راه شب ِ امشب .. پیش کش به همه اونایی که دست ِ دهنده دارن

******************

پیش کش به همه اونایی که اهل ِ بخشیدنن

******************

اهل ِ بخششی که گاهی گره اش با دستهاشون باز میشه و گاهی به دلشون

********************

راه ِ شب ِ امشب ... پیش کش به همه اونایی که نه فقط به حساب ِ جیبشون .. که حتی کلام و حرفشون هم با برکته

**********************

پیش کش به اونایی که شیرینی ِ کلامشون گره های ِ بسته ای رُ باز میکنه و مشکلات ِ زیادی رُ به سرانجام ِ خیر میرسونه

**********************

برنامه امشب پیش کش به همه اونایی که میدونن ... از ته دل میدونن و باور دارن که همه چی از خداست و اونا هیچی از خودشون ندارن

میدونن که همه چی امانته و تنها راه ِ ادای ِ به این امانت بخشش و انفاق ِ

***************************

انفاق به اونایی که خدا خودش سر ِ راهمون میذاره و پیدا کردنشون چندان هم سخت نیست  

***************************

بخششی که گاهی دنیایی ِ و گاهی ... به دل

**************************************** 

از خدا بهتر کسی نیست پس به نام ِ خدا و سلام

****************************************

سلام به همه شمایی که روی ِ موج ِ رادیو ایران همدم ِ ما و اهالی ِ ایران شدین

**********************

اهالی ِ وطنی عزیز .. که آرام ِ جان و دل ِ ماست

وطنی همیشه سربلند به نام ِ ایران

****************************************

(داستان)

دو – سه سالی بود که با هم همسایه بودیم ... خانواده خوبی بودن .. یه خانواده  سه نفره .. علی آقا .. یه پسر ِ کوچیکه سه ساله داشت ... اسمش محمد رضا بود

پسر ِ دوست داشتنی ای که بعضی وقتا مادرش  که برای ِ خرید میخواست بره بیرون میذاشتش پیش ِ خانم ِ من

دیشب وقتی از سر ِ کار اومدم خونه .. علی آقا رُ تو پله ها دیدم .. سلام کردم .. ولی جواب نداد .. بدجوری تو فکر بود ... جلوی ِ در خونه رسیدم بهش ُ و دوباره سلام کردم .. این بار برگشت طرفمو و جواب داد

بهش گفتم: چی شده .. خیلی تو فکری؟؟؟

سردرگم نگام کرد و گفت: نمیدونم وا... حسابی گیج شدم ..

گفتم : چی شده؟؟

گفت: اگه خونه ای .. یکی دوساعته دیگه بهت زنگ میزنم

شاممون تازه تموم شده بود که زنگ زد ... گفت اگه وقت دارم یه سر برم تو حیاط ... گفت میخواد باهام حرف بزنه

وقتی رفتم تو حیاط دیدم کنار ِ باغچه نشسته هنوز تو فکر بود

بهش گفتم: چیه که انقدر مشغولت کرده؟؟؟

گفت: راستش من از بابای ِ خدا بیامرزم یه خونه کوچیک و قدیمی بهم ارث رسیده که الان بیست ساله مستاجر داره

بنده های ِ خدا دستشون خالی بود که اومدن سراغ ِ بابای ِ من .. بابای ِ منم خدابیامرز خونه رُ با یه اجاره پایین داد بهشون

اجاره ای که یه وقتایی اونم نمیتونستن بدن اما خداییش بابای ِ من هیچ وقت چیزی بهشون نگفت

بعد از رفتنه بابام .. خونه به من رسید

یه بار اون اولا ... رفتم یه سر به اونجا زدم ... بنده خدا هنوزم گرفتار بود  ... دیدم یه بچه مریض داره که هر چی درمیاره خرج ِ اون میکنه

من اون موقع خودم تو فکر خریدنه خونه بودم... اما دست و بالم خالی بود .. اونجا هم به تنهایی کمکی به من نمیکرد

اما .. اما حالا توی ِ این چند سال یه پولی پس انداز کردم که با پول ِ اون خونه میشه باهاش یه جایی رُ خرید .. تو که غریبه نیستی .. با وجود ِ محمد رضا اینجا برامون خیلی کوچیکه

دیروز یه سر رفتم خونه قدیمی .. دیدم بنده های ِ خدا پدرشون فوت شده ... بچه ها دارن کار میکنن و خرج ِ زندگی رُ میدن

دیروز رفته بودم که بگم خونه رُ خالی کنن اما نتونستم

بهم گفت: موندم سر ِ دوراهی .. منم یاد ِ خودم افتادم یاد ِ اون وقتایی که گرفتار میشم و میرم سراغ ِ اقاجون ... شماره آقاجون ُ با گوشیم گرفتمو و گوشی رُ دادم دستش

هاج و واج گفت: این کیه؟؟

گفتم :آقاجونم ِ باهاش حرف بزن ... تو یه چشم به هم زدن از بلاتکلیفی نجاتت میده...

