به نام ِ خدایی که حقیقی تر از محبت ِ او به بندگانش مهر و محبتی نیست

با ارداتی تمام سلام

*****************************************

توی ِ این شب ِ سرد ِ زمستونی .. دل ِ همه شما گرم و الهی که هیچ کس ناامید و دلسرد ِ از روزگار نباشه

*****************************************

دلی که گرم نمیشه جز با مهر و محبت

*****************************************

محبتی که هر چی بیشتر توی ِ دلمون ریشه کنه .. بیشتر و بیشتر گرممون میکنه

*****************************************

قصد ِ گله و شکایت نیست اما .. این روزا کم نیست بازار ِ محبتهایی که یدفعه شعله میکشن و به چشم به هم زدنی هم فروکش میکنن

*****************************************

فروکش میکنن و آدم ُ از هر چی محبته ناامید

*****************************************

یه همچین وقتایی خیلیا پا پس میکشن و واسه همیشه قید ی هر چی محبته میزنن اما ..

*****************************************

اما یه عده هم با خودشون خلوت میکنند و دو دو چهارتای ِ این که حساب و کتاب ِ این محبته کجا درست از آب درنیومده

*****************************************

اینجاست که به یه چیزایی میرسن

به این که عیارِ  محبتها با هم فرق میکنه

و اونایی موندگارترن که محک ِ بیشتری خوردن

*****************************************

محکی از جنس ِ شناخت و دقت و بررسیهای ِ گاه و بیگاه

*****************************************

محکی که هر روز عیار ِ این محبت ُ بالاتر برده و بیشتر و بیشتر صیقلش داده

*****************************************

مصداق ِ این جور محبتها کم نیست فقط باید چشمی چرخوند و خوب دید

*****************************************

یه مصداق ِ آشناش واسه ما ایرانیها توی ِ همین محرم و صفر ِ

محبت ِ قدیمی ِ امام حسین که از هزار و چند ساله پیش بوده و از سالهای ِ اول ِ زندگیمون تو دل ِ جوونه زده

*****************************************

محبتی که هر سال ازش بیشتر میدونیم و عمیق تر میشه

*****************************************

نَقل ِ امشبمون حساب ِ همین محبتهای ِ واقعی ِ محبتهایی که همین جوری و بی دلیل نیستن ...... محبتهایی که هر چی بیشتر ازشون میفهمیم و میدونیم واسمون مهم تر میشن

*****************************************

محبتی که مردم ِ سرزمین ِ من .... باهاش متولد میشن

بزرگ میشن

زندگی میکنن و  سفر میکنن

مردم ِ دیار ِ عاشقان

ایران

*****************************************

(داستان)

همیشسه وقتی از آقاجون میپرسیدم کی رُ از همه بیشتر دوست داری ... میگفت: خدا

بچه که بودم خیلی سوال پیچش نمیکردم اما بزرگتر که شدم پرسیدم چرا؟

گفت: چون هر چی دارم از اونه و لحظه لحظه زندگیم به اراده اونه که میچرخه

شاید واسه کسایی که مثل ِ من با آقاجون زندگی نکردن .. این حرفا .. فقط  حرف باشه .. اما من توی ِ همه سالهای ِ  زندگیم با چشم ِ خودم دیدم که آقاجون همه جوره سر ِ این محبت ِ از ته دل  وایساد و هر کاری رُ به عشق ِ اون محبت کرد و هیچ حساب و کتابی از کسی نخواست

یکی از قصه های ِ محبتش با خدا همین سفر ِ آخری بود

داشتیم از مشهد برمیگشتیم ... من پشت ِ فرمون بودم ... یدفعه نفهمیدم چی شد که جاده رُ اشتباه رفتیم ... دنبال ِ جاده بودیم که از یه جایی شبیه ِ یه امامزاده سردرآوردیم  ... یه اتاق ِ ده – دوازده متری وسط ِ یه بیابون ِ  که  دور و برش دو – سه تا درخت  کاشته بودن

