v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
  رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم. هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1) امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده. ************************************************** روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطی دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهای انسان در برابر روزه، این فریضه الهی زیاد است. روزه چهار گروه مقبول نیست حضرت صادق ( علیه‏السلام) فرمود: لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر، (1) روزه نیست‏برای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمی‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمی‏گیرد، و روزه به حساب نمی‏آید، بلی یکی از ابعاد سیاسی این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبری پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشوای مذهبی است. که امروز این واقعیت در حق رهبر کبیر انقلاب که این کشتی عظیم انقلاب را ناخدا است، و با امواج خروشان و سهمگین دریای پهناور گیتی در نبرد است. تحقق پیدا کرده است. که بر ما تمامی اقشار ملت از روحانی و کارمند و کشاورز و کارگر و دیگر طبقات مردم واجب و فرض است که گوش به فرمان این رهبر بزرگ که خداوند بر ما منت نهاده باشیم، و از رهنمودهای پیامبر گونه‏اش اطاعت نمائیم و از هر گونه انتقاد غیر صحیح و اعتراضات نابجا که باعث تضعیف انقلاب و مقام رهبری است. بپرهیزیم، و پر واضح است، که مخالفت‏با مقام رهبری و ولایت فقیه، مخالفت صریح با مقام والای امام زمان (ارواحناله الفداء) می‏باشد، و مخالفت‏با امام زمان ( علیه‏السلام) ، روزه و سایر عبادات مقبول حضرت حق تعالی نبوده و صحیح نمی‏باشد. فاطمه (ع) در آداب صائم سخن می‏گوید حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار می‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام) : «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2). جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت می‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد. یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏ای از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند می‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است. پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء اگر چه امروز فقهای عالی مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمی‏دانند زیرا کمتر کسی است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج‏گانه از بیان پیامبر گرامی اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة‏» (3) پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را می‏شکند، دروغ و غیبت و سخن چینی و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ. این اوصاف ذمیمه براستی اثر معنوی و روحانی روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثی می‏کند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود می‏نماید. کیفیت روزه داری از صحف ادریس علیه‏السلام در صحف ادریس  علیه‏السلام) است: «اذا دخلتم فی الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صومو الله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماعم فان الله لا یرضی منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادریس پیامبر ( علیه‏السلام) در صحف خویش فرمود: هر گاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدی و ناپاکی پاک سازید، (درون خود را برای پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازی نمائید) و روزه بگیرید برای خداوند با قلبی خالص و نورانی و پاک از فکرهای بد، و صداهای نامفهوم و بی‏معنی و زشت، زیرا خداوند حبس می‏نماید دلهای ناپاک و نیتهای غیر خالص شما را و دهنهای شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزه‏دار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنی اعضاء شما هم باید از معصیت‏خدا امساک نماید) و همانا خداوند راضی نمی‏گردد و خشنود نمی‏شود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید. اثرات منفی غیبت و نمامی در روزه امام رضا علیه‏السلام فرمود: «اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذروا النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5) از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل می‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل می‏گرداند) ، ولی از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتی نیست، (یعنی آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند، و آبرو از خویش برده‏اند) . و اما اینکه جدا غیبت و نمامی روزه را باطل می‏نماید روزه کتیری از روزه‏داران باطل است ولی فقها فتوی به بطلان نداده‏اند. روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است از فقه الرضا ( علیه‏السلام) روایت‏شده که حضرت رضا ( علیه‏السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏داری چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عز و جل علی الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فی عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتی یستربه من النار، و قد جعل الله علی کل جارحة حقا للصیام فمن ادی حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6). بدان (ای روزه‏دار) خدای رحمتت کند، که براستی روزه ستر و حجابی است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هر گاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هر گاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان می‏باشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم می‏پوشاند و حجابی محکم از آتش برای او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏ای برای روزه گرفتن حقی مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبی حق روزه‏داری را به جای آورد) هر آینه صائم و روزه‏دار است، (یعنی به جای آورده حق روزه را) و هر کس بعضی از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است. شاعر پارسی زبان چه نیکو گفت گوش بگشا لب فروبند از مقال هفته هفته، ماه ماه و سال سال صمت عادت کن که از یک گفتنک می‏شود ذو النار این تحت الحنک از یک سخن ناروا بر اثر پر گوئی، تحت الحنک مقدس به فضاحت ذو النار (کراوات) در می‏آید که حقا با مسما است‏یعنی صاحب آتش می‏شود. از زنی که با زبان شوهرش را بیازارد هیچ عبادتی قبول نخواهد شد از منهیات رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) می‏خوانیم: «ایما امراة آذت زوجها بلسانها لم یقبل الله عز و جل منها صرفا، و لا عدلا، و لا حسنة من عملها حتی ترضیه، و ان صامت نهارها، و قامت لیلها، و اعتقت الرقاب، و حملت علی جیاد الخیل فی سبیل الله و کانت فی اول من یرد النار، و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما» (7) فرمود: هر زنی که شوی خویش را به زبان بیازارد، خداوند هیچ عمل و حسنه‏ای را از او قبول نکند، تا شوهر را راضی سازد، اگر چه در تمامی روزهای عمرش روزه باشد، و تمامی شبهای زندگیش را به نماز ایستاده باشد، و تمامی بندگان را آزاد سازد، و همیشه ملازم گردن اسبان (که حاکی از جهاد دائمی است) در راه خدا بوده باشد، اول کسی است که وارد آتش جهنم خواهد شد، و نیز اینچنین است اگر مرد به زوجه خویش ظلم نماید، (یعنی همه این عذابها برای آن مرد نیز جاری خواهد بود. ) از آنجائی که روزه، دانشگاه اخلاق و تزکیه نفس و وسیله خود سازیست، لذا روزه‏دار باید در این دانشگاه از کلیه آداب و برنامه‏های تربیتی برخوردار، و در قیقت‏خود باید یک معلم اخلاق بوده و بر اعضاء و جوارح خویش تسلط کامل داشته باشد. چشم و گوش و زبان و. . . تو هم باید روزه باشند در اینجا معلم واقعی اخلاق و پیشوای ششم حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) می‏فرماید: «اذا صمت فلیصم سمعک، و بصرک، و شعرک، و عدد اشیاء غیر هذا، و قال: لا یکونن یوم صومک کیوم فطرک‏» (8) آنگاه که روزه هستی، پس باید گوش و چشم و موی تو در حال امساک باشند (از گناهان و هر نوع معاصی که از آنها خواسته است پرهیز نمایند) امام چیزهای دیگری غیر از