Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Calibri; mso-bidi-theme-font:minor-latin;}

به نام خدا و سلام

***************************************************

در اولین دقایق از ماه ِ  زمستونی ِ بهمن با شما هستیم و آرزو میکنیم که دلهای ِ همه مردم ِ ایران گرم باشه

گرم از آرامش و آسایش و خوشبختی ای که به دست ِ خودمون میسازیمش

خوشبختی ای که یه جاهایی توی ِ گوش دادن به حرفهای ِ خودمونه و یه جاهایی به حرفای ِ دیگران

**************************************************

ولی ..... ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا ، بعضی از ما دونسته و یه وقتایی هم ندونسته روی ِ حرفای ِ خودمون اصرار میکنیم

و اصلا حاضر نیستیم که فکر و نظر ِ دیگران ُ توی ِ کارهامون شریک کنیم

شراکتی که مطمئنا بیشتر از هر کسی

به نفع ِ خود ِ ماست

***************************************************

به نظر ِ شما اشکال و ایراد ِ مشورت چیه که خیلی از ماها زیر ِ بارش نمیریم و کلا ازش فرار میکنیم؟؟؟؟

********************************************************

لطفا از هر کجای ِ ایران که شنونده ما هستید ، تا آخرین دقایق شریک ِ لحظه های ِ ما باشید

**********************************************************

(داستان)

راستش من اگه بخوام صادقانه حرف بزنم باید بگم که یه جاهایی نمیتونم قبول کنم که از دیگران سوال کنم و ازشون مشورت بخوام

مساله ای که یه جاهایی خیلی برام گرون تموم شده ، راستش شما که غریبه نیستین ، من یه جاهایی فکر میکنم با سوال کردنه از دیگران جلوشون کم میارم

احساسی که آقاجون میگفت: یه گرفتاری ِ فکری ِ و اصلا واقعیت نداره

آقاجون میگفت : بعضی از کسایی که نمیتونن با بقیه مشورت کنن گرفتار ِ خودشونن ، یه گرفتاری که نمیذاره از فکر ِ بقیه استفاده کنن

آقاجون همیشه میگه هر سری یه عقلی داره و اون کسی که توی ِ کاراش از بقیه مشورت میگیره حتما به تصمیم های ِ بهتری میرسه

شاید اگه من بچه آقاجون نبودم و باهاش زندگی نکرده بودم باور ِ این حرفاش و درستیشون برام سخت بود

چند روز ِ پیش رفته بودم مغازه چند  روزی میشد که آقاجون ُ ندیده بودم

کمرش ُ روی ِ میز دولا کرده بود و داشت چوب ُ سنباده میزد

وقتی رفتم تو، فهمیدم که داره روی ِ قاب ِ چوبی کار میکنه .... یه قابی که کلی ظریف کاری داشت

دو تا چایی ریختم و رفتم پیشش ُ و گفتم : آقاجون بیاین چایی

اومد کنارم ُ و استکان ِ چایی رُ ازم گرفت و گفت: وقتی داشتی میاومدی مغازه اوس حبیب باز بود

گفتم : همون میز و صندلی کاره رُ میگین؟؟

گفت آره

گفتم بله

گفت: امیرم توی ِ مغازه بود

گفتم: همون پسره که تا دو ماه پیش شاگردتون بود

گفت: آره

گفتم : دیدمش اتفاقا براتون سلام رسوند

آقاجون با شنیدنه این حرف ِ من رفت سمت ِ تلفن

گفتم: چیزی شده آقاجون؟

بهم گفت: توی ِ این تابلو اِ یه گل ِ ظریفی هست که من نمیدونم چه جوری باید درش بیارم، میخوام از امیر سوال کنم ، بهم بگه

من هاج و واج گفتم: شما با این همه سابقه میخوای از شاگردت سوال کنی .... صورت ِ خوبی نداره

آقاجون گفت: اون وقتا که امیر پیشم بود این نقش های ِ ظریف ُ خیلی خوب درمیاورد

گفتم: اگه امیر به کسی بگه چی؟؟

آقاجون گفت: چی رُ بگه؟

گفتم:این که شما ازش راه و چاه ِ کارت ُ پرسیدی

آقاحون یه جوری نگام کرد و گفت: این حرفا یعنی چی؟؟؟ مردم ِ این بازار هم منو خوب میشناسن و هم امیر ُ

بعدشم بره بگه، مگه با این حرفا من کوچیک میشم و یا مثلا با نگفتنش بزرگ..... این فکر و خیالا چیه که تو سر ِ تواِ

باباجان مگه میشه که یه آدم همه چی رُ بدونه و یا از عهده هر کاری بربیاد

اگه قرار باشه که هیچ کس از هیچ کس مشورتی نگیره که زندگی و کار ِ آدما نمیچرخه

 

