مُفَضَل

او از چهره های سرشناس و از شاگردان ممتاز امام جعفر صادق و امام موسی كاظم و امام رضا علیهم السلام به شمار می آید. بنابر بعضی روایات وی امام محمد باقر علیه السلام را نیز درك كرده است. وی روایات فراوانی را از امام جعفر صادق و امام موسی كاظم علیهماالسلام نقل كرده و از راویان بزرگ حدیث به شمار می رود. مفضل از مقام و منزلت بزرگی نزد آن دو امام برخوردار بوده و از طرف آن دو امام متولی در گرفتن اموال و مصرف آنها بوده است و این خود دلیل بر اعتماد و اطمینان ائمه بزرگوار به وی است. در روایتی آمده كه امام جعفر صادق علیه السلام به مفضل فرمود:

«هر گاه دیدی میان دو تن از شیعیان ما اختلاف و نزاعی بر سر مالی بوجود آمده تو خود از اموال من آن را بپرداز». و در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده كه آن حضرت فرمودند: «مفضل انیس و همدم من است و در كنار او احساس راحتی می كنم». روایت است كه روزی مفضل خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رسید. آن حضرت با دیدن وی خوشحال شد و لبخند بر لب های مبارك آن حضرت نقش بست و فرمود: «ای مفضل! به پروردگارم قسم كه من تو را دوست دارم و هر كس را كه تو را دوست بدارد هم دوست دارم. ای مفضل! اگر تمام یاران من آنچه را كه تو می دانی می دانستند دیگر هیچگاه دو نفر از آنها هم با هم اختلاف پیدا نمی كردند». مفضل در پاسخ عرض كرد:«ای فرزند رسول خدا! گمان می كنم شما من را در جایگاهی بالاتر از جایگاه خودم قرار داده اید». امام علیه السلام فرمودند: «بلكه من تو را در جایگاهی قرار دادم كه خداوند متعال قرار داده است».

از تألیفات وی  كتاب توحید مفضل است ، كه املای امام جعفر صادق علیه السلام است و در آن به مباحث خداشناسی پرداخته شده و شهرت مفضل بیشتر به واسطه همین كتاب است.

سرانجام مفضل، پس از هشتاد سال عمر با بركت و خدمت در راه محمد و آل محمد صلوات الله علیهم در شهر كوفه دار فانی را وداع نمود و به بهشت برین سفر كرد. امام رضا علیه السلام وقتی خبر وفات مفضل را شنید فرمود: «او به آسایش و راحتی رسید».

*******************************************

حسین بن سعید اهوازی

او، یكی از شخصیت های بزرگ شیعه در قرن سوم هجری، در كوفه، شهر روات بزرگ شیعه، به دنیا آمد. او اصالتاً ایرانی بود. رشد او در خاندانی صورت گرفت كه ارادتمند و علاقه مند به اهل بیت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و از موالی امام زین العابدین علیه السلام به شمار می آمدند. او یكی از یاران امام رضا و امام جواد و امام هادی علیهم السلام می باشد. وی از راویان بزرگ حدیث و از مشایخ جلیل القدر روایتی به شمار می آید. روایات وی از اعتبار و شهرت خاصی در میان فقهای شیعه برخوردار است حسین بن سعید اهوازی محدث بزرگوار و فقیه و دانشمند عالیقدر آوازه شیعه است.

در کتب رجال حدیث جامعه شیعه، حسین بن سعید به عنوان یکی از مفاخر رجال حدیث و شاگردان موثق و مورد احترام سه تن از ائمه اطهار علیهم السلام، نام بردار است، و همه جا به نیکی و عظمت و عدالت و وثاقت و تالیفات نیکو شناخته شده است.

آیت الله خوئی می نویسد: «حسین بن سعید» در اسناد بسیاری از روایات که بالغ بر 5026 مورد می گردد، واقع شده است.

