راز روشنا
سید محسن اعرجی
سید محسن اعرجی یکی از عالمان بزرگ شیعه است که همزمان با این مرجع عالیقدر، عالمان بسیار بزرگی چون: سید محمدمهدی بحرالعلوم، سید مهدی شهرستانی، ملا محمدهادی نراقی و شیخ جعفر کاشف الغطاء ظهور کرده اند
نسب سید محسن اعرجی به حضرت امام زین العابدین علیهالسلام میرسد.
او در خانوادهای روحانی در شهر بغداد، دیده به جهان گشود.
سید محسن پس از گذارندن مراحل کودکی و نوجوانی به کسب و تجارت روی آورد و در بغداد، مشغول تجارت شد و در کنار تجارت، لغت عرب و علوم عربی را تدریس میکرد و تا چهل سالگی در این حرفه مشغول فعالیت بود و پس از آن برای کسب معارف علوم دینی به نجف اشرف هجرت کرد. وی در نجف اشرف پس از اتمام مقدمات در درس آیات عظام و دانشوران بزرگ حوزهی نجف شرکت کرد.
از استادان ِ او میتوان به
وحید بهبهانی
سید محمدمهدی بحرالعلوم
شیخ جعفر کاشف الغطا
شیخ سلیمان عاملی اشاره کرد
بسیاری از طلاب و فضلا توانستند از محفل پربار درس سید محسن اعرجی استفاده کنند که از مهمترین شاگردان او ... سید صدرالدین عاملی ست
از خصوصیات سید محسن اعرجی این بود که نماز ش طولانی بود و در انجام فرایض عجله نمیکرد.
او به دنیا بیاعتنا و بسیار زاهد بود. سید صدرالدین عاملی، شاگرد سید محسن، نقل میکند که: همه عالمان عصر سید محسن، بر زهد وی غبطه میخوردند.
یکی از خصوصیات نیکوی سید محسن که آن را از اجداد طاهرینش به ارث برده بود، کمک به نیازمندان و فقرا بود. با وجود این که وی لحظهای بیکار نبود و مدام در حال تدریس، تألیف یا تحصیل بود، از این مهم غافل نمیشد و در حد توان به فقرا خدمت میکرد.
سید محسن اعرجی به استادان خود احترام میگذاشت و هنگامیکه به حضور آنها مشرف میشد با حالت خضوع و خشوع برخورد میکرد. محمدحسن آلیاسین در این باره میگوید: سید محسن هر روز که از اوراد و اذکار روزمره خود فارغ میشد به ناحیهای که شیخ جعفر کاشف الغطا، استادش در آن جا سکونت داشت میرفت و برایش دعا میکرد و به منزلش برمیگشت. وی این عمل را همیشه انجام میداد. چون وقتی که استادش در آن جا حضور داشت و چه وقتی که به ایران مسافرت میکرد.
سید محمدباقر خوانساری درباره فضیلت سید محسن اعرجی مینویسد: خدا او را رحمت کند، او بافضیلتترین عالمان عصر خود و از مفاخر روزگارش است.
سرانجام این عالم ربانی پس از نود سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و مسلمانان، از دنیا رفت. و مقابل در مدرسهای که در آن تدریس میکرد، به خاک سپرده شد. برای گرامیداشت یاد او، قبهای بر مزارش بنا شد. هماکنون مزار او در کوچه جنب حرم مطهر کاظمین توجه هر بینندهای را به خود جلب میکند.
*****************************************
شیخ رضی الدین محمد استرآبادی
شیخ رضی الدین محمد بن حسن استرآبادی معروف به شیخ رضی و ملقب به نجم الائمه از مفاخر دانشمندان شیعه در عرصه ادبیات عرب، صرف و نحو و بلاغت است و به قول علامه خوانساری از نوادر روزگار است و اعجوبه زمان، كسی كه عجم و عرب به او افتخار می كند و شیعه به وجودش بر دیگر فرق اسلامی مباهات میكند.
گفته اند که شیخ رضی از مردم استرآباد (گرگان كنونی) ایران بوده، و در نجف اشرف سكونت داشته است.
اوآثار گرانقدری از خود به یادگار گذاشته است، و در كنار بارگاه ملكوتی مولای متقیان و امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آثار گرانبهای علمی و ادبی كم نظیر خود را پدید آورده است.
میر سید شریف جرجانی که خود از بزرگان علمای صرف و نحو و علوم ادبی است شیخ رضی نجم الائمه ـ را سخت ستوده است، و اوست كه به شیخ رضی لقب نجم الائمه را داده است.
