رفتم تو فکر راستش خودم اصلا به این مساله فکر نکرده بودم
یدفعه با فکر ِ این که همه نمازایی که توی ِ محل ی کار خوندم اشکال داشته نگران شدم
خانمم اما دوباره به دادم رسید و گفت شوهر ِ یکی از دوستای ِ من روحانی ِ بذار الان به دوستم زنگ بزنم و ازش بپرسم
************************
س: شخصی نظامی که محل کار وی با محل سکونتش ٦٠ کیلومتر فاصله دارد. بعضی از مواقع سه روز اول هفته و بعضی از مواقع هر روز به محل کار خود میرود، حال حکم نماز و روزه او چگونه است؟
ج) اگر شخصی هر ده روز حداقل یکبار به خاطر شغلش سفر میکند در سفر سوم، نمازش در محل سکونت، محل کار و در بین راه تمام و روزه اش صحیح است. ولی در سفر اول و دوم حکم سایر مسافرین را دارد
.***************************************************************
(2)
راستی من نمیدونم چرا اما از بین ِ همه آشناها و دوستهای ی دور و برم بابابزرگم برام یه چیز ِ دیگه اس
نمیدونم چرا از بین ی همه بچه های ِ هم سن و سالم
حرفای ِ بابابزرگم واسم بیشتر قابل ِ قبول ِ
بابابزرگ ِ من از اون آدمایی ِ که حسابش با خودش ُ و بقیه صاف ِ
آخه اون همیشه میگه اگه ادم بخواد حسابش با خدا صاف باشه باید با بنده های ِ خدا هم خرده حسابی نداشته باشه
این حساب و کتابها از نوع ِ رفتار و گفتارش با دیگران شروع میشه و تا دو دو تا چهارتای ِ مالی ِ دنیا هم ادامه داره
من چند روز ِ چیش توی ِ مغازه پیشش بودم که کی از دوستای ِ قدیمیش که اتفاقا از کسبه بازار بود اومد پیشش و قرض ی یک ساله شُ به بابابزرگ داد
بابابزرگ بهش گفت که اگه دستش خالی ِ عجله ای برای ِ پس گرفتنه پول نداره
اما دوستش گفت تا حالام خیلی دیر شدم و شما آقایی کردی
بعد از چند دیقه وقتی دوست ِ ببابابزرگ از مغازه رفت بیرون دیدم که بابابزرگ رفت توی ِ فکر
ازش پرسیدم چی شده
بهم گفت من دو فته پیش خمس ِ یک ساله مالم ُ دادم حالا موندم که خمس ِ این طلب رُ هم بادی بدم یا نه
من گفتم سخت میگیری بابابزرگ چه خمسی
بهم گفت سخت گرفتن نیست بابا، حقی ِ که به گردنم ِ
تا من بخوام چیزی بگم
کیف ِ جیبیش ُ برداشت و از مغازه رفت بیرون
توی ِچارچوب ِ در برگشت طرفمو و گفت من میرم سراغ ِ حاج آقای ِ مسجد ببینم قصه این خمس چی میشه
**************************
س: اگر پولی را به فردی قرض بدهی و بعد از سال خمسی آن را برگرداند، آیا باید خمس آن را پس از دریافت بپردازیم؟
ج) اگر مالی را که قرض دادهاید از درآمد کسب و حقوق بوده و سر سال خمسی قابل وصول نباشد، فعلاً خمس آن بر شما واجب نیست، بلکه هنگامی واجب میشود که آن را دریافت کنید
****************************************************************
(3)
چند وقته پیش یکی اومده بود در ِ
مغازه بابام ُ شروع کرده بود به ایراد و اشکالکه کار ِ بابام مشکل ِ شرعی داره
توی ِ محل خودمون حتی تا چند تا خیابون ِ اون طرفت ار هم همه مغازه بابای ِ منو میشناختن
آخه بابام معروف بود به این جنسهای ِ مغازه شُ قسطی هم میفروشه
این کار ُ برای ِ اونایی کرده بود که نمیتونستن یدفعه پول ِ خرید ِ جنسهاشونو بدن
البته قیمت ِ خرید ِ قسطی از خرید ِ نقد یه کم بیشتر بود
اون روز یکی از مشتریها که انگار از جای ِ دیگه ای عصبانی بود جلوی ی مغازه بابا شلوغ میکرد که این آقا حکم ِ کارش حکم ی رباست
بابام اول ساکت بود
از کسبه های ِ دور و بر خیلیا جمع شدن و سعی کردن که اون مشتری رُ ساکت کنن
اما اون صداش ُ مدان بالاتر میبرد
نگاهی به بابام کرد
مطمئن سر ِ جاش نشسته بود
بابام همیشه میگه کسی که حسابش پاک ِ از محاسبه باکی نداره