کنار درختها ... چند تا سنگ ِ قبر بود که معلوم بود مال ِ اهالی ِ روستاهای ِ دور و بَر ِ

هنوز از ماشین پیاده نشده بودیم که یه پیرمرد تو سن و سال ِ آقاجون اومد نزدیک .. سلام کرد .. لهجه محلی داشت آقاجون رفت پایین

دست داد و سلام کرد و پرسید که اونجا کجاست .. یه اسمی گفت که من  تا اون موقع نشنیده بودم

بهش گفتم : ما جاده رُ گم کردیم ..

با دستش یه راه ِ فرعی نشون داد و گفت: از اونجا که بری ده دیقه بعد میرسی به جاده"

تا دست و صورتمونو تو نهر ِ آب  بشوریم .. با یه سینی ِ چایی اومد

آقاجون از وضع و حالش پرسید گفت: اسمش مشهدی رحیم ِ و خادم امامزاده اس

به همون چهاردیواری اشاره کرد و گفت: اینجا یه روستای ِ دورافتاده اس کسی حاضر نیست برای ِ بازسازی ِ ساختمون ِ امامزاده بیاد ..

نماز ُ همون جا خوندیم

بعد از نماز بلند شدیم که راهی بشیم

آقاجون نگاهی به من و عزیز کرد و گفت: اگه شما اجازه بدی من یه چند وقتی اینجا بمونم .. یه کاری دارم

عزیز با تعجب گفت: تو این بیابون چی کار داری مرد؟؟؟

آقاجون گفت: میخوام اگه بشه یه دستی به سر و روی ِ این اتاق بکشم

آقاجون گفت: شما و عزیز با هم برگردین منم کارم تموم بشه میام

فقط عزیز باید راضی باشه

عزیز گفت : من کی ام که راضی نباشم

آقاجون سه ماه  توی ِ اون بیابون موند ... من دو- سه بار بهش سر زدم و چیزایی رُ که میخواست براش  بردم .. برای ِ امامزاده یه ضریح ِ چوبی ساخت

مشدی رحیم هم .. کلی درخت اون دور و بر .. کاشت

بعد از سه ماه وقتی بابا عطا برگشت .. از شدت ِ آفتاب  همه صورتش سوخته بود .. دستاش چروک شده بود ... کلی لاغر شده بود .. اما حالش خوب بود ، خیلی خوب

یک سا ل ِ بعد .. دوباره مسافر ِ امام رضا شدیم و این بار .. نه بخاطر ِ گم کردنه جاده که برای ِ زیارت ِ امامزاده رفتیم تو جاده فرعی ... باور کردنی نبود .. اونجا شده بود عین ِ یه تیکه بهشت وسط ِ بیابون ... درختهای ِ مش رحیم بزرگ شده بودن و سایه داشتن

اتاق ِ  امامزاده هم .. با در و پنجره های ِ چوبیش خیلی قشنگ شده بود

تازه از ماشین پیاده شده بودیم که دیدیم  ده –دبیست نفر با دوربین و سرو صدا اومدن سمت ِ امامزاده

یه آقای مسن جلوتر از همه و درست سمت ِ امازاده وایساد .. کسی که پشت ِ دوربین بود گفت: ضبط میشه و مرد شروع کرد به حرف زدن

"اینجا تا سال ِ گذشته یه ساختمون ِ مخروبه بود که ما با چند تن از همکارانمون به قصد ِ ارادت به  امامزاده و برای ِ رضای ِ  خدا تصمیم به بازسازیش گرفتیم ... "

من مات به آقاجون نگاه کردم .. چیزی نگفت: انگار اصلا عین ِ خیالش نبود

بهش گفتم " پس مشهدی رحیم کجاست که این داره این حرفارُ میزنه

آقاجون نگام کرد و گفت: نمیدونم ..