آنچه را نامبرده شمرد و سپس فرمود: البته نباید روز، روزه‏داریت همانند روز افطارت باشد. (یعنی این قدر آثار تربیتی روزه‏ات زود گذر نباشد، که هیچ گونه تفاوتی با روزهای قبل و بعد از روزه‏ات، جز امساک از خوردنیها و آشامیدنیها، نداشته باشی) . در اینجا بی مناسبت نیست که از مفاد این شعر استفاده کنیم. گوش تواند که همه عمر وی نشنود آواز و دف و چنگ و نی دیده شکیبد ز تماشای باغ بی گل و نسرین بسر آرد دماغ گر نبود بالش آکنده پر خواب توان کرد حجر زیر سر ور نبود دلبر همخوابه پیش دست توان کرد در آغوش خویش این شکم خیره سر پیچ پیچ صبر ندارد که بسازد به هیچ بنیان گزار اسلام حضرت ختمی مرتبت فرمود: «ما من عبد صائم یشتم فیقول: انی صائم، سلام علیک لا اشتمک کما تشتمنی الا قال الرب تعالی استجار عبدی بالصوم من شر عبدی قد آجرته النار» (9) نیست (بنده) روزه‏داری که مورد شماتت و ملامت قرار گیرد، و او به ملامت کننده بگوید: من روزه هستم سلام بر تو و من شماتت نمی‏کنم، آنچنان که تو شماتت می‏کنی، همچنان که خداوند تعالی می‏فرماید: پناهندگی جست‏بنده من به روزه از شر دیگر بنده من، به راستی پناه دادم او را از آتش جهنم و این کلاس تربیتی روزه است که آدمی را تربیت می‏نماید. حقوقی که روزه از یک مسلمان دارد در رساله حقوق، امام سجاد علیه‏السلام حقوق افعالی را برای انسان می‏شمرد، وقتی به روزه می‏رسد و حقی که روزه، این فریضه الهی از انسان متعهد و مسؤول دارد، اینگونه بیان می‏فرماید: «و اما حق الصوم فان تعلم انه حجاب ضربه الله علی لسانک و سمعک و بصرک و فرجک و بطنک لیسترک به من النار. و هکذا جاء فی الحدیث: «الصوم جنة من النار» فان سکنت اطرافک فی حجبتها رجوت ان تکون محجوبا و ان انت ترکتها تضطرب فی حجابها و ترفع جنبات الحجاب فتطلع الی ما لیس لها بالنظرة الداعیة للشهوة و القوة الخارجة عن حد التقیة لله لم تامن ان تخرق الحجاب و تخرج منه، و لا قوة الا بالله‏» (10) اما حق روزه آن است که بدانی این پرده‏ای است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، فرج، و شکمت آویخته تا تو را از آتش بپوشاند، چنان که در حدیث آمده «روزه سپر آتش است‏» ، اگر اعضای خود را در پس این پرده نگاه داری (و آنها را از گناه حفظ کنی) امید است (از عذاب) محجوب و محفوظ باشی و اگر اعضاء پشت پرده آرام نگیرد، و گوشه و کنار آن بالا رود، و عضوها برای تجاوز از حدود سرکشد، چشم نگاه شهوت انگیز کند، نیروها که باید برای حفظ بدن بکار رود به راه دیگر مصرف شود، ممکن است، پرده پاره گشته بدن بیرون افتد (و طعمه آتش گردد) و لا قوة الا بالله، بلی روزه صحیح، سند شرافت، و معیار هوش، و نیروی اراده انسان است، از این جهت می‏توان کند ذهنی و ضعف اراده را متضاد با روزه دانست. روزه‏داران سه درجه تقسیم می‏گردند در آداب و شرائط روزه و صائمین و نحوه روزه‏داری مرحوم فیض کاشانی رحمة الله علیه در کتاب محجة البیضاء خویش تقسیماتی قائل است و روزه آنان را به سه درجه تقسیم نموده است. 1- صوم العموم 2- صوم الخصوص 3- صوم خصوص الخصوص اما صوم العموم، و آن نگهداشتن شکم و فرج از حرام و شهوات نامشروع می‏باشد که آن امساک از تمامی خوردنیها و آشامیدنی‏ها و مفطرات دیگر است که از اذان صبح تا اذان مغرب کل چیزهائی که روزه را باطل می‏نماید اجتناب نموده، و روزه خویش را باطل نمی‏گرداند. و اما صوم الخصوص، و آن نگهداشتن گوش و چشم و زبان و دست و پا و سایر جوارح از کل معاصی و گناهان است، در اینجا مرحوم فیض تکیه به روایاتی می‏فرمایند که ما در بخشهای خود آورده‏ایم و به طور اشاره متذکر می‏گردیم: شرائط روزه‏دار از امام صادق (ع) اول بستن چشم و حفظ کردن آن از نگریستن طولانی به سوی هر چیزی که نهی یا مکروه شده. امام صادق ( علیه‏السلام) فرمود: وقتی که روزه هستی باید گوش و چشم و مو و پوست و دیگر اعضای بدنت روزه باشند، یعنی از گناهانی که بر آن اعضاء حرام شده اجتناب نمایند و حتی چیزی که قلب را به خود مشغول می‏نماید و از ذکر خدا غافل می‏سازد، باید پرهیز کرد. و یا در حدیث دیگر امام می‏فرماید: نباید روز روزه‏داریت‏با روز فطرت مساوی و برابر باشد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: نگاه تیر مسمومی از تیرهای ابلیس است، پس کسی که از لذت آن نگاه بگذرد، برای ترس از خدا، خداوند ایمانی به او مرحمت‏خواهد فرمود، که حلاوتش را در قلب خویش احساس نماید. دوم حفظ زبان از هذیان، دروغ، و غیره است. مراء و جدال را رها کن، و خادم خویش را رنج نده و در حال روزه، با وقار و حلیم باش، که هرزگی و هرزه گوئی تو را در حال روزه به جهال و یاوه گویان ملحق نسازد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنید از زنی که بجاریه خویش فحش و ناسزا می‏گفت، در حالی که روزه‏دار هم بود، حضرت برای او دستور فرمود طعامی بیاورند، فرمود به آن زن که بخور، عرض کرد یا رسول الله من روزه دارم حضرت فرمود چگونه روزه‏داری و حال آنکه به جاریه‏ات نسبت ناسزا می‏دهی و فحاشی می‏کنی، و به راستی روزه فقط امساک از طعام و شراب نیست. داستان دو زن روزه‏دار که غیبت مردم می‏کردند روایت‏شده دو زن در عهد پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزه‏دار بودند، در آخر روز حالشان از شدت گرسنگی و تشنگی وخیم شد و نزدیک بود که تلف گردند، پس فرستادند کسی را پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که تا از آن حضرت اذن افطار بگیرند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) ظرفی را فرستاد برای آن زنان، فرمود: به ایشان بگو که در داخل این ظرف قی کنید آنچه که خوردید، پس یکی از آندو قی کرد نیمی از آن ظرف را از لخته‏های خون و گوشت‏خالص پر کرد، و آن دیگری نیز با قی و استفراق خویش بقیه ظرف را پر نمود، مردم از این ماجرا به شگفت درآمدند و تعجب کردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این دو زن از آنچه که بر آنها حلال بود امساک نمودند، و بر آنچه که بر آنان حرام بود روزه خویش را باطل نمودند، به این صورت که نشستند در کنار هم دیگر، از مردم غیبت کردند، و این است آنچه که پشت‏سر مردم گفتند که در این ظرف است، از گوشتهای آنان. سوم- نگهداری گوش از شنیدن هر مکروهی، زیرا هر چیزی گفتنش حرام است، شنیدن و گوش فرا دادن به او نیز حرام است، و لذا به پیشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خورنده حرام یکسان است، که خداوند در قرآن می‏فرماید: سماعون للکذب اکالون للسحت (11) چهارم- نگهداشتن بقیه اعضاء و جوارح بدن است از قبیل دست و پا از مکاره و نگهداری شکم از شبهات و غذاهائی که مشتبه است در وقت افطار، پس معنی ندارد که صائم از غذای حلال پرهیز کند، سپس با فعل حرام افطار نماید روزه خویش را (با دروغ و نمامی و غیبت) پس مثال این صائم همانند کسی است که در یک شهر قصری بسازد و آنگاه شهر را خراب کند، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بسا روزه‏داری است که از روزه‏اش جز گرسنگی و تشنگی چیزی عایدش نمی‏گردد. پنجم- از غذای حلال وقت افطار آن قدر نخورد که معده پر شود که هیچ ظرفی مبغوضتر به پیشگاه خداوند از شکم پری نیست که از غذای حلال پر شده باشد، که در نتیجه قدرت هیچ گونه عبادتی و بهره برداری از شبهای پر فیض ماه رمضان نداشته باشد، و ثانیا این عمل با روزه‏داری و دستورات روحانی و معنوی روزه و اثرات آن منافات دارد. ششم- اینکه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بین خوف و رجا باشد، زیرا نمی‏داند که آیا روزه‏اش مقبول حضرت حق قرار گرفته یا خیر، آیا با قبولی روزه‏اش جزء مقربین است‏یا با عدم قبولی روزه جزء آنهائی که مشمول خشم خداوند هستند می‏باشد، پس این است معنی واقعی و باطنی روزه، که این نوع روزه در رتبه انبیاء و اولیاء گرامی خدا خواهد بود. (12) ******************************************** با یاد خدای قدر صدای قدم‌های ماهِ خوبی‌ها، دل ِ خاکی‌ام را  آگاه ساخته است که لحظه‌ی وداع نزدیک است. لحظه‌ی وداع با ماه مهدی، با شعبان، و من در آخرین ثانیه این ماه به مناجات شعبانیه نشسته‌ام "و اسمَع دُعائی اِذا دَعَوتُک1  پس از آن "و اسمَع نِدائی اِذا دَعَوتُک2من. "ذلک العشقِ" من، "لاریب فیه"، ای خدای عاشقی‌ام . من در آغوش مُهر دلدادگی‌ام. و باران روزه‌داری‌ام "انتَ ربُّ العظیم3 *** صبح دلدادگی‌ام را با آهنگ دل نواز "الّلهم اِنی اَسئَلُک مِن بَهائِک4مأمن من تو هستی ای خدای دیدگانم و من، زیر چتر پروردگاریت، از باران غم، که در این زندان، بر سر و رویم می‌بارد ایمن شوم . من، روزه‌دار عاشقی‌ام. تشنه‌ی دیدار توأم. نگاهم کن تا سیراب شوم. نگاهم را پذیرا باش که هر چه سفیر تو، قرآن را می‌نگرم سیر نمی‌شوم. *** عطر آش نذری همسایه و صدای ربّنای استاد، تمنای دلم را آشکارتر ساخته است تا من عاشقانه‌تر به ختم شمیم عاشقی‌ام بپردازم و آل عمراندلم را در عدد سی فریاد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب5 ***  ای خدای آسمانیِ دلِ خاکی‌ام "رُدَّ کُلَّ غَریب6   منی که دَم عاشقی‌ات، گِل وجودم را بیدار ساخت، با نسیم نوازشت دوباره بیدارم ساز؛ ای کسی که "عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر"ی .  