محمد بن حسن بن محمد اصفهانی مشهور به فاضل هندی میگوید: كتاب شرح شافیه شیخ رضی ستاره تابناك حق و حقیقت و ملت و دین، كسی كه مروارید سخنان او فروزانتر از ستارگان آسمان است
لازم به ذکی است که (رضی) در میان علمای شیعه به سه تن اطلاق میشود.
اول: محمد بن حسین موسوی بغدادی معروف به (سید رضی) مؤلف كتاب با عظمت نهج البلاغه.
دوم: نجم الائمه رضی كه (شیخ رضی) هم خوانده میشود که ما درباره او صحبت میکنیم
و سوم: آقا رضی قزوینی
عدم ثبت شرح حال وی در مصادر قدیمی باعث شده كه در سال وفات او اختلاف شود به نحوی كه برخی آنرا سال 684 ه. ق نوشته اند، باشد که روح ِ این عالم بزرگ در الطاف الهی غرق گردد
**************************************************
محمد حسین اعلمی
محمدحسين اعلمى در خطه كويرى نائين در روستاى مهرجان، كه از توابع شهرستان نائين قرار دارد، ديده به جهان گشود. اين بزرگوار در خاندانى به دنيا آمد كه فضاى آن، به نور دانش دينى و ارزشهاى متعالى مذهبى، روشن بود. او در سايه پرمهر و محبت پدرش، دوران كودكى را پشت سر نهاد و كتابهاى دينى، به ويژه قرائت قرآن مجيد، را از پدر دانشمند خود فراگرفت.
هنگامى كه محمدحسين، به سن ده سالگى مىرسد، همراه پدر، روانه مشهد مقدس و حوزه پربار طوس گرديد. محمدحسين در جوار بارگاه حضرت امام رضا علیه السلام به فراگيرى دانشهاى رسمى دينى پرداخت و مقدمات دروس حوزه، را نزد استادان حوزه مشهد، فراگرفت.
محمدحسين اعلمى در مقطع نوجوانى دل و جانش همچنان تشنه كسب معارف دينى بود و گويا حوزه مشهد، عطش علمى او را فروننشانده، از اين رو، مترصد فرصتى بود تا به حوزه پرآوازه شيعه، نجف اشرف، هجرت كند.
در حالى كه بيست بهار از عمر محمدحسين اعلمى مىگذشت روانه حوزه نجف شد. او راه طولانى نايين تا بارگاه ملكوتى حضرت امام على علیه السلام را گاه پياده و گاه سوار بر مركب، طى مىكرد. وى پس از ورود به عراق، ابتدا به زيارت قبر حضرت سيدالشهداء علیه السلام و ساير شهداى نينوا شتافت و سپس راهى شهرى شد كه از سالها پيش، قلب او براى رسيدن به آن، مىتپيد. در نجف، تحصيل جدى اين طلبه جوان براى آموختن علوم دينى و مبانى اجتهاد آغاز مىشود. در مدت اقامت خود در اين شهر، شب و روز درس مىخواند، پژوهش و مطالعه مىكرد و از محضر بزرگان و مجتهدان معروف كسب فيض نموده تا اين كه پس از هفده سال تلاش به درجه اجتهاد نايل شد
محقق بزرگوار محمدحسين اعلمى، در دورانى كه در حوزه نجف اشتغال به درس و تدريس داشت، براى اولين بار روانه مکه شد.
وقتى كه از مكه به نجف برگشت، چندان در نجف باقى نماند؛ بلكه بلافاصله از آن جا به سوى كربلا حركت نمود و در جوار قبر مقدس حضرت امام حسين علیه السلام اقامت گزيد.
شيخ محمدحسين، شيفته مطالعه و تحقيق بود. شوق آموختن او را واداشت تا در كربلا به خريد كتابهاى گوناگون دينى بپردازد. با تلاش پيگيرانه خود توانست از كشورهاى مختلف مانند: مصر، لبنان، سوريه و هندوستان، كتابها و مجلات علمى فراوانى بدست آورد. نتيجه اين زحمات، تشكيل كتابخانه بزرگ و ارزشمندى در كربلا بود؛ حتى پارهاى از محققان، براى استفاده از نسخههاى نفيس و كمياب، به اين مركز فرهنگى مراجعه مىكردند. در همين شهر بود كه بنياد تأليف دائرةالمعارف بزرگ شيعى تأسيس و مطالب اساسى آن گردآورى شد.
مرحوم اعلمى براى غنا بخشيدن به مطالعات و پژوهشهاى خود، آهنگ قم كرد و بعد از ورود به اين شهر، خانهاى براى سكونت خانوادهاش خريد؛ ولى او كه براى انجام تحقيقات و تكميل دائرةالمعارف خود، بيشتر اوقات در حجرهاى در مدرسه فيضيه قم سكونت داشت تا هم بتواند بيشتر به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مشرف شود و هم از كتابخانه مدرسه فيضيه بهره گيرد.