گفتم: حالا میخوای چی کار کنی

نگام کرد و با خونسردی گفت: هیچ کار ... چی کار باید بکنیم ... میریم زیارت و برمیگردیم

گفتم : آخه

گفت: این جوری بهتره .. دیگه اسمی از ما نیست .. میشه خالص مال ِ خدا

از ماشین پیاه شدم .. دیدم  آقاجون چند قدم جلوتر کنار ِ یه سنگ ِ قبر نشست .. جلو تررفتم .. نوشته بود .. رحیم ِ حسینی

مشهدی رحیم از دنیا رفته بود

آقاجون با لبخند ِ قشنگی گفت: خدا  رحمتت کنه

بعدش خیلی آروم و بیصدا توی ِ  اون شلوغی رفت زیارت کرد و اومد بیرون

آرامشش برام باور نکردنی بود ... اما میدونستم که هر چی که هست از همون محبته محبتی که واقعی بود و آقاجون هر کاری براش میکرد

 

نظر ِ شما چیه؟؟؟

به نظر ِ شما علامت و نشونه محبت ِ واقعی چیه؟؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

***************************************

محبت .. لطیف ترین احساس ِ عالم ِ

احساسی که براحتی زندگی ما رُ دگرکون میکنه

اما ... اما شرطی داره و شروطی

چون .. چون خیلیا میتونن به اسم ِ این احساس ِ  دوست داشتنی جلو بیان و دل ِ ما رُ تسخیر کنن

دلی اگر به محبتهای ِ تقلبی سپرده بشه ... جز تاریکی و پشیمونی  نتیجه ای نداره

اینجاست که باید دقیق بود و با احتیاط قدم برداشت

که البته مهم ترین قدم .. همون قدم ِ اول ِ که اگر درست برداشته بشه .. بقیه اش هم درست پیش میره

قدم ِ اولی که انتخاب ِ محبت ِ

انتخاب ِ این که محبت ِ چه کسی رُ به دلهامون راه بدیم

***************************************

شاید با حرفهای ِ قبلی ِ من بعضیا دچار ِ نگرانی و دلواپسی شده باشن

دلواپسی از این که توی ِ انتخاب ِ محبتهاشون دچار ِ تردید بشن

تردید ِ این که چی درسته و چی غلط

اما.. اما نیاز ِ به دلواپسی نیست  چون همه چیز روشن ِ و برای ِ کسایی که چشمی برای ِ دیدن و گوشی برای ِ شنیدن دارن همه چیز منطقی و واضح

اونقدر واضح که با توکل ِ به خدا و با دقت ِ در مسائل میشه درست و غلط ها رُ تشخیص داد

برای ِ محک ِ محبت ... هیچ چیزی بهتر از یک دل ِ صاف نیست ... دلی که هیچ رنگی از کدورت و ناصافی نداره و در حصار ِ عقل و تدبیر ِ

با این دل میشه عیار ِ واقعی ِ محبتها رُ سنجید و به نتیجه مطمئن بود

***************************************

هیچ کسی رنگی از محبت پیدا نمیکنه مگه این که به دیگران محبت کنه .. محبت معجزه زندگیهای ِ ماست

معجزه ای برای ِ مبدل کردن سرمای ِ زندگی به گرما

معجزه ای برای ِ با هم بودنهای ِ دوباره

معجزه ای برای ِ دیدن ِ لبخند های ِ شاد

معجزه ای برای ِ سبک کردنه شونه دیگران از غم و غصه

معجزه ای برای ِ آرامش ِ دلها از دلواپسی و نگرانی

معجزه ای برای ِ زندگی ِ دوباره

و سلامی صمیمی به خدا  برای ِ  آغاز ِ دوستی

**************************************

کسایی که اهل ِ محبتن جاشون توی ِ دل ِ دیگرانه

چه باشن و چه نباشن حضورشون احساس میشه

حضرت امیر علی ع میفرمایند: با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.