بار الها، ببخشا که من ِ خاکی، آلوده‌ی دنیا گشته‌ام. ای خدای شَهر ِ رمضان که "اَنزَلتَ فیه" کتاب جاویدان را، "اِغفرلی تِلکَ الُذنوب العِظام" راکه کسی جز معبود دلم نمی‌بخشاید "یا علّام" . فرشتگان بارگاهت در این قدر آسمانی، زمین را به قدر آورده‌اند تا قدر دلتنگی‌ام را به مهدی‌ات بگویند و مهدی بداند که من، من ِ منتظِر، از انتظار خسته نمی‌شوم تا بیاید ... العَجَل العَجَل العَجَلَ7 و من ضجّه می‌زنم "یا مُفیَّ العَهد8 من ِ بارانی با آمدنش عافیت می‌یابم، بگو بیاید. "اِنّا اَنزَلناه ُ فی لَیلَة القدر" قرآن در حضور ستارگان آسمانی می‌درخشد و من، دلم برای حضور مهدی می‌تپد.  "و ما اَدراک ما لَیلَةُ القدر" و کسی انتظارم را درک نمی‌کند "لَیلَةُ القدرِ خیرٌ مِن اَلفِ شَهر" هزار ماه کم است بگو هزار سال "تَنَزَّلُ الملئِکةُ و الرّوح"، تا درد انتظارِ مرا، به سویت آورند؟ من منتظرم! بگو بیاید. "سلامٌ هیَ حتّی مَطلَع الفَجر" تا وقتی تو بیایی همه شب، شب ِ قدر من است و من تا صبح می‌گریم، تا صبح ناله می‌کنم، تا صبح می‌خوانمسرود ِ زندگی بخش را: "اللّهم کُن لِوَلیّک َالحجَّةِ ابنِ الحَسَن". روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد!!! روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد!!! ********************************   درجات میهمان خدا   - قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ أیسَرَ مَا افتَرَضَ الله‏ُ تَعالى عَلَى الصّائِمِ فی صِیامِهِ، تَركُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ (1) ؛ آسان‏ترین چیزى كه خداوند بر روزه‏دار در روزه‏دارى‏اش واجب ساخته، نخوردن و نیاشامیدن است.       - قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ الجَسَدِ الإِمساكُ عَنِ الأَغذِیَةِ بِإِرادَةٍ وَاختِیارٍ؛ خَوفا مِنَ العِقابِ و رَغبَةً فِی الثَّوابِ وَالأَجرِ(2) ؛ روزه بدن، پرهیز با اراده و اختیار از غذاهاست، از روى ترس از كیفر و با امید به پاداش و اجر الهى .          - قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ النَّفسِ إمساكُ الحَواسِّ الخَمسِ عَن سائِرِ المَآثِمِ، و خُلُوُّ القَلبِ عَن جَمیعِ أسبابِ الشَّرِّ (3) ؛ روزه نفْس، نگهدارى حواس پنجگانه از دیگر گناهان و تهى بودن دل از تمام اسباب بدى است.                 - قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ النَّفسِ عَن لَذّاتِ الدُّنیا أنفَعُ الصِّیامِ(4)؛ سودمندترین روزه، نگهداشتن نفْس از لذّت‏هاى دنیاست.           - قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صِیامُ القَلبِ عَنِ الفِكرِ فِی الآثامِ أفضَلُ مِن صِیامِ البَطنِ عَنِ الطَّعامِ(5) ؛  نگه داشتن دل از اندیشیدن درباره گناهان، برتر از نگه داشتن شكم از غذاست.     - قال الإمام علیّ علیه‏السلام: صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ، و صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ (6)؛ روزه دل، بهتر از روزه زبان و روزه زبان، بهتر از روزه شكم است.      امام علی علیه السلام فرمودند:نگه داشتن دل از اندیشیدن درباره گناهان، برتر از نگه داشتن شكم از غذاست.    سخنى درباره مراتب روزه‏دارى     از روایات فوق، روشن مى‏گردد كه روزه، از نظر مراتب و از زاویه نقشى كه در تكامل انسان دارد، به سه دسته تقسیم مى‏شود و از همین روست كه علماى اخلاق و سیر و سلوك، روزه را به: روزه عوام، روزه خواص و روزه خواصّ خواص، تقسیم كرده‏اند. و اینك، توضیح فشرده‏اى از آنها می‌آوریم:         دسته اوّل؛ روزه عوام       این مرتبه از روزه، با پرهیز از مفطِرات روزه صورت مى‏پذیرد، با شرحى كه در كتاب‏هاى فقهى آمده است. این مرتبه از روزه، آسان‏ترین و پایین‏ترین مرتبه روزه است. آنچه از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله روایت شده كه:     إنَّ أیسَرَ مَا افتَرَضَ الله‏ُ تَعالى عَلَى الصّائِمِ فی صِیامِه، تَركُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ؛ آسان‏ترین چیزى كه خداى متعال بر روزه‏دار در روزه‏دارى‏اش واجب ساخته است، نخوردن و نیاشامیدن است.      سته دوم؛ روزه خواص     در این مرتبه از روزه، روزه‏دار، تنها به پرهیز از مفطرات روزه، بسنده نمى‏كند؛ بلكه از همه حرام‏هاى الهى پرهیز مى‏نماید. از این رو، اجتناب از مفطرات، شرط درستىِ روزه است و اجتناب از حرام‏ها، شرط قبولى آن می‌باشد.        دسته سوم؛ روزه خواصّ خواص       این مرتبه از روزه، با باز داشتن قلب و نگهدارى آن از هر چیزى كه اشغال‏كننده دل (چه حلال و چه حرام) است بجز خدا، به دست مى‏آید. ابوحامد غزالى (م 505 ق) در توصیف این مرتبه از روزه مى‏گوید:    امّا روزه خواصّ خواص، روزه دل از همّت‏هاى دون و اندیشه‏هاى دنیوى و باز داشتن كلّى آن از غیر خداوند است. شكستن این مرتبه از روزه، با اندیشه درباره غیر خدا و قیامت، و فكر درباره دنیا تحقّق مى‏یابد ـ مگر دنیایى كه به خاطر دین خواسته شود، كه چنین دنیایى، توشه آخرت است و دنیا نیست ـ تا آن جا كه اهل دل گفته‏اند: «هر كس در روزش به تدبیر آنچه با آن افطار مى‏كند، اهتمام ورزد، گناه بر او نوشته مى‏شود؛ چرا كه این، از كم‏اطمینانى به فضل خدا و یقین اندك به روزىِ موعود خویش است.»    این مرتبه، رتبه پیامبران، صدّیقان و مقرّبان است. در تفصیل قولى آن، نباید درنگ طولانى داشت؛ ولى در تحقّق عملى آن، تأمّلْ به جاست؛ چرا كه آن، رویكرد به خداوند و روى‏گردانى از غیر خدا با همه همّت است و آراسته شدن به این سخن خداست كه: «قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِى خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ(انعام/ 91) ؛ بگو: «خدا» ! سپس واگذارشان تا در باطل خویش به بازیچه مشغول باشند.»(7)      امیر مؤمنان، امام على علیه‏السلام، در اشاره به این سه مرتبه مى‏فرماید: صَومُ القَلبِ خَیرٌ مِن صِیامِ اللِّسانِ وَ صِیامُ اللِّسانِ خَیرٌ مِن صِیامِ البَطنِ (8)؛ روزه دل، بهتر از روزه زبان است و روزه زبان، بهتر از روزه شكم .               هر یك از این دو مرتبه اخیر، به نسبت تلاش روزه‏داران و آمادگى آنان، مراتب بسیارى دارد، علاوه بر این كه خودِ روزه هم از زاویه انگیزه‏هاى روزه‏دار، گوناگون است. نقطه اوج این مراتب، حال روزه‏دارى است كه انگیزه روزه‏دارى‏اش، نه بیم از كیفر و نه شوق به ثواب؛ بلكه تنها به خاطر فرمانبردارى از فرمان الهى، علاقه‏مندى به تقرّب به خداى سبحان و كسب رضا و لقاى اوست .    از خداوند سبحان مى‏خواهیم كه توفیقمان دهد تا در راه آنچه موجب افزایش بهره ما از ضیافت كریمانه رمضان مى‏شود، بكوشیم و بالاترین و والاترینِ مراتب روزه‏دارى را به ما عنایت فرماید. عالمان رباني، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشيد رسالت و امامت، بر زمينيان تجلى مى‏كنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله عليه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏دهند.   در ميان دين باوران كفر ستيز، چهره محبوب قرن، فقيه تيزبين سياست مدار، فيلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنيان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى رضوان الله عليه، از موقعيتى والا و ويژه برخودار است، زيرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آيه قرآن را مجسم ساخت و عينيت ‏بخشيد. در اين مبحث به سيره عملی امام می پردازيم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .   حضرت امام (ره) توجه ويژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدين جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطيل مى‏كردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.   