ايشان فردى بسيار فروتن بود. به كوچك و بزرگ سلام مىكرد و كمتر رخ مىداد كه كسى در سلام كردن، بر او پيشى گيرد. نمازهاى واجب را غالباً با جماعت مىخواند و تفاوت نداشت كه خود، امامِ جماعت باشد يا در رديف مأمومين قرار گيرد.
او فردى بسيار قانع بود. از مال و منال دنيا به اندك بسنده مىكرد و هرگز فريفته زرق و برق و رياستهاى ظاهرى دنيا نشد.
آيت الله محمدحسين كاشف الغطاء، مصلح بزرگ اسلامى در باره او میگوید: علامه بزرگوار ما تأييد شده از ناحيه خداوند متعال است. او در راه گسترش دين، رنجهاى طاقتفرسايى را به جان خريد.
علامه بزرگوار محمدحسين اعلمى حائرى بعد از عمرى زندگى، زهد و تقوا و تحصيل و تحقيق، از اين دنيا رخت بربست. او در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها چشم از جهان فروبست. پيكر او را در جوار حضرت معصومه سلام اله علیها در آستانه درب ورودى به صحن بزرگ، به خاك سپردند. روحش قرین ِ آرامش باد
*****************************************
آیت ا... شیخ محسن حرم پناهی
آيت الله شيخ محسن حرم پناهي قدس سره از افاضل علما و مدرسان بزرگوار حوزه علميه قم است كه در قم چشم به جهان گشود. وي در دامان مادري پاكدامن كه خود تربيت شده بيت علم و فقاهت بود تربيت شد.
پدر شيخ محسن، آيت الله مهدي حرم پناهي، عالمي زاهد و مورد توجه خواص و بزرگان علما بود.
مرحوم آقاي بُدلا ميفرمودند كه آيت الله آقاي حاج شيخ مهدي، پدر او ، در ميان علما تنها كسي بود كه آقاي بروجردي قدس سره به مقام علمي و معنوي ايشان احترام خاصي قائل بودند.
شیخ محسن در کسب ِ علم به محضر ی استادانی بزرگ وارد شد او در فراگيري فلسفه از محضر استاداني چون علامه طباطبايي بهرهها برده و در علم رجال و درايه نيز تبحر ويژهاي پيدا كرد
وي در زمينه فقه و اصول از سفره پرفيض فقيهان و استوانههاي علمي عصر خود مانند آيات: سيد حسين بروجردي و سيد محمدتقي خوانساري، محقق داماد، بهرههاي وافر برد.
او در عنفوان جواني در سن 27 سالگي حائز مرتبه رفيع اجتهاد شد و مورد توجه و عنايت خاص استاد خود، آيت الله بروجردي قدس سره قرار گرفت. از ايشان براي تأليف دوره جامع احاديث الشيعه دعوت به عمل آمد.
آيت الله حرم پناهي با شروع نهضت امام خمينی قدس سره از همان سال اول، براي انجام وظيفه الهي و انجام مسئوليتي كه در پيشگاه الهي بر دوش خود احساس ميكرد، به ياري وي شتافت و تا پيروزي انقلاب و پس از آن از هيچ تلاشي فروگذار نكرد. فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايشان قبل از انقلاب عبارتند از:
فرستادن طلاب علوم ديني به سراسر كشور و خارج، جهت تبليغ.
تشكيل صندوق قرض الحسنه.
نكته حائز اهميت در مورد آيت الله حرم پناهي اين است كه وي در طول سالهاي مبارزه و بعد از آن هيچگاه وظيفه اصلي خود را كه تحقيق، تدريس، تصنيف و تربيت طلاب بود فراموش نكرد؛ به طوري كه حتي در آخرين روز عمر پربركت خود نيز در مدرسه فيضيه به تدريس پرداخت. وي در روزهاي تعطيل نيز طلاب را از علومي چون: تفسير، اخلاق و اعتقادات بهرهمند مينمود. وي در همين راستا، شاگرداني را جهت مناظره با ساير ملل و مذاهب اسلامي تربيت كرد.
از ويژگيهاي اخلاقي و صفات بارز ايشان ميتوان به فروتني، رعايت تقواي الهي به ويژه دقت در سخن گفتن، غيرت ديني، احترام ويژه به طلاب و سادات و صبر در برابر ناملايمات اشاره كرد. وي در تربيت شاگرد بسيار مهارت داشت. او براي شاگردانش ارزش قائل بود؛ سؤالاتشان را دقيق گوش ميداد و پاسخ ميگفت. ايشان در رعايت آداب و صفات اخلاقي، كمنظير و با همه بسيار مهربان بود.
