قرار آسمانی- شنبه
خدایا
حال ِ این ساعتها و لحظه ها ... حال ِ غریبی ست
من از یک سو ... در شادی ِ آمدنه عید دلخوشم
و از سویی دیگر دلتنگ ِ روزهای ِ خوبی که در ماه رمضاتن با تو داشته ام
خدایا
من.. میدانم .. که حال ِ رمضان در هیچ روز و ماهی از سال
برای ِ من تکرار نمیشود
که رمضان نه فقط در میان ِ بندگان
که در همه عالم و در میان ِ تمام ِ کائنات اوقاتی دیگر است
خدایا
من میدانم که با طلوع ِ هلال ... در آخرین شب ِ ماه
زمین .. دوباره از آسمان فاصله میگیرد و
ما به بُعد ِ فاصله دور میشویم از حریم ِ کبریایی ِ تو
و فقط تو میدانی که این فاصله چه سخت خواهد گذشت
خدایا
من میدانم که..تو
از میان ِ میهمانانت ... دل ِ بعضی را به امانت نگه میداری
دل ِ بعضی که دوستشان داری و نمیخواهی از تو دور باشند
خدایا
من در این فرصتهایی که به آخر میرسد از تو چیزی را میخواهم
که میدانم به قدر ِ ظرف ِ دلم نیست
و اگر نگاه ِ کریمانه تو نباشد مرا امیدی به اجابت ِ آن نیست
خدایا
من از تو میخواهم که دل ِ مرا هم ...
در میان ِ دل ِ کسانی که نشان ِ عشق ِ تو را دارند بپذیری
خدایا
دل ِ من پیش ِ تو که باشد دیگر هیچ فاصله ای نیست ...
و من حتی در این زمین ِ فاصله گرفته از آسمان نیز .. به تو نزدیکم
نزدیک .. چون و روزها و شبهایی که گذشت
***************************************************
به نام خدا و سلام
***************************************************
با شما هستیم در قراری آسمانی که شاید ... آخرین قرار ِ ما و خدا
در اوقات ِ غروب ِ روزهای ِ ماه مبارک ِ رمضان باشه
***************************************************
در قراری که به سپاس از میزبان ِ این روزها وشبها به شکر ِ از خدای ِ بزرگ خواهیم گذروند
***************************************************
امروز .. در فصل ِ ختام ِ مرور و بررسی ِ خصوصیات و ویژگهایی ِ یک انسان ِ موفق
به گذری .. هر چند کوتاه ... به ویژگی ِ شکرگذاری در انسان میپردازیم
***************************************************
شکر گذاری برای ِ این که خیلی از ما
خودمون خوب میدونیم که لایق ِ ورود ِ به این ماه نبودیم
و خدا ... ما رُ بین ِ بنده های ِ خوبش در مهمانیش قبول کرد
***************************************************
شکرگذاری برای ِ این که بار ِ سنگینه گناههای ِ بعضی از ما ..
با توبه ای چند ساله بخشیده میشد اما خدا ...
به گوشه چشمی از ما گذشت
***************************************************
شکرگذاری برای ِ این که خیلی از ما ..
خدا رُ از یا برده بودیم اما او .. ما رُ فراموش نکرد
***************************************************
شکرگذاری برای ِ این که خدا
بنده نوازانه چشم هاشو بست و به ما ...