از تعداد روایات نقل شده از حسین بن سعید، به خوبی می توانیم پی به کوشش این محدث بردبار استاد دیده و سرد و گرم زمانه چشیده و شهرها و کشورها گشته به خوبی پی ببریم، و شخصیت دینی و علمی او را در عصری که می زیسته است یعنی نیمه اول سده سوم هجری در میان انبوه محدثان و فقهای خاصه و عامه، چنان که می باید درک کنیم.

حسین بن سعید اهوازی چندان که در شهرها و کشورها به دنبال مشایخ حدیث و استادان اخبار و روایت و ضبط و ثبت آثار آنان و تالیف و تصنیف اندوخته های علمی خویش بوده، کمتر توفیق یافته که معلومات خود را به شاگردان بسیار منتقل سازد. به همین جهت می بینیم افراد اندکی از وی اخذ حدیث کرده اند. البته این بدان معنی نیست که او معلومات خود را ناگفته گذاشته است.

از سی کتاب حسین بن سعید تا کنون دو کتب آن چاپ و منتشر شده است. نخست کتاب «المؤمن» او که با ترجمه اردو در هند چاپ شده و دیگر کتاب «الزهد» که اخیرا در قم انتشار یافته است. نسخه خطی کتاب «الصوم» او نیز در کتابخانه مرحوم آیت الله حکیم در نجف اشرف موجود است.

او عالمی بزرگ بود که پس از عمری با برکت به دیدار ِ حق شتاقت و در جوار ِ او آرام گرفت

*************************************************

علی بن مهزیار اهوازی

علی بن مهزیار اهوازی از فقها و محدثان و دانشمندان نامور شیعه است که گذشته از مقام علمی و شخصیت معنوی و آثار ارزنده اش، در طرق بسیاری از احادیث شیعه واقع شده، و عموم علما و فقهای ما او را مورد تجلیل و وثوق و اعتماد کامل قرار داده، و روایاتش را از ائمه طاهرین (ع) با احترام پذیرفته اند.

او از اصحاب حضرت رضا (ع)  و از اصحاب امام محمدتقی و امام علی النقی علیهما السلام بوده است

گفته اند که : ابوالحسن علی بن مهزیار اهوازی او از مردم دورق  بوده، و از موالی است. پدرش نصرانی بود و اسلام آورد. و گفته اند که علی نیز در صغر سن نصرانی بود ولی بعد مسلمان شد، و خدا با شناخت اسلام و مذهب تشیع بر وی منت نهاد.

علی علم فقه و شناخت احکام دینی را آموخت، و از حضرت امام رضا و امام جواد علیهما السلام روایت کرده است و از اصحاب خاص امام محمدتقی علیه السلام به شمار می رفت، و از جانب حضرت وکالت داشت. بدین گونه در نزد آن حضرت مقامی بس بزرگ یافت، و نیز از اصحاب امام هادی هم بود، و در بعضی از نواحی وکیل آن ذوات مقدس بود.

راجع به او توقیعاتی مشتمل بر خوبی های وی از جانب (امام جواد و امام هادی) خطاب به شیعیان صادر شده است. او در نقل روایاتش موثّق بود. هیچ دانشمندی از وی نکوهش نکرده است. اعتقادی درست داشت، و کتاب های مشهوری تصنیف نموده است.

او از جمله علمایی ست که در زمان حیاتش همراه مورد توجه ِ امامان معصوم ِ زمان ِ خود بوده است

*****************************************

سيد احمد حسينى زنجانى

ولادت سيد احمد  در شهر زنجان بوده و خودشان در اين زمينه مى‏فرمايند: «حقير تولدم در زنجان روز چهارم صفر سنة 1308 اتفاق افتاده (است)»

حضرت آيت الله سيد احمد زنجانى دوره مقدماتى و سطوح را در زادگاه خودشان به پايان برده، بعد از مدتى تدريس ، براى ادامه تحصيل و تكميل مبانى علمى و استفاده از مرحوم آيت الله حائرى به قم  مهاجرت و عزم رحيلش مبدل به اقامت ابدى شد.