آيت الله حاج شيخ حسن حرم پناهي قدس سره در اثر كسالتي كه داشت در تاريخ دوم مهر ماه 1381 ش. مصادف با شانزدهم رجب 1423 ق. به ديار حضرت حق عزوجل شتافت. پيكرش در چهارم مهر ماه، طي مراسم باشكوهي به طرف حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها تشييع شد. پيكر اين عالم بزرگوار پس از اداي نماز به امامت آيت الله بهجت در مسجد شهيد مطهري (مسجد بالاسر) نزديك محراب حرم مطهر، به خاك سپرده شد.
****************************************************
آيت الله حاج سيد محمدصادق لالهزاري
او در شهر مذهبي سامرا به دنيا آمد و دوران كودكي را در زادگاهش سپري كرد و در محضر پر از صفا و معنويت پدر، شروع به فراگيري علوم نمود وی در حدود سال 1320 ق. همراه پدر به تهران سفر كرد و نزد علماي اين شهر، فقه و اصول و بعضي از علوم ديگر را تكميل نمود.
آيت الله حاج سيد محمدصادق حسيني لالهزاري ويژگيهاي اخلاقي بارزي داشت كه رمز موفقيت و عامل سربلندي آن مرد بزرگ بود. بر اثر برخورداري وي از جاذبه خاص معنوي، اغلب مردم در اول اوقات نماز، در مسجدش حاضر میشدند و از بيانات او استفاده میكردند.
او قسمتي از عمر خود را در شدت حصر از سوي طاغوتيان بسر برد؛ اما همواره در برابر مشكلات چون كوه مقاوم و پايدار بود و هرگز در مقابل حوادث ناگوار و انبوه سختيها زانو به زمين نزد.
آيت الله سيد محمدصادق لالهزاري، پس از مرگ پدرش، در مسجدي كه پدرش در خيابان لالهزار تهران تأسيس نموده بود، به اقامه جماعت و ترويج دين پرداخت و تحول عجيبي در كسبه و اصناف خيابان مزبور ايجاد كرد؛ چنان كه اغلب آنان به هنگام نماز در اين مسجد حاضر میشدند و از سخنان دلنشين او بهره میبردند. وي همواره بر اساس مشي صحيح و صراط مستقيم زندگي میكرد و از شجاعت بارزي برخوردار بود. وي با افرادي كه بر ضددين و اسلام سخني میگفتند، به شدت و با شجاعت تمام برخورد میكرد. و آن چه را كه مورد رضايت خداوند میديد، به اندازه قدرت و توان خويش انجام میداد.
سرانجام مرغ روح آيت الله حاج سيد محمدصادق حسيني لالهزاري، در شانزده صفر 1370 ق، به ملكوت اعلا پرواز كرد. پيكر مطهر او را به قم آوردند و در جوار حضرت معصومه عليهاالسلام به خاك سپردند.
***************************************************
آيت الله حاج مجتبي حاج آخوند
ایشان در كرمانشاه در خانداني پاك نهاد و منتسب به سلسله جليل روحانيت، ديده به جهان خاكي گشود.
روزگار كودكي ايشان در دامن پرمهر مادري نمونه و در سايه پدري عالم، فقيه و عارف سپري شد. محيط مناسب خانواده، زمينه دانش دوستي و كمال جويي را در او شكوفا كرد. وي بعد از طي تحصيلات اولیه به خاطر اشتياق فراوان به تحصيل علوم ديني، وارد حوزه علميه كرمانشاه شد و از محضر استادان بنام آن شهر بهرههاي فراوان برد. مراحل مقدماتي ادبيات، منطق، فلسفه، فقه، اصول و ساير علوم اسلامي را در حد مطلوبي با جديت كامل فراگرفت. حافظه قوي، پشتكار، اهميت به مباحثه، شركت مستمر در درسها، احترام به استادان و انس با آن ها، از شيوههاي تحصيلي وي بود.
وي براي كسب مراتب عالي علوم اسلامي و رسيدن به درجات بالاتر از نظر علمي و معنوي، به حوزه علميه قم وارد شد و در مدرسه حجتيه سكونت گزيد و از محضر آيات عظام و استادان بنام اين شهر بهرههاي كافي و وافي برد.
آيت الله حاج آخوند بنابر فرمان امام خميني قدس سره به ايشان، مبني بر هجرت به كرمانشاه، به قصد تقويت بنيه علمي طلاب و فضلا و رهبري سياسي مردم آن سامان، در سال 1342 ش به زادگاهش بازگشت. با ورود وي، روحي دوباره در كالبد ديني و سياسي مردم آن شهر دميد و حياتي ديگر گرفت.