و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است‏» (1) .   يكى از ياران امام، در اين باره گفته است :   در اين ماه، ايشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند . خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با اين ماه در زندگى خود ايجاد مى‏كردند، به گونه‏اى كه اين ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجيد و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏كردند. (2)   ايشان، به هنگام سحر وافطار، بسيار كم مى‏خوردند، به گونه‏اى كه خادم‏شان فكر مى‏كردند كه امام، چيزى نخورده است! (3)   حضرت امام رحمة الله عليه درباره رمضان چنين مى‏سرايند:   ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد  عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد      افــــطار به مـــــى كرد برم پيـــر خرابات گفتم كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد        با باده، وضو گير كه در مذهب رندان    در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد (4)       عبادت و تهجد از جمله برنامه‏هاى ويژه‏ حضرت امام (ره) در ماه مبارك رمضان ، عبادت و تهجد بود. امام عبادت را ابزار رسيدن به عشق الهى مى‏دانستند و به صراحت ‏بيان مى‏كردند كه در وادى عشق، نبايد به عبادت به چشم وسيله‏اى براى رسيدن به بهشت نگاه كرد (5) .   اكثر آشنايان امام نقل مى‏كنند كه ايشان از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامه‏هايشان بود.   بعضى از نزديكان ايشان مى‏گفتند كه وقتى در ظلمت و تاريكى نيمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام مى‏شدم، معاشقه امام را با ايزد احساس مى‏كردم و مى‏ديدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مى‏خواندند و قيام و ركوع و سجود را بجا مى‏آوردند كه حقا وصف ناپذير بود. با خودم فكر مى‏كردم كه شب امام، حقيقتا، ليلة القدر است (6) .   يكى از اعضاى دفتر ايشان، دراين باره مى‏گويد:   پنجاه سال است كه نماز شب امام، ترك نشده است. امام در بيمارى و در صحت و در زندان و در خلاصى و در تبعيد، حتى بر روى تخت ‏بيمارستان قلب هم نماز شب خواندند (7) .   امام توجه خاصى به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترك نمى‏كردند. نقل شده است كه امام، در نجف اشرف، با آن گرماى شديد، ماه مبارك رمضان را روزه مى‏گرفت و با اين كه در سنين پيرى بودند و ضعف بسيار داشتند، تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل به‏جاى نمى‏آوردند، افطار نمى‏كردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا مى‏خواندند و بعد از نماز صبح، مقدارى استراحت مى‏كردند و صبح زود، براى كارهايشان آماده مى‏شدند (8) .   خانم زهرا مصطفوى مى‏گويد:   راز و نياز امام و گريه‏ها و ناله‏هاى نيمه شب ايشان، چنان شديد بود كه انسان را بى اختيار، به گريه مى‏انداخت (9) .   يكى از اساتيد قم نقل مى‏كرد: شبى ميهمان حاج آقا مصطفى بودم. ايشان، خانه‏ جداگانه‏اى نداشتند و در منزل امام زندگى مى‏كردند. نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله‏اى شنيدم، نگران شدم كه مگر اتفاقى افتاده است، حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: «ببين چه خبر است!» . ايشان نشست و گوش داد و گفت: «صداى امام است كه مشغول تهجد و عبادت است‏» (10) .   در ماه مبارك رمضان، اين شب زنده دارى و تهجد، وضعيت ديگرى داشت. يكى از محافظان بيت مى‏گويد در يكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان، نيمه شب، براى انجام كارى مجبور شدم از جلوى اتاق امام گذر كنم. حين عبور، متوجه شدم كه امام، زار زار گريه مى‏كردند! هق هق گريه‏ امام كه در فضا پيچيده بود، واقعا مرا تحت تاثير قرار داد كه چگونه امام، در آن موقع از شب، با خداى خويش راز و نياز مى‏كند. (11)   آخرين ماه مبارك رمضان دوران حيات امام، به گفته‏ ساكنان بيت، از ماه مبارك رمضان‏هاى ديگر متفاوت بود! به اين صورت كه امام هميشه، براى خشك كردن اشك چشم‏شان دستمالى را همراه داشتند، ولى در آن ماه مبارك رمضان، حوله‏اى را نيز همراه برمى‏داشتند تا به هنگام نمازهاى نيمه شب‏شان، از آن استفاده كنند! (12)       توجه ويژه به قرآن امام خمينى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به ‏طورى كه روزى، هفت ‏بار قرآن مى‏خواندند!   امام در هر فرصتى كه به ‏دست مى‏آوردند، ولو اندك، قرآن مى‏خواندند. بارها ديده شد كه امام، حتى در دقايقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مى‏گذرد - قرآن تلاوت مى‏كنند ! (13)  امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مى‏خواندند . (14)   يكى اطرافيان امام مى‏گويد:   امام در نجف، چشم‏شان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاينه‏ چشم امام گفت: «شما بايد چند روزى قرآن نخوانيد و به چشم‏تان استراحت ‏بدهيد» . امام خنديدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مى‏خواهم! چه فايده‏اى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كارى كنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم.  » (15)   و در ماه رمضان يكى از همراهان امام در نجف، اظهار مى‏كرد كه امام خمينى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مى‏خواندند ، يعنى در هر سه روز، يك بار قرآن را ختم مى‏كردند . (16)   علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مى‏دادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت ‏شود . (17)       گزيده ايى از توصيه ‏ها و سفارش‏ هاى امام به مناسبت ماه مبارك رمضان شما در اين چند روزى كه به ماه رمضان مانده، به فكر باشيد، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالى پيدا نماييد.   از كردار و رفتار ناشايسته خود ، استغفار كنيد! اگر خداى نخواسته، گناهى مرتكب شده‏ايد، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان ، توبه كنيد! زبان را به مناجات حق تعالى عادت دهيد! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غيبتى، تهمتى و خلاصه گناهى سر بزند و در محضر ربوبى، با نعم الهى و در مهمان سراى بارى تعالى، آلوده به معاصى باشيد! شما اقلا، به آداب اوليه‏ روزه عمل نماييد و همان ‏طورى كه شكم خود را از خوردن و آشاميدن نگه مى‏داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز داريد! از هم اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويى و دروغ نگهداشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت ‏شيطانى را از دل بيرون كنيد!   اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هيچ گونه تغييرى پديد نيامد، و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقى نكرد، معلوم مى‏شود روزه‏اى كه از شما خواسته‏اند ، محقق نشده است.   اگر ديديد كسى مى‏خواهد غيبت كند، جلوگيرى كنيد و به او بگوييد! «ما، متعهد شده‏ايم كه در اين سى ‏روز ماه مبارك رمضان، از امور محرمه خود دارى ورزيم.» و اگر نمى‏توانيد او را از غيبت ‏باز داريد، از آن مجلس خارج شويد! ننشينيد و گوش كنيد! باز تكرار مى‏كنم تصميم بگيريد در اين سى روز ماه مبارك رمضان، مراقب زبان، چشم، گوش و همه‏ اعضاء و جوارح خود باشيد.   توجه بكنيد كه به آداب ماه مبارك رمضان عمل كنيد; فقط، دعا خواندن نباشد، دعا به معناى واقعى‏اش باشد . (18) دوستان سعی کنند در همه اوقات - به خصوص در ماه رمضان - تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگی‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد. تلاوت عجله‌یی که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛ نه این که بی فایده باشد - بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد. لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب  مأمورٌبه است، نیست. تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛ دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید. لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، انتباه(توجه) دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح ذهن پیدا می‌کند. هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم.   منبع: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت، 17/07/1384.   