به نام ِ خدا و سلام

**********************************************

دقایق ِ شبانه برنامه رُ با ما باشید چون نَقل ِ امشب ِ ما حرفهایی که میدونم واسه همه شما آشناست

**********************************************

توی ِ این دنیا هر کدوم از ما فکر میکنیم که همیشه حق با خودمونه

به همه چی از چشم ِ خودمون نگاه میکنیم و دوست داریم که بقیه هم از چشم ِ ما به همه چی نگاه کنن

که این دقیقا میشه اول ِ گرفتاری

گرفتاری ای که شاید متوجه نشیم که از کجا شروع شده

ماها یه جاهایی یادمون میره که توی ِ زندگی به جای ِ من و تو و او و آنها

حق به اون کسی ِ که درست میگه

با کسی که حرفش به خدا و لبخند ِ خدا نزدیک تره

*************************************************

امشب با یه شادی ِ بزرگی که دلهامونو پر کرده میزبان ِ شما هستیم

با شادی ِ خاطره روز ِ خوب ِ پیروزی

22 بهمن

که آرزو میکنیم ، حس ِ افتخار و موفقیت و پیروزی در همه روزها و سالهای ِ این وطن ِ عزیز مستدام باشه

*************************************************

(داستان)

چند روز قبل وقتی رفتم خونه آقاجون دیدم مریم... خواهرم با شوهرش مجید هم اونجان ...

آقاجون داشت توی ِ باغچه چند تا پیاز لاله واسه عید میکاشت

مریم مثلا داشت کمکش میکرد اما یه ریز حرف میزد آقا مجید همه یه کم اون طرف تر حواسش به امیر بود تا خودش ُ با آب ِ سرد ِ حوض خیس نکنه

مریم گفت: دیروز بالاخره بعد از کلی این در و اون در زدن وام ِ شرکت ِ مجید اینا جور شد اینجوری اگه وام ِ بانک هم جور بشه میتونیم یه خونه بزرگتر بخریم

اما بعدش خدا به دادمون برسه چون دیگه هر چی درمیاریم باید بدیم قسط ِ واممون

اینجوری که من حساب کردم 25 سال طول میکشه که واممون تسویه بشه

من نگاهی به مجید کردم... مجید طفلک شونه هاش ُ انداخت بالا

راستش من خواهرم ُ خوب میشناختم میدونستم که این بلندپروازیها کار ِ اونه نه مجید اما ... نمیتونستم چیزی بگم چون میترسیدم که خودش یا شوهرش ناراحت بشن

مریم دوباره گفت: من تصمیم گرفتم برای ِ امیر یه جایی سرمایه گذاری کنم ...

هنوز حرفش تموم نشده بود که یدفعه آقاجون گفت: واسه چی؟؟ .. واسه این که نکنه سی سال ِ دیگه از زندگیش راضی نباشه

نکنه چیزی بخواد که نتونه بخره

اخه باباجان این حرفا چیه که تو میزنی .....

مریم که یه کم هاج و واج شده بود گفت: خب واسه خوشبختیش میگم

آقاجون گفت: خوشبختی ِ اون بچه چیه؟؟؟ غیر ِ اینه که اون دوست داره توی ِ این سن و سال به جای ِ مهد کودک پیش ِ تو باشه

غیر ِ اینه که به جای ِ خونه بزرگ به یه خونه کوچیک اما گرم هم راضی ِ

غیرِ این که اون محبت ِ شمار ُ میخواد نه امکاناتتون رُ

تو اینجوری حق ِ این بچه رُ هم از بین میبری

مریم ساکت بود

آقاجون گفت : من مخالف ِ تامین کردنه ضروریات ِ زندگی نیستم اما این دوره و زمونه یه جوری شده که جوونا خودشونو از خیلی از حق ها و چیزهایی که میتونن داشته باشن محروم میکنن تا مثلا توی ِ آینده ای که معلوم نیست کِی باشه خوشبخت بشن

بابا جان خوشبختی ِ یعنی استفاده همین حالا از همه چیزهایی که خدا حق ِ استفاده شُ بهت داده

یه وقتی هست که آدم توی ِ اوضاع ِ بدی گیر کرده اون موقع معلومه که باید تلاش کنه و به چیزی که حقش ِ برسه

اما یه وقتی هست که آدم هر چیزی که باید رُ به قدر ِ کفایت داره اما به حقش از زندگی راضی نیست و همیشه بیشتر میخواد