مدرسه سيد در زنجان از بزرگترين مدارس اين شهر و خيلى معتبر بوده و موقوفات بسيار مفصلى داشت . مرحوم آيت الله زنجانى 25 سال در آن به تحصيل و تدريس پرداخت، اداره اين مدرسه و تعيين طلاب آن به طور عمده با ايشان بود

ایشان در كنار تأليفات در دو جلسه بحث مهم شركت مى‏كرد: يكى جلسه‏اى كه مؤسس آن مرحوم آيت الله العظمى صدر بود و آيت الله زنجانى در آن شركت فعال داشته و از اركان آن بشمار مى‏رفت و غالباً جلسات در منزل ايشان تشكيل مى‏شد.

جلسه بحث دوم نيز جلسه‏اى بود كه آن مرحوم و حضرت امام خمينى دو ركن عمده آن محسوب مى‏شدند. ايشان در همان سال ورود به قم توسط مرحوم آيت الله حاج ميرزا عبدالله مجتهدى تبريزى  با حضرت امام آشنا شده و چنان با هم رفيق و صميمى گرديد كه نظير آن كمتر ديده مى‏شود.

جلسه مهم علماء بزرگ قم در مورد حادثه 15 خرداد در همين منزل برگزار شد

آن وقت‏ها كه حضرت آيت الله آقاى زنجانى در مدرسه فيضيه قم نماز جماعت اقامه مى‏فرمودند، نماز باشكوهى برپا مى‏شد و حضرت امام رحمة الله عليه در صف اول جماعت پشت سر آن مرحوم به نماز جماعت مى‏ايستادند و اگر موقعى آن مرحوم حضور نداشتند و يا دير مى‏آمدند حضرت امام به نماز مى‏ايستادند و آن مرحوم اگر مى‏آمدند به ايشان اقتداء مى‏كردند»

آن مرحوم هيچ وقت غصه آينده را نمى‏خورد و در كارها به خداوند اتكاء مى‏كرد و با تمام وجود خويش به اين معنى

از ديگر خصوصيات ايشان مسأله شكر بود. هم شكر خالق، هم شكر مخلوق، اگر از كسى مختصر محبتى مى‏ديد، آن را از نظر دور نمى‏داشت و به جهت توقع نداشتن از اشخاص، روح شكرگذارى در وى پديد گشته بود،

از مرحوم آيت الله حاح شيخ مرتضى حائرى حكايت شد كه مرحوم آيت الله زنجانى را از نظر شجاعت خيلى عجيب مى‏دانست و مى‏فرمود: مطالبى را كه هيچ كسى جرأت گفتن و انجام دادن آن را ندارد، ايشان به آن اقدام مى‏كند و از هيچ كس هم وحشت و باكى ندارد

به زيارت اهل قبور در بعد از ظهر پنجشنبه‏ها مقيد بود؛ آن هم در شرايط سخت و دشوار آن زمان.

بسيار قرآن مى‏خواند، البته نه به جاى كارهاى علمى و قضاء حوائج مردم، بلكه در وقت‌هاى كوتاه كه معمولاً تلف مى‏شود.

مرحوم آيت الله زنجانى احاطه فوق‌العاده‏اى به فقه و مبانى فقهاء داشت

حضرت آيت الله العظمى سيد احمد زنجانى سرانجام پس از 85 سال عمر بابركت و ساليان دراز، كوشش در راه دين و نشر فقه جعفرى در قم ديده از جهان فروبست. وفات آن بزگوار حوزه‏هاى دينى و مجامع علمى را در سوگ نشاند، پيكر آن مرحوم پس از تشييعى باشكوه در جوار حضرت معصومه سلام الله علیها به خاك سپرده شد.

