داستان احکام
خدا بهمون کمک کرد و بعد از چند سال با کلی قرض و قوله تونستیم توی ِ یکی از این شهرکهای ِ اطراف یه واحد خونه بگریم .. یه واحد که تازه با وام جور شد
برای ِ فرار از دادنه اجاره با خانم حرف زدم و گفتم که بهتره بریم توی ِ همون واحد ِ جدید ساکن بشین بنده خدا گفت آخه اونجا هنوز آب و برق ِ درستی نداره
گفتم از دادنه اجاره که بهتره
راضی شد و ما یه روزه همه اسبابمونو بریدم اونجا
حق با خانم بود اونجا هنوز تکمیل نشده بود
برای ِ آب یه پمپ گذاشته بودن که وقتی شیرش ُ وصل میکردی آب ِ شهرقطع میشد
من تا اون وقتی که خانمم گفت متوجه این مساله نشده بودم
اونم از همسایهمون شنیده بود
بدجوری ریخته بودم به هم
این جوری حساب ِ خیلی از کارامون میرخت به هم .. چون پاک بودن و نبودنه آبش مساله داشت
همون شب رفتم مسجد ِ شهرک و از امام جماعت مساله آب ُ پرسیدم
**********
س: جايى که ساکن هستيم، بيشتر اوقات آب به واحد ما نمىرسد. مجبوريم موتور پمپ حبابى را دقيقاً سر راه لوله آب نصب کنيم، تا هرگاه آب ضعيف بود آنرا پمپاژ کند. مدتى است متوجه شدم که موتور داراى شير يکطرفه است و هربار حباب خود را پر کرده و زمانىکه آب را به بالا پمپاژ مىکند، توسط شير يکطرفه خود، آب شهر را قطع مىکند در اينصورت آب لوله ما کُر است يا خير؟
ج) اگر اتصال آن از آب شهرى قطع شود حکم آب کُر را ندارد مگر اينکه آب داخل لولهها و منبعى که بدان متّصل است، به اندازه کُر باشد.
**********************************************
با سفارش ِ یکی از استادای ی داشنگاهم برای ی یه پروزه عمرانی دعوت به کار شدم
واقعا تجربه خوبی بود اونم برای ِ من که تا اون موقع همه چی رُ از پای ِ صندلی و تخته سیاه یاد گرفته بودم
کار کردن با مصالحواقعی و ساختن ی دویارهای ِ واقعی خیلی لذت داشت اون قدر که یه وقتایی متوجه گذر ِ زمان نمیشدم
زندگیه کارگاهی اوضاع ِ خودش ُ داشت از چایی ها ی ِ هیزمیش گرفته تا سفره های ِ غذای ِ دسته جمعیش و حتی نمازی که یه وقتایی از بی آبی برای ِ وضوش دست به دامن ِ آب ِ تانکر میشدیم
اون روز هم من مثل ِ همیشه با آب ی تانکر وضو گرفتم و مشغول ِ نماز شدم
بعد از نماز یکی از کارگرها اومد طرفمو و گفت: ببخشید آقای ِ مهندس این اب ِ تانکر برای ِ وضو پاک ِ
اومدم بگم آره که یدفعه یه شک ِ بدی تو دلم افتاد .. حقیقتش این بود که من نمیدونستم چقدر آب توی ِ تانکر ِ و پاک هست یا نه
اون موقع حرفی نزدم و بهش گفتم نمیدونم
تا شب که برسم همش تو فکر ِ اب ِ تانکر بودم و نمازایی که با اون اون آب وضوش ُ گرفته بودم
واسه نماز ُ مغرب رفتم مسجد ُ و قصه رُ از حاج آقای ِ مسجد پرسیدم
*********************
س: اگر آب محلى از تانکر تأمين مىشود و کسى که در حال استفاده از آب است نداند که آيا مقدار آب تانکر کُر است يا نه چه حکمى دارد؟
ج: اگر به کُر بودن آن يقين داشته و شک دارد از کُر بودن افتاده باشد، بنا را بر کُر بودن بگذارد ولى اگر نمىدانسته کُر بوده يا نه، نمىتواند احکام کُر را بر آن جارى کند.
**********************************************
چند وقتی که که یهدفعه و بی دلیل خون دماغ میشدم .. چند بار تو خیابون این اتفاق افتاد و چند بارم سر ِ کار و توی ِ تاکسی
بار ِآخرش وقتی بود که برای ِ نماز رفته بودم نمازخونه دانگشاه هنوز نماز شروع شنشده بود که احساس کردم خون دماغ شدم
بدوبدو از نمازخونه اومدم بیرون و رفتم سمت ِ دستشویی .. بینی مو شستم س و دو باره وضو گرفتم
مجید یکی از بچه ها نگام کرد و گفت: مطمئنی که بینی ت کامل پاک شده
گفتم : شستمش دیگه
گفت: یعنی با شستن تمومه
گفتم : نیست
گفت: وا.. من نمیدونم .. اما فکر کنم اینجوری پاک نباشه
گفت: تو اینجا وایسا من تا نماز شروع نشده میرم و از حاج اقا میپرسم
**********************
س: در صورت نجس شدن فضاى داخل بينى، آن را چگونه بايد تطهير کرد؟
ج) داخل بينى تطهير لازم ندارد و با زوال عين نجاست پاک مىشود.