بیشتر خواستنی که جز گرفتاری نیست

حق ِ همه ما یه زندگی ِ ساده و آروم و خوبه

نه یه زندگی ِ مجلل

حق ِ همه ما با هم بودن و دوست داشتنه همدیگه اس ... نه این که انقدر از هم دور بشیم که دیگه همدیگه رم نشناسیم

حق ِ همه ما بهره مندی از نعمتهای ِ خداست اما به شرط ِ قانع بودن و بخشش داشتن

مریم هنوز ساکت بود که آقاجون گفت: بعضیا نمیدونن از زندگی چی میخوان و حقشون چیه و اون وقت مدام به اسم ِ حق ِ زندگی میدوئن و هیچ وقت هم نمیفهمن که حقشون از زندگی همین روزایی بوده که توی ِ دوییدن گذشته

خدا به همه بنده هاش به اندازه ای که خوش و خوشبخت باشن میبخشه اما دریغ که بعضی از ما راضی نیستیم وهی بیشتر میدوییم

بیشتر میدوییم و آرامشمون کمتر میشه

مجید که تا اون موقع ساکت بود گفت: قربونت آقاجون ... به خدا منم این چیزا رُ بهش گفتم

بهش گفتم که به جای ِ این همه قسط و دوندگی دلم میخواد کمتر داشته باشم اما خیالم راحت باشه

دلم میخواد وقتم ُ به جای ِ اضافه کار با بچه ام بگذرونم

دلم میخواد از زندگیم همین جوری که هست لذت ببرم

این بار آقاجون ساکت بود و به مریم نگاه میکرد

شما چی فکر میکنین ؟؟؟؟

به نظر ِ شما ما چطوری میتونیم توی ِ زندگیمون جوری رفتار کنیم که هیچ حقی از خودمون و دیگران رُ تضییع نکنیم؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

****************************************************

هجرت از تولد مهمتر است. چرا هجرت پیامبر مبدأ تاریخ شد؟

آری هجرت مهم تر است و ما مهاجران بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت هستیم.

شهید سید یحیی دلدار بناب

*******************************************************

این که ماها همیشه حق ُ به خودمون میدیم یه مساله ای که خیلی رایج ِ

و شاید مهم ترش اینه که اتفاقا اونایی که همیشه حق ُ به خودشون میدن ، فکر میکنن که اصلا اینجوری نیستن و همیشه حق ُ به جای ِ خودشون به دیگران دادن

متاسفانه این یکی از اون واقعیتهایی که از اساس اشتباهه

توی ِ زندگی هیچ وقت نمیتونی همین جوری و از روی ِ احساس و هیجان بگی که حق با کیه

اصلا پیدا کردنه این که حق با کیه خیلی سخته

آدم باید منصف باشه

منطقی باشه

صاحب ِ آگاهی باشه

بدونه تعصب و جانبداری فکر کنه

خودخواه نباشه

خدا رُ در نظر بگیره

تا بتونه بگه که حق با کیه

تازه اون موقع هم خیلی نمیشه مطئن بود چون هیچ کدوم از ماها هیچ وقت نمیتونیم از همه چی خبر داشته باشیم و به همه چی اشراف داشته باشیم

اینو واسه این گفتم که بدونیم حتی با رعایته همه اینا نمیشه مطمدن بود چون حق و این که حق با چه کسی ِ جز اون چیزایی ِ که خیلی باید توش دقیق بود

حقی که اگه خدایی نکرده توش کوتاهی ای بشه دین ِ سنگینی به گردن ِ آدم میاره

******************************************************

 

انقلاب ما برگرفته از نهضت عاشوراست -امام خمینی (ره

۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلام مبارک باد

***************************************************

اونایی که صاحب نفسن

اونایی که صاحب ِ تجربه ان

اونایی که مویی توی ِ این دنیا سفید کردن

خیلی توی ِ این قصه که حق با کیه وارد نمیشن

اونا فقط حواسشون به خودشونه به این که کارای ِ خودشونو درست انجام بدن و خدایی نکرده حقی رُ از کسی تضییع نکنن

همین

واقعا اگه هر کدوم از ما اینجوری زندگی میکردیم دنیا گلستان بود

*****************************************************

بعضیا همیشه فکر میکنن که بقیه حقشونو زیر ِ پا گذاشتن

واسه همین به همه بدبینن

هیچ کسی رُ دوست ندارن و قدمی هم برای ِ کسی برنمیدارن

شاید این چیزی که میخوام بگم یه کم عجیب باشه اما .... این خود ِ ما هستیم که اجازه میدیم دیگران حقمونو زیر ِ پا بذارن

