روزگار برای ِ زندگی رسمی آشنا دارد

رسمی از فراز و فرودهایی که گاهی سخت میگذرد و گاهی آسان

گذر از آسانیها مشکل نیست

این سختیها هستند که ما برای ِ عبور ِ از آنها

یاری همدل میخواهیم

******************************************

به نام ِ خدایی که مونس ِ دلهاست

و سلام

******************************************

در شبی آرام

با امید به اوقاتی خوش با شما هستیم در قراری دوباره از راه شب ِ دوشنبه شب

*******************************************

امشب هم صدا میشیم با اونهایی در دل ِ این شب در پی ِ یاری همدل برای ِ صحبتند

دوستی ، رفیقی شفیق که با اون از دلتنگیها

از روزگار و از زندگی حرفی بزنن

******************************************

حرفی که بار ِ شونه های ِ دلشونو سبک کنه و اونها رُ برای ِ شروع ِ روزی دوباره مهیا کنه

******************************************

روزی که اونو با دلی سبک و آرام اغاز میکنن

***************************************

با ما باشید که زمزمه امشب ِ ما زمزمه همدلیست

****************************************

زمزمه ای که مثل ِ زبانی آشنا برای ِ همه گویاست

*****************************************

حرفهایی فارغ از روزمره گی

از جنس ِ دوست داشتن و با هم بودن

*****************************************

این زمزمه دلهای ِ مردم ِ سرزمینی ست که

سالهاست همراه و همدل و همزبان ِ

همند

****************************************

مردمی که نه فقط

روزهای ِ خوش که در روزهای ِ سختی و

اندوه هم یار ِ یکدیگرند

*****************************************

این برنامه به قصد تسلی و آرامش هدیه میشود به دل ِ مردمی که در این چند روز

دیوارهای ِ خانه شان لرزید

اما دلهایشان به زمزمه همدلی ِ مردم ِ وطن آرام بود

***************************************

با ماباشید که این برنامه تقدیمی کوچک به همه اهالی ِ ایران است

***********************************

(داستان)

به قول ِ آقاجون،

خدا کنه هیچ کسی توی ِ دنیا غمش نباشه

و اگه غمی هست واسه تحملش مونس و همدمی هم باشه

آقاجون همیشه میگه زندگی ِ آدم درگیر ِ شادی و غم ِ

نه شادیش همیشگی ِ نه غمش

میگه، گذر از شادیها آشونه اما گاهی گذر از غم بیشتر از طاقت ِ شونه های ِ آدم ِ اینجاست که باید یکی باشه و دستشو به تسلی

روی ِ شونه هات بذاره

خودش که خدایی همین جوری بود

توی ِ شادیهاش همه هستن و توی ِ غصه دیگرانه شریکه غمشونه

یادم ِ بچه بودم نمیدونم چند سالم بودم که توی ِ یکی از شهرها یه زلزله شدید اومد

یادمه خیلیا توی ِ اون زلزله آسیب دیدن

ما که اون موقع تلویزیون نداشتیم اما دهن به دهن شنیدیم که خونه های ِ زیادی خراب شده و خیلیا یه شبه

هر چی که داشتن از دست دادن

هنوز غروب نشده بود که اقاجون اومد خونه تا بخوایم بپرسیم که چی شده رفت پیش ِ عزیز و یه چیزی بهش گفت