مثل ِ بنده های ِ خوبش نگاه کرد و اعطا کرد
***************************************************
سوال برنامه: بهترین چیزی که توی ِ ماه رمضون امسال بخاطرش شکرگذار ِ خدا هستین چیه؟؟؟
شماره تماس:
شماره پیامک:
***************************************************
اولين اصل توی ِ شکر و شکرگذاري اينه که ما باور کنيم که شکر کردن از خدا
فقط به زبون نيست و هرکدوم از ما به حسب شرايط زندگيمون و اونچه که خدا از سر لطف
بهمون هديه کرده غير از حرف و کلام تو عمل هم بايد شکر گذار باشيم
ميگن .... شکر گذار بودن در مقام عمل
به اين معناست که هرکدوم از ما از اونچه که در توان داريم براي کمک به ديگران
و در مسير خوشبختيه اونها استفاده کنيم
که اگر بتونيم اين کار رُ انجام بديم شکر گذاره خدا بوديم
حضرت امام علی ع در همین رابطه میفرمایند: سپاسگزارى مؤمن در كردارش آشكار مىشود،
***************************************************
حضرت علی ع در خصوص ِ حقیقت شکر میفرمایند:
شکر هر نعمتى پرهیز کردن از حرامهاى خداوند است ''
***************************************************
(شهر محبت)
یکی از راههای ِ شکرگذاری ِ ما از خدای ِ بزرگ اینه که غیر از زندگیهای ِ خودمون
به فکر ِ زندگیه دیگران هم باشیم
دیگرانی مثل ِ اهالی ِ شهر محبت
***************************************************************
گاهي وقتها ماها دچار يه مشکل بزرگ ميشيم .. اونم اينه که بعضي وقتها نميدونيم
که براي چي بايد از خدا تشکر کنيم .... گاهي زندگي اونقدر براي ما يکنواخت ميشه
و گاهي اونقدر دچار بي دردي ميشيم
که يادمون ميره بايد
زبوني براي شکر داشته باشيم
يه همچين وقتايي بد نيست اگه به کسي فکر کنيم که به خاطر نابيناييش هيچ وقت نتونسته لبخند فرزندش رو ببينه
بد نيست اگه به کسي فکر کنيم که به خاطر ناشنواييش هيچ وقت نتونسته صداي مادرش رو بشنوه
یا به اون کسی که بدونه صندلي چرخدار نميتونه پا به پاي فرزند کوچيکش راه بره
واقعا بد نيست اگه به کسايي فکر کنيم که از خيلي از چيزهايي که داشتنشون براي ما يکنواخت شده محرومن
و دقیقا به خاطر همين يکنواختي ها از خدا تشکر کنيم
امام حسین ع میفرمایند: شكر تو بر نعمت گذشته، زمينه ساز نعمت آينده است.
***************************************************
در درک ِ معنای ِ شکر برخی بزرگان ،
تصور نعمت دهنده و دانستن این كه این نعمت از اوست را عین شكر دانسته اند؛
چنان كه حضرت داوود (ع) فرمود: " خداوندا! چگونه تورا شكر كنم كه آن شكر ،
خود نعمتی است كه شكری می طلبد؟"
خداوند متعال فرمود: " ای داوود !
وقتی دانستی كه هر نعمتی كه متوجه توست از من است ، مرا شكر كرده ای ."
***************************************************
کسايي که از خدا بيشتر تشکر ميکنن از زندگيهاشون هم بيشتر لذت ميبرن
چون اونها هر باري که خدا رو شکر ميکنن
به اين فکر ميکنن که خدا از مهر و محبته خودش هديه اي به اونها داده
و همين شايسته بودن براي گرفتنه هديه از خدا
احساس خوبي رو به دلهاشون مينشونه
احساسي که تمام لحظه هاي زندگيشون رو سرشار از آرامش و شادي ميکنه
آرامش و شادي به خاطر داشتن خدايي که به اونها نعمت ميده
و اونها به خاطر اون نعمتها قدردانه و شکرگذاره خدا هستن
خداي بزرگي که شکر گذاري بهانه خوبي براي با او بودنه
امام صادق ع فرموده اند که :
نزد خداوند عبادتى بهتر از شكرگزارى نیست به همین سبب آن را ميان ِ بندگان ِ خاصش قرار داد داد و صاحبان آن را ويژه گردانيد و فرمود : «واندكى از بندگان من سپاسگزارند» .
***************************************************************
(یاد ِ اون قدیما بخیر)
دیروز .. رفته بودم دیدن ِ عزیز.... دیدنه عزیزی که اصلا منو نمیشناسه ...