حاج آخوند در شناساندن امام خميني به مردم، به عنوان مرجعي كامل و رهبري آگاه به مسائل زمان، بسيار تلاش كرد. تلاش هاي او در معرفي شخصيت علمي و سياسي امام خميني قدس سره تنها به سخنرانيها و ملاقاتهايش با مردم و خواص محدود نمي شد؛ بلكه از خطيبان زبردست و آگاه سراسر ايران نيز به همين منظور دعوت كرد.
او به حضرت امام خمینی رحمه ا.. علیه علاقه ای خاص داشت ريشه اين علاقه به اولين برخورد وي با امام در قم برميگردد. وي میگويد: «در اوايل طلبگي كه تازه به لباس روحانيت ملبس شده بودم، روزي قصد زيارت امام كردم. ديدم جلوتر از من، يكي از شخصیت هاي مهم مملكتي دستگاه حاكم طاغوتي به قصد ملاقات با امام، وارد بر امام شد. امام با حالت عادي با وي برخورد كرد و جلوي پاي او بلند نشد و من در حالي كه اين عمل امام را نظارهگر بودم، به محضرشان رفتم، ديدم امام با كمال تواضع جلوي پاي بنده بلند شد و دستي بر سرم كشيد و اظهار محبت و شفقت كرد. در آن جا، آن چنان صحبت امام در دلم نشست كه مرا تا ابد شيفته خود نمود؛ چه اين كه من را كه طلبهاي بيش نبودم، بر بالاترين مقام هاي دنيوي ترجيح داد».
اين عشق و علاقه حاج آخوند به امام باعث شده بود كه او را سربازي فداكار و تابع محض ايشان قرار دهد. او بارها مي گفت: «من در تمام ابعاد در امام فاني بودم».
آيت الله حاج آخوند با آگاهي و ايمان به هدف مقدس خود، هر روز بيش از پيش با توكل بر خداوند متعال بر فعاليتها و اقدامات روشنگرانه خود بر ضد نظام ستم شاهي پهلوي افزود، تا جايي كه تاب و تحمل ساواك مركز (تهران) نيز به پايان رسيد و به قصد خاموش كردن نواي آگاهي بخش و انقلابي او، دستور بازرسي منزل و دستگيري وي را به ساواك كرمانشاه ابلاغ كرد.
آيت الله حاج آخوند، علاوه بر تدريس علوم ديني و تربيت طلاب و فضلا، خدمات فرهنگي و اجتماعي فراواني در سطح استان كرمانشاه، قبل و بعد از انقلاب، انجام داد كه هم اكنون نيز آثار و بركات زحمات بي شائبه وي جاري است.
از جمله خدمات فرهنگي و اجتماعي وي، تعمير و مرمت مسجد و مدرسه است كه به دليل شدت فرسودگي قابل استفاده نبود و با زحمت هاي فراوان وي به بهرهبرداري رسيد.
حاج آخوند براي كاستن مشكلات مالي مردم، كه ريشه بسياري از معضلات اجتماعي است، صندوق قرض الحسنه ولي عصر علیه السلام را تأسيس كرد كه آثار مثبت زيادي به همراه داشته است. اين صندوق هنوز فعاليت مي كند. البته ايشان به طور مستقيم نيز به نيازمندان كمك مالي مي كرد؛ چنان كه آيت الله نجومي در مورد خدمات حاج آخوند مينويسد: «ايشان تا جايي كه از نظر مالي ميسر بود، به فقرا و افراد كم درآمد و نيازمند كمك ميكردند و در اين مورد مضايقه نداشتند».
تنها معيار آيت الله حاج آخوند در برخورد با مردم، رضايت خداوند بود. از اين رو، در معاشرت با مردم صداقت در گفتار و رفتار، وفاي به عهد، تواضع، يكرنگي قبل و بعد از رياست و تشويق به نيكيها را رعايت ميكرد. وي با اين كه در برابر كژيها و نادرستيها ميايستاد، ولي اخلاق و رفتار اجتماعياش چنان جذاب بود كه بسياري از افراد به او ارادت و عقيده خاصي داشتند. و با اين كه از محبوبيت گريزان بود، ولي طبيعت رفتارش مردم را مجذوب خود ساخته بود.
اهميت به امر به معروف و نهي از منكر، حساسيت در برابر انحراف به نام دين، دوري از مصلحت انديشيهاي نابه جا، دوري از تسامح در اجراي حدود الهي، ستيز با تفريط و افراط در آموزش معارف دين و اجراي برنامههاي ديني، از ديگر ويژگيهاي بارز حاج آخوند بود.