خودمون با رفتارهایی که شاید چندان هم درست نباشه

با تعارفات ِ نابجا

با محبتهای ِ بی دلیل

با کوتاه اومدنهای ِ غیر ِ منطقی

ماها بعضی وقتها یادمون میره که حق ِ هر کسی توی ِ این دنیا محفوظه

مگه این که خودش نخواد که این حق محفوظ باشه

***************************************************

البته باید یه چیز ِ مهمی رُ هم بگم و اون هم این که توی ِ زندگی گاهی اوقات بعضیا ندونسته

و بعضیام دونسته و حتی برای ِ این که مار ُ آزار بدن حقمون رُ زیر ِ پا میذارن

اینجا اگه واقعا قصه ، قصه ندونستنه باید طرفمون رُ ببخشیم چون قصد و عمدی در کار نبوده

و اگر قضیه اذیت و آزار ِ باید کاملا حساب شده عمل کنیم

میگم حساب شده چون بعضی وقتا بعضی از ماها توی ِ یه همچین شرایطی با وجود ِ این که حق داریم دست به یه کارایی میزنیم که به جای ِ حل کردنه مشکل بیشتر گره بهش میندازه و

گاهی حتی به هیچ نتیجه ای هم نمیرسه که حتی مساله رُ پیچیده تر هم میکنه

خدا همیشه به ما گفته که تا جایی که میشه نسبت ِ به دیگران گذشت داشته باشیم

و از خودمون بگذریم

اما این گذشت ، مرزش تا جایی که ارزشها و هویت ِ خودمون زیر ِ سوال نره

چون بودن ، زندگی کردن و خوب زندگی کردن البته مطابق با اونچه که رضایت ِ خداست حق ِ همه ماست

********************************************************

یکی از بزرگترین گرفتارهای ِ ما توی ِ خونه هامون اینه که آقای ِ خونه حق ُ به خودش میده و خانم ِ خونه به خودش

و یه جاهایی حتی بچه ها هم طرف ِ سوم ِ این قصه میشن

مطمئن باشید تا وقتی که قراره حق فقط به یه نفر برسه هیچی حل نمیشه

راه ِ حل اینه که بدونیم حق ... همیشه با همه اس

با همه و به نسبتی برابر

البته شرایط ِ سنی و عقلی و عاطفی هر کدوم از ما توی ِ اندازه این سهم خیلی اثر داره

چون مطمئنا سهم ِ یه پدر به اندازه سهم ِ یه بچه دو ساله نیست

*******************************************************

میگن اگه آدما بتونن خودشونو جای ِ همدیگه بذارن

راحت تر میتونن بفهمن که کجاها حق با خودشونه و کجاها با دیگران

*****************************************************

برای ِ فهمیدنه حق ... باید همه رُ دوست داشت

ادمهایی که فقط به خودشون فکر میکنن هیچ وقت نمیتونن محک ِ خوبی برای ِ حق باشن چون اونها همیشه خودشون وسط ِ این دایره حق و حقیقتن

******************************************************

بعضیا خیلی از حق و رعایته حق و حقوق ِ دیگران صحبت میکنن

اما مساله اینجاست که حق و حقیقت بیشتر از این که گفتنی باشه ، عمل کردنی ِ

************************************************************

میگن آمای ِ منصف محک ِ خوبی برای ِ حق هستن

آدمایی که میتونن همه رُ به یه چشم ببینن و یه جاهایی برای ِ ادای ِ حق حتی از خودشونم بگذرن

***********************************************************

میگن آدما باید همیشه سعی کنن که حقشونو یگیرن

اما توی ِ زندگی یه وقتایی یه شرایطی پیش میاد که حساب و کتابش خیلی خاص میشه

یه وقتایی که اتفاقا بهترین کار اینه که تو از حق ِ خودت برای ِ دیگری بگذری

مثل ِ اون کسی که توی ِ مسابقه برای ِ خوشحالی ِ دوستش به جای ِ اول شدن دوم میشه

مثل ِ اون کسی که برای ِ یه نیازمند از نوبت ِ وام ِ خودش میگذره

مثل ِ اون کسی که بخاطر ِ مستاجرش از اجاره اش میگذره

مثل ِ اون کسی که برای ِ هدیه کردنه زندگی به دیگران از عزیز ِ خودشون میگذرن

از عزیزی که اعضای ِ بندنش رُ به دیگران هدیه میکنن

و مثل ِ همه شهدایی که از حق ِ زندگی ... حق ِ ارزوها و دوست داشتنیهاشون گذشتن تا مردم ِ وطنشون آسوده تر و در استقلال و ازادی زندگی کنن

