افق آفتاب
(پنج شنبه)
******************************
گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند
******************************
به افق آفتاب
******************************
به نام ِ خدایی که جایگاه ِ بندگانش در نزد ِ او عزیز است
و سلام
******************************
به تبرک ِ همراهی ِ با دوستانی که رفیق ِ راه و طریقند
در قراری دیگر
هم قدم با شما هستیم
******************************
تا حالا دقت کردین به این که توی ِ زندگیه ماها یه سوالایی هست
که جوابشو همه میدونن
اما یه جور ِ دیگه بهش جواب میدن
******************************
مثلا اگه از هر کدوم ِ ما بپرسن که از بین ِ بچه هامون دخترمونو بیشتر دوست داریم یا پسرمونو ... حتما جواب میدیم که دختر و پسر واسمون فرقی نداره .... اما ....
اما ... حقیقتش اینه که داره
******************************
اگه ازمون بپرسن ... توجه مون به دخترمون بیشتره یا پسرمون ... حتما جواب میدیم ... که توجه مون به جفتشون یکی ِ
اما ... اما حقیقتش اینه که نیست
******************************
از نظر ِ خیلی از ما رعایته رفتار ِ مساوی بین ِ بچه هامون راحت ترین کار ِ دنیاست ، اونقدر که یه جاهایی حتی بدونه این که بهش فکر کنیم ... انجامش میدیم
اما
اما حقیقت اینه که رفتار ِ برابر و بدونه تبعیض ... خیلی هم کار ِ سختیه
******************************
حالا یه جاهایی و یه کسایی اومدن برای ِ این رفتارهای ِ نا برابرشون کلی دلیل و توجیه آوردن
این که پسر ... عصای ِ دسته
این که دختر .. محبتش قلبی تره
این که پسر .. ستون ِ خونه اس
این که دختر .. پناه ِ باباس و کلی از این حرفهایی که اصلا معلوم نیست از کجا اومده
******************************
البته .. این که هر پدر و مادری نسبته به بچه هاش چه طوری رفتار میکنه کاملا به خودشون برمیگرده
اما درنظر نگرفتنه دل ِ اون بچه ای که حقش نادیده گرفته میشه ... بی انصافیه
******************************
از هر چی که بشه گذشت از این نمیشه گذشت که
همه ما یه جایی در پیشگاه ِ خدا ... باید جوابگوی ِ همه کارهامون باشیم
کارهایی که شاید به اندازه ندیده گرفتنه حق ِ دختر یا پسرمون ساده یا پیش پا افتاده باشه .... که البته .... نیست
******************************
فکر نکنین این حرفایی که زدم ... حرفای ِ یکی – دونفره ... خیر
محتوای ِ اونچه که گفته شد ... خلاصه تماس ها و پیامک های ِ زیادی ِ که ... به برنامه ارسال شده
******************************
گله و شکایت ِ بچه هایی که از تفاوتهای رفتاری ِ پدر و مادرهاشون دلگیر بودن اما نتونستن این موضوع ُ مستقیم با اونها در میون بذارن
مثال ِ واضحش
آقا پسری ِ که به برنامه پیامک زدن و گفتن که توجه و پدر و مادرم نسبت ِ به من از خواهرم کم تره .. و توجیه شون اینه که چون دختره باید بیشتر هواشو داشت
******************************
نظر ِ شما چیه؟؟؟؟
به نظر ِ شما این به اصطلاح فرق گذاشتن ها .... طبیعی و درسته؟؟
چون خیلی از پدر و مادرها میگن که بر اساس ِ اصول ِ تربیتی این تفاوت بین ِ دختر و پسر باید باشه
اگه شما هم موافقین بگین چرا باید این تفاوتها باشه؟؟؟؟
و اگه نه و مخالفین .. باز بفرمایین که چرا؟؟؟
شاید با جواب ِ یکی از شما عزیزان این سوال ِ بزرگ از ذهن ِ خیلیا برای ِ همیشه پاک بشه
******************************
شما میتونید با ما ... با شماره تماس:
و شماره پیامک :
در ارتباط باشین
******************************
اگه راستش ُ بخواین ... من هم چندان با این مساله موافق نیستم که رفتار ِ ما با دختر و پسرمون کاملا باید عین ِ هم باشه
