افق0 سه شنبه
گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند
******************************************
به افق آفتاب
******************************************
به نام ِ خدای ِ بخشنده و مهربان و سلام
***************************************
در ساعات ِ میانی ِ روز ِ سه شنبه ... و در آستانه اوقات ِ ملکوتی ِ اذان ِ ظهر .. همراه ِ لحظه های ِ خوب ِ شما هستیم
***************************************
لحظاتی که در اون بندگان ِ خدا با زمزمه دعایی از دل .. امیدهاشون رُ به اجابت میرسونن
***************************************
در این اوقات ِ پر برکت .. همه رُ یاد کنید
و تا دقایقی ... بعد از اذان ظهر ... با ما باشید
***************************************
یه حقیقت ِ بزرگ و بی انکار وجود داره که همه اوقان و لحظه های ِ ما رُ به فرصتی کیمیا تبدیل میکنه .. فرصتی که برای ِ همه ما غنیمته
***************************************
حقیقت ِ این که ذات ِ اوقات و لحظه ها ... در گذر بودنه اونهاست
این که اونها میگذرن و هیچ بازگشتی هم ندارن
***************************************
فرصتها میگذرن و فقط در یک صورت از آن ِ ما میشن
در صورت ِ این که با انجام ِ عملی خیر و داشتنه تفکری درست و خدایی در اون اوقات کاری رُ انجام بدیم که در دفتر ِ اعمال ِ ما به نام ِ عملی ثواب ثبت بشه
***************************************
همه لحظه های ِ زندگی به دست ِ ما سپرده میشه و ما مختار ِ در استفاده از اونهاییم .. مختار ِ در این که اونها رُ از دست بدیم و یا این که اون رُ به سرمایه ای همیشگی برای ِ خودمون بدل کنیم
***************************************
تاسف برای ِ فرصتهای ِ از دست داده و پشیمونی از عمری که بی ثمر گذشته .. تجربه خیلی از ماست
***************************************
تجربه اوقاتی که دیر شده و ما به اونچه که میخواستیم نرسیدیم
***************************************
تجربه ای که حالا فقط حسرتی فراموش نشدنی برای ماست
حسرتی که فقط .. با شرایطی خاص میتونه به فرصتی دوباره تبدل بشه
***************************************
به نظر ِ شما ما چه جوری میتونیم جلوی ِ دیر شدنه فرصتها و از دست دادنه موقعیتهامونو بگیریم؟؟؟؟
با ما با شماره تماس:
و شماره پیامک:
در ارتباط باشید که قطعا نظرات ِ شما راه گشاست
***************************************
بعضیا همیشه دنبال ِ راه حلهای ِ پیچیده ان و فکر میکنن که هر چقدر راه حلشون سخت تر باشه .. مشکلشون بهتر و زودتر حل میشه
بخصوص وقتی پای ِ حرفی مثل ِ فرصتها و موقعیتها به میون میاد
فرصتهایی که اگر از دست برن امیدی به بازگشتشون نیست
خا روح ِ همه رفتگان رُ شاد کنه .. من پدربزرگی داشتم که همیشه از زندگیش راضی بود ... رضایتی که آرامشی عجیب رُ به دلش میداد
بچه که بودم از بودنه در کنارش و شنیدنه حرفهاش لذت میبردم و بزرگتر که شدم مشتاق بودم به این که راز ِ این رضایت و آرامش رُ بفهمم
یه روز هم ازش پرسیدم
و پدربزرگ گفت که آرامشش از اینه که نگران و دلواپس ِ چیزی نیست .. گفت توی ِ زندگیش حسرتی نداره و به هر چیزی که میخواسته رسیده
نگاهی به خودم کردم به زندگی ِ پر دغدغه و پر اضطرابم و دوباره پرسیدم ... چه جوری ممکنه که شما نگران ِ چیزی نباشین؟؟؟
پدربزرگ گفت: من توی ِ هر لحظه به این فکر میکنم که بهترین کار چیه .. و دقیقا همون کار رُ انجام میدم
و بعد از انجام .... توکلم به خداست .. اینجوری نه پیش ِ خودم شرمنده ام و نه خدا
و میدونم که هر اتفاقی که بیفته خیر ِ چون من هر کاری که بایدانجام دادم"
با خودم گفتم: به همین سادگی .... پدربزرگ با اون سن و سال و زندگیه ساده اش به رازی رسیده بود که دوای ِ خیلی از مشکلات و گرفتارهای ِ زندگیهای ِ ماست
***************************************
بعضی وقتها .. ترس ِ ما از شرایط باعث به عقب انداختنه کارهامون و از دست دادنه فرصتهاست
ترس ِ این که نمیدونیم چه جوری باید با مشکلاتمون روبرو بشیم و یا این که خودمون ناتوان میدونیم