خلاصه آقاجون زنگ زد و امیر پنج دیقه بعد اونجا بود .... اتفاقا وقتی داشت روی ِ تابلوی ِ آقاجون کار میکرد ، اوس حبیب هم اومد توی ِ نجاری و آقاجون همه چی رُ بهش گفت

وقتی داشتن از مغازه میرفتن بیرون

اوس حبیب اومد نزدیک ِ من و اقاجون ُ گفت: با دیدنه کار ِ امروزش ازش مطئن شدم ، فکر کنم دیگه وقتش ِ که بهش اجازه بدم اونم با ما میز و صندلی بسازه

 

اوس حبیب که رفت آقاجون گفت: مشورت یه معامله دو سر سود ِ ، یه معامله که توش هیشکی ضرر نمیکنه

 

به نظر ِ شما بزرگترین فایده مشورت چیه؟؟

مهم ترین جایی که شما توی ِ زندگیتون از دیگران مشورت گرفتین و اتفاقا موفق هم شدین کجا بوده؟؟؟

شماره تماس:

شماره پیامک:

***********************************************************

یکی میگفت : وقتی میخوای بار ِ سنگینی رُ جابجا کنی ، اگر از تحمل و توانت خارج باشه ، کسی یا کسانی رو برای کمک صدا می کنی ...

اما عجیبه که بعضی از ما  زیر بار بسیار سنگین برخی مسایل به ظاهر غیر قابل حل زندگی در حال خرد و له شدن هستیم  ولی درخواست مشورت یا کمکی هم از کسی نمیکنیم

نه از خدا  و نه از بنده خدا ...

به نظر ِ شما مشورت  و حل شدنه گره های ِ زندگی از

کمک نگرفتن و نپرسیدت و موندنه توی ِ مشکلات ، خیلی سخت تره

*********************************************************

مردى با یکى از دوستان خود مشورت کرد که فلانى از من پول قرضى مى‏خواهد، آیا صلاح مى‏دانى به او پول قرض بدهم؟

گفت: بلى، خیلى بجاست.

آن مرد پرسید: چرا؟

گفت: چون اگر شما به او پول قرض ندهید، سراغ من مى‏آید

*********************************************************

امیر بلاغت حضرت علی ع میفرمایند:

با دروغگو مشورت نكن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور

***********************************************************

مشتاق بودنه ما به گرفتنه مشورت از دیگران نباید باعث بشه که توی ِ انتخاب ِ کسی که ازش راهنمایی میخوایم دقت نکنیم

چون راهنمایی آدم نامناسب ، چیزی جز چاهنمایی نیست ...

پس

باید در انتخاب دوست و مشاور دقت کرد.

******************************************************

هیچکس قفل بدون کلید نمیسازد

بنابراین خدا مشکلات رُ بدون راه حل قرار نداده

فقط گاهی کلید ِ مشکلات ِ ما نه دست ِ خودمون که توی ِ فکر و مشورت گرفتنه از دیگرانه

****************************************************

بعضی وقتها قصه مشورت مهم تر از بقیه اوقات میشه

مثل ِ وقتی که میخوای ازدواج کنی

دوستی میگفت:

هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت!

*****************************************************

شاید برای ِ شما هم قابل ِ توجه باشه که مشورت یکی از امور ِ بسیار سفارش شده در دین ِ اسلام ِ

و حضرت پیامبر ص در این امر الگو و سرمشق بودن تا جایی که در شرایط ِ مهم حتی وقتی نظر ِ جمع مخالف ِ نظر ِ ایشون بود

حرف ِ دیگران رُ میپذیرفتن

در جنگ احد پیامبر صلى الله علیه و آله شورایى تشکیل داد و درباره این که براى جنگیدن از مدینه بیرون  بروند یا در خود مدینه سنگر بگیرند مشورت نمود. نظر شخص پیامبر صلى الله علیه و آله و عدّه‏اى دیگر سنگربندى در مدینه بود. ولى اکثر جوان‏هایى که از یاران پیامبر بودند به بیرون رفتن از مدینه تمایل نشان

دادند و گفتند: یا رسول‏الله صلى الله علیه و آله ما تابع شما هستیم ولى چون از ما نظر خواستید عقیده  ما بیرون رفتن است.