آيت الله حاج آخوند بعد از سال ها مجاهدت و تلاش در راه ترويج دين و تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي، در سن 72 سالگي شمع وجودش خاموش شد و استان كرمانشاه در سوگ فراق و در غم و اندوه جانكاهي فرورفت.
حضرت آيت الله العظمي بهجت بر وي نماز خواند و در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاك سپرده شد.
****************************************
آیت ا.. محمد ابراهیم آیتی
محمد ابراهیم در بيرجند در خانوادهاى روحانى و شيعه متولد شد و اهل خانه را از قدوم خويش شاد كرد اين فرزند محمدابراهيم نام گرفت. پدرش پيش نماز روستاى گازار بود كه به امور شرعى مردم رسيدگى مىكرد.
محمدابراهيم كه توفيق تربيت در دامن مادر متدين پيدا نموده بود رشد كرد و به سن تحصيل رسيد. شروع تحصيلات و استادان ايشان در نوشتهاى كه از ايشان برجاى مانده به خوبى روشن مىگردد و زيباتر آن كه به همان بسنده كنيم.
خود میگوید:هيجده ساله بودم كه براى ادامه تحصيل به مشهد مقدس مشرف و در مدرسه باقريه ساكن شدم و بقيه شرح لمعه و مطول و قسمتى از فصول و قسمت منطق شرح منظومه حاج ملا هادى سبزوارى و آن گاه تمام سطح مكاسب، رسائل شيخ انصارى و كفايه آخوند خراسانى را در محضر استادان فراگرفتم.
استاد محمدابراهيم آيتى در شرايط سخت دوران تحصيل علوم اسلامى را گذراند و با سختكوشى و مقاومت اين مسير را پيمود.
مرحوم آيتى پس از فراگيرى دروس حوزههاى علوم دينى به دانشگاه راه يافت و در كنار تدريس به تحصيل نيز پرداخت. در سال 1334 شمسى در دانشكده علوم معقول و منقول مشغول به تدريس شد و درس هاى تاريخ اسلام، تاريخ تمدن اسلام، فقه (دوره ليسانس) و فقه الحديث (دوره دكترى) را درس مىداد.
او در همان دانشكده معقول و منقول تهران تحصيل كرده بود و موفق به اخذ درجه دكترى شده بود. ايشان علاوه بر علوم اسلامى و ادبيات عرب به زبان انگليسى نيز احاطه كامل داشت و از اين راه با انديشههاى غربى و متون و روش تحقيق آنان آشنا گرديد
از امتيازات بسيار ارزنده حيات علمى مرحوم آيتى اين است كه او هرگز خود را در علوم متداول حوزهها و مجامع علمى محدود نساخت. گو اين كه راز موفقيت هر انديشهورِ دلسوز و تلاشگر و كاوشگر پرتوفيق اين است كه خودجوش و زيركانه بيابد چه چيزى را بايد بخواند و كدام راه را برود. بدينسان او در تاريخ دوره اسلامى و تاريخ پيامبر اسلام و اهل بيت نيز تلاش فراوان كرد و يكى از متخصصان اين رشته درآمد و از تأليفات ايشان نيز اين نكته آشكار خواهد شد. شهید مرتضی مطهری در تمجيد از مقام علمى و زحمات ايشان چنين ياد مىكند:
«آقاى آيتى يك مورخى است نسبت به تاريخ صدر اسلام، من به جرأت مىتوانم بگويم در همه تهران و شايد در همه كشور كسى نداريم كه به تاريخ صد ساله اول اسلام مثل آقاى آيتى احاطه داشته باشد. كسى مثل او نيست كه به جزئيات اين قسمت از تاريخ احاطه و اطلاع داشته باشد. اين مرد بر تمام متون تاريخى اين قسمت مسلط است و جزئياتش را مىداند. اگر مثلاً از جنگ بدر بپرسيد، يك يك آدم هايش را مىشناسد. حتى گاهى مىگويد پدرش كيست، مادرش كيست، خويش و تبارش كيستند. حرفى كه اين مرد بگويد سند است... ايشان آخرين اثرى كه تأليف كردهاند و دانشگاه چاپ كرده است كتابى است در تاريخ اندلس. كتاب بسيار خوبى است و درباره حادثه اسلامى بزرگى است كه ما مسلمانان و بالاخص ايراني ها در موضوع اين حادثه خيلى تقصير كردهايم. اين تاريخ را بگيريد و بخوانيد».