***********************************************

آقا نورالدین عراقی


دوران كودكی او  زیر نظر پرورش
‌های اخلاقی پدری پارسا و دانشور و عواطف مادری با ایمان سپری گشت.   نورالدین با راهنمایی پدرش، در مدرسه سپهدار كه از مهمترین مراكز آموزشی اراك بشمار می‌رفت، تحصیلات مقدماتی را آغاز نمود و از محضر دانشورانی استفاده كرد كه مشهورترین آنان،‌آخوند ملا محمد امین می‌باشد.

آقا نورالدین برای ادامه تحصیل، به عراق رفت و 7 سال در حوزه علمیه نجف اشرف، مشغول تحصیل شد. او با فراستی كم‌نظیر و ذهنی تابان، مراحل درسی را تا نیل به درجه اجتهاد، پشت سر نهاد. استادان حوزه علمیه نجف، او را فردی مهذب و دارای استعدادی فوق العاده یافتند.

آقا نورالدین در درس حاج میرزا حسین بن حاج میرزا خلیل تهرانی شركت كرد و تحت تأثیر زهد و پارسایی او قرار گرفت.

حاج میرزا حسین تهرانی در اجازه اجتهاد به آقا نورالدین، شاگرد خود را چنین وصف نمود: «...از كسانی كه به مقصود خود رسیده و دو مرتبه علوم عقلی و نقلی را به هم ارتباط داده‌اند و در عین حال به سعادت علم و عمل نایل گردیده و از دانش خود بهره گرفته‌اند، دانشمند، محقق و فاضل متبحر، دریای ذخیره‌های علمی و چراغ فروزان دانش، خاتمه الفضلاء والمتبحرین، مرد میدان تحقیق و سالك بزرگ راه تدقیق، سید بزرگوار شفیق سید نورالدین سلطان آبادی است،

آیت الله آقا نورالدین در بعد فقاهت، مجتهدی تیزبین و ژرف‌اندیش بود و بر مسایل و مبانی فقهی چنان تسلط داشت كه گویی تمام قواعد فقهی فراروی اوست. گرچه اراك و حوالی آن هیچ وقت بدون مجتهد نبود، ولی مراجعات عمومی مردم به آن بزرگوار ـ جهت استفتاء در عبادات، معاملات، دعاوی خصوصی و مخاصمات ـ بیش از سایر علما بود.

وی به هنگام بخشش‌های مالی و كمك كردن به افراد، اخلاقی توأم با خوشرویی و كوچك شمردن انعام خود و تكریم و احترام طرف مقابل از خود بروز می‌داد.   هر كس از وی درخواستی می‌كرد، بدون هیچ گونه مضایقه‌ای، در صورتی كه با موازین شرعی و مبانی دین مبین اسلام تضادی نداشت، برآورده می‌كرد. بزرگواریش در افقی وسیع، درخشندگی داشت و مهر و عطوفتش كه از ایمان و پارسایی او منشأ می‌گرفت، آن چنان اثر گذار بود كه حتی آلودگان به گناه و افراد ناآگاه را از خواب غفلت بیدار می‌كرد و آنان را به سوی فضیلت و خوبی ها سوق می‌داد. در مخالفت با فرقه‌های ضاله و گروه‌های مخالف، وقار و متانت و نیز احترام دیانت را حفظ می‌كرد.   اقتدار معنوی و پایگاه اجتماعی   آیت الله سید نورالدین اراكی آگاهی، معرفت و تقوا را با یكدیگر جمع كرد و در اعمال و رفتار خویش نشان داد.

 

آقا نورالدین به دلیل كمالات معنوی و پیمودن مسیر حق و انس با مردم، پایگاه اجتماعی مهمی در اراك و توابع استان مركزی بدست آورد و اقشار گوناگون مردم، تكریم وی را وظیفه خود می‌دانستند. مردم از شدت علاقه‌ای كه نسبت به وی داشتند، تا مدت ها بعد از ارتحالش، تصویرش را در خانه‌های خود نگاه می‌داشتند

آقا نورالدین مرجع دینی مردم اراك سرانجام به سوی سرای جاوید شتافت و در جوار قدسیان و عرشیان آرام گرفت.