اما ... اما این نکته برای ِ من مهمه که ما این عین ِ هم نبودن رُ چطور تعریف میکنیم
به نظر ِ من اصل ِ رفتار ِ ما با بچه هامون نباید دچار ِ تغییر و تفاوتی باشه .... اما اگر در جزییات ِ این توجه فرق هایی دیده بشه .... چندان دارای ِ اشکال نیست
مثلا ... پسرها بیشتر از درگیر شدن با وسایل فنی احساس ِ رضایت میکنن
و دخترها ... بیشتر با مشغولیتهای ِ عاطفی و احساسی ... لذت میبرند
بر همین اساس ما با تهیه وسیله ای فنی برای ِ پسر و اسبابی عاطفی برای ِ دختر زمینه ساز ِ احساسی خوب در اونها هستیم
احساسی که از توجهی برابر اما با دو شکل ِ متفاوت منشا میگیره
******************************
بعضی از پدرها و مادرها در درک ِ توجه به پسر و دخترشون دچار سوتفاهم میشن ... اونها تصور میکنن که برای ِ ایجاد ِ روحیه ای مستقل در پسرانشون از مقطعی به بعد باید ... توجه و بذل ِ محبت به اونها رُ حذف کنن و بالعکس برای ِ شکل گیری ِ روحیه ای مناسب در دخترها اونها رُ مورد ِ محبتی بعضا بیش از حد قرار میدن
حالا شما تصور کنین که این خلاء ِ نادرست چه تاثیری در شخصیت ِ هر یک از اونها خواهد داشت
******************************
با کمال ِ ارادت و ادب عرض میکنم که خیلی از ما پدرها و مادرها ... قبل از این که شناختی نسبت به شرایط ِ وجودی و روحی ِ دختر و پسر داشته باشیم و قبل از این که از نیازهای ِ عاطفی .. فکری .. روحی و شخصیتی ِ اونها چیزی بدونیم ... خودمونو حایز ِ شرایطی کامل برای ِ پدر و مادر شدن به حساب می آریم
از توجه به این نکته غفلت نکنیم که هر کدوم از بچه های ِ ما انسانی تازه برای ِ دنیا...
همسری برای ِ کسی از این عالم
و پدر و مادری برای ِ بچه های ِ فردا هستن
نقش هایی که هر کدوم میتونه تحولی بزرگ در دنیا به وجود بیاره
پس اگر تمام ِ وقت ... اندیشه و زندگی ِ خودمونو صرف ِ پرورش ِ درست ِ بچه هامون بکنیم ... جایز و شایسته اس
******************************
بعضیا فکر میکنن با ندیده گرفتنه نیازهای ِ کوچیک یا بزرگ ِ بچه ها ... اون خواسته ها ... رنگ ِ فراموشی میگیرن و بعد از مدتی از یاد میرن ... اما .. اما ... متاسفانه در این زمینه نه تنها چیزی پاک نمیشه که بالعکس .. با گذشت ِ زمان ... بیشتر و بیشتر وسعت میگیره و ایجاد ِ مشکل میکنه
بهترین کار اینه که به محض ِ مواجه شدن با مشکلاتی اینچنینی سعی در حل ِ اونها داشته باشیم
و از اون بهتر اینه که ... قبل از روبرو شدن با این مشکلات از بروز ِ اونها جلوگیری کنیم
******************************
امام علی ع ... در کلامی تکان دهنده در حکمت ِ 14 نهج البلاغه میفرمایند: کسی را که نزدیکانش واگذارند ، بیگانه او را پذیرا میگردد
اگر دوست ندارین بچه هاتون جز شما به کسی یا چیزی تعلق داشته باشن ... مراقبشون باشین و بیشتر از همه مراقب ِ این که هیچ وقت ... در این که دوستشون دارین
تردید نکنن
******************************
ناگفته پیداست که منظور ِ از تاکید ِ درتوجه به بچه ها .... مراقبت ِ عاطفی و روحی از اونها در قالبی منطقی و متعادل ِ .... چرا که خارج شدنه این مساله از روال ِ درستش ... ورود به افراط و تفریط و قطعا رسیدن به شرایطی نامناسبه
******************************
شعر
ديــــــــــدهاى نيست نبيند رخ زيبــــــــــــاى تو را نيست گـوشى كه همىنشنود آواى تو را
هيچ دستـــــــــى نشـــــــــود جز بر خوان تو دراز كـــس نجويد به جهـــــــان جز اثر پاى تو ر ا
رهرو عشقـــــــــم و از خــــــــــرقه و مسند بيزار به دو عالـــــــــــم ندهم روى دل آراي تو ر ا
قامت ســــــــرو قـــــــــــــدان را به پشيزى نخرد آنكه در خــــــــــــواب ببيند قد رعناى تو ر ا