از ديگر خصوصيات او تحقيقهاى نو و بديع است. او در تاريخ به بررسى و كنكاشى ارزنده پرداخت و نكات ابهام و نقاط كور را شناسايى كرد و به بحث و بررسى در آن پرداخت.
يكى از دوستان و ارادتمندان حضرت استاد آيتى از حالات و روحيههاى زيباى ايشان اندك سخنى گفتهاند پرمغز و ارزشمند كه نشان از روحى لطيف و ضميرى روشن دارد كه در اينجا نقل مىشود: «دوست دانشمند ما دكتر محمدابراهيم آيتى نمونهاى كامل از مردان راه خدا و برگزيدهاى از مردم پرهيزكار روزگار ما بود. مرحوم دكتر آيتى انسانى وارسته و سليم النفس، بسيار صبور و سليم، كم گوى و گزيده گوى و به حقيقت از مردان باكمالِ راستين در عهدى بود كه از اين خصايص و صفات نمونههاى بسيار ديده نمىشود».
يكى از نويسندگان درباره ايشان مىگويد: «انديشمند و محقق اسلامى فرزند حوزه و دانشگاه مرحوم حجة الاسلام والمسلمين دكتر محمدابراهيم آيتى دانشمندى باتقوا، استادى كثير الاطلاع، سخنورى متبحر و مورخى با حقيقت بود. او در همه عمر باكمال اخلاص مشغول خدمت به دين و علم بود و همانند سربازى فداكار و از خود گذشته انجام وظيفه مىنمود و همواره پاسدار مرزهاى عقيده و ايدئولوژى اسلام بود».
استاد احمد آرام در مقدمه كتاب آيينه اسلام درباره او مىگويد: «مرحوم آيتى از مردانى بود كه به گزاف سخن نمىگفت. اهل تحقيق و تتبع بود و آن چه را كه نمىدانست يا در دانسته خود شك داشت براى آن كه فقط چيزى گفته يا نوشته باشد بر زبان يا قلم نمىآورد. در مجلسى كه دست كم هفتهاى يكبار با هم بوديم كمتر از ديگران سخن مىگفت ولى هرگاه كسانى را مىديد كه به مكابره مىخواهند حقى را پايمال كنند و باطلى را بر كرسى بنشانند آن گاه ديگر خاموشى را روا نمىداشت و آن چه را كه گفتنى بود بىكم و زياد مىگفت».
ایشان كتاب «سرمايه سخن» را كه در مناسبتهاى اسلامى طول سال مىباشد براى واعظان و اهل منبر نوشت تا در مناسبتهاى گوناگون مطالب صحيح در دسترس افراد باشد و بتوانند با تكيه بر متون مطمئن معارف دين را طرح كنند.
يكى از تلاشهاى تحسين برانگيز ايشان تلاش در راه انتشار كتاب هاى مذهبى بود او يكى از كسانى بود كه آرزوى آقايى و سربلندى اسلام و مسلمين را در سر مىپروراند
زندگى حضرت استاد محمدابراهيم آيتى سراسر تلاش و كوشش و تحقيق و جستجو بود. او در تمام مدت عمر خويش دمى آرام ننشست و همواره به كار مشغول بود. حاصل اين حيات مبارك تأليفات و آثار قلمى ارزشمندى است كه از آن فرزانه برجاى مانده است
استاد فرزانه دكتر محمدابراهيم آيتى پس از ساليانى كه خدمات شايستهاى به جامعه خويش كرد و در حالى كه سنى در حدود 51 سال داشت اين سراى خاكى را بدرود گفت
************************************************
میرزا فتاح مجتهد تبریزی
میرزا فتاح مجتهد تبریزی در تبریز دیده به جهان گشود. وی بعد از تحصیل دروس مقدماتی در زادگاه خویش، به تبریز مهاجرت نمود و بعد از فراگیری سطوح متوسطه نزد اساتید ممتاز حوزه علمیه تبریز، همچون آیت الله میرزا ابوالحسن آقا انگجی، برای تکمیل مراتب علمی و تحصیل سطوح عالی به نجف اشرف هجرت کرد.
میرزا فتاح، درس اصول را نزد آخوند خراسانی و فقه را از شریعت اصفهانی و سید محمدکاظم یزدی آموخت.
او در این مدت به عنوان یکی از استادان برجسته و بی بدیل حوزه علمیه نجف مطرح گردید. یکی از محققین در مورد عظمت حوزه درسی آیت الله شهیدی، در نجف اشرف، می نویسد: آیت الله شهیدی در نجف اشرف، مجلس درس مهمی داشت که فضلای بسیاری در آن حضور می یافتند این فقیه فرزانه درس خود را به زبان عربی روان و رسا بیان می کرد. بسیاری از شرکت کنندگان عرب زبان از بحث های ارزشمند وی کمال بهره را می بردند.