ضیافت خاصان پروردگار شروع ماه مبارک رمضان، در حقیقت عید بزرگی برای مسلمانان است و جا دارد که مَؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریک بگویند و یکدیگر را به استفاده هر چه بیشتر از این ماه توصیه کنند. چون ماه ضیافت الهی است، در این ماه فقط مؤمنین و کسانی که اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منّان و کریم می‌نشینند. این، غیر از سفره عام کرم الهی است که همه انسان‌ها، بلکه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.   منبع: آیة الله خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران 10/01/1369 درهای آسمان، درهای بهشت در روایت داریم که درهای آسمان در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی رابطه قلبی انسان با خدا در این ماه آسان‌تر از همیشه است. در روایت داریم که درهای بهشت در ماه رمضان گشوده است؛ یعنی به برکت روزه و توجه و خشوعی که لازمه روزه است، فرصت و توفیق کار نیک برای انسان وجود دارد. البته فرصت به معنای تحقق آنچه انسان از آن فرصت جستجو می‌کند، نیست؛ اراده و دنبال‌گیری و خواست و حرکت ما را لازم دارد. در هر حال این فرصت وجود دارد و ما می‌توانیم از آن بهره ببریم و استفاده کنیم.   منبع: آیة الله خامنه‌ای، بیانات در دیدار كارگزاران نظام، 20/08/1381.   قطعه‌ای از بهشت ماه رمضان در هر سال، قطعه‌ای از بهشت است که خدا در جهنم سوزان دنیای مادی ما، آن را وارد می‌کند و به ما فرصت می‌دهد که خودمان را بر سر این سفره الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می‌شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همه سال را و بعضی همه عمر را. بعضی هم از کنار آن، غافل عبور می‌کنند که مایه تأسف و خسران است. حالا برای خودشان که هیچ، هر کس که ببیند این موجود انسانی، با این همه استعداد و توانایی عروج و تکامل، از چنین سفره با عظمتی استفاده نکند، حق دارد که متأسف شود. این ماه رمضان است. ماه ضیافت الله است. ماه لیلة القدر است.   منبع: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار روحانیان و مبلغان اعزامی به مناسبت فرارسیدن ماه مبارك رمضان، 17/11/1372. رمضان؛ ماه همواری راه ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود می‌آوریم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که می‌خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛ گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است گاهی مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یک جا هم می‌رسید به فرودگاهی که هواپیمای مجهزی آماده است تا شما را بی دردسر و با خیال راحت و پس از طی مسیر طولانی به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است. خدای متعال راه را در ماه رمضان هموار کرده است و فضا را در ماه رمضان، فضای خالی از معارض قرار داده است. این روزه‌یی که شما می‌گیرید، نفس و هواهای نفسانی را به زنجیر می‌کشد؛ این عبادت‌ها، این دعاها، این خشوع‌ها، این ذکرها و این لیلة القدر همان وسایل همواری است که شما را فرسنگ‌ها جلو می‌برد؛ راهی را که در طول سال و در ماه‌های دیگر گاهی یک متر یک متر باید طی کنیم، می‌توانیم اگر همت کنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طی کنیم؛ لذاست که شما می‌بینید اولیای خدا از مژده رسیدن ماه رمضان خرسند می‌شدند و از فراق ماه رمضان اشک‌هایشان سرازیر می‌شد.   منبع: بیانات آیة‌الله خامنه ای ، در خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 24/08/1383. عروج و اعتلای روح مسأله اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او، محاصره شده و انگیزه‌های گوناگون، او را به سمت پایین و تنزل و سقوط می‌کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.   منبع: سخنرانی آیة الله خامنه‌ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه رمضان) 18/01/1369. محروم واقعی این، چیز  کمی نیست که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این ماه [رمضان] را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی بهره خواهند ماند و واقعاً این محرومیت به معنای حقیقی است. «ان الشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم». (عیون اخبار الرضا، ج1، ص230) محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.   منبع: سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوری اسلامی، به مناسبت عید سعید فطر، 07/02/1369. نوافل را بخوانید این نوافل سی و چهار رکعتی که برای نمازهای روز و شب وارد شده است، بسیار با ارزش است. ماه رمضان فرصت خوبی است. ما غالباً اهل نوافل نیستیم. ولی ماه رمضان که می‌شود، چه مانعی دارد؟ کدام کار با دهان روزه، بهتر از نماز خواندن؟ چهار رکعت نماز ظهر است، قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله دارد؛ چهار دو رکعتی. چهار رکعت نماز عصر است و قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله نماز عصر است. این نوافل را بخوانید. همچنین نوافل مغرب را که از اینها مهم‌تر است؛ و نیز نوافل شب که یازده رکعت است. همچنین نافله صبح که دو رکعت است. کسانی هستند که در ایام معمولی سال، برایشان مشکل است پیش از اذان صبح برای نماز شب بیدار شوند. ولی در این شب‌ها، به طور قهری و طبیعی بیدار می‌شوند. این یک توفیق الهی است. چرا از این توفیق استفاده نکنیم؟ ان شاء الله فرصت‌های ماه رمضان را مغتنم بشمارید.   منبع: بیانات مقام معظم رهبری در روز اول ماه مبارك رمضان، 04/12/1371. راه، نزدیک است ماه رمضان، ماهی است که می‌شود با تذکر و توجه در آن، به جبران کرده‌های ناپسند پرداخت. در «دعای ابو حمزه»، عبارتی بسیار تکان دهنده وجود دارد؛ که آن عبارت، این است: «واعلم انّک للرّاجی بموضع اجابةٍ و للملهوفین بمرصد اغاثةٍ و انّ فی اللّهف الی جودک و الرضا بقضائک عوضاً من منع الباخلین و مندوحةً عمّا فی ایدی المستأثرین و انّ الراحل الیک قریبُ المسافة و انک لا تحتجب عن خلقك الاّ ان تحجبهم الاعمال دونک.»(مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی) فرد دعا خوان و ثناگو، عرض می‌کند: «ای خدای من! من امید به تو را بر امید به غیر تو ترجیح دادم. پناه آوردن به تو را جایگزین پناه بردن به دیگران کردم و می‌دانم اگر کسی به سوی تو بیاید، راه نزدیک است... .»   منبع: بیانات آیة‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 14/11/1373. کسانی که همهمه جهنم را نمی‌شنوند امام سجاد (سلام الله علیه) در دعای ابوحمزه - که دعای خیلی با حال و خوبی است -  ترس از قیامت را تشریح می‌کنند: «ابکی لخروجی عن قبری عریاناً ذلیلاً حاملاً. ثقلی علی ظهری»؛ امروز می‌گریم برای وقتی که عریان و ذلیل و بار سنگین عمل بر دوشم از قبر بیرون می‌آیم. «انظر مرّةً عن یمینی و اخری عن شمالی اذ الخلائق فی شأن غیر شأنی لکل امرء منهم یومئذ شأن یغنیه وجوه یومئذ مسفرة ضاحکة مستبشرة»؛ یک عده چهره‌هاشان خندان است و خشنود و خوشحال و سربلندند. اینها چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که در دنیا از پل صراطی که حقیقت و باطنش در آنجاست و مثال آن در اینجاست، توانسته‌اند رد شوند.  این پل صراط، پل عبودیت، پل تقوا و پل پرهیزگاری است؛ «و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»؛ صراط این دنیا، همان صراط روی جهنم است. «انک علی صراط مستقیم» ی که به پیغمبر می‌فرماید، یا «ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»، همان صراط روی جهنم است. اگر اینجا ما توانستیم از این صراط، درست، با دقت و بدون لغزش عبور کنیم، گذر از آن صراط آسان‌ترین کار است؛ مثل مؤمنین که مانند برق عبور می‌کنند. «انّ الذین سبقت لهم منا الحسنی  اولئک عنها مبعدون لا یسمعون حسیسها»؛ اصلاً اینها همهمه جهنم را هم نمی‌شنوند؛ «و هم فی ما اشتهت انفسهم خالدون لا یحزنهم الفزع الاکبر.» فزع اکبر، یعنی دشوارترین ترسی که ممکن است برای انسان پیش بیاید. مؤمنین با همین ابعاد جسمانی و روحانی و نفسانی، فزع عظیمی که در آنجاست، «لا یحزنهم الفزع الاکبر»؛ اینها را محزون و اندوهگین نمی‌کند؛ اینها از این صراط عبور کرده‌اند.   