به نام ِ خدایی که برکت ِ روزیها .. کم یا زیاد .. همه از اوست

و روزی ِ مقدر شده او .. برای ِ زندگی کافیست

*********************************

توی ِ قرار امشب به رسم ِ وفاداری .. و به طلب ِ برکت از خدا .... یاد میکنیم .... از همه اونهایی که فکر و ذکرشون یه لقمه نون ِ حلال واسه زن و بچه هاشونه

*********************************

یاد میکنیم از همه اونایی سختی ِ کار .. شب بیداری و حتی دور بودنه از عزیزانشونو تحمل میکنن به امید ِ یه لقمه روزی ِ حلال

*********************************

یاد میکنیم از همه اون پدرهایی که توی ِ گوش ِ بچه هاشون فقط از رزق ِ حلال گفتن

*********************************

یاد میکنیم از همه اون مادرهایی که دعای ِ خیرشون .. کسب ِ رزق و روزی ِ حلال واسه بچه هاشون بوده

*********************************

یاد میکنیم از همه اونایی که به جای ِ دست ِ مردم چشمشون به اون بالاست

به خدایی که همه چی دست ِ اونه

*********************************

و ...... یاد میکنیم از مردمی که سربلندند به عزت و تلاش

سربلند به کار و کسب ِ رزق ِ حلال

یاد میکنیم از وطنی که مردمش به برکت ِ لقمه های ِ حلال زندگیهشاون خوب میگذره و راضی ان به رضای ِ خدا

به سرزمین و وطنی عزیز به نام ِ

ایران

*********************************

منم امشب مثل ِ همه شبهای ِ راه شب ِ دوشنبه .. از آقاجونم یاد میکنم .. از آقاجونی که به لقمه حلال باور داشت ... به این که روزی اگه حلال باشه .. کَمش هم برکت میکنه

به این که هیچ کس با روزی ِ حلال درمونده نمیشه

آقاجونی که انقدر به این رزق و لقمه حلال مطمئن بود که همیشه هر چی که داشت ُ با بقیه شریک میشد .. و اصلا نگران نبود که یه وقتی واسه خودش چیزی کم بیاد

آقاجون ِ من از اون اول ِ اول .. تا همین روزا .. از دار ِ دنیا فقط یه مغازه نجاری داره

یه مغازه نجاری ِ 4 متری .. توی ِ دالون ِ بازار ... که زمستون و تابستون .. یه سماور روی ِ چهار پایه اش  بیرون ِ مغازه روشنه و کنارش نون تازه و چند تا  قالب ِ سفیدِ پنیر ِ ... که غریبه و آشنا مهمونش میشن .. سماوری که گاهی آقاجون بخصوص توی ِ زمستونا .... کنارش توی ِ حلبی بساط ِ آتیش راه میندازه و توش سیب زمینی کباب میکنه

سیب زمینیهایی که معلوم نیست روزی ِ کی میشه اما خیلیا رُ سیر میکنه

آقاجون خیلی اهل ِ حساب و کتاب ِ این چیزا نیست اما من یه بار سرانگشتی پول ِ این نون و پنیر و سیب زمینها رُ حساب کردم و دیدم که از درآمد ِ این چند سال ِ آقاجون خیلی بیشتر میشه

و خداییش اگه اون برکتی که اقاجون میگه نباشه معلوم نیست که پول ِ اینا چه جوری جور میشه

راستش اگه منم با چشم ِ خودم ندیده بودم باورم نمیشد

بخصوص حالا که خودم سر ِ کار میرم و حقوق میگیرم و یه وقتایی با کلی دقت و حساب و کتاب هم ... دخل و خرجم اصلا با هم نمیخونه

 

توی ِ مغازه آقاجون ... کنار ِ همون سماور .. یه صندوق ِ چوبیه کوچیک هست یه صندوق  که همه دخل ِ مغازه توی ِ اونه ... یه صندوق .. درست تو راه ِ گذر ِ مردم... که همه مشتریاش موقع رفتن .. هر چی که بخوان واسه دستمزد ِ آقاجون  .... توی ِ اون میذارن و آقاجون حتی نگاه نمیکنه که چقدر بوده

بچه که بودم یه بار گفتم : آقاجون چرا صندوق ِ مغازه رُ میذاری بیرون .. یه وقت دزد پولا رُ میبره ها

خندید و گفت: پول ِ حلال ِ کسی نمیبره

اون صندوقچه چوبی  واسه همه ...  بخصوص اونایی که گرفتارن خیلی آشناس .. صندوقی که آقاجون از همون اول  ... تو محل ِ گذر ِ مردم  گذاشته تا اگه کسی مشکلی پیدا کرد و گرفتار شد .. راحت بیاد و هر چقدر که میخواد ازش برداره

آقاجون حتی به طرف نگاه هم نمیکنه که مبادا .. شرمنده بشه

همیشه سرش پایینه .. میگه .. میگه نگاه و حساب و کتاب ِ صندوق .. برکتش ُ میبره .....

اقاجون هر شب موقع رفتن .. خودش دست توی ِ صندوق میکنه و یه کم پول برمیداره .. هیچ وقت ندیدم مثل ی همه آخر ی وقت دخل ی مغازه شو بشماره

بعد در مغازه رُ میبنده و صندوق ُ روی ِ همون چهارپایه  تو مسیر ِ گذر میذاره

 

واقعیتش ُ بخواید .. توی ِ اون صندوق ِ چوبی .. در بهترین حالت ... پنجاه هزار تومن پول هم جا نمیشه .. اما .. اما از همون صندوق .. تا همین امروز .. بیشتر از دهها میلیون تومن پول به این و اون رسیده

من .. واقعا نمیدونم این اطمینان ِ دل ِ آقاجون  از کجاست .. اطمینانش از کجاست که این جوری به خدا و روزی و لقمه حلال مطمئنه ... اونقدر مطمئن که همیشه میگه .... "نون ِ حلال گره گشاست ".. میگه "هیشکی با نون ِ حلال .. گرفتار نمیشه"

 

نظر ِ شما چیه؟؟؟

به نظر ِ شما تاثیر ِ لقمه حلال توی ِ زندگیه ماها چیه؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

***************************************

برکت ِ لقمه حلال از خداست

از خدایی که میبینه بنده اش با توکل و امید ِ به اون تلاش میکنه و جز از خدا به هیچ کس چشمداشتی نداره

به نظر ی شما ممکنه خدا دستهای ِ خالی ِ کسی رُ که به سمت ِ او و فقط به سمت ِ او دراز شده نگیره و به کرمش بیشتر از امید و آرزوش به اون اعطا نکنه؟

*****************************************

(به یاد استاد منوچهرِ نوذری)

صدا .. نمایش های ِ رادیویی ... طنز و  لحظه های ِ خوب یاد ِ خیلی ها رُ برای ِ ما زنده میکنه

یاد ِ کسایی که شاید نباشن اما طنین ِ دلنشین ِ صداشون تا ابد در دل ِ ما هست

کسانی مثل ِ استاد منوچهر ِ نوذری و بزرگانی که برای ِ لبخند ِ این مردم زندگی کردند

آرزو میکنیم که همه اونها در جوار ِ رحمت ِ الهی در آرامش باشند

*****************************************