عزیز سرشو تکون داد و اقاجون اومد سمت ِ اتاق

تا بخوایم بخودمون بیایم آقاجون گلیم ِ کف ِ اتاق ُ جمع کرد

عزیز پشت بند ِ آقاجون یه روفرشی ِ کهنه آورد ُ و توی ِ اتاق پهن کرد

من هاج و واج فقط نگاه میکردم

آقاجون با گلیم ِ لوله شده اومد تو ایوون و به عزیز گفت

از برنج و قند و چایی به اندازه یه هفته بردار و بقیه شُ کیسه کن که من ببرم

عزیز مو به مو حرفای ِ آقاجون ُ گوش میکرد

تا غروب حیاط ِ خونه مون پر شده بود از پتو و کیسه های ِ مواد غذایی

انگار آقاجون غیر از عزیز به خیلیا سپرده بود

من تا آخر شب قصه رُ

فهمیدم

شب وقتی آقاجون داشت ساکش ُ میبست رفتم پیشش ُ و گفتم

حالا حتما باید بری

آقاجون گفت

اگه زبونم لال خونه ما روی ِ سرمون خراب شده بود تو دوست نداشتی کسی واسه کمک بیاد

سرم تکون دادم که بله

گفت همینه اگه روزی که دستت میرسه کاری واسه کسی نکنی

فردا روز هم کسی واسه تو کاری نمیکنه

تازه باباجون اینا فقط حساب ِ خورد و خوراک و لباس و پوشاک ِ

اصل ِ همدلی اینه که بتونی باری از غمشونو سبک کنی

آقاجون گفت غم خیلی راحت میاد اما براحتی نمیره

مرد میخواد که بتونی زیر ِ بار ِ مصیبت و سختی شونه راست کنی

گفت یار ِ مردم باش تا یارت باشن

****

شما چی فکر میکنین

بنظر ِ شما بهترین راه ِ همدلی ما با دیگران چیه؟؟؟

شماره تماس

شماره پیامک

**********************************************

اگه حقیقتش ُ بخواید چشم به هم بزنیم .. فرصت ِ عمر و زندگیه ما میگذره

فرصتی که باید صرف ِ چیزای ِ خوبی بشه

خوبیهایی که بشه به خدا نشونشون داد ..

نشونش داد و گفت که عمر ِ با ارزش ِ ما صرف ِ این چیزا شده

خوبیهایی مثل ِ به فکر ِ هم بودن

مثل ِ به دل ِ همدیگه راه اومدن

و همدل بودن

بعضیا همه وقتشون بی کم و کاست مال ِ خودشونه و

به قول ِ خودشون بهره شون از فرصتهاشون صد درصد ِ

بعضیا فکر میکنن اگه دو دیقه از زندگی شون صرف ِ دیگران بشه باختن

چون

دقیقا به اندازه دو دقیقه ای

که توش خیلی کارا میتونستن انجام بدن .. از دنیا عقب موندن

ما امروز خیلی دنبال ِ مقدمه نیستیم

و ساده و راحت خدمت همه شما عرض میکنیم که یه سهمی از زندگی و وقت ِ ما اصلا ما نیست و چه بخوایم و چه نخوایم باید صرف ِ دیگران بشه

نشدن هم نداره چون این سهم یه جوری از زندگیه ما میاد بیرون

سهمی که مال ِ دیگرانه و باید ِ با به فکر ِ دیگران بودن بگذره

***********************************************

همدلی یه رفتار ِ بی نظیر و عالیه که نَه سن و سال میشناسه نه پیر و جوون و نه حتی مرد و زن

یه رفتار ِ عالی که فقط اونایی که دلهای ِ بزرگی دارن میتونن انجامش بدن

مثل ِ یه بچه کوچیکه دبستانی که زنگ ِ تفریح از نصف ِ لقمه نون و پنیرش میگذره و اونو با دوست ِ هم کلاسیش شریک میشه

مثل ِ اون دوستی که توی ِ مسابقه دو برای ِ شادی ِ دل ِ رفیقش دوم میشه تا رفیقش جایزه اول ُ بِبَره

مثل ِ اون صاحب خونه ای که بخاطر ِ مشکلات ِ مستاجرش اجاره خونه زیادی نمیگیره

مثل ِ اون پزشکی که از مریض ِ بی بضاعتش دستمزدی نمیگیره

و مثل ِ اون مادر و پدری که به خاطر ِ زندگیه دیگران اعضای ِ بدن ِ بچه شونو هدیه میکنن

همدلی

نه سن و سال میشناسه نه پیر و جوون و نه حتی مرد و زن .......

یه صفت ِ بی نظیر ِ انسانیه

برای ِ اونایی که دلهای ِ بزرگی دارن

اونقدر بزرگ که همه آدمها توش جا میشن

************************************

برای ِ بعضیا همدلی با دیگران سخته

سختیش هم به این که یه جاهایی باید دیگران ُ توی ِ چیزایی که

خیلی دوستش دارن شریک کنن

و این ... اصلا راحت نیست

راحت نیست مگه برای ِ اونایی که ... دل به خدا میسپارن و با امید به این که

خدا شاهد ِ همه چیزه برای ِ رضایت ِ خدا دلشونو با همه امیدها و آرزوهاش با دیگران شریک میشن