نمیدونم توی ِ این گیر و دار حاج آقا سروری از کجا پیداش شد
انگار داشت میرفت سمت ِ مسجد که با دیدنه جمعیت اومد سمت ِ ما
به چشم به هم زدنی قصه رُ فهمید
دست ِ اون مشتری ِ پر سرو وصدا رُ گرفت و آورد توی ِ مغازه و بهش نشون داد که روی ِ هر کدوم از جنسهای ِ مغازه دو تا قیمت هست یکی واسه نقد یکی واسه نسیه و اقساط
بع یه جوری که همه بشنون به بابا اشاره کرد و گفت این آقا از خود ی من حکم ی این معامله رُ سوال
کرد و منم بهش گفتم که
********************
س: خرید کالا بطور نسیه مدت دار (مثلاً به مدت یک سال بصورت اقساطی) به قیمتی بیشتر از قیمت نقدی آن چه حکمی دارد؟
ج) اگر کالاهای مذکور دارای دو قیمت باشند، یک قیمت نقد و یک قیمت نسیه (اقساطی)؛ خرید و فروش کالا به صورت نسیه به قیمتی بیشتر از قیمت نقد اشکال ندارد و این قبیل معاملات، ربوی محسوب نمیشود
*********************************************************************
(4)
توی ِ راه ِ برگشت ِ به خونه وقتی از سر کار میاومدم درست سر کوچه مون یه نفر نشته بود و گدایی میکرد
به ظاهر ن و بدنش سالم بود
چهل و چهل و پنج ساله به نظر میرسید
اما یه جوری ناله میکرد که دل ِ آدم میسوخت
یه جوری که همیشه دستم توی جیبم میرفت و بهش کمک میکردم
چند روز قبل با خانمم داشتیم میرفتیم خونه که دوباره دیدم سر ی کوچه نشسته
دست توی ِ جیبم کردم و بهش یه اسکناس ِ پونصدی دادم
خانمم اونجا چیزی نگفت اما وقتی رسیدیم خونه با ناراحتی گفت تو از کجا میدونی اون فقیره که بهش کمک میکنی
بهم میگفت میدونی این کارت اشکال داره
گفتم اخه چه اشکالی
گفت تو اینجوری اونا رُ به این کار عادت میدی به پول درآوردنه بی زحمت
گفتم اما اون فقیره
گفت ولی تو مطمئن نیستی و اینجوری کارت ایراد داره
با حرف ِ خانمم شک اومد توی ِ دلم
حال ِ کسی رُ داشتم که خواسته کار ی خوبی انجام بده اما اشتباه کرده
بهترین راه مطمئن شدن بود
تا خانمم چایی بیاره زنگ زدم به یکی از دوستام
که توی ِ حوزه مشغول به تحصیل بود
*****************************
س: کمک به کسانی که در کوچه و خیابان تکدّیگری (گدایی) میکنند چه حکمی دارد؟
ج) اگر این عمل ترویج دروغ، بیکاری و تکدیگری و تخلف از قانون باشد باید از آن اجتناب شود. میتوانید صدقات و تبرعات را به مؤسسات مورد اطمینانی که در این زمینه فعال هستند بدهید
.*********************************************************************
(5)
واسه جور کردنه پول ِ خونه یه هر دری زده بودم
دیگه کسی نمونده بود که بهش رو ننداخته باشم و هنوز پنج میلیون کم داشتم
اون روزخسته تر از همیشه اومدم خونه
تا در ُ باز کردم خانمم با خنده اومد به استقبالم ُ و گفت جور شد
هاج و واج گفتم چی جور شد
گفت پنج میلیونی که کم داشتیم
گفتم از کجا
گفت یه جایی هست که وام میده
گفتم چه وامی
گفت یه جایی هست که اگه دو میلیون توش بذاریم بعد از سه ماه بهمون پنج میلیون وام میده
گفتم مطمئنی
گفت خودم امروز زنگ زدم و ازشون پرسیدم
بعد از مدتها یه نفس ِ راحت کشیدم و با اشتها به خانمم گفتم که سفره غذا رُ
پهن کنه
سر ِ سفره غذا تو فکر بودم
به نظرم یه جای ِ کار ایراد داشت
خانمم گفت چرا غذاتو نمیخوری ؟ دیگه خیالتم که از پول راحت شد
گفتم ولی فکر کنم این پول ِ مشکل داشته باشه
با تعجب و حتی کمی دلخوری گفت چه مشکلی ؟
گفتم فکر کنم اینجوری پول ِ درست نباشه
بهم گفت تو همیشه به این چیزا حساسی
چه مشکلی ؟ یه پوبی میداریم بعدش وام میگیریم دیگه
غذامو نصفه کاره گذاشتم و بلند شدم