وی بعد از 23 سال تحصیل مداوم در نجف اشرف، برای معالجه و صله ارحام، به ویژه دیدار مادر و زیارت حضرت امام رضا علیه السلام، به ایران بازگشت و در تبریز، به تدریس خارج اصول و فقه پرداخت.
ایشان بعد از 4 سال، به درخواست آیت الله اصفهانی، دوباره به نجف اشرف برگشت و سید ابوالحسن اصفهانی را که در آن هنگام محور مرجعیت شیعه محسوب می شد، از نظر علمی و عملی همراهی نمود. در سال 1361 ه.ق به پیشنهاد آقا سید ابوالحسن اصفهانی شهر نجف را ترک کرده و برای همیشه به تبریز رفت و تا آخر عمر، در آن منطقه به احیای حوزه علمیه تبریز و پرورش عالمان دین پرداخت. وی رهبری دینی آن سامان را به عهده گرفت و تا حد توان به خدمات دینی ـ اجتماعی همت گماشت.
پدر ایشان، حاج میرزا محمدعلی شیخ الاسلام، یکی از بزرگان و مفاخر علمی و دینی تبریز و عالمی نیک نفس، فاضل، ادیب و وارسته بود وی در اوایل غائله مشروطه به شهادت رسید.
آیت الله میرزا فتاح تبریزی بعد از اطلاع از شهادت مظلومانه پدر در نجف اشرف برای جاویدان ماندن حادثه شهادت پدر دانشمندش عنوان «شهیدی» را برای نام خانواده برگزید و از آن پس به «شهیدی» معروف گردید.
این فقیه فرزانه اندوخته های علمی خویش از محضر اساتید بزرگ حوزه های تبریز و نجف را، در قالب آثار مفیدی به دوست داران علم و دانش عرضه کرده است.
اندیشمندان زیادی در حوزه علمیه تبریز و نجف در محضر پرفیض آیت الله شهیدی پرورش یافتند که برخی از آنان شهرت جهانی دارند. در این جا به اسامی تعدادی از آنان اشاره می کنیم:
آیت الله میرزا محسن کوچه باغی
علامه محمدتقی جعفری.
ملا علی واعظ خیابانی
و
سید محمدصادق بحرالعلوم،
پرهیز از جلوه های دنیوی یکی از شاخص ترین ویژگی های رهبران الهی است. بدون تردید، پیامبران، اولیاء و عالمان دینی با ساده زیستی و بی پیرایگی توانسته اند در قلوب مردم نفوذ کنند و به این طریق توجه مخاطبان خود را جلب نمایند. نگاهی کوتاه به سیره زندگی پیامبر، حضرت فاطمه و امام علی و سایر ائمه اطهار علیهم السلام این مطلب را واضحتر می نماید. و همچنین مطالعه تاریخ علمای راستین و مشاهده زندگی ساده و بی آلایش آنان این حقیقت را به اثبات می رساند. آیت الله شهیدی در ردیف چنین عالمانی قرار داشت.
علامه جعفری در مورد ساده زیستی استاد خویش می گوید: «مرد والا مقامی بود و از وی جز دو فرش کهنه و مقداری اثاثیه معمولی چیزی باقی نماند. وصیت کرده بود من کتابهایش را به مدرسه مرحوم سید کاظم تحویل دهم. با آن که ایشان مرجع تقلید بود و مردم به او علاقه بسیاری داشتند. اما فقیرانه زندگی می کرد».
آیت الله شهیدی یک از اسوه های گذشت و عزت نفس بود. وی در مقابل اهانت و یا تحقیر دیگران دلگیر نمی شد و درصدد انتقام و کینه ورزی نبود. در مقابل حقوق شخصی خود، دارای گذشت و بخشش بود.
آیت الله شهیدی از راه های مختلفی استعدادهای درخشان و افراد شایسته را تشویق می نمود.
آیت الله شهیدی با این که مرجع شیعیان بود؛ اما مورد بی مهری عده ای از افراد غافل و ناآگاه قرار گرفته و شخصیت والای ایشان آماج تهمت ها واقع شد
بعد از رحلت آن اسوه صبر و فضیلت مردم به قدر و منزلت او پی برده و با شخصیت علمی و معنوی اش بیشتر آگاه شدند، به حدی که تا آن زمان تشییع جنازه ای با شکوهتر از تشییع پیکر پاک آن یگانه دوران در تبریز دیده نشده بود. پیکر این عالم جلیل القدر بعد از تشییع در قبرستان طوبائیه تبریز به خاک سپرده شد.