به كجا روى نمـــــــايد كـــــــــه تواش قبله نهاى؟ آنكه جويد به حـــــــرم، منزل و ماواى تو را
همه جـا منزل عشق است؛ كه يارم همه جاست كور دل آنكــــه نيابد به جهـــان، جاى تو ر ا
بــــــا كـــــه گويم كه نديده است و نبيند به جهان جــــــز خم ابـــــرو و جز زلف چليپاى تو ر ا
دكـــــــه علـــــــم و خرد بست، درِ عشق گشود آنكه مىداشت به سر علّت سوداى تو ر ا
بشكنــــــم اين قلـــــــم و پـــــــاره كنم اين دفتر نتـــــوان شـــــرح كنم جلـــــوه والاى تو ر ا
******************************
مناجات
خدایا تو مالک جان و تن بندگانی و همه حقایق رامی دانی و هرآنچه بخواهی بر بندگانت روا می داری .
ابد و ازل از توست و چراغ هر دانش و معرفتی از تو روشن است.
برمن سعادت شناخت و بندگی عنایت بفرما چون تو اصل کائناتی ومن ذرهای از حیات ، تو در عالم غیبی و بندگانت پر از عیب ، عیوبم را بنمایان تا در رفع آنها کوشا باشم .
در این دنیا از تو چیزی غیر از عزت و شرف و بی نیازی نمی خواهم ، تو رحیمی و رحمان من محتاجم و فقیری درمانده برسر کویت مرا دریاب و از درگاه خود مران .
بار خدايا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و دعاى مرا اجابت کنو به ندايم پاسخ گوى و به زاريهاى من رحمت آور و آوازم را بشنو.مرا ازخود نوميد مکن،رشته پيوندم را با خود مگسل و در اين نياز که اکنونمراست،يا هر نياز ديگر،به درگاه ديگرم مران.ياريم نماى که مطلبمبرآيد و حاجتم روا شود و به خواستهام برسم،پيش از آنکه اين مکان راترک گويم بدان سان که سختيها را بر من آسان سازى و در هر کار آنچهرا خير من در آن نهفته است مقدر دارى.
******************************
(جمعه)
گروه اندیشه رادیو ایران تقدیم میکند
******************************
به افق آفتاب
******************************
به نام خدایی که با او همه آرامند و مطمئن
******************************
با درود و احترام ... میهمان آستان دلهای ِ شما هستیم در اوقاتی قرین به وقت ِ وصال ِ اذان ِ ظهر
******************************
یه وقتایی و یه ساعتهایی از روز ... مثل ِ همین اوقات ... حال ِ دل ِ ما آدمها بهتره
یه جورایی خیالمون راحت تره و کمتر نگرانیم
******************************
یه وقتها و یه ساعتهایی از روز ... دلواپسی ها و ترسهای ِ زندگی کمتر آزارمون میده
******************************
ترسهایی که معمولا نمیذارن طعم ِ شیرینه اوقاتمونو بچشیم
******************************
ترسهایی که الزاما ... بد هم نیستن و یه جاهایی حتی ضروری هم به نظر میان
******************************
شما ... توی ِ زندگیتون از چی بیشتر میترسین؟؟؟
******************************
بعضیا از این که فقیر بشن می ترسن
******************************
بعضیا از این که بقیه روشون حساب نکنن میترسن
******************************
بعضیا از این که نتونن زندگیشونو بچرخونن دچار ِ ترس و اضطراب میشن
******************************
بعضیام از آینده میترسن
البته بیشتر از این که ... نمیدونن توی ِ اون آینده چه اتفاقی قراره براشون بیفته
******************************
این ترس ِ از آینده رُ کمابیش همه ماها تجربه کردیم... و روزها و شبهای ِ زیادی .. فکر و ذکرمونو مشغول ِ خودش کرده
******************************
یکی از دوستان ِ شنونده برنامه با حال و و ضعی مشابه ِ اونچه که گفتیم به برنامه پیامک زدن و گفتن که دو تا فرزند دارن و از نظر ِ مالی در سطح ِ متوسطی هستن... ایشون گفتن من ... نگرانی ِ زیادی برای آینده بچه هام دارم و نسبت ِ به آینده شون میترسم......