****************************************

از یه چیزی مطمئن باشید اون هم این که

ما تا

همدیگه رُ دوست نداشته باشیم نمیتونیم به فکر ِ هم باشیم

و با دلسوزی

و محبت از همدیگه یاد کنیم

مطمئن باشید که همه ما

به این به یاد ِ هم بودن نیاز داریم

و این یاد جای ِ خیلی چیزها رُ توی ِ زندگیه ما

پر خواهد کرد

****************************************

واقعیت اینه که هر کسی

حتی اگه

یک بار

طعم ِ همدلی رو چشیده باشه

باور داره که زندگی بدونه به یاد هم بودن

هیچ معنا و مفهومی نداره

که این فقط و فقط محبتی از عمق ِ دل ِ که باعث میشه

آدمها زیر ِ بار سختیها

مشکلات

و غصه ها

تاب و طاقت بیارن

و به خاطر ِ هم

و به عشق ِ هم

فراز و نشیب ِ زندگی رو به اُمید ِ روزهای خوب پشت ِ سر بذارن

اینو باور کنیم

که همدلی

توی سختیها و مشکلات

بیشتر و واقعی تر

خودشو نشون میده

*******************************************

شاید باورش برای ِ ما سخت باشه اما گاهی یک همدلی ساده

کوچیک میتونه زندگی کسی رُ نجات بده

زندگیه کسی که جز امید هیچ سرمایه ای نداره و شما این سرمایه رُ

به اون هدیه میکنید

************************************************

بعضی وقتها بعضی از آدمها به هیچ

چیز نیاز ندارن جز این که کسی به شونه هاشون بزنه و حال ِ دلشونو بپرسه

*******************************************

اگر قرارمون با دیگران به همدلی شد

یادمون نره که همدلی رسمی صادقانه اس

اتفاقی صمیمی که هیچ رنگی از غرور و منت و ریا نداره

که اگر باشه همدلی نیست

*******************************************

امروز حال ِ زندگیه همه ما خوبه اما گاهی دلتنگ میشیم برای ِ داشتنه یک همدل ی صادق ساده و دلسوز که باهاش از گفته ها و نگفته هامون حرفی بزنیم

*****************************************

محبت کنیم

که دنیا محل عبور است

و

ما همه رهگذر و همسفریم

**************************************************

(شهدا)

برای هر کسی ... توی این دنیا .... وطن ... جاییه که توش به دنیا میاد ... و جاییه که دوست داره ... در اون به خاک سپرده بشه...

برای هر کسی ... توی این دنیا ... وطن ... جاییه که توش نفس میکشه ... و جاییه که دوست داره ... توی اون بزرگ بشه و قد بکشه ....

برای هر کسی توی این دنیا .... وطن ... یعنی سرزمینی ... که پدر... پدربزرگ .... و نیاکانش در اون زندگی کردن ... یعنی جاییه که دوست داره ... فرزندانش هم در اون بزرگ بشن ...

برای هر کسی توی این دنیا ... وطن ... یعنی ... سرزمینی ... از خاک ... که نشانه بودن ... نشانه غرور ... و نشانه شرافت است ...

این ... خاک ... نشان مردمی بی همتاست ... نشان مردمی ... که به خاک وطن .... و به وطن ... عاشقند ...

و شاید ... برای همین است ... که گاه آدمها ... تا مرز جان ... به خاک وطن .... و به وطن ... وفادارند ...

*******************************************

(حضرت امام رضاع )

من ....

من .... در میان این همه نا آشنا... آشنایی غریب را میشناسم ...

من .... در میان این همه تنهایی ... همدمی غریب را میشناسم...

من .... در میان این همه دلتنگی ... شانه های صبور غریبی را میشناسم...

من در میان دنیایی که با من نیست .... مهربانی غریب را میشناسم...

من ... در میان تمام غریبی هایم ... امامی ... غریب نواز را میشناسم ....

امامی مهربان ... که تمام آرام دل من است ... و تمام قرار زندگی ام....

سلام ... برتو ... که ....راضی ... به ...رضای خدایی ...

*******************************************************

 

(حضرت مهدی عج )

اینجا ... همه می دانند.... که دنیایشان.... کسی را کم دارد.....

کسی ... که سر رشته دلها .... به دست اوست....

کسی ... که قرار دل آرامیشان ... به سر انگشتان ... محبت اوست ... که رقم می خورد....

کسی ... که خدا ..... او را .... به صاحبدلی بندگانش ... پذیرفته.... و دلهای سرگشته در دنیا را.... به دستان او سپرده.... تا ... به رسم مهربانی بی نهایتش.... که نشانه مهربانی خداست.... دلهای بی قرار ... در آشفته بازار دنیا را .... آرام کند....

اما ... اما دریغ .... که شرط خدا .... برای حضور صاحبدل... بیداری دلهای ماست.....

کاش ....

کاش... که دلهایمان ... از سنگینی این غبارهای ناتمام ... رها شود.... و... صاحبدل .... دل ما را هم .... بپذیرد....

***************************************************

(خداحافظی)

برای اخر حرفی نیست جز امید ی این که از این روزگار با فراز و نشیب همدلانه ساده بگدریم و سهل

تا قراری دوباره

خداحافظ

***********************************************************