****************************************************

خلیل فراهیدی

تولد تولد وی را یکصد سال بعد از هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و نام پدرش را «احمد» نگاشته اند.

مذهب خلیل بن احمد و ارادت او به امام علی علیه السلام و فضل و زهدش مشهورتر از آن است که بر کسی مخفی بماند. او امامی و شیعه مذهب بوده است.

این را می توان از سخنان زیبا و پرمغزی که خلیل در مقام و منزلت امام علی علیه السلام بیان نموده فهمید:

از وی سوال شد که به چه دلیل علی علیه السلام امام همگان است؟

خلیل پاسخ داد: به علت احتیاج همه مردم به آن حضرت و بی نیازی آن بزرگوار از دیگران"

در مورد فضیلت علی علیه السلام از وی سوال شد.

خلیل پاسخ داد:"چه می توان گفت در حق کسی که دوستان و دشمنان فضائل وی را مخفی کردند. دوستان از ترس و دشمنان از حسادت. و با همه این ها فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را فراگرفته است."

از او سوال کردند که چرا مردم علی را رها کردند در حالی که آن حضرت در پیشگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان جایگاهی بلند داشت و خدماتش به اسلام بسیار زیاد بود؟

خلیل (در پاسخ گفت): زیرا خداوند او را از دیگران جدا کرده و مردم به اشباه و نظایر خود، تمایل هستند.

با آن که خلیل بصری می توانست اموال زیادی گردآوری نماید در بعضی مواقع حتی یک فلس (پول رایج آن زمان) در بساط نداشت. او با تمام مشقت در نیستان های بصره روزگار می گذراند و این در حالی بود که شاگردانش به وسیله علومی که از وی آموخته بودند توانستند ثروت زیادی جمع آوری نمایند.

او در خانه ای که از چوب یا نی ساخته شده بود، زندگی می کرد و تنها راه درآمدش باغی بود که از پدر به ارث برده بود.

خلیل بن احمد، در فراسوی تعلیم و تعلم به مبارزه با خصم درون و برون نیز اشتغال داشت به گونه ای که یک سال به حج مشرف می شد و پروانه وار در حریم دوست طواف می کرد و سال بعد به جبهه های جنگ می شتافت و به دفاع از سرزمین های اسلامی می پرداخت

وقتی خلیل وارد بصره شد تصمیم گرفت با ابوعمرو بن علا (ادیب بصره) مناظره نماید؛ ولی بعد از ورود در مجلس درس او، سکوت کرد و سپس از آن جا خارج شد. از وی سوال شد: چه چیز تو را از مناظره منع کرد؟ پاسخ داد: نگاه کردم و دیدم ابوعمرو مدت پنجاه سال است که ریاست حوزه درسی بصره را عهده دار است. ترسیدم او از پاسخ گفتن به من عاجز شود و آبروی چندین ساله اش در این شهر از بین برود، بدین جهت سکوت کردم

خلیل بن احمد، متدین، با تقوا، قانع، متواضع و دارای همتی بلند بود. هرگاه مطلبی را به کسی تعلیم می نمود هرگز چنین وانمود نمی کرد؛ ولی اگر از کسی چیزی می آموخت، می نمایاند که از او استفاده کرده است.

بیشتر ادیبان و تاریخ نگاران، غروب این خورشید جهان ادب را سال (170 ه.ق) دانسته اند. علی بن نصر می گوید: خلیل را پس از مرگش در عالم رؤیا دیدم و در همان حال با خود گفتم: هیچ یک از گذشتگان مان را در خواب به مانند خلیل با این علم و دانش ندیده بودم. آن گاه از وی سوال کردم: خداوند با تو چگونه رفتار کرد؟ خلیل پاسخ داد: خدای متعال مرا بخشید و مورد ترحم قرار داد و سپس ادامه داد: آن چه اندوختم هیچ یک سودمند واقع نگردید و تنها چیزی که مفید به حال من بود ذکر «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» بود.