با همه این تصورات هیچی عوض نمیشه و ما اگه هزار سال هم صبر کنیم بالاخره برای ِ ادامه زندگی ناگزیر از گذر از اون مشکلیم
پس بهتر اینه که قدممون رُ محکم برداریم و تا جایی که میتونیم برای ِ حل ی مشکلمون تلاش کنیم و مطمئن باشیم که خدا هم کمک کننده ماست که به قول ِ بزرگان .. از تو حرکت و از خدا برکت
اینجوری نه وقتی از دست میره نه فرصتی به حسرت و پشیمونی بدل میشه
چون ما هر کاری که میشده انجام دادیم و مطمئنا خدا پاسخ ِ خوبی برای ِ تلاش و حرکت ِ ما خواهد داشت
***************************************
با عرض ِ معذرت تنبلی و کسالت .. دلیل ِ دیگه از دست دادنه فرصتهاست
این که بعضی از ما سختمونه که زحمت بکشیم و دوست داریم بدونه بها به همه چی برسیم
متاسفانه اگه تا ابد هم صبر کنید اینجوری هیچ اتفاقی نمیافته و کم کم با گذری زمان به جایی میرسیم که خودمون دچار ِ عذاب ِ وجدان میشیم
دچار ِ پشیمونی ای که خواسته یا ناخواسته به سراغمون میاد و اوقاتمونو تلخ میکنه
تلخی ای که دیگه فرصتی برای ِ شیرین کردنش نیست
شاید تا جوون هستیم و فکر میکنیم که فرصت داریم چندان طعم ِ این تلخی رُ نچشیم اما با گذر ِ زمان و رسیدن ِ به میانسالی احساسش میکنیم .. تلخی که هر چه جلوتر بریم غیر قابل ِ تحمل تر میشه
***************************************
بعضی از ما خودمون فریب میدیم .. فریب به این که تا آخرین لحظه عمر فرصت هست
فرصت ِ توبه
فرصت ِ عذرخواهی
فرصت ِ کنار گذشتنه اشتباهات
و فرصتِ ساختنه یه زندگیه خوب
اما حقیقت چیزی غیراز اینه
و اونو میشه از زبون ِ کسایی شنید ... که در خیال ِ همین فرصتها ... زندگیشونو از دست دادن و هیچ وقت فرصتی برای ِ کنار گذاشتنه خطاهاشون پیدا نکردن
میشه از زبون ِ کسایی شنید که فکر میکردن فرصتی برای ِ عذرخواهی دارن و به چشم برهم زدنی عزیزانشون رُ از دست داد
میشه از کسایی شنید که فکر میکردن همیشه وقتی برای ِ ساختنه یک زندگیه خوب دارن و حالا جز تنهایی و یه زندگیه تاریک هیچ ثمری از این دنیا ندارن
حقیقت اینه که این روزگار نه به اراده و خواست ِ ما ... که به روال ِ خودش میچرخه
هر صبحی به شب میرسه و هر شبی به روز
کسی منتظر ِ ما نمیمونه و ما اگر میخوایم که برنده باشیم
باید با هوشیاری و حواسی جمع توی ِ هر لحظه اون کاری رُ انجام بدیم که بهترینه .. همین
هیچ کار ِ سخت ِ دیگه ای نباید کرد
اینجوری نه حسرتی هست و نه پشیمونی از این که زمان گذشته و دیر شده
***************************************
بعضی از ما فکر میکنیم که حالا حالاها وقت داریم اما واقعیت اینه که برای ِ هیچ کدوم ا زما معلوم نیست که اون موعد ِ آخر کی میرسه
شاید .. علت ِ این ندونستن هم همین باشه
همین که ما همیشه آماده باشیم
آماده به این که با کوله ای پربار سفر کنیم
کوله ای که بستنش نه ترسی داره و نه نگرانی ای ..
فقط باید به خدا مطمئن بود و بهترین رُ انجام داد
مطمئن به این که او همه چیز رُ میبینه و میشنوه
***************************************
خدایا همراه ِ ما باش و کمک کن که این همراهی ما رُ از فراموشی و غفلت ِ از فرصتها نجات بده .. چرا که سرمایه دنیا و آخرت ِ ما همین فرصتهاست که باید به ثروتی همیشگی برای ِ این دنیا و اون دنیا تبدیل بشه
***************************************
(مناجات)
خدایا
بعزتت سوگند که جز تو بر گناهان خویش بخشنده ای نمی یابم
وشکستگی خویش را جز تو پیوندی نمی بینم
خدایا
من اینک با بالهای تواضع به بارگاه تو بازگشته ام
وپیشانی خشوع وخواری خویش بر درگاه قدرتت نهاده ام .
خدایا
اگر از در رحمت خویش برانیم به کدامین در پناهنده شوم
واگر از قله رأفتت فر افکنیم به کدامین دامنه بگریزم ؟
که صد افسوس از خجلت ورسوائیم و هزار افغان از توشه راهم
خدایا
از خیل ِ گناهانم هلاک کننده هایش را ببخش
واز قبیح رازهایم رسوا کننده هایش را بپوش
ومرا در گرمای حضور قیامتت
از خنک گوارای عفوت بنوش
****************************************