داستان احکام 20 شهریور
(1)
از وقتی مادربزرگ ِ خدابیامرزم از دنیا رفت ... خونه َش ُ به خاطر ِ وصیتش گذاشتن برای ِ وقف ... خونه مادربزرگم وقف ِ برای ِ یه مرکز درمانی شد .. چون توی ِ محله شون درمانگاه ِ مجهزی وجود نداشت و خدایی نکرده اگه کسی گرفتاری ِ جدی ای پیدا میکرد باید خودش ُ به اولین بیمارستان میرسوند که همین فاصله یه وقتایی اتفاقات ِ جبران ناپذیری رُ باعث میشد
بنده خدا پدرم که پیر بود .. واسه همین رسیدگی به امور ِ درمانگاه ُ سپردن به من .. چند وقت قبل دیدم میدر ِ درمانگاه یه پاکت برام فرستاده .. فکر کردم .. فتوکپی ِ شناسنامه بچه های ِ درمانگاه ِ آخه قرار بود برای ِ بیمه شون اقدام کنم
اما وقتی پاکت ُ یاز کردم دیدم پول ِ
توی ِ یه کاغذ ِ کوچیک نوشته بود .. این پول نه هدیه اس نه لطف . حقوق ِ زحمات ِ شما در مانگاه ِ"
هفته قبل .. میخواستم برم خمس ِ سالانه مو بدم ... شک کرده بودم که این پول رُ هم باید برای ِ خمس حساب کنم یا نه
رفتم پیش ِ حاج آقای ِ مسجدمونو و ازش سوال کردم
***********************************
س: اجداد ِ مادری من اموال ِ خود را وقف کرده اند و به من یک پولی از این راه میرسد آیا باید خمس این پول را هم بدهم یا خیر؟
ج: مالی که از طریق وقف به موقوف علیه میرسد ، مشمول وجوب خمس نیست ، گرچه احوط است
********************************************************
(2)
نمیدونم با کی لج میکرد .... آقا شاهرخ .. صاحب مغازه بغلیمونو میگم
آدم ِ خوبی بود آ .. اما به نمازش سهل انگار بود ... البته سهل انگاری که نمیشه گفت چون یه جاهایی خودش وقت ِ نمازش ُ عقب مینداخت
توی ِ راسته ما همین که صدای ِ اذان بلند میشد .. بیشتر کاسبها .. در ِ مغازه رُ میبستن و راهی ِ مسجد میشدن .. آخه مسجد .. سی - چهل قدم ... با راسته ما فاصله داشت .. بعدشم می اومدیم و با هم ناهار میخوردیم
اما این وسط .. هر وقت به آقا شاهرخ میگفتیم که با ما راهی ِ مسجد بشه .. یه جوری جوابمونو میداد که کار داره و سرش شلوغ ِ
یا حتی یه وقتایی .. باباعلی .. قدیمیترین کاسب ِ راسته بهش میگفت که حداقل تو همون مغازه نمازش ُ بخونه اما اون مدام بهونه می اورد که حالا باشه
خلاصه ما به شچم خودمون دیدیم که یه عالمه نماز از همین آقا شاهرخ قضا شد
خداییش من دلم براش میسوخت .. آخه اینجوری کم کم برکت ِ کارش میرفت
یه بار از یه حاج آقایی که اومده بود مغازمون پرسیدم که:
***************************************
س: اگرکسی عمدا وقت ِ نماز ِ خود را به تاخیر بیندازد آیا حرام است یا عقاب ِ اخروی دارد
ج: اگر عمدا به تاخیر بندازد تا قضا شود گناه کرده و باید قضای ِ آن نماز را به جا آورد و از گناهش توبه کند
*********************************************************
(3)
بابای ِ من سالهاست که یه مغازه خوارو بار فروشی داره و همه محل میشناسنش .. خداییش هم خیلی حواسش هست که خدایی نکرده یه وقت .. با گرون فروختنه جنسش مدیونه مردم نشه
چند وقت قبل دیدم رفته شمال و از یکی از دوستاش بیست تا کیسه برنج خریده ... که البته توی ِ عالم ِ دوستی ارزون تر گرفته بود
من فکر کردم تا بیاد کیسه ها رُ میذاره توی ِ مغازه برای ِ فروش
اما دیدم یه راست بردشون تو انبار ...