شما چقدر به این دوست ِ شنونده ما حق میدین؟؟؟
از نظر ِ شما ترس ِ ایشون منطقیه؟؟؟؟
اگر نه ... ایشون برای ِ غلبه به این ترس و نگرانیش چی کار باید بکنه؟؟؟؟
******************************
راستش من فکر میکنم ... کلا نداشتنه ترس و این که بعضیا میگن اصلا از هیچی نمیترسن ... چندان منطقی نیست ... چون ترس اگه تو حد و اندازه خودش باشه ... نه تنها بد نیست ... که سازنده و پیشبرنده هم هست ... چون ... بعضی وقتها ما ... تا از چیزی نترسیم .. سعی در شناخت و فهمیدنش نمیکنیم و تا وقتی که نشناسیمش نمیتونیم اونچنان که باید باهاش مواجه بشیم
پس ... الزاما ... ترس چیز ِ بد ینست
بخصوص اگر ما رُ به حرکت و تکاپو بندازه
******************************
یه سری چیزا توی ِ زندگیه ماها هست که نه میشه ندیدشون گرفت ... نه میشه ازشون فرار کرد ...
یه چیزایی که اول و آخر توی ِ زندگیه ماها اتفاق میافتن و چه بخوایم و نخوایم باهاش روبرو میشیم
یه چیزایی مثل ِ آینده
که شاید حالا حالاها نه .. اما بالاخره ... اتفاق میافتن
ترس ِ از آینده ... از همین تصورات منشا میگیره ... از این که سعی کنیم بهش فکر نکنیم و تا اونجایی میشه ازش فرار کنیم
اما .. اما همه ما خوب میدونیم که اون آینده بالاخره میرسه و چون مهیاش نیستیم ازش میترسیم
******************************
ما از آینده میترسیم ... چون نمیدونیم چی قراره برامون اتفاق بیفته
اما شاید ترسمون یه کم کمتر بشه ... وقتی بفهمیم که توی ِ این دنیا هیچ کس نمیدونه که آینده اش چی میشه
البته اینجا یه نکته کوچیک وجود داره ... که خیلی مهمه
اون هم این که ... اینده ما امتداد ِ همین روزهای ِ حال ِ ماست
یعنی ... اگر اتفاق ِ خاصی نیفته .. ما دقیقا به همون جایی میرسیم که زندگهامونو براش تنظیم کردیم
مثلا ... آینده کسی که ولخرج ِ بدهکاری و گرفتاری ِ
آینده کسی که تلاشی برای ِ زندگیش نداره .. شکسته
آینده کسی که درس نمیخونه ... عدم ِ موفقیته
این خیلی غیر منطقیه که ماها .. روی ِ یه راه ِ غلط پا بذاریم و توقع داشته باشیم که به یه مقصد ِ درست برسیم و هی وسطش هم بگیم که ما از آینده میترسیم
این جور ترسها هیچ راه حلی نداره
******************************
خدا همه رفتگان ُ بیامرزه من پدربزرگی داشتم که همیشه دلش آروم بود
هیچ وقت ندیدم از زندگیش گله و شکایتی داشته باشه
و هیچ وقت ندیدم که مضطرب و دلواپس باشه
یادمه این آخریا یه روز ازش پرسیدم که چه جوری انقدر آرامش داره
گفت: من همیشه هر کاری رُ که باید انجام بدم .. انجام میدم ... توش کم وکسری نمیذارم
و بعدش هم ... همه چی رُ میسپارم به خدا
چون مطمئنم اون تلاش ِ منو دیده و نمیذاره که کار ِ من به نتیجه خوبی نرسه
این حرف ِ ساده پدربزرگم ... همون توکل ِ
این که ما ... هر کاری رُ که باید به حد ِ توان انجام بدیم و نتیجه رُ به خدا بسپاریم
این جوری دیگه نه نگرانی ای میمونه
نه ترسی
******************************
یکی از راههایی که میشه از اضطراب ِ آینده خلاص شد اینه که ما مسئولیته همه چی رُ قبول نکنیم و بذاریم دیگران هم یه سهمی داشته باشن
ماها به عنوان ِ همسر ....