اون اولا رفتن و دیدنش برام راحت تر بود .. اما حالا یه چند باری هست که فکر میکنم هیچ فایده ای نداره
با این که خیلی سعی کرده بودم مخفیش کنم اما .. اما انگار بابا عطا احساسمو فهمیده بود .. راستش نمیدونم با این اوضاع دل ِ باباعطا به چی خوش ِ؟؟؟؟
دیروز وقتی رسیدم خونه بود
داشت باغچه رُ آب میداد
فهمیدم که خونه رُ آب و جارو کرده چون همیشه آخر ِ تمیزکاریهاش .. به باغچه آب میداد
حوضم شسته بود ، چون رنگ ِ قرمز ماهیها ... توی ِ فیروزه ای ِ آب پررنگتر شده بود
مثل ِ همیشه .... وقتی کنارش وایسادم بهم نگفت که برم یه سر به عزیز بزنم ..
یعنی یه چند باری بود که بهم نمیگفت ..
واسه همین میگم که فکر کنم از احساسم با خبر شده بود
درست .. دو هفته بود که از نزدیک عزیز ُ ندیده بودم
قیچی ِ باغبونیش ُ برداشت و چند تا از گلهای ِ سرخ ُ چید .. میدونستم که میخواد توی ِ گلدون ِ اتاق ِ عزیز بذاره
راستش دلم براش میسوخت ... زندگیش ُ وقف ِ عزیزی داشت میکرد که متوجه هیچ کدوم از این کاراش نمیشد
با هم رفتیم سمت ِ اتاق ... جلوی ِ در ِ اتاق برگشت طرفمو و گفت: چایی تازه دم ِ تا بریزی منم میام
خجالت کشیدم .. خودش میخواست یه بهونه دستم بده که اگه نمیخوام برم تو اتاق .. نرم
گفتم: میخوام عزیز ُ ببینم
باباعطا رفت سمت ِ گلدون ِ روی ِ میز ُ من رفتم سمت ِ تخت ِ عزیز
نگاهش به سقف بود .. اصلا تکون نمیخورد ...
برگشتم سمت ِ بابا عطا و گفتم: عزیز چی شه ؟؟؟ چرا اینجوری ِ ؟؟؟
بابا عطا یه جوری که انگار عزیز متوجه میشه به من اشاره کرد که آروم تر .... بغض گلومو گرفت
دوباره برگشتم سمت ِ عزیز
بالای ِ تختش یه تسخه بود
یه نسخه به اسم ِ همون دکتری که هر چند روز یه بار برای ِ دیدنش می اومد
توی ِ نسخه خطاب به یه مرکز بهزیستی نوشته بود که بیمار فوق .. توان حرکتی ِ کلیه بدن ِ خود ... غیر از چشم ها را از دست داده .. و با توجه به فراموشی ِ کامل ... توان ِ صحبت ِ کمی دارد .. اینجانب به عنوان ِ پزشک معالج نظر به انتقال ِ وی به مرکزی برای ِ بستری شدن دارم اما .. همسر ِ ایشان که مخالفت مینماید
این نسخه صرفا جهت ِ رفع ِ هرگونه خطا در روند ِ معالجه اینجانب و انتقال ِ مسئولیت به همسر ِ ایشان است
این بار با ناباوری برگشتم طرف ِ بابا عطا و گفتم : اینجا چه اتفاقی افتاده؟؟
بابا عطا که فهمیده بود من نمیتونم آروم صحبت کنم دستمو گرفت و از اتاق برد بیرون ... توی ِ راهرو
وایساد و گفت: سه هفته پیش اینجوری شد .... دکترش میگه دیگه هیچ امیدی نیست ، میگه برای ِ راحتی ِ خودم ببرمش یه جایی بسپارمش
اما من نمیتونم
هاج و واج به بابا نگاه کردمو و گفتم: عزیز انگار دیگه تو این دنیا نیست
شما خودت مریض احوالی
به نسخه ء توی ِ دستم اشاره کردم و گفتم: با این نظر ِ پزشک دیگه شرعی و اخلاقی چیزی به گردنت نیست
تا همین جا هم نبوده
باباعطا با نگرانی ِ این که یه وقت عزیز حرفاش ُ نشنوه و غصه نخوره .. آروم گفت: اون منو نمیشناسه
اما من که میدونم پنجاه سال .. شریک ِ زندگیم بوده
اون یادش رفته .... ولی من که میدونم چه طوری توی ِ هر سختی و خوشی کنارم بود
اون فراموش کرده ولی من که یادمه .. چه روزها و سالهایی رُ باهاش گذروندم
اون یادش رفته ولی من چی....