شب بهش گفتم: بابا چی کار میخوای بکنی؟؟
گفت : میخوام نگهشون دارم تا بیاد رو قیمتش اون وقت میفروشمش
گفتم: ببخشیدا اما این که میشه احتکار
از حرفم ناراحت شد و با تندی گفت: احتکار چیه پسر .. این که احتکار نیست
گفتم: پس به چی میگن احتکار .. شما میخوای ِ برنجات ُ نگه داری تا بعدا گرون تر بفروشی .. اسم ِ این چیه"
بابام باز حرف ی خودش ُ زد و زیر ِ بار نرفت
یکی – دو ساعتی که گذشت
بهش گفتم: میخوای زنگ بزنیم به یه آدم ِ مطمئن و سوال کنیم"
بابا که که انگار خودشم تو ِ این یکی دوساعت شک کرده بود گفت: آره زنگ بزن
********************************
س: انبار کردنه چه چیزهایی احتکار محسوب میشود؟ و احتکار در چه مواردی ست؟
ج: علاوه بر حرمت ِ احتکار ِ اغذیه عمومی ِ مردم هرچه که احتکار آن در قانون غیر مجاز باشد ... جایز نیست
********************************************************
(4)
نمیدونم چرا بعضی وقتا یه چیزایی که خوب هم نیستن ... بین ِ همه باب میشن .... من توی ِ سالهای ِ بچگیم توی ِ محله قدیمیمون یه دوست داشت به اسم ِ محمد ... اما نمیدونم از کی باب شد که بچه ها ممد صداش کنن
بنده خدا بچه ساکتی بود .. و با وجود ِ این که میدونستن ناراحت میشه اما هیچی به کسی نمیگفت فقط یه وقتایی که مادرش میشنید بچه ها ممد صداش میکنن میگفت: محمد ... بهش بگین محمد .. حیف ِ اسِم ِ به این خوبی نیست که خرابش میکنین
یه بار با بچه ها همه رفته بودیم مسجد ... داشتیم کنار ی حوض با هم وضو میگرفتیم که یکی از بچه ها دوباره با همون اسم ِ ممد .. محمد ُ صدا کرد
روحانی ِ مسجد که اتفاقا خیلی مهربون بود و هممون دوستش داشتیم جلو اومد و دستی به سر ِ محمد کشید و گفت: میدونین که اگه این آقا محمد ما ناراحت بشه که شما اینجوری صداش میکنین گناه کردین؟؟؟
ما همه هاج و واج به هم نگاه کردیم چون باورمون نمیشد که این کار گناه داشته باشه
********************************
س: میخواستم بدانم اگر به جای ِ محمد به دوستان ِ خودمان بگوییم ممد اشکالی دارد یا نه؟؟
ج: اشکال ندارد ولی مناسب است اسم را صحیح بگویید و اگر این گونه نامیدن موجب ایذا یا هتک او شود جایز نیست
*********************************************************
(5)
همین که از راه میرسید شروع میکرد به جفت گفتن ... اونم جک هایی که معمولا به یه قومی از مردم مربوط میشد
چند بار پیش اومده بود که کسایی از همون اقوام توی ِ جمعمون بودن و بهشون برخورده بود .... که حالا یا به روی ِ خودشون نمی آوردن یا انقدر ناراحت میشذن که جمع ُ ترک میکردن
اون روز هم سینا تا رسید شروع کرد یه جکی گفت که خداییش بد بود و از اون بدتر این که درباره یکی از اقوامی گفت که یکی از بچه های ِ ما اهل ِ اونجا بود ..