پیامبر صلى الله علیه و آله رأى جوانان پرشور و مؤمن را بر رأى دیگران و حتى بر رأى خود مقدّم داشت  و سلاح برداشت و عازم جبهه نبرد شد. جالب این که  آیه  مشورت در قرآن ، پس از شکست در جنگ ِ  احد نازل شد

*****************************************************

در حدیثى از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند:  هیچكس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأى، خوشبخت نشده است"

****************************************************

البته ناگفته پیداست که هر کسی نمیتونه طرف ِ مشورت ما قرار بگیره

چنان كه على (ع) در نامه 53 مى فرماید: با سه طایفه مشورت نكن: با هیچ بخیلی مشورت مکن، که تو را از فضل و بخشش باز می دارد و از فقر و نیاز می ترساند ..... و نه با هیچ ترسویی، که تو را از اقدام در امور سست می سازد..... و نه با هیچ حریصی، که به ناروا حرص و آز را در نظرت می آراید

***************************************************

رسول اكرم صلى الله عليه و آله میفرمایند: هيچ كس از مشورت بى نياز نيست

*************************************************

آیا می دونید به همون اندازه که  انسان به طور فطری محبت پذیر، تشویق پذیر و تأییدپذیر ِ ، مشورت پذیر هم هست؟

آیا می دونید تبلور اندیشه ها در سایه رایزنی و مشورت، اعتماد به نفس رُ  فزونی می بخشه و حرمت نفس رُ بالا می بره؟

*****************************************************

مشورت، یعنی گلچین کردن اندیشه دیگران برای پیشبرد بهتر کارها

هر که بی مشورت کند تدبیر

غالبش بر هدف نیاید تیر

*********************************************************

میگن که: "با کسی مشورت کن که، اینا رو داشته باشه:

عاقل باشه،

علم داشته باشه،

تجربه داشته باشه،

دور اندیش باشه

و آخریشم این که خیرخواهت باشه..." چون  تا خیر تو رو نخواد نمیتونه کمکت کنه و شاید زمینتم بزنه!

************************************************************

یکی از یارای پیامبر ص اومدند پیش ایشون و سوال کردن که: با جَــووُن مشورت کنیم یا با پـیــــر؟

پیامبر ص فرمودن: اول با جَووُن مشورت کن!

از پیامبر ص پرسید چرا؟؟؟

پیامبر گفتند: چون جَووُن ذهن تیزی داره! دیدِش هم باز تره!!!! و بهمین خاطر راه های مختلفی میذاره جلو پات!!! فرمودن: اول سراغ جَووُن برو مشورت کن اما به مشورتش عمل نکن!!!

مشورتشو ببر پیش پیر!!!! و از اون بخواه  که بهت بگه چیکار کنی!

****************************************************************

(برای ِ شهدا)

در سرزمین من ... تنها ... خاطره هاست... که به قاب جاودانگی میرسد .....

و شاید ...

و شاید .... برای همین است ... که ما ... نام ِ خاطره های ... جاوید وطنمان را .... بر کوچه های شهرمان ... گذاشته ایم .....

تا ....

تا ... همه بدانند ... که گذر به گذر این شهر ... به نام و خاطره جوانمردانش شهره است ....

به نام و خاطره ... جوانمردانی ... که اعتبار این خاک ... در ... گذرهای آسمانند ....

*************************************

(حضرت امام رضاع)

وقتی نام ِ تو می آید ... من دستهای ِ خالی خود را میبینم و مهربانی ِ تو را که نهایتی ندارد

وقتی نام ِ تو می آید .. من .. کوچکی ِِ خودم را میبینم و بزرگی تو را که در اوجی اعلاست

وقتی نام ِ تو می آید .. من کسانی را میبینم که در طریق ِ مهر از من جلوترند

و قدم های ِ من هیچ وقت به آنها نمیرسد

اما .. اما تو بگو .....

وقتی آهوهای ِ گریز پای ِ صحرا هم از محبت ِ تو بی نصیب نمیمانند

میشود که سهم ِ من از محبت ِ تو هیچ باشد ؟؟!!!

نه ...... به مهربانی ِ تو قسم که نمیشود ....

پس سلام ِ من بر تو که میدانم بی جواب نیست و آغاز ِ باران ِ محبت ِ توست

*****************************************

(حضرت مهدی عج)

ما میدانیم ... که سرنوشت عالم... به مقصدی بی مثال و کامل میرسد.... و می دانیم که این رسیدن ... بهانه ای می خواهد و دلیلی.....

ما میدانیم ... که بهانه این رسیدن ... و رمز کمال عالم و آدم تویی....

ما می دانیم ... که دنیا بی تو .... حقیقتی بزرگ را کم دارد....

ما میدانیم ... یعنی همه می دانند ... و شاید برای همین است که سالهاست همه منتظرند .... منتظر تو .... که آمدنت نهایت آفرینش عالم ... و نهایت معنای انسانی ست.

**************************************

(خداحافظی)

برای ِ آخر حرفی نیست جز امید ِ این که همه ما اونقدر بزرگ باشیم که درک کنیم دونستیهامون با مشورت کردن بیشتر میشه و

خوشبختی و موفقیتهامون نزدیک تر

تا قراری دوباره خداحافظ