***********************************************************

کاشکی

کاشکی ما باور میکردیم که محال ِ توی ِ زندگی همیشه حق فقط با یه نفر باشه

کاشکی ما باور میکردیم که زندگی یعنی سهم و حقی برابر برای ِ همه از زندگی

کاشکی ما باور میکردیم که خدا یه وقتایی ما رُ سر ِ این که میتونیم از حقمون بگذریم یا نه امتحان میکنه

کاشکی ما باور میکردیم که هیچ کدوم از ما صد در صد نمیتونیم بگیم که حق با کیه .. و اینو باید به خدا بسپاریم

کاشکی ما باور میکردیم که حق داشتنه فقط یه فرصته یه فرصت که باید ازش برای ِ بهتر بودن استفاده کردن

*********************************************************

وقتی حق وجود داره

ناحقی هم هست

فقط باید طوری دلامونو با خدا محکم کنیم که از ناحقی ها نترسیم

خسته نشیم

و هم چنان خوب باشیم

چون گاهی بعضیا وقتی بهشون ناحقی میشه بر ای ِ این که دلشونو آروم کنن شروع میکنن به ناحقی

و وقتی بهشون میگی چرا

میگن : مگه به ما ناحقی نشده .... چرا ما ناحقی نکنیم

یادمون باشه که بدی رُ با بدی جواب نمیدن

رعایته حق و انصاف بخصوص در بر ابر ِ کسی که به ما بدی کرده خیلی بیشتر و بهتر جواب میده

**********************************************************

واقعیتها را باید آنگونه که هستند ببینیم و نه آنگونه که ما دوست داریم باشند ....... .

اگر که بدنبال حقیقت هستیم

***************************************************

(برای شهدا)

حق ِ شهدا همیشه به گردن ِ ماست

حق ِ کسایی که حق داشتن زندگی کنن

حق داشتن روزهای ِ قشنگ ِ زندگی رُ ببینن

حق داشتن به آرزوهاشون برسن

اما ...... اما برای ِ این گه حقیقت ِ حق .... پنهان نشه

از جانشون گذشتن

اونها رفتن تا حق و حقیقت باقی بمونه

************************************************

(برای ِ حضرت امام رضاع)

سرزمین من ..... میراثی دارد ... از جنس آسمان ...

میراثی ... که نشان محبت خدا ... در زمین است....

میراثی جاودانه ... که ....که آرام دل مردم من است ....

میراثی که تا همیشه .... دلهایمان ... به وجودش ... آرام است و مطمئن ...

میراثی ... به نام ... رافت مولایی مهربان ....

به نام محبت امامی غریب ... اما ... غریب نواز ...

السلام علیک یا امام الرَئوف

یا علی بن موسی الرضا

*********************************************

(برای حضرت مهدی عج)

اینجا .... سالهاست .... که ما ... چشم به راه ... میمهانی عزیزیم....

اینجا ... سالهاست .. که بادها.... به وزش هر روز شان ...گرد و غبار زمین را .... برای آمدن مهمانی عزیز .. از راه .. کنار میزنند....

اینجا سالهاست .... که باران ... به بارش هر روزش ... دنیا را ... برای آمدن مهمانی عزیز ... به طراوت می رساند...

اینجا سالهاست .... که عالم ... مهمان نوازی از آن .. مهمان غریب را تمرین میکند ...

خدایا .... تو مهمان نواز ترینی ....

.. به رسم خدایی ات .... راه مهمان نوازی از او را به دلهایمان بنشان ... تا ... شاید .... شایسته مهمانی .. چون او شویم....

مهمانی .. عزیز ... چون .... مهدی روحی فداه

******************************************************

(خداحافظی)

برای ِ آخر حرفی نیست جز امید ِ این که باور کنیم با دیدنه حق ِ دیگران ... حق ِ ما هم بیشتر و بهتر رعایت میشه

تا قراری دوباره خداحافظ

******************************************************