جک ی سینا که تموم شد همه خندیدن .. همه جز اون بنده خدا که از عصبانیت سرخ شده بود .. اومد یه چیزی به سینا بگه اما منصرف شد و بلند شد و رفت
به سینا گفتم : کار ِ خوبی نکردی .. میدونی اگه ناراحت شده باشه گناه کردی
سینا گفت" اوه .. چقدر سخت میگیری ...گناه چیه؟؟ شوخی کریدم دیگه
بهش گفتم : ولی کارت ایراد داره
قبول نمیکرد .. گفتم میریم از استاد معارف میپرسیم
گفت: باشه قبوله
***************************************
س: گفتن یا شنیدن لطیفه های رایج در کشور که مربوط به اقوام مختلف است چه حکمی دارد؟؟
ج : اگررغیبت بوده و یا موجب اذیت و هتک مومنی باشد جایز نیست
*******************************************************
(6)
هر چی میگفتم قبول نمیکرد .... بهش گفتم .. امر به معروف کردنه این بنده خدا اصلا دست ِ من و تو نیست
قصه از اونجایی شروع شد که توی ِ یه سفر ِ خارجی که من و پویا برای ِ فرصت ِ مطالعاتی رفته بودیم .. توی ِ شیرینی فروشی .. یکی از اهالی ِ همون جا کار ِ خطایی انجام داد که من و پویا متوجهش شدیم و درست از همون موقع پویا پاش ُ کرده بود تو یه کفش که باید برم و بهش بگم
من میدونستم که این کار وظیفه ما نیست اما نمیتونستم مجابش کنم
تا این که یاد ِ یکی از دوستایی افتادم که همون جا باهاش آشنا شده بودم .. اون علوم ِ دینی میخوند بهش زنگ زدم و از ش پرسیدم که:
***********************************
س: با توجه به وجوب ِ امر به معروف آیا ما باید کافران را هم امر به معروف کنیم؟؟
ج: مورد وجوب ِ امر به معروف علم طرف به معروف و منکر است و کفار ولو مکلف به فروع هستند ولی چون توجه و اعتقاد به حلیت و حرمت ندارند موذد امر به معروف و نهی از منکر نمیباشند
****************************************************
(7)
با پسرعموم بعد از کای سختی یه کافی نت راه انداختیم .. با هم قرار گذاشته بودیم که تا اوضاعمون رونق نگرفته توی ِ فامیل به کسی نگیم
اون شب خونه بابابزرگ اینا مهمون بودیم و من با کای ذوق و شوق .. بعد از یه ماه .. به بابابزرگ قضیه کافی نتُ گفتم
ازم پرسید که اونجا چی کار میکنن
منم برایش توضیح دادم .. خوب ِ خوب گشو کرد و آخر ِ حرفای ِ من گفت: ولی تو کارت خیلی سخته
گفتم : آره بابابزرگ خیلی
بهم گفت: منظور ِ من اینه که اگه کسی توی ِ مغازه تو گناهی بکنه .. پول ِ تو ایراد داره
اولش منظور ِ بابابزرگ ُ نفهمیدم .. ولی وقتی برام توضیح داد شک کردم
گفتم: شما مطمئنی؟؟
شماره یه روحانی ای که منم میشناختمش ُ گرفت و گوشی رس داد دستم .. بهم گفت: خودت ازش بپرس؟
***********************************
س: اگر کسی کافی نت داشته باشد و بداند که برخی از مشتریان برای ِ چت- گفتگو با افراد نامحرم و همچنین رفتن به سایتهای ِ غیر اخلاقی به کافی نت می آیند در این وضعیت تکلیف ی او به عنوان صاحب ِ کافی نت چیست و کسب ِ در امد از این راه با شرایط ذرک شده چه حکمی دارد؟
ج : با علم ی به این که مشتری از ابزاری که در اختیار ِ اوست استفاده حرام میکند جایز نیست و کسب ِ درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولی در صورت شک در این که مشتری از آن بصورت حرام استفاده میکند اشکال ندارد