خانمم گفت کجا؟
گفتم میرم طبقه پایین سراغ ِ آقای ِ محمدی اون استاد ِ معارف ِ حتما میدونه که این پول ِ درسته یا نه
***********************
س١: در برخی از بانکها و مؤسسههای قرضالحسنه، گرفتن وام مشروط بر ماندن پول به مدت معینی در بانک میباشد، آیا افتتاح حساب و گرفتن وام با شرط مذکور صحیح است؟
ج١) اگر دادن پول به صندوق به این عنوان باشد که آن پول برای مدتی نزد صندوق به صورت قرض بماند به این شرط که صندوق هم بعد از آن مدت وامی در اختیار او قرار دهد و یا وام دادن صندوق به این شرط باشد که او قبلاً مبلغی را در صندوق گذاشته باشد، این شرط در حکم ربا بوده و شرعاً حرام و باطل است ولی اصل قرض نسبت به هر دو طرف صحیح میباشد
.*********************************************************************
(6)
من و داداشم از اون اول با هم فرق داشتیم
هیچ وقت ابمون با هم توی ِ یه جوب نمیرفت
معمولا خیلی با هم موافق نبودیم
و رابطه مون فقط یه رابطه محبتی بود
یه رابطه که توش هیچ شباهت و توافقی با هم نداشتیم
این تفاوت با ما بزرگ شدو بیشتر و بیشتر شد
و حالا یه جاهایی داره دست و پا گیرم میشه
متاسفانه اون چندان مقید به مسائل ِ عقیدتی نیست
توی ِ کسب و کارش حساب ِ حلال و حروم رُ
نداره
و توی ِ خونه و خونواده چندان مقید به اصول نیست
راستش تا چند سال ی پیش که پسرم کوچیک بود ما با هم
رفت و امد داشتیم
اما حالا که پسرم بزرگ شدن و متوجه خیلی چیزا میشه احساس میکنم که رفت و امدمون چندان به صلاح نیست
اما از طرفی نگرانم چون اون بردارمه و من باید باهاش در ارتباط باشم
حالا نمیدونم چیکار باید بکنم
دیروز توی ِ ماشین موج ِ رادیو روی ِ رادیو ایران بود و من
برنامه شما رُ شنیدم
واسه همین گفتم بهتره که سوالمو از شما بپرسم
*************************
: برادری دارم اعتقادی به احکام شرعی ندارد، به خیلی از علما توهین میکند، از نظر مالی نیز مقید به نحوه تحصیل درآمد نیست. آیا اجازه دارم رابطهام را با او قطع نمایم؟ چون ادامه ارتباط برای فرزندانم به علت استفاده وی از ماهواره و دیگر منکرات، خطرناک است؟
ج) قطع رحم حرام است، ولی صله رحم منحصر در دید و بازدید نیست، بلکه از راههای دیگر (مانند تلفن، نامه و امثال) آن نیز محقق میشود
.*********************************************************************
(7)دیروز توی ِ دانشگاه وقتی توی ِ فاصله کلاسام بدو بدو رفتم که نماز بخونم
موقع وضو گرفتن دیدم یکی از بچه ها همین جوری داره
منو نگاه میکنههنوز آب روی ِ دستم نریخته بودم که با تعجب گفت چند بار صورتتو شستی
منم هاج و واج گفتم سه بار
گفت خب اینجوری که وضوت باطله
بهش گفتم چی چی باطل ی من همیشه همین جوری وضو میگیرم
و اون خیلی مطمئن گفت پس همش باطل ِ
با اطمینان ِ توی ِ حرفاش من ترسیدم
اونقدر که دلم یه جوری شد
وضومو نصفه گذاشتم و دوییدم طرف ِ نمازخونه
آخه نماز تموم شده بود و من نگران بودم که حاج آقا بره
بدو بدو وقتی که دشات کفشا ش ُ میپوشید بهش رسیدم و بی مقدمه سوالمو پرسیدم
*************************
س: شخصی گفته است که هنگام وضو فقط باید دو مشت آب بر صورت ریخته شود، و اگر بار سوم آب ریخته شود وضو باطل خواهد بود. آیا این سخن صحیح است؟
ج) شستن صورت و دستها بار اول واجب است و بار دوم جایز و بیش از آن غیر مشروع است. تعیین کنندهی بار اول یا دوم یا بیشتر، قصد وضو گیرنده است، یعنی میتواند به قصد بار اول، چند مرتبه آب به روی صورت بریزد
*********************************************************************