خدا چی؟؟؟
به خدا چی بگم ... بگم چشمام ُ رو همه چی بستم
بگم به شکر ِ همین دستای ِ لرزونم حاضر نشدم دستهای ِ بیحسش ُ بگیرم
بگم به شکر ِ همین پاهایی که با عصا قدرت داره حاضر نشدم همپای ِ مریضیش بشم
من که جرات نمیکنم .. جرات خدایی که یه عمر نعمت ِ زندگی رُ بهم داد نمیکنم
اینجوری خیالم ناراحته .. خجالت میکشم خجالت از عزیز و از خدایی که فرصت ِ شکر ِ یه عمر زندگی رُ بهم داده
تا وقتی که بتونم و قدرتش ُ داشته باشم ... کوچیکشم
ته دلم اینجوری راضی تره .. چون فکر میکنم خدا هم همین ُ میخواد
***************************************************************
توي راه و رسم شکر گذاري از خدا يه راز بزرگ وجود داره
رازي که خدا توي گوش دل هممون زمزمه اش کرده
خدا ميگه براي شکرگذار بودن نسبت به من اول بايد نسبته به همديگه شکرگذار و قدردان باشيد
مثلا نسبته به پدر نسبت به مادر نسبت به معلم به دوست و به هر کسي که لطف و محبتي رو در حق ما انجام داده
که ما تا زماني که نتونيم قدردانه بنده هاي خدا باشيم نميتونيم شکر گذاره خدا باشيم چون خدا شکر از خودش رو توي سپاس از بنده هاش قرارا داده
امام رضا ع میفرمایند: بعد از ايمان به خدا و بعد از اعتراف به حقوق اولياء اللّه از آل محمد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هيچ شكرى نزد خدا خوشايندتر از اين نيست كه برادران مؤمن خود را در امور دنيايشان يارى رسانيد
*****************************************************************
امام صادق ع فرموده اند که: هيچ بنده اى نيست كه خداوند به او نعمتى دهد و او آن را از جانب خدا بداند مگر آن كه، پيش از سپاسگويى او، خداوند بيامرزدش.
*****************************************************************
(مناجات)
ای کرمت هم نفس بی کسان
جز تو کسی نیست کس بی کسان
بی کسم و هم نفس من تویی
رو به که آرم که کس من تویی
ای زجمال تو جهان غرق نور
نور به طوق تو حجاب ظهور
جز تو کسی نیست به بالا و پست
ما همه هیچیم تویی هر چه هست
ای دو جهان محو تماشای تو
جز تو کسی نیست شناسای تو
*****************************************************************
(مناجات)
خداوندا
هرگز اميدم از كرم نيكو و زيبايت نگسسته است
و برای ِ همین است که تنها از تو ميخواهم
و تنها به آستان تو دست نياز برميآورم
و تو را خواستارم
خداوندا! تو را به خودت سوگند، كه مرا به جايگاه اهل طاعتتبرسان
و به منزلگاه شايسته و پسنديده خويش، رهنمون باش، كه من،
نه ميتوانم شري را از خويش دور سازم و نه سودي به خويش رسانم
خدايا! پوزشطلبي من به درگاهت،
عذرخواهي كسي است كه از عذرپذيري تو بينياز نيست،
پس عذرم را بپذير، اي كريمترين بزرگواري كه زشتكاران، به درگاهش عذر گناه ميبرند
خداوندا! اگر ميخواستي خوارم كني، هدايتم نميكردي.
و اگر ميخواستي رسوايم سازي، از عقوبت دنيا معافم نميكردي
خدايا! از آستان تو چگونه تهيدست و محروم برگردم، با آنكه گمان نيك من نسبتبه جود تو، آن است كه نجات يافته و رحمتشده مرا باز گرداني
خدايا! مرا قلبي بخش كه شوق و عشق، به تو نزديكش سازد،
و زباني عطا كن كه صداقت و راستياش به درگاهت
بالا رود
و نگاهي بخش، كه حقيقتش، زمينهساز قرب به تو گردد
اي شكوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاكش درود فرست
و سلام بيپايان و بسيار را به آنها هدیه کن
*************************************************