منبع: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام، 06/08/1383 انس با قرآن این ماه [رمضان]، ماه ضیافت الهی است. پذیرایی خداوند از بندگان خود در این ماه - که یک پذیرایی معنوی است - عبارت است از گشودن درهای رحمت و مغفرت و مضاعف کردن اجر و ثواب اعمال خیری که بندگان در این ماه انجام می‌دهند. روزه ماه رمضان هم یکی از مواد همین ضیافت عظیم الهی است، که مایه تصفیه روح انسان و ایجاد زمینه طهارت قلبی روزه‌دار است. این ماه [رمضان]، همچنین بهار قرآن است. انس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما قوی‌تر و عمیق‌تر می‌کند. بدبختی جوامع اسلامی، به خاطر دوری از قرآن و حقایق و معارف آن است. آن کسانی از مسلمانان که معانی قرآن را نمی‌فهمند و با آن انس ندارند، وضعشان معلوم است. حتی کسانی هم که زبان قرآن، زبان آنهاست و آن را می‌فهمند، به خاطر عدم تدبر در آیات قرآن، با حقایق قرآنی آشنات نمی‌شوند و انس نمی‌گیرند. می‌بنید که آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (سوره نساء، 141) – یعنی خداوند مؤمنین را زیر دست و زبون کفار قرار نداده است – در کشورهای عربی و به وسیله مردم عرب زبان در دنیا خوانده می‌شود، اما به آن عمل نمی‌گردد. در آیات قرآن، توجه و تنبه و تدبر [نمی‌کنند]؛ لذا کشورهای اسلامی عقب مانده‌اند.     حضرت امام حسن (ع)   ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته .( تحف العقول ، ص 239 )   به درستی كه خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسیله طاعتش به رضای او سبقت گیرند .           حضرت امام سجاد (ع)   اللهم اخل قلوبهم من الامنة ، و ابدانهم ، من القوة ، و اذهل قلوبهم عن الاحتیال ، و اوهن اركانهم عن منازلة الرجال ، وجبنهم عن مقارعة الابطال ، و ابعث علیهم جندا من ملائكتك بباس من باسك كفعلك یوم بدر ، تقطع به دابرهم و تحصد به شوكتهم ، و تفرق به عددهم. (صحیفه سجادیه)       بار خدایا دلهاشان را از آرامش و تن هاشان را از توانایی تهی گردان ، و قلبهاشان را از حیله و چاره جویی فراموشی ده ، و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان ( مسلمانان ) سست نما ، و آنها را از زد و خورد با دلیران (اسلام ) بترسان ، و لشگری از فرشتگانت با عذاب و آزار سخت از عذابهایت برایشان برانگیز مانند كاری كه در روز ( جنگ ) بدر نمودی كه به وسیله آن ریشه آنان را قطع كرده ببری و شوكت و بزرگیشان را بدروی ( از بین ببری ) و گروهشان را پراكنده فرمایی ( روز بدر جمعه هفدهم ماه رمضان سال دوم هجرت بود كه پیغمبر - صلی الله علیه و آله - در بدر كه نام موضعی است در بیست و هشت فرسخی مدینه به راه مكه با سیصد و سیزده مرد كه در بین ایشان دو اسب یا یك اسب بیش نبود با كفار قریش كه هزار كس با اسبها و سلاحهای بسیار بودند و رییس آنها ابوجهل پیشوای مشركین بود ، جنگید و خدای تعالی هزار یا سه هزار یا بیشتر فرشته به كمك حضرت رسول فرستاد و گروه بسیاری از بزرگان كفار مانند ابوجهل و عتبه و شیبه كشته شدند ، و آن از بزرگترین جنگهای اسلام است ، و درباره فرستاده خدای تعالی فرشتگان را در آن جنگ به كمك مسلمانان قرآن كریم و اخبار بسیار گویاست ) .       حضرت امام سجاد (ع)   و الحمد لله الذی جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان ، شهر الصیام ، و شهر الاسلام ، و شهر الطهور ، و شهر التمحیص ، و شهر القیام الذی انزل فیه القرآن ، هدی للناس ، و بینات من الهدی و الفرقان.(صحیفه سجادیه)   و سپاس خدایی را سزاست كه ماه خود ماه رمضان ( مستفاد از این جمله آن است كه رمضان یكی از نامهای خدای تعالی است ) ماه صیام و روزه ( امساك و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه ) و ماه اسلام ( ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی ، یا ماه دین اسلام برای این كه واجب شدن روزه آن از مختصات این امت است ، چنان كه حفص ابن غیاث نخعی گفته : شنیدم حضرت صادق - علیه السلام - می فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیك از امتهای پیش از ما واجب نكرده است .   پس به آن حضرت گفتم : معنی قول خدای تعالی " سوره 2 ، آیه 183 " : یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب علی الذین من قبلكم " ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنان كه بر آنان كه پیش از شما بودند واجب گردید " چیست ؟   فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امتها ، پس این امت را به ماه رمضان " بر امتهای گذشته " برتری داد ، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امت آن حضرت قرار داد ) و ماه پاكیزگی ، و ماه تصفیه و پاك كردن ( از گناهان ، یا ماه تخلیص و رهایی از آنها ) و ماه قیام و ایستادن ( برای نماز در شبها ) را یكی از آن راههای احسان قرار داد ( و این كه ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آن است كه نماز مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود ، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبی كه در هر شب باید خواند چنان كه بسیاری از علما فرموده اند : خواندن هزار ركعت نماز در شبهای آن مستحب است .    و كیفیت آن ، آن است كه هر شبی تا بیست شب بیست ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و دوازده ركعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غیر از بیست ركعت صد ركعت دیگر خوانده شود ، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و بیست و دو ركعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یكم و بیست و سوم به غیر از سی ركعت صد ركعت دیگر كه مجموع آنها هزار ركعت است ، و اگر ماه رمضان از سی روز كمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و به جای آن خواندن درست نیست ) آن چنان ماهی كه قرآن در آن فروفرستاده شد ( خدای تعالی آن را در شب قدر به آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدت بیست و سه سال به تدریج بر پیغمبر - صلی الله علیه و آله - نازل گردانید ) در حالی كه برای مردم راهنما ( ی از گمراهی ) و نشانه های آشكار رهبری ( حلال و حرام ) و جداكننده میان حق و باطل است ( جمله الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان از قرآن شریف " سوره 2 ، آیه 185 " اقتباس شده )           حضرت امام سجاد (ع)   و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبر و الصلة ، و أن نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیة ، و أن نخلص اموالنا من التبعات ، و أن نطهرها باخراج الزكوات ، و أن نراجع من هاجرنا ، وأن ننصف من ظلمنا ، و أن نسالم من عادانا حاشی من عودی فیك و لك ، فإنه العدو الذی لا نوالیه ، و الحزب الذی لا نصافیه .( صحیفه سجادیه)       و ما را در آن ماه توفیق ده كه با نیكی فراوان و بخشش ، به خویشان خود نیكی كنیم ، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم ، و داراییهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نماییم ( اموالی كه از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا كرده به صاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست كیستند یا كجایند به حاكم شرع بازگردانیم ) و آنها را با بیرون كردن زكوتها ( زكوة شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا ، نقره ، گندم ، جو ، خرما و مویز ، از چركی و عذاب و كیفر بر منع آن ) پاك كنیم ( رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرموده : ملعون كل مال لا یزكی " از خیر و نیكی دور است هر مال و دارایی كه زكوة آن داده نشود ".    و ناگفته نماند : درخواست پاك كردن اموال به بیرون كردن زكوة در ماه رمضان در صورتی است كه بیرون كردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد ، ولی اگر وقت وجوب بیرون كردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده به تأخیر افتد ، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا به تأخیر انداختن آن به ماه رمضان مستحب نیست ، زیرا هر واجبی را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فوری است ، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول به جواز آن از جهت رخصت و آسانی است نه از جهت مستحب بودن ) و به كسی كه از ما دوری گزیده بازگردیم ( به او به پیوندیم ) و به كسی كه به ما ظلم و ستم نموده از روی ( آنچه مقتضی ) انصاف و عدل ( است ) رفتار كنیم ( نه آن كه از جهت فرونشاندن خشم از عدل تجاوز نماییم ) و با كسی كه به ما دشمنی كرده آشتی نماییم ( نه آن كه ما هم در صدد دشمنی با او برآییم ) جز كسی كه در راه تو و برای تو با او دشمنی شده باشد ، زیرا او دشمنی است كه او را دوست نمی گیریم ، و حزب و گروهی است كه با او از روی دل دوستی نمی كنیم           حضرت امام سجاد (ع)   اللهم صل علی محمد و آله ، و إذا كان لك فی كل لیلة من لیالی شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوك ، أو یهبها صفحك فاجعل رقابنا من تلك الرقاب ، و اجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب .( صحیفه سجادیه)   بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و هرگاه در هر شب از شبهای این ماه ما برای تو بندگانی باشد كه عفو و بخشیدنت آنها را آزاد می نماید ، یا گذشتت ایشان را می بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان ، و ما را برای ماه ، از بهترین شایستگان و یاران ( برگزیدگان ) قرار ده ( حضرت صادق - علیه السلام - فرموده : در هر شب از ماه رمضان برای خدا آزاد شده و رها شدگانی از آتش است جز كسی كه به مسكر ( آنچه مستی آورد ) افطار كند " بخورد و بیاشامد " و در شب آخر مانند آنچه كه در همه آن ماه آزاد كرده آزاد می نماید )           حضرت امام سجاد (ع)   اللهم اشحنه بعبادتنا إیاك ، و زین اوقاته بطاعتنا لك ، و اعنا فی نهاره علی صیامه ، و فی لیله علی الصلوة و التضرع الیك ، و الخشوع لك ، و الذلة بین یدیك حتی لا یشهد نهاره علینا بغفلة ، و لا لیله بتفریط .( صحیفه سجادیه)       بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملو و پر گردان ، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما ، و ما را در روزش به روزه داشتن و در شبش به نماز و زاری به سوی ( درگاه ) تو و فروتنی برای تو و خواری در برابر تو ، یاری فرما تا روزش بر ما به غفلت و بی خبری و شبش به تقصیر و كوتاهی ( در عمل ) گواهی ندهد ( گواهی دادن شب و روز به زبان حال است و گفتار و كردار انسان در آن در علم خدای تعالی به منزله گواهی دادن نزد اوست )           حضرت امام سجاد (ع)   اللهم و اجعلنا فی سائر الشهور و الایام كذلك ما عمرتنا ، و اجعلنا من عبادك الصالحین الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون ، و الذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم و جلة ، أنهم الی ربهم راجعون ، و من الذین یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون .( صحیفه سجادیه)   بار خدایا و ما را در باقی ماهها و روزها تا زمانی كه زنده داری همچنین ( به طوری كه برای ماه رمضان درخواست شد ) قرار ده ، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان كه ( الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون " سوره 23 ، آیه 11 " یعنی ) آنان بهشت را به میراث می برند در حالی كه در آن جاوید هستند ( گفته اند : بهشت مسكن و جایگاه پدر ما حضرت آدم - علی نبینا وآله و علیه السلام - بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است كه از او به آنها ارث رسیده ) و آنان كه آنچه ( صدقات ) را می دهند در حالی می دهند كه دلهاشان از ( اندیشه ) بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است ، و از آنان كه در نیكیها می شتابند و ایشان برای آن نیكیها ( بر دیگران ) پیشی گیرنده اند ( علی ابن ابراهیم - رحمه الله - فرموده : ایشان امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین - علیهم السلام - هستند كه بعد از پیغمبر - صلی الله علیه وآله - كسی از ایشان در علم و عمل پیشی نگرفته است ، و جمله والذین یؤتون ما اتوا وقلوبهم وجلة انهم الی ربهم راجعون ، ومن الذین یسارعون فی الخیرات وهم لها سابقون كه در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن كریم " سوره 23 ، آیه 60 و 61 " اقتباس شده ، و فرمایش امام - علیه السلام - ومن الذین یسارعون فی الخیرات اقتباس از قول خدای تعالی : اولئك یسارعون فی الخیرات است ، و در شرح جمله دوازدهم از دعای یكم گفتیم : اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلكه كلامی است مانند آن ، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جایز نبود )           حضرت امام سجاد (ع)   اللهم و أنت جعلت من صفایا تلك الوظائف ، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان الذی اختصصته من سائر الشهور ، و تخیرته من جمیع الازمنة و الدهور ، و اثرته علی كل اوقات السنة بما أنزلت فیه من القرآن و النور ، و ضاعفت فیه من الایمان ، و فرضت فیه من الصیام ، و رغبت فیه من القیام ، و اجللت فیه من لیلة القدر التی هی خیر من الف شهر .( صحیفه سجادیه)       بار خدایا و تو از كارهای برگزیده و واجبات مخصوصه ، ماه رمضان را قرار داده ای همان ماهی كه آن را از همه ماهها اختصاص داده ، و از همه زمانها و روزگارها برتری داده و بر همه وقتهای سال برگزیده ای به سبب قرآن و نوری كه ( قرآنی كه نور و روشنایی از ضلالت و گمراهی است ) در آن فروفرستادی ، و به سبب آن كه ایمان را در آن ماه چندین برابر نمودی ( از بسیاری عبادت و بندگی در آن ، آن را كامل گردانیدی ) و روزه را در آن واجب ، و برپا شدن ( برای عبادت ) را در آن ترغیب نمودی ، و شب قدر را كه از هزار ماه بهتر است در آن بزرگ گردانیدی           حضرت امام سجاد (ع)   ثم اثرتنا به علی سائر الامم ، و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل ، فصمنا بامرك نهاره ، و قمنا بعونك لیله ، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتك ، و تسببنا الیه من مثوبتك ، و أنت الملئ بما رغب فیه الیك ، الجواد بما سئلت من فضلك ، القریب الی من حاول قربك. (صحیفه سجادیه)   سپس ما را به وسیله آن ماه بر همه امتها برگزیدی ، و به فضل و برتری آن ما را نه اهل ملتها و كیشها برتری دادی ( این بیان صریح و آشكار است در این كه ماه رمضان از خصایص پیروان دین اسلام است ، چنان كه در شرح جمله سوم از دعای چهل و چهارم به آن اشاره شد ) پس به فرمان تو روزش را روزه داشتیم ، و به یاری تو شبش را ( برای بندگی ) برخاستیم در حالی كه به روزه داشتن و برخاستن آن خود را برای رحمتت كه ما را بر آن خواسته ای درآوردیم ، و آن را وسیله پاداش تو گردانیدیم ، و تو به آنچه از درگاهت خواسته شود توانایی ، به آنچه از فضل و احسانت درخواست گردد بخشنده ای ، به كسی كه قصد تقرب به ( رحمت ) تو كند نزدیكی   .   حضرت امام سجاد (ع)   و اوجب لنا عذرك علی ما قصرنا فیه من حقك ، و ابلغ باعمارنا ما بین ایدینا من شهر رمضان المقبل ، فإذا بلغتناه فاعنا علی تناول ما أنت اهله من العبادة ، و ادنا الی القیام بما یستحقه من الطاعة ، و اجر لنا من صالح العمل ما یكون دركا لحقك فی الشهرین من شهور الدهر . (صحیفه سجادیه)   و ما را در تقصیر از ( ادای ) حق خود ملامت و سرزنش مكن ، و عمرهای ما را كه در پیش است به ماه رمضان آینده برسان ، و چون ما را به آن ماه رساندی بر انجام عبادت و بندگی كه شایسته توست یاریمان فرما ، و بر رعایت فرمانبری كه سزاوار آن ماه است برسانمان ، و عمل شایسته ای را كه سبب به دست آوردن حق توست در دو ماه ( رمضان كنونی و ماه رمضان آینده ) از ماههای روزگار برای ما روان ساز ( ما را برای بجا آوردن آن توفیق ده )       حضرت امام محمد باقر (ع)   لكل شی ء ربیع ، و ربیع القرآن شهر رمضان. (كافی ، ج 2 ، ص 630)   هر چیزی بهاری دارد ، و بهار قرآن ماه رمضان است .           آیا توبه كننده ای هست...؟ شهر الصیام (ماه روزه) عبدالرحمن بن بشیر نقل می كند امام زین العابدین(ع) در هر روز ماه رمضان این دعا را می خواند:«بارخدایا این ماه رمضان و ماه روزه است... (1) امام سجاد همچنین در صحیفه سجادیه هنگام ورود به ماه رمضان از این ماه بعنوان (شهر صیام، یاد نموده اند.صوم و صیام در لغت هر دو مصدر و به معنای امساك و خودداری از انجام كاری است. این كار ممكن است گفتن یك سخن با خوردن و آشامیدن یا راه رفتن یا تمتع و لذت جنسی یا فعل دیگر باشد. به اسبی كه راه نمی رود صائم گفته و به باد راكد نیز صوم گفته اند.   صوم و صیام از نظر شرع عبارت است از خودداری از كارهای معین در زمان معین با نیت از طلوع فجر تا مغرب مهمترین كارهادر ماه رمضان روزه است. ماه رمضان با روزه شروع می شود و باروزه پایان می پذیرد. ماه رمضان پیوند اساسی و عمیق با روزه دارد.   فراگیرترین و عمومی ترین دعای معصومین (ع) درماه مبارك رمضان در ارتباط با توفیق در روزه گرفتن در این ماه است.   