فرزند ...
خواهر و برادر ..
پدر و مادر
و حتی دوست
یه وظایف و تعهدهای رو دوشمونه
وظایفی که نباید توی ِ انجامشون کوتاهی کنیم
اما
... اما اگه به قدر ِ بضاعتمون .. تلاشمونو کردیم ... دیگه بقیه اش با ما نیست
یادمون نره که ما نمیتونیم برای ِ همیشه با کسایی که دوستشون داریم باشیم و نمیتونیم همیشه مراقبشون باشیم
تا یه جایی این وظیفه با ماست اما .. از یه مقطعی اونها خودشون باید مسئولیتها رُ قبول کنن
و خوب یا بد شدنه شرایط و اوضاع دیگه هیچ ارتباطی به ما نداره
اما حساب ِ محبت جداست
اما همین محبت هم باید در سایه منطق باشه
******************************
ترس و نگرانی ِ افراطی ... مال ِ اوناییه که یا خیلی ضعیفن
یا خودشون خوب میدونن که خوب عمل نکردن
و گرنه کسی که کاراشُ درست انجام داده و به خودش مطمئنه هیچ وقت نگرانه چیزی نیست
******************************
یکی از راههایی که میشه از آینده نترسید
اینه که ما خودمونو و عزیزامونو برای ِ شرایطی که احتمال میدیم اتفاق بیفته ... آماده کنیم
حتی بهترش اینه که دقیقا فکر کنیم که چی توی ِ آینده نگرانمون میکنه و کاملا برای ِ همون اتفاق خودمونو آماده کنیم
******************************
یه راه ِ بهتر ِ و از نظر ِ من بهترین راه ِ نگران نبودن برای ِ آینده اینه که خیلی هم ... همه چی رُ سخت نگیریم و اجازه بدیم کمی هم اتفاقات با روال ِ سادهء خودشون پیش برن
******************************
شعر
دل كـه آشفته روى تو نبـــــاشد، دل نيست آنكـــــــــه ديوانه خال تو نشد، عاقل نيست
مستــــى عاشق دلباخته از باده تــــوست بجــز اين مستيم از عمر، دگر حاصل نيست
عشق روى تــــــــو دريـــن باديه افكنــــد مرا چه تــوان كرد كه اين باديه را ساحل نيست
بگــــــــــذر از خـــويش اگر عاشقِ دلباختهاى كه ميـــان تو و او، جز تو كسى حايل نيست
رهرو عشقى اگر، خــرقـــه و سجــــــّاده فكن كه بجــز عشق، تو را رهرو اين منزل نيست
اگر از اهل دلــــى صــــوفى و زاهـــــــد بگذار كه جـــز اين طايفه را راه درين محفل نيست
برخَمِ طــــــــــــــــــرّه او چنگ زنـم، چنگ زنان كه جز اين حـــــــــاصل ديوانه لايعقل نيست
دست مـــن گير و از اين خرقه سالوس، رهان كه در اين خــــرقه بجز جايگــه جاهل نيست
علم و عــــــــــرفان به خــــــرابات ندارد راهى كه به منزلگـــــــــه عشّاق ره بــاطل نيست
******************************
مناجات
اى خداوند من،با رغبتى تمام آهنگ توکردم و با اعتماد به تو روى اميد به درگاهت آوردم و دريافتم که هر چهفراوانتر از تو خواهم باز هم در برابر توانگريت نا چيز است و بخششرا هر چه فزونتر خواهم در برابر گشادگى باب عطايت باز هم حقيراست و کرم تو از سؤال هيچ سائلى به تنگنا نمىافتد و دست عطاى توفراتر از هر دست ديگر است.
******************************