علی با اقاجون حرف زد .. راستش من ازش نپرسیدم که به همدیگه چی گفتن

امروز که دیدمش بهش گفتم : چی کار کردی؟؟

گفت: خدا آقاجونت ُ نگه داره .. یه کاری کردم که حداقل دلم آرومه

 

علی گفت: اونا هیچ پناهی ندارن

با یه بچه مرض و بی سرپرست کجا میتونن برن

گفت  :  من میتونم یه کم دیگه صبر کنم .. من مطمئنم که اگه من به اونا رحم کنم ... خدا هم به من و زن و بچه م  ... رحم میکنه

 

راستش من هنوزم نمیدونم که آقاجون به علی چی گفت.. اما میدونم حتما حرفای ِ خوبی زده که نتیجه خوبی داشته

 

نظر ِ شما چیه؟؟؟؟؟

بزرگترین انفاق و بخششی که شما توی ِ زندگیتون دیدین .. چی بوده و از کی؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

****************************************

اولین کسایی که بخش و انفاق ِ ما به اونها تعلق میگیره خانواده هایِ  ما هستن .. همسر ... بچه ها .. و بعد فامیل و دوستان ..

 اینو برای ِ این گفتم که  متاسفانه خیلیا بدونه توجه به گرفتاری ِ خونواده خودشون سراغ ِ غریبه ها میرن  و به اونها کمک میکنن .. در حالی که در کلام ِ الهی ِ قرآن کریم به همه ما سفارش شده که برای ِ کمک و یاری اول .. خانواده و بعد خویشاوندان در اهمیت و اولویت هستن

و حقیقتا اگر هر کسی  .... به وقت ِ انفاق گره از کار ِ آشنایان ِ خودش باز کنه ... دیگه غریبه ای با قی نمیمونه که گرفتار باشه

 

البته با گفتن ِ این مطلب شاید این سوال پیش بیاد که بعضیا نه تنها به اقوام و آشنایانشون نمیتونن کمکی بکنن که خودشون هم دچارِ سختی و مشکلن

اینجا .. اون بحث ِ انفاق ِ به دیگری به میون میاد که اگر کسی بعد از کمک به خانواده اش بازهم قدرت و توانایی داشت باید به غریبه های ِ گرفتار هم کمکی بکنه

****************************************

در کلام ِ بزرگان آمده است که خداوند .. روزی ِ نیازمندان رُ در مال ِ توانگران و ثروتمندان قرار داده و این یعنی،  سهم ِ مشخصی از داشته های ِ اونها امانتی در دست ِ اونهاست که باید به صاحبانش برگردونن ....

شاید این ابهام در ذهن ِ ما پیش بیاد که چرا خدا از اول .. این سهم رُ به خود ِ اون نیازمندان نداده و با واسطه این سهم رُ به اونها میرسونه

برای ِ جواب باید گفت که خداوند .. برای ِ هر کاری مسیری داره که از حکمت اونه

و دوم این که با بخشش ِ این سهم از توانمندان به نیازمندان .. جریانی از احسان ُ و محبت در بین ِ مردم .. شکل میگیره که ارزشش خیلی بیشتر از  اون سهم ِ مادی و معنوی ِ

خداوند با این جریان نه فقط دنیا که آخرت ِ انساتها رُ هم آباد میکنه

****************************************

خیلی از ما تا اسم ِ انفاق و بخشش به گوشمون میخوره یاد ی کمک های ِ نقدی و مالی میافتیم

اما .. اما این روزا .. خیلیا نه گرفتاری ِ ملی که مشکلات روحی و عاطفی دارن

مشکلاتی که گاهی به اندازه گوش کردن به درد و دل ِ کسی ِ که خسته اس ..

و گاهی به اندازه جوونی که نمیتونه با مسائل ِ زندگیه خودش با تصمیم ِ برای آینده اش

و یا حتی با همسرش کنار بیاد

 

این قبیل مشکلات .. بهونه ای برای ِ اونهاییه که در این خصوص علم و تخصصی دارن ..

 بهونه ای برای ِ این که سهم ِ کمک و انفاقشون ..

 رفع ِ این  مشکلات ِ روحی و عاطفی  باشه

مشکاتی که یه وقتایی صدها برابره مشکلات ِ مادی .. تیشه به ریشه زندگیها میزنه

****************************************

یکی از کارای ِ مهمی که ما باید انجام میدادیم و ندادیم ...

دُرست تعریف کردنه انفاق بوده ... تعریف کردنه این که جنبه های ِ مختلف ِ بخشش و انفاق چیه

 

یه وقتایی گذشتنه ما از حقمون و بخشیدنش به دیگران هم یه انفاق ِ بزرگه که اتفاقا پیش ِ خدا ارزش ِ زیادی داره

****************************************