در كتاب شریف مفاتیح الجنان آمده است: پیامبر گرامی اسلام در شب اول ماه مبارك رمضان می فرمودند: حمد و ستایش مخصوص خدائی است كه ما را بوسیله توای ماه مبارك  گرامی داشت. بار خدایا ما را بر روزه و قیام در این ماه نیرومند گردان.   پیامبر اسلام (ص) هنگامی كه هلال ماه  رمضان را مشاهده می كردند روبه قبله كرده می فرمودند «خدایا روزه ، نماز و تلاوت قرآن رادر این ماه روزی ما كن» (2) حضرت علی (ع) فرموده اند: « برشما باد به روزه ماه رمضان ، زیرا روزه این ماه سپر نگهدارنده از آتش جهنم است.(3)       شهر الاسلام (ماه اسلام) امام چهارم امام زین العابدین(ع) هنگامی كه شب اول یاروز اول ماه رمضان می رسید دعائی می خواندند. در بخشی از این دعا در صحیفه سجادیه آمده است:«سپاس خدائی را سزا است كه ماه خود ، ماه رمضان، ماه صیام، ماه اسلام... را یكی از راههای احسان قرار داد.»   ماه رمضان را ماه اسلام نامیده اند ؛ چون ماه طاعت و فرمانبرداری و تسلیم ، و بندگی و تعمیم و گسترش آن است . یا مقصود ماه دین اسلام است بدلیل اینكه واجب شدن روزه از مختصات امت اسلام و از خصوصیات مسلمانان است . پیامبر گرامی اسلام «ص» در استقبال از ماه رمضان بر روی منبر خطاب به مسلمانان فرموده اند : « خدای متعال شما را به ماه رمضان اختصاص داد»(4)   امام صادق (ع) فرموده اند : «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است : نماز ، زكات ، حج ، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است(5)       شهر القیام (ماه قیام ) امام علی بن الحسین زین العابدین «ع» در صحیفه سجادیه  در دعای خویش هنگام ورود به ماه رمضان ، این ماه را «شهر القیام » نامیده اند . توفیق قیام در ماه مبارك رمضان خواسته معصومین (ع) بوده است و شیعیان را هم به سوی چنین دعایی دعوت می كرده اند . پیامبر گرامی «ص » هنگام ورود ماه رمضان می فرمود:   «حمد و ستایش خدایی را سزاست كه ما را به وسیله تو ای ماه مبارك گرامی داشت ، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه ، نیرومند و توانا بگردان »   همچنین ایشان در خطبه ای در فضلیت ماه رمضان فرموده اند : ای مردم به تحقیق ماهی شما را فرا گرفت كه در آن ماه شبی است كه بهتر از هزار ماه است و این ماه ، ماه رمضان است . خداوند در این ماه روزه را واجب كرده و ثواب قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه قرار داده است .(6)   امام زین العابدین (ع ) فرموده اند : “خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان . (7)   قیام در این ماه آنقدر ارزشمند و مهم است كه امام زین العابدین (ع) در پایان ماه هنگام وداع با آن از خدا می خواهد توفیق قیام در ماه رمضان آینده را نیز به ایشان عنایت كند. اینكه ماه رمضان در بیان ائمه معصومین (ع) ماه قیام نامیده شده احتمال دارد به خاطر یكی از این موارد باشد .   1 ـ برای آن كه نمازهای مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود و سفارش زیاد بر خواندن آنها شده است . چنانكه بسیاری از علما فرموده اند خواندن هزار ركعت نماز در شبهای آن مستحب است   پیامبر گرامی ( ص) هنگام ورود به ماه رمضان می فرمودند : “ بار خدایا برای ما در ماه رمضان بركتی قرار ده . ما را بر روزه آن و نمازهای آن یاری فرما و آنها را از ما بپذیر “ (8)   مرحوم علامه مجلسی در جلد 97 بحار الانوار بابی جداگانه به همین نمازهای مستحبی ماه رمضان اختصاص داده   2ـ از آن جهت كه چون سحور و خوردن سحری مستحب است و عموم مردم در دل شب برای تصمیم بر روزه و اجابت دعوت حق بر می خیزند مرحوم شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه هم بابی تحت عنوان ( ثواب السحور ) آورده  كه در بر دارنده هفت روایت از معصومین ( ع)‌است .   3 ـ از آن جهت كه به طور كلی این ماه ماه قیام برای مبارزه با نفس و وسوسه های شیطانی و حركت در طریق سیر و سلوك معنوی و خود سازی است ـ‌كه مناسب ترین راه بركشاندن انسان به سوی مبارزات مخلصانه و فعالیتهای سیاسی اجتماعی برای خدا و در راه خداست ـ زمینه خودسازی انقلابی در این ماه بیشتر فراهم است .   استاد شهید مرتضی مطهری (ره ) در ارتباط با امتیاز بزرگ و ویژگی انحصاری نهضتهای الهی می گوید . اگر ما تاریخ را بررسی كنیم به این حقیقت می رسیم كه در نهضت های مذهبی و دینی ،  در نهضت های آسیا چنین چیزی بوده كه انبیا فرد را علیه خودش بر می انگیزند . اصلا توبه همین است توبه كه واقعا یك حالت عالی انسانی است عبارت است از قیام انسان علیه  خودش ، یك قیام اصلاحی . من مخصوصاً یك وقت تعبیرات قرآن در مورد توبه را جمع كردم دیدم تعبیرات خیلی عالی و عجیبی است . قراینن مكرر می گوید : تاب و اصلح یك قیام اصلاحی از درون انسان ، قیام وجدان انسان علیه خودش ، علیه اسراف كاریها و افراط كاری های خویش (9)       شهر التوبه ( ماه توبه ) پیامبر گرامی (ص) می فرماید (شهر رمضان شهر الله عزوجل و هوش هر التوبه) ماه رمضان ماه خدا و ماه توبه است.( 10)   در ماه رمضان هر روز این دعا را می خواندند : “ اللهم ان هذا شهر رمضان و هذا شهر التوبه “  بار خدایا این ماه رمضان و ماه توبه است (11)   رهبر كبیر انقلاب امام خمینی “ره “ در تعریف توبه در كتاب چهل حدیث چنین می نویسد “ “ توبه عبارت است از رجوع از طبیعت به سوی روحانیت نفس بعد از آنكه به واسطه معاصی و كدورت  نافرمانی نور فطرت و روحانیت ، محجوب به ظلمت طبیعت شده است “   خدای متعال توابین را دوست دارد. پیامبران همواره انسانها را به سوی توبه كه راهی به سوی تكامل و رسیدن به كمال حقیقی است دعوت كرده اند . دست كشیدن از گناه و بازگشت به راه حق ، محور عمده خودسازی و تهذیب نفس است .توبه زیباترین و رساترین نوع عذر خواهی است  .   در روایتی پیامبر گرامی اسلام فرموده اند: در شب اول ماه رمضان خدای متعال به فرشتگان فرمان می دهد بهشت را برای روزه داران از امت محمد (ص) آراسته و آماده كنید ، درهای جهنم را بر این روزه داران ببندید و تا پایان ماه باز نكنید و به جبرئیل فرمان میدهد به زمین فرود آی و راه شیاطین را بر امت محمد ببند كه نتواند ایمان و روزه آنها را فاسد كند.( 12)   اگر چه همیشه راه توبه و بازگشت به سوی پروردگار باز است اما ماه رمضان بهار توبه است . در این ماه زمینه پذیرش و قبولی آن بیشتر فراهم است .   و باز رسول الله در سخنی دیگر فرموده اند : “ خدای متعال در سراسر ماه رمضان می فرماید : آیا توبه كننده ای هست كه توبه او پذیرفته شود ؟ ( 13)   محمد مسلم ثقفی می گوید : امام محمد باقر (ع ) فرشتگان خدا در شب آخر ماه مبارك رمضان به روزه داران بشارت می دهند كه پروردگار گناهان شما را آمرزیده و توبه شما را پذیرفت ، به آینده بنگرید كه چگونه خواهید بود .(14)   ائمه معصومین تاكید بسیاری بر اهتمام به توبه در ماه رمضان كرده و در ادعیه ، توفیق توبه از پروردگار را خواسته اند .   اما زین العابدین (ع ) در دعای ماه رمضان می فرمودند : بار خدایا در این ماه جدیت و تلاش و سعی و كوشش و قدرت و نشاط و توبه را روزی من بنما . (15)   امام خمینی ( ره ) در اهمیت توبه در كتاب چهل حدیث می نویسد ای عزیز  بی اعتنا و سرسری از این مقام مگذر تدبر و تفكر در حال خود و عاقبت امر خویشتن كن و به كتاب خدا و احادیث خاتم انبیاء و ائمه هدی ، سلام الله علیهم اجمعین و كلمات علمای امت و حكم عقل وجدانی رجوع نما و این باب توبه را كه مفتاح ابواب است به روی خود بگشا و در این منزل كه عمده منازل انسانیت است وارد شو و اهمیت به آن بده و از آن مواظبت كن و از خداوند تبارك و تعالی توفیق حصول مطلوب بخواه و از روحانیت رسول اكرم و ائمه هدی سلام الله علیهم استعانت كن و به ولی امر و ناموس دهر ، حضرت امام عصر عجل الله فرجه ، پناه ببر ، البته آن بزگوار دستگیر ی ضعفا و بازماندگان می فرماید و بیچارگان را دادرسی می نماید .   ای عزیز مبادا شیطان و نفس اماره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند . وتو را از توبه منصرف كنند و كار تو را یكسره نمایند . بدان كه در این امور هر قدر ، ولو به مقدار كمی نیز باشد اقدام بهتر است . اگر نمازهای فوت شده و روزه ها و كفارات و حقوق خدایی بسیار است و حقوق مردم بیشمار است .   گناهان متراكم است و خطاها متزاحم ، از لطف خداوند مأیوس مشو و از رحمت حق نا امید مباش كه اگر به مقدار مقدور اقدام كنی حق تعالی راه را بر تو سهل میكند و راه نجات را به تو نشان می دهد.