*****************************************

بعضیا فکر میکنن محبت کردن کار ِ سختی ِ  اما  شاید با ساده ترین اتفاقها هم بشه به دل ِ کسی دنیایی از محبت رُ هدیه کرد

فقط باید دلسوز بود و برای ِ همه خوشبختی خواست

اون وقت خیلی راحت و فقط با نگاه کردنه به دیگران و شنیدنه حرفهاشون میشه فهمید که جای ِ چه محبتی توی ِ زندگیهاشون خالیه

*********************************************

مطمئن باشید که خدا اونقدر بنده هاش ُ دوست داره که محال ِ محبتی رُ که در حق ِ بنده هاش میکنید جبران نکنه

نه جبرانی برابر

که دهها و صدها و هزاران برابر

*******************************************

میگن محبت بهایی نداره اما باهاش میشه خیلی چیزها رُ خرید

*******************************************

گاهی داشتنه زبانی خوش و شیرین بالاترین راه ِ محبته

حضرت امام محمد باقر ع فرموده اند که:

بهترین چیزی را كه دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.

******************************************

(برای ِ شهدا)

محبت کردن .. کم و زیاد دارد

سهم ِ بعضیها از بذل ِ محبت کوچک است و سهم ِ بعضی زیاد

خدا همه چیز را میبیند

و میداند که در دل ِ بنده هایش چه میگذرد او میداند که کدام یک از بنده هایش دوست دارند بیشتر و بیشتر محبت کنند

او میداند که کدام یک از بنده هایش میخواهد به بهای ِ خریدنه محبت ِ او .. تمام ِ زندگی و وجودش را صرف ِ محبت ِ به دیگران کند

خدا میداند و از بین ِ همه این آدمها .. کسانی را انتخاب میکند

انتخاب به این که تمام ِ بودن و وجودشان را به بهای ِ محبت ِ خدا صرف ِ عشق ِ به دیگران کنند

عشقی که در امتداد ِ محبت ِ به خداست

و عاشقانش در آسمان و زمین شهره میشوند به نام ِ شهید

****************************************

(برای ِ حضرت امام رضا ع)

وقتی نام ِ محبت می آید ... من دستهای ِ خالی او را میبینم و مهرانی ِ تو را که نهایتی ندارد

وقتی نام ِ محبت می آید .. من .. کوچکی ِِ خودم را میبینم و بزرگی تو که در اوجی اعلاست

وقتی نام ِ محبت می آید .. من کسانی را میبینم که در طریق ِ مهر از من جلوترند و قدم های ِ من هیچ وقت به آنها نمیرسد

اما .. اما تو آشنایی به محبت و همه تو را به نام ِ مهربانی ات میشناسند

تو بگو .....

وقتی آهوهای ِ گریز پای ِ صحرا هم از محبت ِ تو بی نصیب نمیمانند میشود که سهم ِ من از محبت ِ تو هیچ باشد ؟؟!!!

نه ...... به مهربانی ِ تو قسم که نمیشود ....

پس سلام ِ من بر تو که  میدانم بی جواب نیست و آغاز ِ باران ِ محبت ِ توست

*****************************************

(برای ِ حضرت مهدی عج)

رسم ِ ما با تو ..از ازل  رسم ِ محبت بوده است

رسم ِ محبت ِ معشوقی که عاشقانی بسیار دارد و به محک ِ این عشق .. سهمشان هجران شده است

هجران ... تا از میان ِ این خیل ِ عاشق ..تنها .. کسانی بمانند که محبتشان حقیقی ست

کسانی که پس از ظهور .... رفیق ِ نیمه راه نمیوشند و تا ابد ... تا وصال ِ راستین میمانند

خدایا به سختی ِ این روزهای ِ انتظار .. محبت ِ ما را حقیقی کن

***************************************

(خداحافظی)

برای ِ آخر حرفی نیست جز امید ِ این که محبت ... رنگ همیشگی ِ دل و زندگی هاتون باشه

تا قراری دوباره ... خداحافظ

**************************************