 

خلیل می گفت: دوست دارم در پیشگاه خداوند، برترین و نزد مردم متوسط ترین و نزد خود، پست ترین مردم باشم. و پیوسته برای این امر، دعا می کرد.

******************************************************************

آصف محسنی

 

حضرت آیت الله العظمی ‌‌محسنی مدظله العالی فرزند محمد میرزا محسنی در یک خانواده مذهبی و مومن در شهر قندهار به دنیا آمد.

وی سالها بعد  با پدر بزرگوارش به پاکستان رفت و در پاکستان زبان اردو را آموخت. در سال 1331 خورشیدی کارمند اطاق‌های تجارت شهر قندهار شد اما  با عشق و علاقه شدیدی  که به تحصیل علوم دینی داشت، این شغل را رها کرد و به تحصیل پرداخت

در سال 1332 خورشیدی به نجف اشرف رفت و در طول دو سال و نیم دروس سطوح را به پایان رساند. سپس به دروس خارج فقه و اصول پرداخت و پیش آیت الله العظمی‌‌سید محسن حکیم و آیت الله شیخ حسین حلی و آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری و آیت الله العظمی‌‌خوئی به شاگردی پرداخت.

او پس از دوازده سال تحصیل در نجف به زادگاهش قندهار بازگشت و حسینیه بزرگ قندهار و مدرسه علمیه آن شهر را تأسیس کرد. در سال 1357 خورشیدی حضرت آیت الله العظمی‌‌محسنی دام ظله به حج رفت و بعد از حج، به سوریه رفت و چند ماهی در شهر دمشق مشغول تدریس علوم حوزه‌ای شد. و سپس به ایران آمد

حضرت آیت الله العظمی ‌‌محسنی دام ظله روابط بسيار خوب و نزديكي با اساتيد خود داشته‌اند، اساتيدي كه هر كدام از اساطير و رجال نامدار حوزه علميه بوده‌اند همانند: آیت الله اعظمی ‌‌سید محسن حکیم و آیت الله شیخ حسین حلی و آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری و آیت الله العظمی ‌‌خوئی و این اساتید بزرگوار که محو در معرفت، کمال و دانایی بودند نيز به ايشان توجه و عنایت خاص داشته‌اند.

حضرت آیت الله العظمی ‌‌محسنی دام ظله تنها یک فقیه نیستند، بلكه ایشان یك شخصیت متبحر، دانا و داری یك بینش بالنده در حوزه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. وی نظرات ارزشمندی درباره اداره، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه‌شناسی دارد و همواره از اوضاع معاصر كه بر جامعه اسلامی ‌‌حاكم است. مطلع و آگاه بوده است و واکنش‌ها ایشان تأثیرات خاصی خود را در اوضاع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جهان و به خصوص جهان اسلام داشته است.

وی همچنین به زبان‌های: فارسی، عربی، اردو و پشتو تسلط کامل داشته و به زبان‌های عربی، اردو و پشتو نیز تألیفاتی دارد.

آنچه كه در دروس حضرت آیت الله العظمی ‌‌محسنی دام ظله مشاهده می‌‌شود، كوشش فراوان و بذل نهایت زحمت بری به دست آوردن اساسی علمی ‌‌محكم و استوار در بحث‌های اصولی در رابطه با روش‌های استنباط، نظیر مباحث اصول عملی، تعادل و تراجیح و عام و خاص می‌‌باشد.

وی پس از سالها مجاهدت و تلاش در راه ِ نیل ِ  به رضای ِ خدا

پس از گذران ِ عمری با برکت،  دنیا را به قصد ِ دیدار ِ خدا وداع گفت

********************************************************