********************************************************
بعد از مدتها به سرم زد که به خانمم توی ِ کار ی خونه کمک کنم
بنده خدا هی اصرار کرد که نمیخواد .. اما من راضی نشدم و ظرف ِ سالاد ُ ازش گرفتم تا کمکش درست کنم
اون بنده خدام گفت: حالا که تو سالاد درست میکنی منم سرامیک های ِ آشپزخونه رُِ میشورم حسابی کثیف شدن
یکی دو تا خیار س که پوست کندم شروع کردم به حرف زدن
خانمم میگفت: حرفات ُ بذار واسه بعد الان حواست به چاقو باشه یدفعه دستت ُ می بری آ
من گوش نکردم و درست یکی دو دیقه بعد دستم بریدو خونش ریخت کف ِ آشپرخونه آشپزخونه ای که خیس بود و خونها پخش شد
دمپایی ِ خانمم نجس شده بود
بعد از شستن ی آشپزخونه و بستنه دست ی من رفت دمپایی هاش ُ بشوره
بهش گفتم : دمشاییهات پاکه مگه روی ِ سرامیک راه نرفتی
با تعجب نگام کرد و گفت: مگه با سرامیک هم پاک میشه
گفتم : اره
اما اون مطمئن نبود
واسه همین زنگ زد به یکی از دوستاش که شوهرش روحانی بود و سوالش ُ پرسید
********************
س: آيا با راه رفتن روى کاشى و موزائيک و سراميک هم پاى نجس پاک مىشود؟
ج) با راه رفتن روى کاشى و سراميک، پاى نجس پاک نمىشود ولى با راه رفتن روى موزائيک ـ با رعايت شرايط ـ پاى نجس پاک مىشود.
*******************************************
سر ِ نماز بودم ... رسیده بودم به سوره توحید که یدفعه توی ِ تکبیره الاحرامم شک کردم
برای ِ یه لحظه موندم که نمازمو باید تموم کنم یا ادامه بدم
هر چی فکر کردم ذهنم به جایی نذسید .. به ناچار نمازمو سلام دادم .. خانمم که داشت نگام میکرد گفت: چی شده ؟؟؟
گفتم سر ی نماز به تکبیره الاحرامم شک کردم اما نمیدونستم حکمش چیه؟؟
خانمم گفت: نباید نمازت ُ تموم میکردی؟؟
گفتم: اخه نمیدونستم چی کار باید بکنم
بعد از یه مکث ِ کوتاه بهش گفتم: واقعا وقتی آدم حکمش ُ ندونه یا یادش بره چی کار باید بکنه؟؟؟
خانمم گوشی رُ برداشت و یه زنگ زد به آقاجون
اقاجون واسه جواب ِ این سوالها خیلی مطمئن بود
******************
س: آيا اگر در نمازم مشكلى پيش بيايد كه حكم آن را ندانم و يا به آنچه مىدانم يقين نداشته باشم- اگرچه اين مسأله درمقدمات نمازم باشد- مىتوانم نمازم را تمام كرده واحتياطاً دوباره آن را بخوانم؟
ج) كسى كه مسائل نماز از قبيل شكّيات و سهويات را نمىداند و احتمال مىدهد يكى از اينها در نماز برايش پيش مىآيد، بايد قبل از نماز اين مسائل را ياد بگيرد و حتى براى اين كار نماز را به تأخير اندازد.
**************************************************
اون روز خیلی خسته شده بودم ... از در که اومدم تو .. به خانمم گفتم .. شام چی داریم ....
با خنده گفت : علیک سلام
گفتم: انقدر خسته ام که نگو و همون جا روی ِ مبل افتادم
خانمم گفت: پاشو لباسات ُ عوض کن و نمازت ُ بخون منم شام ُ میارم
گفتم: من نمازم ُ خوندم .. گفت: باشه منم الان سفره رُ میندازم
تا خانمم بشقاب و قاشق ها رُ بذاره رفتم تو فکر ِ این که نمازم ِ خوندم یا نه .. یه لحظه شک کردم
مطمئن نبودم که خوندمش یا نه
خانمم توی ِ آشپزخونه بود که من بلند گفتم: اگه آدم شک کنه که نماز خونده یا نه .. چی کار باید بکنه؟؟؟
**********************
س: اگر نمازى را بخوانيم و بعد شک کنيم که آيا خواندهايم يا نه آيا بايد نماز را اعاده کنيم يا خير؟ و در فرض اعاده چگونه بايد نيّت شود؟
ج) اگر شک مذکور بعد از گذشتن وقت نماز باشد، اعاده لازم نيست ولى اگر قبل از آن باشد، بايد دوباره آن را بخواند؛ و نيّت آن مانند ساير نمازها است و گفتن آن به لفظ و گذراندن در ذهن لازم نيست.
**********************************************
همه فکر و ذکرم شده بود قبولی توی ِ مصاحبه اون جایی که برای ِ کار رفته بودم
به همه سپرده بودم برام دعا کنن
خودمم سر ی نماز و این ور و اون ور مدام دعا میکردم که این کار ِ درست بشه
خدا منو ببخشه سر ِ نماز ِ ظهرم همش حواسم به اون کاره بود
اونقدر که ناخواسته وقتی سرم روی ِ سجده بود به خدا گفتم: خدایا کار ِ منو درست کن یدفعه به خودم اومدم و دیدم که فارسی دعا کردم
نمازم ی سلام دادم و بلند شدم که دوباره بخونمش .. اخه فکر کردم نمازم اشتباه بوده
بابا که حواسش بهم بود گفت: مگه الان نماز نخوندی
قضیه رُ بهش گفتم
گفت:
***********************
س: آيا اگر در سجده دعايى را سهواً به فارسى بگوييم و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آوريم نماز صحيح است؟
ج) دعا به صورت فارسى در نماز مانع ندارد و موجب سجده سهو نمىباشد.